فیدیبو نماینده قانونی انتشارات نظری و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب مدیریت دانش در سازمان‌ها

کتاب مدیریت دانش در سازمان‌ها
استراتژی- فرهنگ­سازی- ساختار،

نسخه الکترونیک کتاب مدیریت دانش در سازمان‌ها به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب مدیریت دانش در سازمان‌ها

مدیریت دانش سازمانی یکی از ارکانی است که برای انجام کارکردهای سازمان به نحو مطلوب لازم است. در مدیریت دانش، دانش بطور کلی به دو نوع دانش عیان و دانش نهان تقسیم می­شود و این تقسیم بندی برای مدیریت دانش اساسی است. اساس این مدل دانش نهان و دانش عیان و فرایندهای انتقال آن­ها، است. در این کتاب از مدل مدیریت دانش نوناکا و تاکوچی استفاده شده است. نوناکا و تاکوچی برای تبدیل دو نوع دانش عیان و نهان مذکور چهار فرایند تبدیل مطرح می­کنند که عبارتند از: نهان به نهان (جامعه­پذیری)، نهان به عیان (بیرونی سازی)، عیان به عیان (ارتباطات)، عیان به نهان (درونی سازی). زیرساخت­های مورد نیاز برای مدیریت دانش سازمانی در سه گروه عمده جمع­بندی می­شوند که عبارتند از: منابع انسانی، فرایندها و فناوری­ها. در کنار این سه گروه، سه عامل استراتژی­های سازمانی، فرهنگ سازمانی و بودجه نیز به عنوان عوامل زیرساختی زمینه­ای مورد توجه قرار می­گیرد که بدون شک از عوامل تعیین کننده میزان موفقیت برنامه­های مدیریت دانش در سازمان­ها به شمار می­آید.

ادامه...
  • ناشر انتشارات نظری
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 5.52 مگابایت
  • تعداد صفحات ۸۸ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب مدیریت دانش در سازمان‌ها

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

کلیات

مدیریت دانش سازمانی یکی از ارکانی است که برای انجام کارکردهای سازمان به نحو مطلوب لازم است. در مدیریت دانش، دانش بطور کلی به دو نوع دانش عیان و دانش نهان تقسیم می­شود و این تقسیم بندی برای مدیریت دانش اساسی است. اساس این مدل دانش نهان(۱) و دانش عیان(۲) و فرایندهای انتقال آن­ها، است. در این کتاب از مدل مدیریت دانش نوناکا و تاکوچی استفاده شده است. نوناکا و تاکوچی برای تبدیل دو نوع دانش عیان و نهان مذکور چهار فرایند تبدیل مطرح می­کنند که عبارتند از: نهان به نهان (جامعه­پذیری)، نهان به عیان (بیرونی سازی)، عیان به عیان (ارتباطات)، عیان به نهان (درونی سازی). زیرساخت­های مورد نیاز برای مدیریت دانش سازمانی در سه گروه عمده جمع­بندی می­شوند که عبارتند از: منابع انسانی، فرایندها و فناوری­ها. در کنار این سه گروه، سه عامل استراتژی­های سازمانی، فرهنگ سازمانی و بودجه نیز به عنوان عوامل زیرساختی زمینه­ای مورد توجه قرار می­گیرد که بدون شک از عوامل تعیین کننده میزان موفقیت برنامه­های مدیریت دانش در سازمان­ها به شمار می­آید.

پیش­گفتار

امروز دانش یک سرمایه تلقی می­شود. سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD) بر اقتصاد دانش محور و نقش دانش در پیشرفت­های اقتصادی در هزاره سوم تاکید کرده است (OECD, ۱۹۹۶). در گزارش توسعه جهانی که در سال ۱۹۹۸ توسط بانک جهانی منتشر شد، آمده است: «در کشورهای پیشرو اقتصاد جهانی، اهمیت دانش [به عنوان یک منبع] در مقایسه با سایر جوامع چنان افزایش یافته است که به عنوان مهمترین عامل تعیین کننده استاندارد زندگی درآمده است» (WORLD BANK, ۱۹۹۸). بانک جهانی در سال ۲۰۰۲ بار دیگر بر اهمیت دارایی­های دانشی ملت­ها تاکید کرد و دارایی دانشی را به عنوان راهی برای مشارکت کشورهای در حال توسعه در انقلاب دانشی(۳) به شمار آورد که در کاهش فاصله بین کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته نقش تعیین کننده­ای می­تواند ایفا کند (WORLD BANK, ۲۰۰۲).
دولت جمهوری اسلامی ایران نیز توسعه مبتنی بر دانایی (دانش محور) را یکی از محورهای اساسی برنامه چهارم توسعه کشور قرار داده است (خاتمی، ۱۳۸۲). بخش اول قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (۱۳۸۳) نیز به «رشد اقتصاد ملی دانایی محور» و بخش چهارم به «توسعه مبتنی بر دانایی» اختصاص یافته است. در همه موارد فوق «دانش» عنصری اساسی است که در هزاره سوم به عنوان ابزاری برای حذف یا حداقل کاهش فاصله بین کشورهای پیشرفته و در حال توسعه مورد توجه سازمان­های بین­المللی و دولت­های ملی قرار گرفته است. برای دستیابی به توسعه مبتنی بر دانایی، مدیریت دانش یک رکن اساسی است. چنانچه دانش به صورت اصولی مدیریت نشود و دانش فردی به دانش جمعی تبدیل نگردد نمی­توان آن را به عنوان رکن توسعه قلمداد کرد. به همین دلیل است که مدیریت دانش برای دولتمردان و دست اندرکاران مدیریت و برنامه­ریزی توسعه در سطح ملی و بین­المللی ضروری تلقی می­شود.
یکی از ملزومات مدیریت دانش، شناسایی و فراهم آوردن زیر ساخت­های آن است. در غیر این صورت مدیریت دانش نمی­تواند محور توسعه و اقتصاد ملی قلمداد شود. شناسایی زیرساخت­ها نیازمند مطالعه­ای بنیادی است. تحقیقی جدی درباره بنیان­های نظری و چارچوب­های مدیریت دانش در ایران نشده است. فقدان بنیان­های نظری می­تواند مشکلات فراوانی را برای پژوهشگران این عرصه به وجود آورد. مبانی فکری و نظری مدیریت دانش و ابعاد مختلف زیرساختی آن در سازمان­ها از مباحث مهم این اثر است.
با عنایت به اینکه عصر کنونی را عصر دانایی نام نهاده­اند و دانش درون سازمانی مهم­ترین عامل رقابت و ماندگاری یک سازمان است لذا ضرورت تولید دانش و مدیریت دانش در هر سازمان، ضروری و حیاتی است. سازمانهای دولتی و نظامی نیز همگام با مراکز علمی و دانشگاهی به اهمیت این موضوع واقف گردیده­اند و درصدد استفاده از دانش ارزشمند کارکنان خود برآمده تا از هدر رفتن تجربیات و آموخته­های کارکنان جلوگیری به­عمل آید. سازمانها به منظور شناسایی دانش ارزشمند کارکنان و جذب و راهبری آن درصدد ارتقاء سازمان خود هستند. لذا ضرورت دارد که راهبرد مدیریت دانش در سازمان تعریف شده و نقشه راه برای رسیدن به این امر مهم ترسیم گردد تا سرمایه عظیم دانش کارکنان ادارات حفظ و با استفاده از ساز و کارهای مناسب و نرم افزارهای مدرن آن را ذخیره­سازی نموده و ضمن به اشتراک گذاردن در موقع لزوم بتوانند از آن بهره­برداری مناسب نموده و منتج به تصمیم­گیری بهینه شود. در تهیه این کتاب برادر عزیزم آقای وحدت برزگر با من همکاری نمودند که از ایشان نهایت تشکر را دارم و امیدوارم که کتاب مورد استفاده دانش­پژوهان و کارشناسان و مدیران سازمانها قرار گیرد.

محمد مسعود بهمنی

۱- دانش چیست؟

فرانسیس بیکن، فیلسوف انگلیسی در چهار قرن پیش گفت: «دانش، قدرت است». شرکت ها نیز کم کم به ارزش دانایی پی برده­اند. سالهاست که در سازمانها و شرکت های تجاری دانش از مهمترین دارایی­ها به حساب می­آید. پروساک و داونپورت (۱۹۹۸) معتقدند که دانش ترکیب سیالی است از تجارب، ارزشها، اطلاعات زمینه­ای و تفکر حرفه­ای که چارچوبی را برای ارزیابی و ارائه تجربیات و اطلاعات جدید فراهم می­کند. دانش از نظر ماهوی بر دو نوع است:
الف- دانش نهان: دانشی است که از ترکیب اطلاعات دریافتی شخص از محیط پیرامون خود با زمینه­های فکری و تجربیات او شکل می­گیرد. چنین دانشی در پیشبرد اهداف شخصی و سازمانی نقش تعیین کننده دارد اما مدیریت نظام یافته و همچنین انتقال آن به افراد دیگر به سختی انجام­ می­شود.
ب- دانش عیان: دانشی است که در قالب یک محمل دانشی از حالت نهان به عینیت رسیده است. به عنوان نمونه شخص دانسته­های خود را به صورت سخنرانی، نوشته و نظیر آن عرضه کند. نوع دیگری از دانش عیان یا عینیت دانش، تبلور آن در قالب مصنوعات مختلف است که البته در متون مربوط به حوزه دانش درباره آن بحث نشده است. دانش عیان نسبت به دانش نهان قابلیت انتقال، مدیریت و استفاده پذیری بیشتری دارد.
دانش را به لحاظ شمول و گستره نیز می­توان به دو نوع تقسیم کرد:
الف- دانش شخصی: دانشی که به لحاظ تولید،گردآوردی و استفاده در تملک شخص می­باشد. چنین دانشی هرچند ممکن است منافع جمعی نیز داشته باشد، اما بیشتر براساس منافع شخصی گردآوری می­شود.
همه انسانها در زندگی خود دانشی را به دست می­آورند و در مقاطع مختلف از آن استفاده می­کنند. وجود چنین دانشی در شخص در زمان­های مختلف منافع و منزلتی را برای او به ارمغان می­آورد. به عبارت دیگر افراد دانشمند به واسطه دانش خود از ارزش و منزلت خاصی برخوردار می­شوند.
ب) دانش جمعی: دانشی است که فرایند شکل­گیری آن در یک مجموعه سازمانی است. این نوع دانش ذاتاً اجتماعی است و رابطه مستحکمی با موفقیت­ها، شکست­ها، رویه­ها و ساختارهای سازمانی دارد. از آنجایی که دانش جمعی در ذهن افراد مختلف شکل می­گیرد، به اندازه دانش شخصی منجسم نیست. مجموعه دانش سازمانی به مثابه جدول حروف متقاطع است که حروف هریک از خانه­ها در اذهان کارکنان جای گرفته است. سازمان­ها معمولاً بیش از افراد عمر می­کنند و افراد سازمان در یک دوره زمانی مشخص جایگزین می­شوند. در نتیجه، فقدان دانش کارکنان بازنشسته، بازخرید شده، انتقالی و حتی اخراجی می­تواند آسیب­های جبران­ناپذیری را به دانش سازمانی و فرایندهای کاری آن وارد سازد.
گردآوری، سازماندهی و انتقال دانش به فرایندهای پیچیده­ای نیاز دارد. بهترین فرایند این است که دانش از حالت ذهنی به عینی و از حالت شخصی به جمعی تبدیل شود تا قابل مدیریت گردد.

۲- سیر تحول مدیریت دانش

مدیریت دانش از اواخر دهه ۱۹۷۰ مطرح گردید. در اواسط دهه ۱۹۸۰ و آشکار شدن جایگاه دانش و تاثیر آن بر قدرت رقابت در بازارهای اقتصادی اهمیت آن مضاعف شد. در این دهه نظام­های مبتنی بر هوش مصنوعی و نظام­های هوشمند برای مدیریت(۴)، مهندسی دانش(۵)، نظام­های دانش مدار(۶) و مانند آن رواج یافت (Drucker, ۱۹۹۳). در اواخر دهه ۸۰ سیر صعودی انتشار مقالات مربوط به مدیریت دانش را در مجلات حوزه­های مدیریت، تجارت و علوم کتابداری و اطلاع رسانی را می­توان مشاهده کرد. در همین دوران اولین کتاب­های مربوط به این حوزه منتشر شدند. در آغاز دهه ۱۹۹۰ فعالیت گسترده شرکت های آمریکایی، اروپایی و ژاپنی در حوزه مدیریت دانش به نحو چشمگیری افزایش یافت. ظهور وب جهانی(۷) در اواسط دهه ۱۹۹۰ تحرک تازه­ای به حوزه مدیریت دانش بخشید. شبکه بین­المللی مدیریت دانش در اروپا(۸)، مجمع مدیریت دانش ایالات متحده(۹) فعالیت­های خود را در اینترنت گسترش دادند. در سال ۱۹۹۵، اتحادیه اروپا(۱۰) طی برنامه­ای به نام اسپریت(۱۱) بودجه قابل ملاحظه­ای را برای اجرای طرح­های مدیریت دانش اختصاص داد. به تدریج شرکت های بزرگی مانند ارنست و یانگ(۱۲)، بوزآلن و همیلتون(۱۳) و ده­ها شرکت دیگر به شکل تجاری وارد عرصه مدیریت دانش شدند. اکنون مدیریت دانش در سالهای آغازین قرن ۲۱ برای بسیاری از کشورهای پیشرفته به عنوان نماد رقابت و عامل دستیابی به قدرت و توسعه است. شرکت های بزرگ اروپایی از سال ۲۰۰۰ به بعد حدود ۵۵ درصد درآمد خود را به مدیریت دانش اختصاص داده­اند (داوری و شانه­ساز زاده ۱۳۸۰).
مدیریت دانش مفهومی است که تعریف­های زیادی برای آن ارائه شده است. برخی از صاحب­نظران مانند ارنست پرز(۱۴)، تاکید دارند که دانش یک سرمایه سازمانی است و مدیریت دانش را بر همین اساس تعریف می­کنند. وی معتقد است که مدیریت دانش را بر همین اساس تعریف می­کنند. وی معتقد است که مدیریت دانش عبارت است از گردآوری دانش قابلیت­های عقلانی و تجربیات افراد یک سازمان و ایجاد قابلیت بازیابی آنها به عنوان یک سرمایه سازمانی. در این معنی، مدیریت دانش بر ذخیره و بکارگیری دوباره اطلاعات تخصصی تاکید دارد (Perez, ۱۹۹۹: ۷۶). برخی بر فرایند مدار بودن مدیریت دانش تاکید کرده و آن را در تعاریف خود گنجانده­اند. نیگل کینگ(۱۵) یکی از افرادی است که مدیریت دانش را فرایند خلق، سازماندهی، اشاعه و حصول اطمینان از درک اطلاعات مورد نیاز برای انجام یک کار تلقی می­کند (King, ۱۹۹۹). مالهوترا در سال­های اخیر بیشترین فعالیت را در زمینه مدیریت دانش داشته است و این مفهوم را از دیدگاه نظری تعریف کرده وی مدیریت دانش را کمک به سازمان­ها در یافتن راه­های نوین بهره­جویی از دانش عینی و ذهنی افراد آن می­داند (Malhutral, ۱۹۹۸). در این تعریف به راه­ها و روش­های خاصی اشاره نشده است بلکه بر راه­های نوین بهره­جویی تاکید شده است که نشانه گستردگی و تنوع راه­ها و روش­های اعمال مدیریت دانش است. دیوید استمپز (۱۹۹۹) مدیریت دانش را مقداری کاربردی­تر تلقی کرده و برای مدیران دانش نقش فعالی قائل شده است. وی مدیریت دانش را فراهم­آوری دانش مورد نیاز در زمان و مکان مورد نیاز و برای شخص نیازمند تعریف می­کند. او همچنین معتقد است که بهترین چیز داشتن دانش در موضوعی خاص نیست، بلکه دانستن مکان و طرز دسترسی به دانش است. در همه تعاریف بالا به نوعی بر سه نکته (فرایند بودن؛ توجه به دانش نهان(۱۶) و عیان(۱۷)؛ و بکارگیری دانش) تاکید شده است که در سال ۱۹۹۱ توسط نیومن(۱۸) ارائه شد. وی بر این باور بود که مدیریت دانش مجموعه­ای از فرایندها است که پدیدآوری، اشاعه و بکارگیری دانش نهان و عیان یک سازمان را در بر می­گیرد (Newman, ۱۹۹۱). دانش عیان، دانشی است که در قالب اسناد، پایگاه­ها، صفحات وب و مانند آنها ثبت یا منتشر شده است و دانش نهان دانشی است که افراد در حین فعالیت­های تخصصی خود آموخته و به دست آورده ولی در جایی ثبت یا منتشر نکرده­اند و فقط در ذهن آنها وجود دارد.
اخیراً تعریفی از سوی «سازمان همکاری­های اقتصادی و توسعه(۱۹) (۲۰۰۳) ارائه شده است که به نظر می­رسد علاوه بر تازگی، مفاهیم اصلی تعاریف موجود را به صورت خلاصه در برمی­گیرد همچنین این تعریف به صورت عملی در پژوهشی از سوی سازمان مذکور استفاده شده است: مدیریت دانش، مجموعه­ای از فعالیتهای سازمانی برای خلق، کسب، توزیع دانسته­ها و ارتقای به اشتراک گذاری دانش در داخل سازمان و محیط پیرامون آن است.
با مرور تعاریف مختلف، مدیریت دانش را به این صورت می­توان تعریف کرد(۲۰): مدیریت دانش عبارت است از اعمال مدیریت و زمینه سازی برای تبدیل دانش (نهان به عیان و بالعکس) در داخل یک سازمان از طریق گردآوری، به اشتراک گذاری واستفاده از دانش به عنوان یک سرمایه سازمانی در راستای دستیابی به اهداف سازمان است.

نظرات کاربران درباره کتاب مدیریت دانش در سازمان‌ها