فیدیبو نماینده قانونی نشر ترخون و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب حقوق و قوانین شهروندی در شهرسازی

کتاب حقوق و قوانین شهروندی در شهرسازی

نسخه الکترونیک کتاب حقوق و قوانین شهروندی در شهرسازی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۹,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب حقوق و قوانین شهروندی در شهرسازی

از جمله مفاهیم نوینی که امروزه به طور ویژه ای به آن پرداخته می شود و در نظریات اجتماعی، سیاسی وحقوقی جایگاه ویژه ای پیدا کرده، مفهوم شهروندی است. این مفهوم ریشه در سنت فکری یونا باستان دارد فلاطون اولین فیلسوف و متفکر سیاسی است که به این مفهوم در نظریات خود پرداخته است. شهروندی را می توان نوعاً یک قوا و زاینده حقوق مختلف برای شهروندان دانست. شناخت از شهروندی و حقوق مختلف آن سطح توانایی های افراد را نیز برای قضاوت در امو ر مربوطه بالا می برد. از این رو اطلاع و آگاهی از حقوق شهروندی و دانسته های مربوط به فعالیتهای تخصصی و حرفه ای افراد نیازی اجتناب ناپذیر می باشد از طرفی تدوین قانون جامع شهری و به توجه به محورهای اساسی قوانین جامع شهری، ضامن توفیقات مدیریت شهری می گردد. از دیگر سو با قوانین حمایتی، تنبیهی و نیز قوانین بازدارنه و پیشگیرانه ضمانتی برای مسئولیت پذیری مدیران خواهد شد. به منظور نیل به کمال مطلوب در حوزه مدیریت شهری را به دنبال خواهد داشت. حقوق شهروندی به عنوان رویکردی که به انواع حقوق انسانی در جامعه اشاره دارد، تعامل بین فرد و جامعه را جهت می دهد.

ادامه...
  • ناشر نشر ترخون
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.82 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۷۵ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب حقوق و قوانین شهروندی در شهرسازی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



فصل اول: تعاریف و مفاهیم پایه

مقدمه

از جمله مفاهیم نوینی که امروزه به طور ویژه ای به آن پرداخته می شود و در نظریات اجتماعی، سیاسی وحقوقی جایگاه ویژه ای پیدا کرده، مفهوم شهروندی(۱) است. این مفهوم ریشه در سنت فکری یونا باستان دارد فلاطون اولین فیلسوف و متفکر سیاسی است که به این مفهوم در نظریات خود پرداخته است. شهروندی را می توان نوعاً یک قوا و زاینده حقوق مختلف برای شهروندان دانست. شناخت از شهروندی و حقوق مختلف آن سطح توانایی های افراد را نیز برای قضاوت در امو ر مربوطه بالا می برد. از این رو اطلاع و آگاهی از حقوق شهروندی و دانسته های مربوط به فعالیتهای تخصصی و حرفه ای افراد نیازی اجتناب ناپذیر می باشد از طرفی تدوین قانون جامع شهری و به توجه به محورهای اساسی قوانین جامع شهری، ضامن توفیقات مدیریت شهری می گردد. از دیگر سو با قوانین حمایتی، تنبیهی و نیز قوانین بازدارنه و پیشگیرانه ضمانتی برای مسئولیت پذیری مدیران خواهد شد. به منظور نیل به کمال مطلوب در حوزه مدیریت شهری را به دنبال خواهد داشت.
حقوق شهروندی (۲)به عنوان رویکردی که به انواع حقوق انسانی در جامعه اشاره دارد، تعامل بین فرد و جامعه را جهت می دهد.
این واژه معمولا همراه با واژه دولت طرح گردیده است و ظهور ان را میتوان مصادف با پیدایش نخستین دولت های ملی دانست که همزمان با ظهور ان، حقوق شهروندی نیز مطرح گردید. از عصر روشنگری به بعد، جامعه ی بشری به تعریف جدیدی از انسان و جهان پرداخت. طی این سال ها انسان به عنوان موجودی ذی حق شناخته شده است. شکل گیری و نهادینه شدن یک جامعه دموکراتیک و پایدار مستلزم توجه جدی به حقوق شهروندی می باشد.. و بررسی پیشینه تاریخ در مورد شهروندان نشان می دهد که حقوق شهروندان مورد توجه بسیاری از محققان در حوزه های حقوق، جامعه شناسی، علوم سیاسی و.... می باشد.شهروندی موقعیتی است که شامل مجموعه ای از حقوق، وظایف و تعهدات است و به برابری، عدالت و استقلال تکیه و تاکید دارد.حقوق شهروندی از مباحث مهم هر نظام حقوقی است و حقوق بشر که ناشی از کرامت ذاتی انسان و عام الشمول است. اجرای حقوق بشر مستلزم رعایت حقوق شهروندی است. در مفهوم شهروند عنصر اصلی متعلق فرد به یک جامعه سیاسی است و فرد واجد حقوق معین است و شهروند به عنوان گروهی از مردم تعریف می شوند که ی پذیرد دارای حقوق مشترکی هستند و این حقوقی است خاص شهروندان نه سوای بیگانگان. و به دلیل اهمیت حقوق شهروندی در جامعه امروزی باعث شده که مورد توجه سازمانهای بین المللی قرار بگیرد.

