فیدیبو نماینده قانونی کارخانه محتوا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
میکروبوک ترقی!

میکروبوک ترقی!
چگونه فلسفه ورزش می‌تواند عملکردتان در مدیریت و کار را بهبود ببخشد

نسخه الکترونیک میکروبوک ترقی! به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره میکروبوک ترقی!

- چطور یک پرش ارتفاع با نیزه می‌تواند به ما نوآوری را بیاموزد؛
- کدام تیم فوتبال ثابت کرد که دوستی یکی از عوامل موفقیت نیست؛ و
- یک قوه تخیل فعال چگونه می‌تواند شما را به نتایج بهتری برساند.

  • ناشر کارخانه محتوا
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 0.15 مگابایت
  • تعداد صفحات ۰ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان میکروبوک ترقی!

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

با تعیین اهداف مشخص و دقیق، میزان انگیزه و بهره وری خود را به حد نهایت برسانید

در زمستان ۱۹۷۱، نویسنده کتاب، مایکل بار-الی، در ارتش تحت یک امتحان بسیار سخت بود و باید یک مسیر ۳۰۰۰ متری را در کمتر از ۱۲ دقیقه می دوید. او بارها و بارها این کار را در تمرینات انجام می داد؛ اما نمی توانست در زمان مشخص شده به خط پایان برسد. به همین دلیل هر بار افسر فرمانده او را تهدید می کرد که اگر نتواند به زمان ایدئال برسد، تنبیه می شود و باید چهار ساعت بیشتر نگهبانی شب بدهد.
این موضوع باعث ایجاد انگیزه در نویسنده این کتاب شد. بلافاصله او یک هدف برای خودش مشخص کرد و آن هم دویدن پا به پای نفرات جلویی بود که همیشه در کمتر از ۱۲ دقیقه به خط پایان می رسیدند. مطمئنا با این حساب وقتی که زمان امتحان اصلی می رسید، بار-الی می توانست مسیر را در کمتر از ۱۲ دقیقه طی کند.
این تجربه به نویسنده ما یک درس مهم داد که زمانی اهداف می توانند بر خروجی کار ما اثر قابل توجه بگذارند که مشخص و دقیق باشند.
دقیق بودن هدف بسیار حیاتی است؛ چراکه باعث به وجود آمدن یک نقشه راه با جزئیات کامل می شود و می توان روی آن تمرکز کرد و براساس آن اندازه گیری دوباره انجام داد. تمامی این موارد به شما کمک می کنند تا به هدفتان برسید.
در موضوع ۳ کیلومتر دویدن نویسنده کتاب، هدف مشخص بود: "دویدن پا به پای نفرات جلویی"، و این امر به او اجازه داد که برنامه ریزی کند، تمرکز داشته باشد و روند فعالیت خود را از طریق مقایسه با دیگر دوندگان اندازه گیری کند. با مقایسه سرعت خود با سرعت دیگران، نویسنده ما دقیقا متوجه شد کی و کجا باید بیشتر تلاش کند تا در بین برندگان رقابت باقی بماند.
اگر او فقط می خواست "بهترین کار خودش" را انجام دهد، نمی توانست چندان تمرکز و انگیزه داشته باشد؛ چراکه مقیاسی وجود نداشت که کار خود را با آن بسنجد. به نوعی "بهترین" او نشان دهنده سرعت دویدن مشخصی نبود.
به همین ترتیب برای رسیدن به اهداف بلندمدت، باید مانند آجرهای یک ساختمان از هدف های کوتاه مدت مشخصی استفاده کنید.
یکی از بزرگ ترین شناگران المپیک در تاریخ امریکا جان نابر (John Naber) بود که برای رسیدن به یک موفقیت تاریخی از استراتژی پیشرفت مرحله به مرحله استفاده کرد. هدف بلندمدت و مشخص او این بود که طی چهار سال باقی مانده تا المپیک بعدی بتواند رکورد شخصی خود را چهار ثانیه ارتقا ببخشد. اگر می توانست این کار را انجام دهد، شانس بالایی برای کسب مدال طلا داشت.
سپس، برای رسیدن به آن هدف اصلی، او اهداف کوچک و کوتاه مدت اما همچنان مشخص و دقیقی برای خود در نظر گرفت و آن هم کم کردن یک ثانیه ای رکورد در هر دوره از شناهای تمرینی بود. او می دانست که با انجام منظم این تمرینات می توانست در پایان این چهار سال تمرین، زمان خود را چهار ثانیه کاهش دهد.
استراتژی نابر مانند یک جادو عمل کرد. برنامه ریزی کم کردن ثانیه به ثانیه زمان، نه تنها باعث شد که او مدال طلا را به دست بیاورد، بلکه یک رکورد جهانی به نام او به ثبت رسید.

"شما هیچ وقت آن قدر پیر نیستید که هدف جدیدی نداشته باشید یا رویای جدیدی را تصور نکنید." – سی. اس. لوئیس (C.S. Lewis)

رهبران می توانند به وسیله بالابردن اعتمادبه نفس و انتظارات از نفرات خود، نتایج را بهبود بخشند

پیگمالیون (Pygmalion) یکی از اسطوره های یونان باستان، مجسمه سازی بود که عاشق یکی از مجسمه های خود می شود و به درگاه ونوس (Venus) (یکی از خدایان یونان باستان) دعا می کند که به آن مجسمه جان ببخشد. ونوس هم با او همدردی می کند و دعایش را مستجاب می کند و آن دو باهم زندگی می کنند، صاحب فرزند می شوند و سال ها به خوشی در کنار هم می مانند.
این افسانه باستانی الهام بخش روانشناسی مدرنی است که به "ایمان راسخ به چیزی داشتن" اشاره می کند. زمانی که ایمان بسیار قوی به کاری یا چیزی مشخص داشته باشید، واقعا به آن خواهید رسید.
خوب، همین اتفاق می تواند درباره عملکرد آن ورزشکار هم رخ داده باشد. انتظاراتی که آن شخص از خودش داشت، توانست تاثیر قابلتوجهی روی خروجی کار وی بگذارد و یکی از بهترین راه های تغییر سطح انتظارات، افزایش اعتمادبه نفس او بود.
اما چطور می توان اعتمادبه نفس را افزایش داد؟ دو روش اصلی برای این کار وجود دارد:
اولین شیوه از طریق "تجربه نیابتی" (تجربه عملکرد دیگران) است: زمانی که می بینید شخص دیگری توانسته یک پرش ارتفاع موفق داشته باشد، اعتمادبه نفستان بیشتر می شود که شما هم می توانید آن را انجام دهید.
دیگر شیوه افزایش اعتمادبه نفس، که قدرت بیشتری هم دارد، از "تجربه اولین ها" به دست می آید. برای مثال یک فوتبالیست را فرض کنید که از زدن ضربه پنالتی ترس دارد و هر بار آن را خراب کرده و به بیرون دروازه می زند. چنین بازیکنی باید اول اعتمادبه نفس خود را به شیوه دیگری بالا ببرد و یکی از راه های آن می تواند زدن ضربات کرنر باشد. سپس زمانی که در شرایط سخت و تحت فشار احساس راحتی بیشتری کرد، اعتمادبه نفس بیشتری برای زدن درست ضربه پنالتی خواهد داشت.
مربی اسطوره ای بسکتبال رالف کلین (Ralph Klein) به خوبی به اهمیت اعتمادبه نفس پی برده بود. در سال ۱۹۹۲، تیم او تعداد نسبتا کمی از بازیکنان با استعداد را در خود داشت و برای هر پیروزی باید تلاش خیلی زیادی می کردند. به همین دلیل، برای بالابردن سطح اعتمادبه نفس بازیکنان و سطح انتظارات آن ها از خودشان، او یک دروغ دوستانه به بازیکنانش گفت.
او به بازیکنان گفت که بهترین خط دفاع در کل لیگ را دارند. بلافاصله، اعتمادبه نفس خاصی در کل تیم به وجود آمد. در حقیقت، آن ها مشتاق شدند که انتظارات کلین را برآورده کنند و در سطحی بالاتر از استعدادی که داشتند، عمل کردند و حتی این اتفاق باعث شد آن ها در آن فصل تا سطح مسابقات قهرمانی هم صعود کنند.

نظرات کاربران درباره میکروبوک ترقی!