فیدیبو نماینده قانونی راشین و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب خدای عزیز
نامه‌های بچه‌ها به خدا

نسخه الکترونیک کتاب خدای عزیز به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب خدای عزیز

مجموعه‌ای که ترجمه آن را در پیش رو دارید نخستین مجموعه‌ای است که در آن نامه‌های بچه‌ها به خدا گردآوری شده است.
روح سرزنده، جستجوگر و شوخ‌طبع کودکانی که این اثر فراموش نشدنی را به وجود آورده‌اند در سراسر کتاب موج می‌زند. مفاهیم و موضوعات بکری که کمتر ممکن است به ذهن بزرگسالان برسد، شیوه غیرقابل پیش‌بینی ارائه مطلب و همچنین صرف اطلاع از این واقعیت که مطلب مورد نظر را یک کودک نوشته است، همگی از عواملی هستند که کتاب را بسیار خواندنی می‌کند.

ادامه...
  • ناشر راشین
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.78 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۱۲ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب خدای عزیز

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار مترجمین

مجموعه ای که ترجمه آن را در پیش رو دارید نخستین مجموعه ای است که در آن نامه های بچه ها به خدا گردآوری شده است. در واقع دنیای کتاب، این ایده بکر و جالب را مدیون دکتر دیوید هلر فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد است.
پس از هلر، دیگران نیز این ایده را به کار گرفتند که در میان آنها از همه پرآوازه تر استوارت همپل است. همپل به گردآوری مجموعه های جالب و پرخواننده دیگری از نوشته های بچه ها پرداخت که انتشارات راشین آنها در سری کتاب های خود تحت عنوان «تو شته های بچه ها» به چاپ رسانده که از آن جمله اند: «مادر من بهترین مادر دنیاست»، «پدر من بهترین پدر دنیاست»، «من و پدربزرگ و مادربزرگ» و «دوسِت دارم دیوونه!» که این آخری نوشته های بچه ها در باره خواهر و برادرشان است. جذابیت کار همپل در وهله نخست در این است که اصل دستخط بچه ها را گراور کرده و در وهله دوم مدیون تصویرگری هنرمندانه استوارت همپل، تام بلوم و اِلن مولر است.
و اما برگردیم به مجموعه حاضر. کار بزرگی که دیوید هلر انجام داد صرفاً دست یافتن به یک ایده بکر و جالب نبود. در واقع دیوید هلر توانست این ایده را به نحو موفقیت آمیزی پیاده کند. کسانی که تجربه کار با کودکان را دارند به خوبی می دانند که چه آسان می توان روند طبیعی رفتار کودک را تحت تاثیر قرار داد که البته این تاثیر در بیشتر موارد منفی است و نیز به همان خوبی می دانند که حفظ روند طبیعی رفتار کودکان به نحوی که استقلال فردی خود را از دست ندهند به ویژه هنگامی که به طور گروهی به انجام رفتار واحدی فرا خوانده می شوند تا چه اندازه دشوار است. این کار دشوار و بزرگی است که هلر ماهرانه و در عین حال صادقانه و صمیمانه به انجام رسانده است.
هلر نامه هایی را که در این مجموعه می خوانید از میان نامه های بسیاری که بچه ها به خدا نوشته اند دست چین کرده است. با نگاهی دقیق تر به کتاب می بینیم که هلر نامه هایی را برگزیده است که یا از دیدگاه فلسفی نکته ای ژرف را مطرح می کنند و یا با بیانی گیرا نکته ای جذاب را پیش می کشند که خواندن آن به راستی نشاط انگیز و مفرح است.
روح سرزنده، جستجوگر و شوخ طبع کودکانی که این اثر فراموش نشدنی را به وجود آورده اند در سراسر کتاب موج می زند. مفاهیم و موضوعات بکری که کمتر ممکن است به ذهن بزرگسالان برسد، شیوه غیرقابل پیش بینی ارائه مطلب و همچنین صرف اطلاع از این واقعیت که مطلب مورد نظر را یک کودک نوشته است، همراه با تصویرگری استادانه جان آلکورن، همگی از عواملی هستند که کتاب را بسیار خواندنی می کند. حتی اشتباهات املایی و دستوری بچه ها در متن اصلی (که البته شمارشان اندک است) بدون تغییر در کتاب آمده است.
مترجمین بر این باورند که این مجموعه همانطور که بسیار سرگرم کننده است می تواند بسیار آموزنده نیز باشد. سرچشمه حقیقت در راستی و صداقت است و راستی و صداقت را همیشه می توان در کودکان یافت. امیدواریم که خوانندگان گرامی نیز مانند ما از این کتاب لذت ببرند و بیاموزند و اگر فرصتش را یافتند ما را نیز از انتقادها و پیشنهادهای خود از طریق نشانی های انتشارات راشین که در شناسنامه کتاب آمده است بهره مند کنند.

با آرزوی پیشرفت و شادکامی
اشرف رحمانی و کورش طارمی

پیشگفتار نویسنده

وقتی بچه بودم مثل بچه ها فکر می کردم اما مسائل و دغدغه های دنیای بزرگ ترها هم مرا به خودش جلب می کرد. می خواستم بفهمم که منشا رفتار و کردار انسان چیست و به خصوص در مورد اعتقاد و شک به خدا کنجکاو بودم. من سوالات زیادی از بزرگ ترهای دور و برم می پرسیدم، مثلاً از کشیش، معلم و پدر و مادرم مرتب سوالاتی از این قبیل مطرح می کردم: «چرا دنیا این جوری است؟». به طور خستگی ناپذیری این سوالات را می پرسیدم و مثل اکثر بچه ها جواب های بسیار متفاوتی می شنیدم. چند سال بعد جزء اولین یهودی هایی بودم که وارد دبیرستان کاتولیک جِسویی که یک دبیرستان خصوصی بود شدم. این تجربه، به خصوص به دلیل ارتباط نزدیکی که با کادر آموزشی و دوستانم داشتم، باعث استمرار علاقه ام به مذاهب مختلف جهان شد. از سال ۱۹۸۴، پس از تحصیل در رشته های روان شناسی و ادیان در دانشگاه های هاروارد و میشیگان، موضوع تصورات بچه ها از خدا رسماً جزئی از زندگی من شد. بعد از آن بود که نوشتن کتاب خدای بچه ها را که در سال ۱۹۸۶ توسط انتشارات دانشگاه شیکاگو به چاپ رسید شروع کردم.
نوشتن این کتاب به من کمک کرد تا عقاید دیگران و نیز خودم را در مورد مذهب بفهمم. در طی تحقیقاتی که برای نوشتن این کتاب انجام شد، متوجه شدم که بچه ها باوجود تفاوت در مذهب، سن و جنسیت، در مورد خدا عقاید مشترک بسیاری دارند. اکثر بچه ها فکر می کنند خدا موجودی قدرتمند است که در زندگی شان نقش اساسی دارد. آنها معتقدند که خدا همه جا هست، در آسمان، در گل ها و نیز در درون انسان ها. آنها در مورد اینکه «خدا در درون انسان هاست» خیلی صحبت می کنند. این خداشناسان کوچک آشکارا علاقه خود را نسبت به برقراری ارتباط روحی با کسانی که در پیرامونشان زندگی می کنند بیان می کنند. گویی بچه ها می خواهند نتیجه بگیرند که خدا نوع بشر را با هدف خاصی آفریده است و همه ما با آن هدف و همچنین با یکدیگر پیوند خورده ایم. همانطور که تامارای ۱۲ ساله می گوید: «زندگی همه ما به هم بافته شده است و خدا در مرکز جهان قرار دارد و سرنوشت ما را رقم می زند.»
نظرات بچه ها در باره خدا از یک طرف بسیار قابل تامل و از طرف دیگر واقعاً لذت بخش و شادی آفرین است. به هنگام نوشتن کتاب خدای بچه ها توانستم نقاشی ها، داستان ها، گفتگوها و نامه های بسیار متنوعی از بچه ها جمع آوری کنم. در این میان، نامه های بچه ها به خدا بیش از همه مرا تحت تاثیر قرار داد. من همچنین نامه هایی از والدین بچه ها با اعتقادات گوناگون، از والدین مسیحی بسیار پایبند به مراسم مذهبی گرفته تا پدر و مادرهای ضدمذهب دریافت می کردم که نظرشان را در مورد تحقیق من ابراز می کردند یا نوشته های خنده داری را در این مورد برایم می فرستادند. شوخ طبعی و سرزندگی که از نظرات خلاق و خودانگیخته بچه ها می جوشید غیرقابل انکار بود. من شروع به جمع آوری نامه های بیشتری از سایر بچه ها و خواندن حرف های آنها برای دوستان و اقوام خود، از جمله پسرعموهای ۱۰ ساله و ۱۳ ساله ام کردم. هم بزرگ ترها و هم بچه ها همگی مجذوب آنچه که می شود اسمش را «حس کودکانه تعجب و خنده» گذاشت می شدند. می دانستم که باید این نامه ها را در اختیار خوانندگان بیشتری بگذارم. هر کدام از نامه های بچه ها برای همه ما الهام بخش است.
بچه ها در نامه هایشان به خدا مطالب گوناگونی را مطرح می کنند. نوشته های آنها که سرشار از کنجکاوی، تخیل و داستان سرایی است نشان می دهد که چه استعداد فوق العاده ای برای بیان عمیق ترین افکارشان دارند. برخی بچه ها به طور مفصل در باره مسائل روزمره مثل پدر و مادر، خواهر و برادر، مسائل مدرسه، فراز و نشیب های دوستی و شکست ها و پیروزی ها در بازی هایشان می نویسند. موضوع خانواده محور اصلی نامه هاست زیرا پدر و مادرها نقش اساسی را در شکل گیری تصویر ذهنی بچه ها از خدا ایفا می کنند. بعضی از بچه ها هم در نامه هایشان برای خدا از دنیا می نویسند، مثلاً در مورد مسائل بین المللی و اداره کشورها، طرز برخورد زن ها و مردها با یکدیگر و نیز در باره نظرات و حرف های مبهم تلویزیون و فیلم ها. به نظر می رسد رسانه های گروهی در مقایسه با زمان کودکی من، یعنی دهه ۱۹۶۰، در شکل گیری نظرات کودکان راجع به نیروهای خوب و بد، قهرمانان و موجودات ماوراءالطبیعه نقش موثرتری دارند. برخی دیگر از بچه ها حتی از این هم ژرف اندیش تر هستند. آنها صمیمانه در باره چیزهایی مثل علم، طبیعت و شک و یقین مذهبی که توضیح شان واقعاً سخت است کنجکاوی می کنند. تاثیر تعلیمات انجیل و سایر کتاب های دینی در نامه های این بچه ها کاملاً مشهود است، هر چند که این مسائل جدی گاه در قالب طنز و به شکلی اغراق آمیز بیان می شود. با اطمینان می توان گفت که علایق بچه ها هر چه باشد نظراتشان را بی کم وکاست بیان می کنند چرا که این لازمه کودکی است.
برای من مذهب بسیار لذت بخش و مایه سرزندگی و نشاط روحی است و بچه ها پیام آوران این روح سرزنده و بانشاط هستند. پس برای لذت بردن از این شور و نشاط به من ملحق شوید. موجب خوشحالی من است که نامه های بچه ها به خدا را در اختیار شما می گذارم و در لذت بردن از زیبایی و جذابیت حرف های آنها با شما سهیم می شوم.

دکتر دیوید هِلِر
بُستُن، ماساچوسِت

نظرات کاربران درباره کتاب خدای عزیز

این کتاب فوق العاده س!!! گردآوری نامه های بچه هاست به خدا. هم آدم از ته دل به درددلهای بامزه بچه ها با خدا میخنده، ادم رو به فکر فرو میبره، هم چیز یاد میگیره ازشون. حتما بخونین!!! فیدیبو چهار جلد دیگه از نوشته های بچه ها رو هم منتشر کرده اونها هم عالین: - مادر من بهترین مادر دنیاست - پدر من بهترین پدر دنیاست - دوسِت دارم دیوونه: نوشته های بچه ها در باره خواهر و برادرهایشان - من و پدربزرگ و مادربزرگ
در 2 ماه پیش توسط