تعریف مفهومی واژه ها

شهروند
شهروند(۳) ترجمه فارسی (سیتی زن) است. این کلمه درادبیات حقوقی ما سابقه زیادی ندارد و در ایران تا قبل از مشروطیت به جای این واژه از کلمه رعیت و رعایا استفاده می شد. در فرهنگ های دوزبانه مثل فرهنگ حییم و آریان پور کلمه شهروند به معنای بومی، شهری، اهل شهر، تابع، رعیت، شهرنشینی که از خدمت لشکری و شهربانی آزاد باشد تعریف شده است. ظاهراً اولین فرهنگ فارسی به فارسی کلمه شهروند را این چنین تعریف کرده است کسی که اهل یک شهر یا کشور باشد و از حقوق متعلق به آن برخوردار باشد. اما شهروندی در لغت، تبعه یک کشور بودن با احتساب حقوق و وظایفی که برعهده دارد، حالت یک تبعه با حقوق و وظایف، شهرنشینی و شهرگری را گویند. در دانش نامه ی سیاسی شهروند فردی است در رابطه با یک دولت که از سوی برخوردار از حقوق سیاسی و مدنی است و از سوی دیگر در برابر دولت تکلیف های را دارد، این رابطه را شهروندی گویند.
شهروند به تک تک افرادی که در یک جامعه اطلاق می شود که با حقوق مساوی زندگی می کنند. مفهوم شهروندی همراه با مفهوم فردیت و حقوق فرد در اروپا پدید آمده است. از این رو می توان کلمه شهروند را به تبعه ترجمه کرد اگرچه واژه شهروند و تبعه بیان گر مفهومی واحد یعنی عضو یک کشور بودن هستند ولی معمولاً واژه تابعیت جنبه خارجی و بین المللی و شهروند جنبه داخلی و ملّی آن عضویت را درنظر دارد. امروزه شهروندی با تابعیت قرین شده است. تابعیت عبارت است از یک رابطه سیاسی، حقوقی و معنوی که فردی را به دولتی معین مرتبط می سازد. قانون مدنی ایران طی مواد ۹۷۶ تا ۹۹۱ مقررات مربوط به تحمیل تابعیت و تحصیل آن را بیان کرده است و اشخاصی که تابعیت ایرانی کسب می کنند شهروند ایرانی محسوب می شوند.بنابراین موقعیت شهروند بودن را قانون معین می کند و شهروند کسی است که به واسطه تولید یا اعطای قانون شهروندی به عضویت یک کشور و جامعه سیاسی است و دارای علقه وفاداری به آن جامعه سیاسی می باشد و مستحق برخورداری از تمام حقوق مدنی و حمایت های قانونی می باشد.
علاوه بر این، در تعریف شهروند می توان گفت که شهروند کسی است که حقوق فردی و جمعی خود را می شناسد و از انها دفاع می کند، قانون را می شناسد و به آن عمل می کند و از طریق ان مطالبه می کند، از حقوق معینی برخوردار است. می داند که فرد دیگری هم حضور دارد و دفاع از حقوق او یعنی دفاع از حقوق خودش و فردی که در امور شهر مشارکت دارد. پس شهروند نه تنها به معنای سکونت در یک شهر به مدت مشخص که به معنای مجموعه ایی از آگاهی های حقوقی، فردی و اجتماعی است.
حقوق شهروندی
حقوق شهروندی ترکیبی از دو کلمه حقوق و شهروندی است و گذشته تاریخی اش چندان روشن و شفاف نیست. حقوق شهروندی در واقع مجموعه حقوقی است که افراد به اعتبار موقعیت شهروندی خود دارا میشوند و نیز اطلاقی عام است برمجموعه امتیازات مربوط به شهروندان و نیز مجموعه قواعدی که برموقعیت آنان در جامعه حکومت میکند دارنده این حقوق یعنی شهروند، به تکتک افرادی که در جامعه زندگی می کنند اطلاق میشود، فراتر از مفهومی تحت عنوان تابعیت، بدون اعتنای به سلسله مراتب، موقعیتهایی متمایز برای افراد، وجود شرایطی برای به رسمیت شناخته شدن، حاکمانی خاص و حکومت شوندگان خاص و در مقابل مبتنی بر رابطه های چندسویه بین دولت، جامعه و شهروندان و وجود یک اخلاق مشارکت و موقعیتی فعالانه. به عبارتی دیگر مجموعه حقوق و امتیازاتی که به شهروندان یک کشور با لحاظ کردن دو اصل کرامت انسانی و منع تبعیض، برای فراهم سازی زمینه رشد شخصیت فردی و اجتماعی شهرون دان در نظام حقوقی هرکشور تعلق میگیرد،حقوق شهروندی نام دارد و مجموعه قوانین وامتیازات مربوط به حقوق شهروندان به حقوق فردی مانند آزادی بیان، حقوق مربوط به گروهها و اقشار مختلف جامعه همچون حق برخورداری از انرژی تقسیم می شود.
تعریف دیگری از حقوق شهروندی
مجموعه حقوقی است برای اتباع کشور در رابطه با موسسات عمومی مانند: حقوق اساسی، حق استخدام شدن، حق_ انتخاب کردن و انتخاب شدن، حق گواهی دادن در مراجع رسمی، حق داوری و مصدق واقع شدن؛ بنابراین واژه مذکور از حقوق سیاسی است. بدین ترتیب ارتباطی بین شهروند و دولت به وجود می آید که در نتیجه برای هر دو طرف حق و تکلیفی ایجاد می شود و به عنوان مثال شهروند از امتیازات سیاسی، اجتماعی و... برخوردار می شود و دولت مکلف است آن را محترم بشمارد و در مقابل شهروند به پرداخت مالیات و رعایت انتظامات دولتی، و انجام وظیفه عمومی و غیر... مکلف می شود..
در کشور ما مسلمان بودن شرط برخورداری از حقوق شهروندی نیست. در واقع حق شهروندی به اعتبار تابعیت برقرار می شود. بنابراین این تعریف واقعیت است که «حقوق شهروندی» یک مفهوم نسبتاً وسیعی است که شامل حقوق سیاسی و غیرسیاسی (حقوق مدنی و بهره مندی های فردی و اجتماعی که دارای صبغه سیاسی نیستند) می باشد.
از این رو می توان گفت که «حقوق شهروندی» شامل هر سه نسل حقوق بشری می باشند. این سه نسل شامل حقوق مدنی و سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و حقوق همبستگی می باشنداز طرف دیگر، در برخی از متون حقوقی یک تعریف موسعی از «شهروندی» مورد قبول واقع شده است. فی المثل «مطابق قانون اساسی ۱۷۹۱ م فرانسه، «شهروندان» کسانی هستند که نه فقط در فرانسه از یک پدر فرانسوی و یا از یک پدر خارجی متولد شده اند، یا در خارج از کشور از یک پدر فرانسوی زاده شده اند، بلکه آنهایی را هم که در خارج از کشور، از والدین خارجی متولد شده اند و به مدت حداقل ۵ سال مقیم فرانسه بوده و در اینجا کار می کنند و یا صاحب املاک هستند و یا همسر فرانسوی دارند شامل می شود.قانون اساسی ۱۷۹۳ م فرانسه، تعریف وسیع تری را ارائه می کند که به موجب آن یک سال سکونت در فرانسه کافی است. به موجب این قانون، عناوین دیگری نیز پذیرفته شدند. به این توضیح که به رغم این قانون، «شهروند» آن کسی است که یک کودک را قبول می کند، یا شخصی مسنی را تغذیه و یا تمام خارجیانی که توسط هیئت قانونگذاری تایید می شوند که به خوبی شایستگی بشریت را دارا می باشند.
بنابر این حقوق شهروندی به مجموعه حقوق و ازادی هایی گفته می شود که دولت اجرای ان را طبق قوانین داخلی برای اتباع خود تامین و تضمین کرده است و محتوای ان ممکن است ازیک کشور به کشور دیگر متفاوت باشد.
حقوق شهری
در عصر حاضر، «شهرنشینی» به عنوان یک پدیده اجتماعی، یکی از ضروریات زندگی محسوب می شود. شهروندان عموماً با سلایق و انگیزه های مختلف در جامعه شهری به فعالیت می پردازند. عده ای برای کسب و کار، گروهی برای پر کردن اوقات فراغت و گروهی دیگر برای آموختن مهارت های فردی و جمعی و..... از این رو، زندگی اجتماعی مستلزم وجود روابط حقوقی بین افراد و گروه های مختلف جامعه می باشد و این روابط اجتماعی می بایست تحت نظم و قاعده ای درآید. چه آنکه، در صورت عدم وجود نظم و ضوابط در جامعه، زور، اجحاف و تزویر بر روابط بین افراد حاکم شده و این موضوع موجب ایجاد هرج و مرج و نابسامانی خواهد شد. فلذا، دولت ها و نهادهای عمومی با تعیین و تدوین قواعد و مقررات مربوطه، سیاست خاصی را در جهت تنظیم این روابط در پیش گرفته اند. اصولاً «حقوق شهروندی» را می توان مجموعه قواعدی که بر روابط اشخاص در جامعه شهری حکومت می کند تعریف نمود. از این رو، «حقوق شهری» (۴)که موضوع آن چگونگی روابط مردم شهر، حقوق و تکالیف آنان در برابر یکدیگر و همچنین در برابر جامعه و اصول و هدف ما و وظایف و روش انجام آن است را می توان به عنوان اصولی بدانیم که منشعب از حقوق اساسی کشور است.

منابع حقوق شهری

اصلی ترین بحث در حیطه حقوق شهری، آشنایی شهروندان با قوانین و مقررات مورد عمل و جاری است. قانون اساسی مهمترین قانونی که اصول اساسی حقوق یک دولت در آن تبیین شده است و تشکیلات و روابط بین قوای مختلف و قدرت های عمومی و... را بیان می نماید، متضمن قواعد کلی در خصوص جنبه های حمایتی و پیگیرانه از حقوق شهروندی است.
همچنین قوانین و مقرراتی که توسط قوه مقننه وضع و به تصویب می رسد منجمله قانون مدنی، تجارت، مجازات اسلامی، کار، بیمه و بالاخره مقررات، آیین نامه ها، بخشنامه ها و حتی تصمیمات قضایی که شهر، شهرنشینی و شهروندان را به نحوی تحت تاثیر قرار می دهند، دائر مدار و قوام بخش «محیط حقوقی(۵)» در جامعه شهری می باشند.
الف) قوانین و مقررات پیشگیرانه (بازدارنده)
منظور قوانین و مقرراتی است که توسط مقام صلاحیت دار وضع شده است و هدف آن پیشگیری از وقوع جرائم یا تخلفات و یا ممنوعیت انجام برخی از فعالیت ها و یا اقدامات در جامعه است. به عنوان مثال: در خصوص «منع تبعیض» اصل ۱۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مقرر می دارد: «مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند.».
ب) قوانین حمایتی
منظور قوانین و مقرراتی است که توسط مقام صلاحیت دار به منظور ایجاد شرایط مناسب برای توسعه و گسترش فعالیت های اجتماعی و حمایت از شهروندان وضع شده است. به عنوان مثال: بند ۳ از اصل سوم قانون اساسی ج. ا. ا مقرر داشته است.».
ج) قوانین تنبیهی
با توجه به ماهیت انجام فعالیت های اجتماعی در شهر و احتمال بروز حوادث و وقایع مختلف، قوانین و مقررات خاصی برای کنترل این حوادث (اعم از وقوع جرائم، شبه جرائم و تخلفات) وضع شده است. «قانون مجازات اسلامی» را به عنوان یکی از اصلی ترین قوانین در این حوزه می توان نام برد.
دولت
دولت(۶) را در دو معنا می توان تعریف کرد؛ دولت خاص و دولت عام، دولت در زبان عام ه ی مردم به معنای << هیات دولت >>، << کابینه >>، یا << تشکیلات و اداره های دولتی >> می باشد.
اما مفهوم دولت در علم سیاست و روابط بین الملل، دارای معنایی فراتر از آنچه گذشت می باشد.دولت، بزرگ ترین سازمان بندی گروه انسانی است؛ قدرت سیاسی در آن به جریان می افتد و عالی ترین تجلی قدرت نیز نام گرفته است. این اصطلاح در نزد علمای علم سیاست اینگونه تعریف شده است.
دولت عبارت است از عده ای از مردم که در سرزمین مشخص به طور دائم اسکان دارند و دارای حکومتی هستند که وضع و اجرای قانون ا قدام می کنند و از حاکمیتی برخوردارند که به صورت روح حاکم و قدرت عالی آنها را از به تعرضات داخلی و خارجی مصون می دارد.

بنیان های فکری و الگوی مفهومی و نظری حقوق شهروندی

پیدایی مکاتب فلسفی شکاکی،اپیکوری و رواقی یکی تحولات قابل توجه در فاصله مرگ ارسطو تا تولد ماکیاول در باختر زمین بوده است. حکمت شکاکی،اپیکوری و رواقی با همه اختلاف هایی که با یکدیگر داشتند در این خصوصیت شریک بودند که در دوره بحرانی تاریخ یونان در قرن چهارم پیش از میلاد یعنی زمان انحلال شهر خدایی های آن سامان در امپراتوری مقدونی رونق یافتند و پیشروان هریک از آنها کوشیدند تا از سنگینی مشکلات روانی و معنوی یونانیان شکست خورده و نومید به نحوی بکاهند.آتن که خاستگاه معنویت یونانی و پیشگام تفکر فلسفی بود با مغلوب شدن به دست اسپارت در پایان قرن پنجم شکوه دیرین را از دست داد و بر اثر آن حرمت واعتبار فلسفه نظری سخت زیان داد. اعدام سقراط در سال ۳۹۹ پیش از میلاد نشان داد که جامعه اتنی خود تا چه پایه با معنویت سر ستیز دارد و انقاد های ارسطو از فلسفه مثالی افلاطون مخالفان مباحث نظری محض را در طعنه های خود به مابعد الطبیعه دلیر کرد.در چنین احوالی،شکاکانو اپیکوریان و رواقیان بر سر آن شدند که برای روان رنجدیده یونانی در همین جهان خاکی در مانی بجویند و آن را از چنگ هراس واندوه وتعصب و حیرت برهانند.عصاره و جوهره آموزه های فلسفی آن مکاتب بر دو اصل تاکید داشت.اول ارامش مطلق روان و دوم القای بیدردی پرهیز از اندیشیدن.

در این میان آموزه های فکری رواقیان بیشتر از گروه های دیگر فلسفی یعنی شکاکان،اپیکوریان در تحولات یونان و روم موثر واقع شد و آموزه هایشان بیشتر توانست در وجدان مردم مغرب زمین ریشه دواند.در زمان رواقیان دوره پولیس یا شهر خدایی یعنی جوامع سیاسی محدود و درون گرای به سر آمده و از برکت کشور گشاییهای فلیپ و اسکندر عصر امپراتوری وجهانشهری فرا رسیده و افق های پهناورتری را به روی یونانیان گشوده بود. رواقیان به پیروی از این تحول اولاً آدمیزادگان را اعضای جامعه یگانه جهانی و ثانیاً همسان و برابر یکدیگر شناختند و در اثبات درستی این دو آئین چنین می آموختند که سعادت انسان در زیستن به سازگاری با طبیعت است و هرچه با طبیعت سازگار باشد، خردمندانه تر است.به باور رواقیان بر خلاف پندار افلاطون و ارسطو که خرد ودانش را در انحصار برگزیدگان و خواص می دانستند،همه آدمیزادگان از خرد بهره داشتند. به این ترتیب همه آدمیزادگان کمال پذیرند و میانشان هیچ گونه امتیاز فطری نیست. رواقیان بدین سان آئین قانون طبیعی و حقوق طبیعی را بنیان نهادند و رومیان به پیروی از آنها حقوق خاص بیگانگان را معتبر شناختند.
به واقع مساهمت نظری و کوشش عملی این نحله فکری منجر به پیدایش حقوقی شد که می توان از آن به عنوان حقوق شهروندی آنهم به عنوان بخشی از حقوق طبیعی یاد کرد. به عبارت دیگر آنچه در ادبیات مربوط به حقوق طبیعی از آن به حقوق شهروندی یاد می شود،بر گرفته از بنیان ها و آموزه های نظری رواقیان است.
در مفهوم نظری حقوق شهروندی بر حقوق مدنی و سیاسی، اقتصادی و اجتماعی افراداطلاق می گردد که در بطن آن چگونگی روابط مردم و دولت و موسسات شهری، وحقوق و تکالیف آنان در برابر یکدیگر تنظیم می گردد.در وجه دیگر حقوق شهروندی اطلاقی عام است بر مجموعه امتیازات مربوط به شهروندان و نیز مجموعه قواعدی که بر موقعیت آنان در جامعه حکومت می کند. دارنده این حقوق یعنی شهروند، به تک تک افرادی که در جامعه زندگی می کنند، اطلاق می شود. نکته آنکه حقوق شهر وندیدر زمره حقوق تاسیسی نیست که دولت یا نهادی بتواند آن را مانند موهبتی به کسی اعطا کند، بلکه در زمره حقوقی قرار می گیرد که دولت یا هر نهاد دیگری صرفاً می توان آن را به رسمیت بشناسد یا نشناسد.

اصول و اهداف بنیادین حقوق شهروندی

حقوق شهروندی مبتنی بر جلوه ها و نشانگانی است. نشانگان حقوق شهروندیدر حیطه هایی چون حقوق مدنی، حقوق سیاسی و حقوق اجتماعی تبلور می یابد. مهمترین جلوه ها و نشانگان حقوق شهروندی عبارت است از: ۱)حق حیات،سلامت و رندگی شایسته،۲)آزادی بیان و آزادی پس از بیان، ۳)دسترسی به اطلاعات، ۴)احراز هویت فرهنگی، بیان رسانه ای و آفرینش هنری،۵)حفظ کرامت افراد و حریم خصوصی ۶)تمهید شرایطی برای سلامت اداری، حکمرانی شایسته و حکومت قانون، ۷) حق مشارکت شهروندان در سرنوشت اجتماعی،۸) تمهید شرایطی برای حقوق اقتصادی و مالکیت،۹) اشتغال و کار شایسته،۱۰) آسایش،رفاه، حمایت و تامین اجتماعی، ۱۱)تمهید شرایطی برای عدالت قضایی.

تاریخچه پیدایش و مبنای حقوق شهروندی در غرب و ایران

حقوق شهروندی یکی از مبانی فکری دموکراسی و مفاهیم اساسی زندگی دموکراتیک به شمار می رود. واژه شهروند از حقوق یونان باستان است که در مورد ساکنین یونان به کار می رفته و دارای دو درجه بوده یکی شهروند درجه یک که به ساکنان اصلی یونان و شهروند درجه دو به بزرگان و دیگر افرادی که یونانی نبوده اند اما ساکن یونان بود انداطلاق می شد.تعریف شهروندی از دولت شهرهای یونان باستان ارتباط فرد به هر دولت شهر بوده است. شهروندان دولت شهرهای یونان خود را با فضیلت ترین انسان ها نسبت به سایر اقوام می دانستند و ملت های دیگر را وحشی خطاب میکردند ولی با تشکیل اجتماعات مختلف و اعطای شهروندی به آن ها از ادعای برتری خود عقب نشینی کردند و حقوق دیگران را به رسمیت شناختند. مفهوم شهروندی در یونان باستان به معنی داشتن حقوق و تکالیف یکسان نزد قانون و نیز مشارکت در امور سیاسی و عمومی جامعه وجود داشت. حقوق شهروندان اساس تفکر متفکران دوران رنسانس را تشکیل داد و در نظر آنان انسانیت فرد تنها به عنوان شهروند برخورد از حقوق خود در جامعه آزاد تحقق می یابد.
جنگی که در سال ۱۲۱۴ میلادی بین انگلستان و فرانسه صورت گرفت که نتیجه این جنگ باعث شکست انگلیس و صدور منشور کبیر یا ماگناکارتابود این منشور نقطه عطفی در تحولات سیاسی و اجتماعی است در بندهای این منشور به آزادی سیاسی و اجتماعی پرداخته و همچنین گرفتن هرگونه مالیات منع مگر به اجازه شواری عمومی که آن را تایید کرده باشد و هیچ فردی از دو موهبت محروم نسازد، هیچ آزاد مردی نباید بازداشت، زندانی، تبعید و محروم از حقوق اجتماعی و... گردد مگر به حکم مشروع. چنان چه ماکناکارتا را مهم ترین فراز از حقوق شهروندی در قرون وسطا به شمار نیاوریم باید آن را یکی مهم ترین دست آوردهای بشر در ایجاد حقوق شهروندی در این دوران دانست. این منشور دارای آنچنان اهمیتی است که باید آن را با انقلاب کبیر فرانسه مقایسه کرد. مفهوم شهروندی همانند سایر مفاهیم اجتماعی دچار تحولات فراوانی شده است. شاید بتوان نقطه عطف این تحولات را انقلاب کبیر فرانسه دانست که مفهوم شهروندی در اعلامیه جهانی حقوق بشر ۱۷۱۹ کشور فرانسه به اوح شکوفایی خود رسید. جایی که مجلس انقلابی فرانسه درخواست کردند به عنوان قدمی در راه دموکراسی همگانی عنوان شهروند فرانسوی به همه فیلسوفان خارجی که با شجاعت از اصل آزادی دفاع کرده و شایستگی بشری را داشته اند اعطا شود پیام انقلاب فرانسه به همان آزادی نوع بشر مورد استقبال دیگر روشنفکران و عامه اروپائیان و سپس جهانیان قرار گرفت.
از نظر ژان ژاک رسو مفهوم شهروندی به معنای ترجیح خیر و صلاح عمومی بر منافع خصوصی است و براین اساس شهروند ایده آل کسی است که بتواند مصلحت عموم را اداره کند و منافع عمومی را بر منافع فردی ترجیح دهد.
در اوایل قرن ۱۹ دموکراسی کم کم رو به ترقی و توسعه نهاد و سرانجام سبب شد تا مفهوم شهروند که متضمن حقوق فرد در برابر رژیم است جای رعیت را که آمیزه ای از الزام و تبعیت بود بگیرد در این زمان حقوق شهروندی امری نبود که تابع اراده سلاطین و امپراتوران باشد که یکی بدان معتقد باشد و در ایجاد و ارتقای آن تلاش کند و دیگری بدان بی علاقه و بی اعتماد باشد.یکی از مهم ترین آثار انقلاب کبیر فرانسه جنبش گرایی به سمت قانون اساسی است که یکی از مهم ترین سرچمشه های کنونی حقوق شهروندی است لازم به ذکر است که مفهوم شهروندی در جهان امروز از جهات مختلف مورد تهدید قرار گرفته است یکی تاکید فزاینده ی دولت های ملی بر هویت های قومی، ملی، هویت افراد را به عنوان شهروند و در یک جامعه دموکراتیک محدود می سازد و جهانی شدن نیز که آثار خود را در ابعاد مختلف به صورت روز افزون نمایان می سازد باعث محدود نمودن دولت های ملی در حوزه های مختلف اقتصادی، سیاسی، حقوق اجتماعی (۷)و غیره گردیده است و چارچوبی را به عنوان حقوق بشر (۸)برای ترسیم مفهوم شهروندی و تعیین حقوق مربوط به آن تخمین نمود.
۱)دوره ی کلاسیک
اصول حقوق بشر و شهروندی تا قرن هجدهم میلادی، به صورت مکتوب، مدون و جامع نبوده است. حقوق باستان، به شدت فلسفی بوده است.از همین رو ارسطو بنیانگذار و نظریه پرداز حقوق مردمان سرزمین یونان است. در یونان و رم باستان، شهروندان در مقابل بیگانگان و بردگان قرار می گرفته است. شهروندان افراد آزاد آن سرزمین بوده اند که ازحقوق کامل برخوردار بوده اند. ارسطو برای توجیه برده داری به طبیعت و نتیجه طبیعی اعمال و رفتارها اشاره می کند و آن را نتیجه طبیعی اسارت در جنگ می گوید. وی می گوید همانگونه که ارث بدون وصیت به واسطه نسب به وارث می رسد، بردگی نیز از والدین به فرزند انتقال خواهد یافت. امر دیگری که در اندیشه حاکم بر یونان از افکار ارسطو اجرا می شده است، تناسب کیفر و مجازات است. آنها کیفر متقارن را نیز ملهم از طبیعت می دانستند. اما از سوی دیگر افکار یونانی ها (به طور دقیق تر آتنی ها) با مفهوم آزادی در برابر قانون بیگانه بود. افکار آنها به شدت اشرافی زده و طبقاتی بود و برابری در آن معنایی نداشت.
۲)قرون وسطی
در این دوران، همراهی روحانیون مسیحی با حکام ظالم و فئودالها، بدترین حق کشی ها رخ داد. دادگاه های انگیزاسیون و نظام ضائی اتهامی، شکنجه و انواع حقکشی های غیرانسانی، کرامت انسانی را لگدمال میکردند. در این نظام قضایی، اصل کرامت انسانی و نیز بیگناهی او فراموش شده بود و کسی نمی توانست با تمسک به تفسیر مضیق از اعمال مجرمانه، تبری خود را از گناه اثبات کند. همچنین مجازاتهای غیر انسانی و شکنجه های ترذیلی در نظام قضایی اتهامی انکیزاسیون به وفور دیده می شد و به عنوان یک امر معمول تلقی شده بود.
۳)دوره ی رنسانس
نقطه عطف در تحول مفهوم حقوق شهروندی را باید در تحولات اروپا پس از قرون وسطی جستجو کرد. عدم رعایت حقوق بشر و اصول اولیه انسانی در آن دوران باعث شد تا اروپائیان در باره نگارش و اعلام آن چاره ای بیاندیشند. اعلامیه حقوق بشر و شهروندی فرانسه در سال ۱۷۸۹ از اولین اسنادی است که در آن این موضوع توجه قرار گرفته است.پس از آن کشورهای دیگر نیز قوانینی را برای حفظ حقوق شهروندان آن سرزمین ها وضع کردند. در این دوره با تغییرات در جوامع و گسترش حدود طبقات متوسط جامعه که خواهان حقوقی متناسب بودند، زمینه تدوین حقوق متضمن منافع اکثریت جامعه فراهم شد. انقلاب فرانسه، صنعتی شدن و نیز استقلال آمریکا این روند تدوین را سرعت بخشید و به جوامع دیگر نیز بسط داد. پذیرش حقوق ذاتی انسان و آزادی همه انسانها از بدو تولد، از آثار این دوره است.
۴) دوران معاصر
ویژگی مهم این دوره ادامه روند پیشین و ظهور نسل دوم حمایتها (روند جهانی شدن حقوق بشر) است. این دوره، با حمایت از اقلیتها و گروههای خاص و نیز حمایتهای کاپیتولاسیونی در کشورهای ناقض حقوق بشر شروع شد و کم کم به تدوین برخی اسناد بین المللی درباره برخی اقشار (همچون کارگران) و برخی اقلیت های دینی و ملی انجامید. اما در نسل سوم این حمایتها تاکید بر جامعیت اسناد بین المللی در حمایت از حقوق بشر و شهروندی است که در آن اعلامیه ها، اسناد و معاهداتی امضا شد و ملل و دول آن را تصویب کردند. در دوران معاصر به طور کلی سه دیدگاه اساسی درباره مفاهیم حقوق بشر و شهروندی وجود دارد:

۱. دیدگاه نخست از سوی ساموئل هانتینگتون ارائه شده است که در آن بر نگاه عمومی یک کشور بر کل کشورها تاکید می شود و رویکرد آمرانه دارد.
۲. دیدگاه دیگر مربوط به آبای فکری عصر روشنگری و مدرنیته است.این دیدگاه بر این نکته تاکید می نماید که اصول حقوق شهروندی جهانشمول است و نمی توان از حقوق بشر مربوط به یک کشور یا جامعه سخن گفت..
۳. دیدگاه سوم دیدگاهی است که از سوی اعقاب فکری پست مدرنیته (۹)اقامه می گردد.این دیدگاه آموزه های انحصا ر گرایانه ای را در باب ملاحظات حقوق شهروندی ترویج می نماید و بر اقتضائات زمانی ومکانی تاکید می نماید.

نظرات کاربران درباره کتاب حقوق و قوانین شهروندی در شهرسازی