فیدیبو نماینده قانونی ویدا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ۵  زبان عشق

کتاب ۵ زبان عشق
پنج زبان عشق مجردها

نسخه الکترونیک کتاب ۵ زبان عشق به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب ۵ زبان عشق

البته مجردها گروه همگونی نیستند. مجردها حداقل به پنج دسته متفاوت تقسیم می شوند. بزرگترین دسته آنهایی هستند که هرگز ازدواج نکرده اند، اما چهار دسته دیگر نیز باید مورد توجه قرار بگیرند. این پنج گروه عبارتند از: ۱. آن هایی که هرگز ازدواج نکرده اند. این گروه شامل مجردهای ۱۸ سال به بالا حدود ۴۹ میلیون نفر از مردم آمریکا را تشکیل می دهد. متوسط سن ازدواج بار اول در میان زنان به بیست و پنج سال و در میان مردان به بیست و هفت سال رسیده است. این بدان معناست که در گروه کلیِ جمعیت هجده تا بیست و چهارساله، از هر ده نفر تقریبا نُه نفر (۸۷ درصد) هرگز ازدواج نکرده اند. ۲. آن هایی که طلاق گرفته اند. امروزه ۱۰ درصد کل بزرگسالان افرادی هستند که طلاق گرفته اند. اما به مرور زمان تعداد بیشتری از افراد متأهل با مسئله طلاق مواجه می شوند. ظرف پنج سال، ۲۰ درصد کل ازدواج ها به طلاق منجر می شود. ظرف ده سال، یک سوم کل زوج ها از هم طلاق خواهند گرفت، و ظرف پانزده سال، ۴۳ درصد طلاق خواهند گرفت. ۳. آن هایی که جدا شده اند اما طلاق نگرفته اند. این ها افرادی هستند که قانونا هنوز متأهل اند اما دیگر زیر یک سقف زندگی نمی کنند. از نظر شیوه زندگی، آن ها بیشتر مجردند تا متأهل.

ادامه...
  • ناشر ویدا
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.27 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۵۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب ۵ زبان عشق

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

فصل ۱: مجردها: مهم و رو به رشد

چنانچه اکنون این کتاب را می خوانید، به احتمال قوی یا مجرد هستید یا فرد مجردی را می شناسید. بیش از چهار نفر از هر ده آمریکایی مجرد هستند، یعنی ۵/ ۸۸ میلیون نفر(۲)! در واقع، ایالات متحده آمریکا به استثنای چین و هند بیش از هر کشور دیگری در دنیا مجرد دارد.(۳)
البته مجردها گروه همگونی نیستند. مجردها حداقل به پنج دسته متفاوت تقسیم می شوند. بزرگترین دسته آنهایی هستند که هرگز ازدواج نکرده اند، اما چهار دسته دیگر نیز باید مورد توجه قرار بگیرند. این پنج گروه عبارتند از:
۱. آن هایی که هرگز ازدواج نکرده اند. این گروه شامل مجردهای ۱۸ سال به بالا حدود ۴۹ میلیون نفر از مردم آمریکا را تشکیل می دهد. متوسط سن ازدواج بار اول در میان زنان به بیست و پنج سال و در میان مردان به بیست و هفت سال رسیده است. این بدان معناست که در گروه کلیِ جمعیت هجده تا بیست و چهارساله، از هر ده نفر تقریبا نُه نفر (۸۷ درصد) هرگز ازدواج نکرده اند.(۴)
۲. آن هایی که طلاق گرفته اند. امروزه ۱۰ درصد کل بزرگسالان افرادی هستند که طلاق گرفته اند. اما به مرور زمان تعداد بیشتری از افراد متاهل با مسئله طلاق مواجه می شوند. ظرف پنج سال، ۲۰ درصد کل ازدواج ها به طلاق منجر می شود. ظرف ده سال، یک سوم کل زوج ها از هم طلاق خواهند گرفت، و ظرف پانزده سال، ۴۳ درصد طلاق خواهند گرفت.(۵)
۳. آن هایی که جدا شده اند اما طلاق نگرفته اند. این ها افرادی هستند که قانونا هنوز متاهل اند اما دیگر زیر یک سقف زندگی نمی کنند. از نظر شیوه زندگی، آن ها بیشتر مجردند تا متاهل. اما وضعیت تجرد آن ها موقتی است. این افراد یا با همسرشان سازش خواهند کرد یا مسیر جدایی را ادامه داده و قانونا طلاق خواهند گرفت. بنا بر تحقیقات به عمل آمده ۹۷ درصد زنان سفیدپوستی که از شوهرشان جدا می شوند ظرف پنج سال پس از جدایی رسما طلاق می گیرند (این رقم در میان زنان غیر سفید ۷۵ درصد است).(۶)
۴. آن هایی که بیوه شده اند. بیوه گی قطعا با جنسیت ربط دارد. از هر پنج بزرگسالی که در اثر مرگ همسر بیوه شده اند چهار نفر زن هستند. نزدیک به نیمی از زنان شصت و پنج سال به بالا بیوه هستند در حالی که این رقم در میان مردان تنها ۱۴ درصد است.(۷)
۵. تک والدها. یکصد سال پیش، از هر بزرگسال موجود در جامعه کمتر از یک نفر تک والد برای بچه های زیر هجده سال وجود داشت. اما امروز بیش از دوازده میلیون تک والد که از فرزندان زیر هجده سال مراقبت می کنند وجود دارد -- یعنی تقریبا از هر سه خانواده، یک خانواده.(۸) واضح است که بسیاری از تک والدها در عین حال مطلقه هم هستند. اما تعداد روزافزونی از تک والدها هرگز ازدواج نکرده اند. از بین آن عده از تک والدها که مادر مجرد هستند، ۴۰ درصد هرگز با پدر فرزندشان ازدواج نکرده بودند.(۹)
متنوع اما متحد
با این مرور کلی مشخص می شود که مجردها بسیار متنوع هستند. اما آن ها با همان عواملی که همه ما انسان ها را به هم می پیوندد با هم متحد می شوند. اگر شما مجردید پس درصدد هستید تا جایگاه خویشتن در جهان را درک کنید و بیابید. هر فرد مجردی با ارزش ها، اخلاقیات، روابط، و مفاهیم مربوط به معنای زندگی دست و پنجه نرم می کند. کانون این تلاش عبارت است از نیاز فردِ مجرد به ابراز و دریافت عشق عاطفی.
شما به عنوان یک فرد مجرد، در هر دسته ای که جا داشته باشید، می خواهید افراد مهم زندگی تان دوستتان داشته باشند. شما همچنین می دانید که فرد دیگری نیازمند عشق شماست. ابراز و دریافت عشق در کانون نیازهای عاطفی فرد مجرد قرار دارد و احساس خوشبختی او اساسا از این راه حاصل می شود. اگر شما احساس کنید که دوستتان دارند و به شما نیاز دارند، می توانید فشارهای زندگی را تحمل کنید. بی عشق، زندگی می تواند بی نهایت تیره و تار شود.
مردی با میله فلزی
راب مردی است که جادوی عشق در اوج سختی ها را به نمایش می گذارد. من اولین بار در یکی از سفرهایم به درّه گراند کانیون با راب ملاقات کردم (به اعتقاد من این درّه یکی از زیباترین جلوه های طبیعت است). در حاشیه جنوبی دره، جایی نزدیک "راه فرشته روشن"(۱۰) راب را با دو فرد مسن تر دیدم. مشاهده او مشکل نبود، زیرا گردنبند سیاهی به گردن و میله ای فلزی به دور سر داشت. من دوستانه به طرف او سر تکان دادم و لبخند زدم، یعنی به شیوه خودم به او سلام کردم.
راب پاسخ داد، "سلام، امیدوارم صبح خوبی داشته باشید". لبخندش دلگرم کننده بود، بنابراین با او وارد گفت وگو شدم. من فهمیدم که طی حادثه ای به نخاع او آسیب وارد شده است. آن دو نفر همراه او پدر و مادرش بودند.
این سه نفر، سه سال پیش برنامه سفر به گراند کانیون را ریخته بودند. سال اول مشکل آنها پول بود، پس تحقق رویایشان به تعویق افتاد. بعد راب دچار سانحه شد و در نتیجه آن ها نتوانستند خانه را ترک کنند. حالا که حال راب نسبتا بهتر شده بود، برای تماشای درّه آمده بودند. اولین باری که آن ها برنامه این سفر را ریختند، می خواستند پای پیاده تا انتهای درّه بروند. حال رویای آن ها تغییر کرده بود اما از بین نرفته بود. بنابراین تصمیم گرفتند این هفته را با لذت بردن از مناظر زیبای درّه بگذرانند.
راب صندلی چرخدارش را به نقطه ای کشانده بود که تصویر بزرگی از جاده و دره از آن جا نمایان بود. او و والدینش محو تماشای این منظره شگفت انگیز بودند که من با تحسین آن ها به خاطر این که رویایشان را رها نکرده اند آرزوی سلامتی و سعادت برایشان کردم.
من و پسرم یک هفته آن جا ماندیم و نقاط مختلف درّه را سیاحت کردیم. اواخر هفته در تالار ورودی مهمانسرای برایت ایگل دوباره با راب روبرو شدم. به خاطر برخورد قبلی به نظرم می رسید که با دوستی قدیمی مواجه شده ام و ما مشغول گفت وگویی شدیم که دو ساعت طول کشید، راب ماجرای سقوطی را که منجر به آسیب دیدنش شده بود تعریف کرد و از تلاش بی شائبه خدمه گروه امدادی گفت که او را با هلیکوپتر نجات دادند. او از درد و رنج روزهای اولش برایم گفت و از کشمکش های عاطفی اش در روزهایی که مطمئن نبود آیا بار دیگر می تواند راه برود یا نه. او بارها دچار افسردگی شده بود، فرصت شغلی ای را که پیش از حادثه به دنبالش بود از دست داده بود، و هفته ها فیزیوتراپی کرده بود.
وقتی از او پرسیدم چه چیزی او را قادر ساخته پس از چنان تجربه ای هنوز این روحیه عالی را داشته باشد، پاسخش ساده بود: "عشق". او گفت: "من تنها با عشق توانستم این کار را بکنم. پدر و مادرم در تمام این دوران کنارم بودند و من نامزدی داشتم که هر روز به دیدنم می آمد. من فکر نمی کنم بدون او می توانستم موفق شوم. او به من امید می بخشید و برای ادامه درمان تشویقم می کرد و برایم دعا می کرد. تا پیش از این جریان هرگز دختری برای من دعا نکرده بود. او طوری با خدا حرف می زد و دعا می خواند که به من امید می بخشید. کلمات او همچون باران بر احساسات خشک من فرومی بارید.
"عشق او و عشق والدینم باعث نجات من شد."
سپس راب اضافه کرد: "من امیدوارم روزی بتوانم همان طور که آن ها به من کمک کردند به کسی کمک کنم".
قدرت عشق
راب نمونه زنده ای است از قدرت عشق و نیز نیاز عمیق انسان به محبت کردن و مورد محبت واقع شدن. عشق سنگ بنای اساسیِ همه روابط انسانی است. عشق به میزان عظیمی بر ارزش ها و اصول اخلاقی ما اثر می گذارد. همچنین من بر این باورم که عشق مهم ترین عنصر جست وجوی انسان برای کسب معنا در زندگی است.
به این دلیل است که من خودم را موظف می بینم تا این کتاب را پیرامون پنج زبان عشق بنویسم. آنچه شما در صفحات آتی می خوانید به طور بالقوه قابلیت بهبود همه حوزه های زندگی تان را دارد. خواندن این کتاب به زمان نیاز دارد، اما من به شما اطمینان می دهم که ارزش وقتی را که صرف می کنید خواهد داشت. شما احتمالاً مدتی وقت صرف یاد گرفتن زبان رایانه کرده اید و مزایای این کار را دیده اید. متاسفانه اکثر مجردها درباره زبان رایانه بیشتر می دانند تا زبان عشق. علت این امر واضح است. آن ها وقت بیشتری را صرف مطالعه درباره رایانه ها کرده اند تا مطالعه درباره عشق.
عنصر مفقوده
من با این گفته پروفسور لئو بوسکالیا موافقم:

"روانشناسان، روانکاوان، جامعه شناسان، انسان شناسان و آموزگاران در مطالعات بی شمار و نوشته های تحقیقی متعدد اظهار داشته اند که عشق یک "پاسخ آموختنی و یک احساس آموختنی است"... اکثر ما چنان رفتار می کنیم که گویی عشق قابل آموختن نیست بلکه در وجود هر انسانی خفته است و صرفا منتظر سنّ بیداری اسرارآمیزی است تا به طور کامل شکوفا شود. خیلی ها تا ابد منتظر این سنّ می مانند. ظاهرا ما از روبرو شدن با این واقعیت واضح خودداری می کنیم که اکثر ما تمام عمرمان را صرف پیدا کردن عشق می کنیم و سعی می کنیم با عشق زندگی کنیم، اما بی آن که هرگز آن را کشف کنیم می میریم".(۱۱)

من سی سال از عمرم را صرف کمک به مردم کرده ام تا کشف کنند که چطور به لحاظ عاطفی با هم ارتباط برقرار کنند -- یعنی چطور عشق را ابراز و دریافت کنند. من با اطمینان کامل می توانم به همه مجردها -- چه آنهایی که هرگز ازدواج نکرده اند، چه آن ها که یک بار یا چند بار ازدواج کرده اند -- بگویم که اگر مطالب موجود در صفحات آتی این کتاب را بخوانید و به کار ببندید، راه ابراز و دریافت موثر عشق را کشف خواهید کرد. شما عنصر مفقوده روابط گذشته تان را کشف خواهید کرد و یاد خواهید گرفت که چگونه با صحبت به پنج زبان اصلیِ عشق دیگران، روابط خوب و حمایتگری را در زندگی خود ایجاد کنید.
بخش اعظم رنج و درد روابطِ ازهم گسسته جامعه امروز ما ناشی از این حقیقت است که بسیاری از ما در فرهنگ غرب هرگز دانش آموز ساعی و جدی عشق نبوده ایم. در صفحات آتی شما با انواع و اقسام مجردهایی آشنا خواهید شد که قدرت عظیم عشق برای تغییر جهان را کشف کرده اند.

فصل ۲: کلید روابط

ما مخلوقاتی هستیم که با یکدیگر ارتباط داریم. همه انسان ها به صورت اجتماعی زندگی می کنند و اکثر افراد به دنبال تماس و ارتباطات اجتماعی هستند. در فرهنگ غرب، انزوا به مثابه یکی از تلخ ترین کیفرها نگریسته می شود. حتی مجرمان خواهان حبس انفرادی نیستند.
با اطمینان می توان گفت هر کسی که این کتاب را می خواند به نوعی روابطی در زندگی خود دارد پرسش اصلی این است که کیفیت این روابط چگونه است؟
هر قدر روابط مثبت و حمایت گر باعث لذتی عظیم می شوند، روابط ضعیف و منفی درد و رنج عمیق به بار می آورند. من به جرات می توانم بگویم که بزرگ ترین لذت زندگی در روابط خوب نهفته است، و عمیق ترین دردها در روابط بد. اگر شما احساس کنید که مادرتان دوست تان دارد، آن گاه رابطه مادری باعث احساس آرامش و آسایش می شود و دلگرم تان می کند. از سوی دیگر، اگر رابطه شما با مادرتان از هم گسسته باشد، احتمالاً احساس طرد شدن می کنید. اگر مادرتان با شما بدرفتاری کرده باشد، احساس خشم و رنجش می کنید و حتی شاید احساس نفرت کنید.
نقش والدین ما
عدم عشق والدین اغلب اوقات فرزندان را وادار می کند تا در جایی دیگر به دنبال عشق بگردند. این جست وجو اکثرا به بیراهه می کشد و یاس و دلسردی بیشتر به بار می آورد. پسر من، دِرِک، سال ها با افراد بی خانمان کار کرده است. او چند سال پیش به من گفت: "من هرگز فرد بی خانمانی را ندیدم که با پدرش رابطه خوبی داشته باشد".
همه روابط شما از رابطه با والدین تان نشات می گیرد و ماهیت آن تاثیر مثبت -- یا منفی -- بر همه روابط دیگر خواهد داشت.
بسیاری از مجردها از سوی یکی از والدین یا هر دوی آن ها احساس بی محبّتی کرده اند. آن ها برای جبران این خلا، خود را غرق کار و کوشش ساخته و در بسیاری از حوزه ها به اهداف ستودنی دست یافته اند، اما در زمینه ایجاد رابطه با سایر افراد فوق العاده ناموفق بوده اند. اکثر آن ها مدام می پرسند: "من برای ایجاد روابط موفق و مثبت چه چیزی را باید در مورد عشق بیاموزم؟" درک پنج زبان عشق به این پرسش پاسخ خواهد داد.
واقعیت دیگری که در مورد روابط وجود دارد این است که هیچ رابطه ای هرگز ایستا نیست. همه ما تغییراتی را در روابط مان تجربه می کنیم، اما عده کمی از ما درباره این که چرا رابطه ای بهتر یا بدتر می شود به تعمق می پردازیم. اکثر کسانی که طلاق گرفته اند ابتدا با هدف طلاق ازدواج نکردند. در واقع اکثر آن ها هنگام ازدواج فوق العاده خوشحال بودند. آن ها رابطه زناشویی خود را مثبت، مهرآمیز و دلگرم کننده توصیف می کردند. پس واضح است که بعدا بلایی بر سر رابطه شان آمده است. زمانی که آن ها از هم طلاق می گرفتند می گفتند: "همسر من نامهربان، بی توجه، خودخواه و گاه واقعا پست و بدجنس است". جالب این جاست که همسر آن ها هم همین چیزها را در مورد آن ها می گفت. ظاهرا زندگی زناشویی آن ها تلخ شده بود، اما چرا؟
مراحل یک رابطه عاشقانه
اکنون که سالانه هزاران ازدواج به طلاق می انجامد، آیا زمان آن فرا نرسیده که دیگر نپرسیم چرا؟ چرا ازدواج های خوب، بد از آب درمی آید؟ چرا مردم دوباره مجرد می شوند؟ من به عنوان کسی که بیش از سی سال مشاوره ازدواج انجام داده ام، معتقدم پاسخ این سوال در سوء تفاهمی است که اکثر مردم در مورد ماهیت عشق دارند.
جامعه غربی عمدتا معتاد به عشق رمانتیک است. اگر شک دارید، به آوازهای ما گوش کنید، فیلم هایمان را ببینید، و آمار فروش رمان های عاشقانه را بررسی کنید. از سوی دیگر، ما از حقایق مربوط به عشق به کلی بی خبریم. ما این مفهوم را پذیرفته ایم که عشق چیزی است که ناگهان با آن مواجه می شویم. عشق چیزی جادوئی، مشغول کننده و بی نهایت سرورانگیز است. یا شما صاحب عشق هستید یا نیستید. و هیچ کاری هم در رابطه با آن نمی توانید انجام بدهید. هرچند این توصیفِ از عشق نسبتا دقیق است، اما صرفا مرحله اول یک رابطه عاشقانه را وصف می کند. این چیزی نیست که مرحله دوم و مهم تر عشق رمانتیک را توصیف کند. حالا بیایید به این مرحله یک رابطه عاشقانه نگاهی بیاندازیم.

نظرات کاربران درباره کتاب ۵ زبان عشق

این کتابو به توصیه نویسنده کتاب صبح جادویی انتخابش کردم از دوستان ممنون میشم تو همین زمینه کتاب بهتری رو معرفی کنن؟
در 1 هفته پیش توسط meh...014