فیدیبو نماینده قانونی نشر چشمه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب پاریس زیرزمینی

کتاب پاریس زیرزمینی
خاطرات یک زن امریکایی از پاریس در دوره‌ی اشغال در جنگ جهانی دوم -۱۹۴۳


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۱۹,۴۴۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب پاریس زیرزمینی

این سومین‌بار بود که کیتی گوشی را با دلخوری روی تلفن می‌گذاشت. هربار از زنگ‌های خفه و ممتد تلفن پی برده بود که کسی در خانه نیست. به من گفت «همه‌ی دوست‌ها پاریس رو ترک کرده‌ند. فقط ما مونده‌یم.» گفتم «من زنگ می‌زنم به سفارت امریکا. من یه امریکایی‌ام. اون‌ها موظفند به من بگن آلمان‌ها پاریس رو محاصره کرده‌ند یا نه.» و شماره‌ی سفارت را گرفتم. کسی گوشی را برداشت و پس از این‌که خودم را معرفی کردم با وحشت گفت «شما هنوز تو شهرید؟ نمی‌دونید که دولت به تور نقل‌مکان کرده؟ آلمان‌ها چند ساعت دیگه می‌رسند به شهر. چند روز دیگه نه، چند ساعت دیگه! شهر بدون مقاومت تسلیم شده.» قلبم از وحشت گرفت. گوشی را گذاشتم و ماجرا را به کیتی گفتم. چشم‌های زیبای او پُر از درد و حیرت شد و فریاد کشید «نه، نه! امکان نداره! چه‌طور می‌شه که فرانسه پاریس رو بدون مبارزه تسلیم کنه؟! همین چند روز پیش بود که نخست‌وزیر، پل رینو، گفت نمی‌ذارم دست آلمان‌ها به پاریس برسه، خونه‌به‌خونه براش می‌جنگیم، و از مردم تقاضا کرد که فرار نکنند و به شایعات گوش ندن و هر کس همون جا که هست بمونه...» به او گفتم «با این وصف دولتش رو برداشته برده تور. پاریس رو به حال خودش رها کرده. خیلی بده که جریان رو به مردم نمی‌گن. مگه یادشون رفته که آلمان‌ها توی وین و پراگ و ورشو چه‌کار کردند؟ هر جایی که پای اون‌ها رسید نابود شد. درسته که عده‌ی زیادی رفته‌ند اما از اوضاع اطلاع صحیحی نداشته‌ند. ما یکی دو میلیون نفر رو همین‌طور داده‌ند دست آلمان‌ها، فکر نمی‌کنند که چه حالی داریم!» بعد دست کیتی را گرفتم و گفتم «کیتی، من نمی‌خوام به این آسونی دست نازی‌ها بیفتم. از نیویورک نیومده‌م پاریس تا زیر سلطه‌ی آلمان‌ها زندگی کنم. باید تا قبل از این‌که اون‌ها برسند کاری بکنیم!» کیتی زن باکفایتی بود. برایش چند‌ دقیقه کافی بود تا تصمیم بگیرد. هنوز حرف‌های من تمام نشده بود که رفت طرف گاراژ تا ماشین را بیرون بیاورد. من درمانده به اتاق خودم رفتم. چمدانم را بیرون کشیدم تا چیزهای باارزشم را در آن بگذارم و چیزهایی را که ازشان نفرت داشتم برای آلمان‌ها بگذارم. اما نمی‌دانستم چه چیز را جا بگذارم و چه چیزهایی را بردارم. انتخاب مشکل بود. آپارتمانِ پنج‌اتاقه‌ی ما مدت‌ها بود که دیگر برای چیزها‌ی‌مان جا نداشت. کیتی وقتی تصمیم گرفته بود تنها زندگی کند همه‌ی مایملکش را به آن‌جا آورده بود. من هم بعد از مرگ شوهرم همه‌ی چیزهای قابل‌انتقال را با خودم آورده بودم. در این چند سال زندگی مشترک، اثاثیه‌ی آنتیک، فرش، تابلوِ نقاشی و یک خروار خرده‌ریز جمع کرده بودیم که تا زنده‌ایم ازشان لذت ببریم. کمدها و قفسه‌های‌مان پُر بود از لباس و پوست و ملافه و رومیزی و جواهرات. بلافاصله متوجه شدم احتمال این‌که بتوانیم همه‌ی چیزهای باارزش را با خودمان ببریم بسیار کم است، تصمیم‌گیری درباره‌ی چیزهایی هم که باید جا می‌گذاشتیم برایم ممکن نبود. جلوِ چمدانِ تقریباً خالی ایستاده و احمقانه به آن خیره شده بودم که در با صدای بلند به هم خورد و کیتی وارد شد و فریاد کشید «اِتا، همه رفته‌ند! حتی صاحب گاراژ هم غیبش زده. جز نگهبان پیر هیچکی نمونده. به‌زحمت تونستم قانعش کنم بذاره ماشین رو ببرم بیرون.»

ادامه...
  • ناشر نشر چشمه
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 3.08 مگابایت
  • تعداد صفحات ۴۰۹ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب پاریس زیرزمینی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران