فیدیبو نماینده قانونی شمعدونی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب جرات داشته باش

کتاب جرات داشته باش
درمان کمبود اعتماد به نفس

نسخه الکترونیک کتاب جرات داشته باش به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۸,۷۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب جرات داشته باش

کتابی برای بالابردن اعتماد به نفس یکی از کتاب هایی که به تازگی در حوزه روانشناسی به پیشخوان کتابفروشی ها اضافه شده، جرات داشته باش نام دارد. این کتاب سعی دارد با زبانی ساده و کاربردی راه های افزایش اعتماد به نفس را به مخاطبان خود آموزش دهد. نقطه قوت این کتاب این است که یک روانپزشک براساس تجربیات بالینی اش این کتاب را نوشته است. دکتر فردریک فانژه در مقدمه این کتاب نوشته است: به‌عنوان یک روانپزشک، متوجه شدم که کمبود اعتماد به نفس، مشکل اصلی تمام افرادی است که اقدام به درمان کرده‌اند. رنج‌های عاطفی یا شغلی بی‌شماری از این کمبود اعتماد به نفس ناشی می‌شود: ترس از انجام کارهای اشتباه، ترس از قضاوت شدن، ترس از دوست داشتن و دوست داشته شدن. در عملکرد ذهنی ما اعتماد به نفس فراتر از یک چرخ دنده‌ی ساده نقش دارد: اعتماد به نفس همچون قلب یک هرم است که اساس آن، اعتماد داشتن به خود است؛ از سنین نوجوانی شکل می‌گیرد و در نهایت، هنگام تأیید خود بروز می‌کند. بنابراین، اعتماد به نفس بخش مهمی از شخصیت ما است. اگر اعتماد به نفس از دست برود، آسیب‌هایی را به دنبال خواهد داشت. آنچه که پیش‌تر یک ویژگی ذاتی تلقی می‌شد‌، امروزه دیگر سرنوشتی گریزناپذیر نیست: اکنون امکان تغییر وجود دارد، می‌توانید اعتماد به نفس خود را به دست آورید حتی اگر تاکنون احساس می‌کردید که آن را نداشته‌اید. در واقع، من برای تمام کسانی که به خودشان اعتماد ندارند- چه در کارهایشان و چه در روابطشان با دیگران- این کتاب را نوشته‌ام تا به آن‌ها کمک کنم که خودشان را از این کمبود اعتماد به نفس ظالمانه رها کنند و به این ترتیب این امکان را به آن‌ها بدهم تا از دور باطل شکست خارج شوند. امیدوارم که آن‌ها با خواندن این کتاب، یاد بگیرند که خودشان را بیشتر دوست بدارند، این جرأت را پیدا کنند که دست به عمل بزنند و شهامت زندگی کردن در مقابل دیگران را به دست آورند. اغلب آنچه از دست می‌رود، اندکی احترام به خود است و کمی هم تحمل خویشتن. برای نوشتن این اثر، از واقعیتی الهام گرفتم که در طول این بیست سال از مراجعینم به دست آورده‌ام: یعنی افرادی که به آن‌ها رسیدگی می‌کنم و آن‌ها هم مضامین اولیه را در اختیارم قرار می‌دهند. به همین دلیل این کتاب، صدای آن‌هاست. البته برای حفظ حریم خصوصی آن‌ها، خصوصیات فردی و پیشینه‌شان را تغییر داده‌ام. علاوه بر این شواهد، قصد دارم شما را با جدیدترین اطلاعات روانشناسی و دانش عصب‌شناسی آشنا کنم. این مطالب با روشی ساده و آموزنده ارائه خواهند شد برای آنکه بتوانید در زندگی روزمره‌تان آن‌ها را به کار ببندید. هدف من این است که از این حوزه و از تکنیک‌های علمی معتبر، نگرشی دقیق در اختیارتان قرار دهم.» کتابی برای افزایش اعتماد به نفس دراین کتاب ابتدا شرح داده شده که اعتماد به نفس چیست و کمبود آن چه عواقبی را به دنبال دارد. سپس به مشکلات ناشی از کمبود اعتماد به نفس اشاره شده، دورباطل شکست، اهمیت ندادن به خود، جرات نه گفتن و بیماری های ناشی از اعتماد به نفس و بیماری های مرتبط با اعتماد به نفس مفرط شرح داده است. در این کتاب یک تست روانشناسی وجود دارد که خوانندگان کتاب می توانند با آن میزان اعتماد به نفس خود را محک بزنند. در فصل بعدی کتاب به منشا های کمبود اعتماد به نفس از جمله مکانسیم نیاز به دوست داشته شدن، مکانیسم های پیش داوری بی خاصیتی، مکانسیم های کمال گرایی افراطی، مکانسیم اضطراب و مکانسیم بی اعتمادی اشاره شده است. در بخش پایانی کتاب نیز راه های درمان کمبود اعتماد به نفس بیان شده است. در این بخش مطالبی مانند از احساس گناه دست بردارید، تکنیک نظرسنجی، جرات داشته باشید و آن چه آزارتان می دهد را بگویید، تمرینی برای پیشرفت اعتماد به نفس در کلام، جرات کنید به انتقادها پاسخ دهید، چطور از کسی انتقاد کنم و تمرین های دیگر جهت بهبود اعتماد به نفس دیده می شود.

ادامه...
  • ناشر شمعدونی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 3.61 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۵۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب جرات داشته باش

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

بخش اول: مکانیسم های اعتماد به نفس

کمبود اعتماد به نفس زندگی شما را مسموم می کند. این مسئله شما را رنج می دهد، مانع انجام کارها یتان می شود و روابطتان با دیگران را نیز مختل می کند. کمبود اعتماد به نفس زندگی کاری، زناشویی و روابط خانوادگی تان را نیز تحت تاثیر قرار می دهد.
قبل از آنکه بخواهید خودتان را تغییر دهید، پیش از به کارگیری ابزار های درمانی و بهره مندی از مزایای آن، لازم است تا با مکانیسم های روا ن شناختی اعتماد به نفس آشنا شوید.
در این کتاب با این مکانیسم ها آشنا خواهید شد و همچنین از اثرات مخرب کمبود اعتماد به نفس در زندگی روزمره تان آگاه می شوید.

چگونه کمبود اعتماد به نفس زندگی تان را نابود می کند

عواقب ناشی از کمبود اعتماد به نفس در زندگی روزمره می تواند بسیار سنگین باشد. آنچه را که می خواهید یا می توانید انجام دهید، انجام نمی دهید. احساس ناامیدی، نارضایتی و استثمار شدن به شما دست می دهد. شکست ها را روی هم تلنبار می کنید و بابت آن ها خودتان را سرزنش می کنید؛ اما این کار فقط کمبود اعتماد به نفس شما را افزایش می دهد. تصویری که از خودتان دارید، منفی است، به سختی با دیگران ارتباط برقرار می کنید؛ اما مطمئن باشید که تمام این ها از یک مکانیسم نشئت می گیرد: هر مکانیسمی می تواند معکوس شود و هر دور باطلی هم می تواند به دوری مطلوب تبدیل شود.

توقف ها، فرارها و شکست ها

* جرات ندارید دست به عمل بزنید
«کافی است بخواهید تا موفق شوید!»، اغلب این جمله را می شنویم. این حرف درست است اما در صورتی که اعتماد به نفس کافی داشته باشید؛ اگر اعتماد به نفس نداشته باشید، دیگر صرفاً اراده تان مطرح نیست، شما می خواهید عمل کنید اما جرات نمی کنید. عدم اعتماد به نفس، مانع ابراز خواسته ها و نیازهای شما می شود و سد راه آرزوهایتان است. این ناتوانی دیگر ناشی از فقدان اراده نیست بلکه مشکلی جدی یا حتی امری غیرممکن است.
مکانیسم این «توقف» چیست؟
ترس از موفق نشدن: در واقع، شکست را پیش بینی می کنید و این مسئله شما را در عمل فلج می کند.



تصور کنید که می خواهید جایی این دور باطل را بشکنید. برای مثال، تصمیم می گیرید با انجام عملی نه چندان مهم، شکست را نسبی کنید. بنابراین کاری را انتخاب می کنید که شانس موفقیت آن زیاد است. برای انجام این کار، حوزه ای را انتخاب کنید که در آن مسلط هستید و با افرادی خیرخواه در ارتباط باشید (تمام این توصیه ها را در بخش سوم کتاب توضیح داده ایم). پس اگر این کار را انجام دهید، دور باطل شما همانند نمودار بعدی، معکوس خواهد شد «دور مطلوب موفقیت».
بنابراین اعتماد به نفس، فرآیند یا مکانیسمی است که می تواند معکوس شود. اگر اعتماد به نفس ندارید، نگران نباشید راه حل هایی موجود هستند.
* تمایل به فرار دارید
از مواجه با شرایط مختلف اجتناب می کنید:
• هنگام ورود به رستوران به عنوان اولین نفر! ترجیح می دهید اول دوستتان وارد شود: «برو، سوال کن آیا می توانیم یک میز نزدیک پنجره داشته باشیم!» و این دوست شما است که با لبخند از پیش خدمت سوال می کند: «البته، الان برایتان یک میز آماده می کنیم.»
• صحبت کردن در جمع: «بگو ببینم برنارد، ممکن است به جای من نتایج کار را در جلسه اعلام کنی؟ امروز مضطربم و تو از من آرام تری، به نظرم بهتر از من این کار را انجام می دهی.» و این برنارد است که به جای شما از تمجیدهای مدیران بهره مند می شود: «خیلی خوب است برنارد، کار شما را به خاطر این گزارش عالی از نتایج گروهتان تحسین می کنیم، آفرین!»
• میزبانی: «وحشتناک است، آن ها می فهمند که من چه آشپز بدی هستم و هیچ حرفی برای گفتن ندارم.»
• شخصی را برای شام دعوت کنید که بیشتر از همه توجه شما را جلب کرده و در تمام جمع های دوستانه از او حرف می زنند: «فکر کن، او سریع متوجه می شود که برای من چه اهمیتی دارد! چرا باید از آدمی مثل من خوشش بیاید!»



* شکست ها را تلنبار می کنید
در طول زندگی :
• در شغلتان، به جایگاهی که شایستگی اش را دارید، نرسیده اید زیرا نمی دانید چطور باید پیش بروید.
• شریک زندگی تان لیاقت شما را ندارد. شما تنها کسی نیستید که به این نتیجه رسیده است، تمام دوستانتان این موضوع را به شما می گویند؛ اما شما خودتان را دست کم گرفته اید و همراهی را انتخاب کرده اید که همچنان در کنار او حس می کنید بی ارزش هستید.
• دوستانتان از شما سوءاستفاده می کنند. شما همیشه برای کمک به آن ها آماده اید اما این رابطه یک طرفه است. وقتی به آن ها احتیاج دارید، کنارتان نیستند و شما هم جرات نمی کنید که از آن ها بخواهید تا همان طور که قبلاً به آن ها کمک کرده اید، حالا آن ها به شما کمک کنند.
* اجتناب می کنید، اجتناب می کنید و هنوز هم اجتناب می کنید از...
• قرار ملاقات های جدید؛
• شرکت در پروژه های جدید؛
• خلق موقعیت؛
• استفاده از فرصت ها.

* هنر استتار

مثل یک دختربچه، با صدایی که به زحمت شنیده می شود، صحبت می کنید، انتهای سالن جلسه یا گوشه ای از سالن پذیرایی در مهمانی ها، کز می کنید تا بتوانید تا حد ممکن خود را مخفی کنید. انگار لباس شیک و زیبا مناسب شما نیست: شلوار جین و پلور گشاد یا لباس هایی که نظر کسی را جلب نمی کنند، برای شما بهتر است. همیشه به پاهایتان نگاه می کنید. با صدایی آرام که به سختی شنیده می شود، صحبت می کنید. مدام صلاحیت خود را زیر سوال می برید. اگر کسی بخواهد با شما صحبت کند، سرخ می شوید و وانمود می کنید که هر چه سریع تر باید بروید. اما پشت این ظاهر بازدارنده، همه چیز در ذهنتان کاملاً برعکس است، بی وقفه در حال فکر کردن هستید. مدام به خود می گویید: «دیگران چه تصوری از من دارند؟ اگر کسی به طرفم بیاید چه واکنشی نشان بدهم؟ مبادا غیرعادی رفتار کنم!» برای شما همه چیز درون تان رخ می دهد، برعکس دیگران که در ظاهر کاملاً به خود اطمینان دارند؛ گاهی همه این ها فقط یک پوشش ظاهری است، شما سنگ گران بهایی هستید که درون کاغذی پنهان شده است. «این طوری دیگر کسی مزاحمم نمی شود! آرام تر خواهم بود!» اما متوجه نخواهید شد که چه گوهر گران بهایی هستید. برعکس، فکر می کنید که فقط یک تکه شیشه اید. نمی دانید که چطور به این سنگ گران بها ارزش دهید و هر کاری می کنید که آن را پنهان کنید.
تکنیک استتار هیچ رمز و راز خاصی ندارد. همه رفتارهایتان بر این اساس است که کسی شما را نبیند یا به شما توجه نکند. برخی هم به دنبال این هستند که همه چیز را پیش بینی کنند یا حداقل از اتفاقات غیرقابل پیش بینی که آن ها را می ترساند، دوری کنند. آن ها همیشه می خواهند بفهمند دقیقاً چه کسانی به مهمانی دعوت شده اند، از سفرهای برنامه ریزی نشده و از چیزهای غافلگیرکننده منتفرند، فکر می کنند که نمی توانند با آن ها مواجه شوند. برای نوشتن و آماده کردن سخنرانی هایشان وقت زیادی صرف می کنند زیرا می خواهند از تمام مشکلات و انتقادها جلوگیری کنند.
احساسات منفی
هنگامی که فرد اعتماد به نفس ندارد، می تواند به طور عمده پنج گونه احساس اصلی را تجربه کند (البته نه لزوماً همه را هم زمان):
- اندوه، دلسردی، ناامیدی و احساس حقارت. در واقع فکر می کنید انسان جذابی نیستید و نمی توانید بسیاری از کارها را انجام دهید.
- ترس یا نگرانی، ترس از موفق نشدن، مسائل غیرمترقبه شما را ناتوان می کند و مانع انجام کارتان می شود. عمل کردن برای شما همچون خطری هولناک است. به خودتان می گویید که نمی توانید با آن مواجه شوید و درنتیجه دائماً اضطراب دارید چراکه می خواهید چیزهای غیرمترقبه را پیش بینی کنید.
- احساس گناه: همه چیز تقصیر شماست. مدام خودتان را سرزنش می کنید و فکر می کنید که بهتر است احتیاط کنید و منزوی باشید. تصور شما این است که باید کمترین کار ممکن را انجام دهید تا از پذیرش مسئولیت و مقصر بودنتان جلوگیری کنید.
- شرمساری یا ترس از ناامید کردن دیگران باعث می شود که تا حد امکان محتاط شوید. اغلب در این فکر هستید که دیگران قضاوت درستی از شما ندارند.
احساس طرد شدن، جدا بودن و خارج شدن از گروه ها باعث می شود که فکر کنید مثل دیگران نیستید و طرد شده اید.

هر یک از این احساسات منفی، طرز تفکر و رفتاری را دربردارند که در جدول زیر آمده است. همه این ها به این دلیل است که شما تصویر خوبی از خود ندارید.
احساسات حتی می توانند در بدنتان هم نمود داشته باشند. به محض آنکه با مشکلی مواجه می شوید، بدنتان واکنش نشان می دهد؛ سرخ می شوید، گرمای شدیدی احساس می کنید، قلب تان به شدت شروع به تپیدن می کند، دست هایتان می لرزد، مِنّ و مِن می کنید و به دنبال کلمات می گردید. گاهی حتی ممکن است تا حالت تهوع یا وحشت هم پیش برود.



تصویر بدی از خود

داشتن چنین افکاری در مورد خودتان، شما را در وضعیت نارضایتی شخصی نگه می دارد. اگر مراقب نباشید، احتمالاً این مسئله منجر به مشکلات روان شناختی می شود. بنابراین، لازم است تا دوباره شیوه دیگری از صحبت کردن را به شما یاد بدهیم و همچنین باید یاد بگیرید، حرف های مثبت تری را درباره خودتان بگویید. اما هیچ تصویری از شما وجود ندارد، مگر همان تصویری که از خودتان دارید: بنابراین تصویری بد از خودتان به دیگران ارائه می دهید. با کناره گیری و کم ارزش جلوه دادن خودتان، دیگران نیز فکر می کنند که هیچ اهمیتی ندارید. به همین دلیل مهم است که ارزش قائل شدن برای خود را یاد بگیرید.
***
مهم ترین افکار منفی در عدم اعتماد به نفس

موفق نمی شوم!
بی خاصیتم!
من را ترک می کند.
دیگر کسی دوستم ندارد.
به دیگران آسیب می زنم.
دست و پا چلفتی ام.
هیچ کس به من علاقه ای ندارد.
هیچ چیز جالبی برای گفتن ندارم.
به اندازه کافی بافرهنگ نیستم.
***





مقدمه

«مدت هاست که احساس می کنم اعتماد به نفس کافی ندارم. ضعف های بسیاری را در خودم پیدا کرده ام: به نظرم حسود، احمق و مادری بد هستم. شخصیتم را دوست ندارم، خودم را دوست ندارم... همیشه از این می ترسم که دیگران دوستم نداشته باشند.»
این نامه ای است که آنا قبل از مراجعه اش برایم فرستاده بود. وقتی آنا را در مطبم پذیرفتم، برایم اینگونه توضیح داد: «در واقع، می دانم که بی خاصیت نیستم اما باز هم احتیاج دارم که کسی آن را به من بگوید... زندگی ام فقط در ارتباط با دیگران معنا پیدا می کند... اگر به نظرشان احمق بیایم پس فکر می کنم که احمق هستم...» سوال بعدی را از او پرسیدم: «آیا تاکنون قابلیت هایی در خودتان پیدا کرده اید؟» آنا که خیلی عادت نداشت مسائل را از این زاویه ببیند، دستپاچه شد و جواب داد: «بله، فکر می کنم بیش از حد به حرف های دیگران گوش می دهم. براساس چیزهایی که به من می گویند، می توانم توصیه های خوبی هم بکنم.»
سِلیا: «اعتماد به نفس ندارم. خجالتی هستم، به دیگران وابسته ام، می ترسم که قضاوت درستی از من نداشته باشند، به توانایی هایم شک دارم، نه جرات دارم کارهای جدیدی را قبول کنم و نه حاضرم مسئولیت هایی را به عهده بگیرم. همیشه از چیزهای ناشناخته می ترسم. اغلب، افکار اضطراب آوری دارم و پیشاپیش اتفاقات را در ذهنم خیال پردازی می کنم.»
دنیز: «ابتدا به یک متخصص اختلالات جنسی مراجعه کردم زیرا در رابطه جنسی مشکل داشتم. دکتر تمام عوامل فیزیکی را نامربوط دانست و به من توصیه کرد که به یک روانپزشک مراجعه کنم. از نظر او من تا حد زیادی دچار کمبود اعتماد به نفس هستم. در حقیقت، مدام به خود می گویم که بی خاصیت هستم و نمی توانم موفق شوم... در واقع، احساس می کنم که در هر زمینه ای، شخصی، اجتماعی و یا شغلی به اندازه ی دیگران خوب نیستم: چیزی که اغلب من را شگفت زده می کند این است که اطرافیانم معتقدند من بسیار قوی هستم. آن ها باور دارند که من هیچ مشکلی ندارم: به من اعتماد دارند و با من مشورت می کنند. در ظاهر قوی به نظر می رسم!»
اکنون به صحبت های سابین گوش می دهیم: «همیشه استرس دارم... اغلب به حوادث پیش از آنکه رخ بدهند، فکر می کنم. همیشه از این می ترسم که موفق نشوم. اعتماد به نفسم بسیار کم است... هنگام درگیری، به سرعت پرخاش می کنم، مخصوصاً اگر حس کنم که به چالش کشیده شده ام و البته این شیوه هم هیچ مشکلی را حل نمی کند. همه چیز را برای خودم می خواهم. همیشه از این می ترسم که دیگران مرا احمق فرض کنند.»
جک: «اطرافیانم می گویند که همه زندگی ام را وقف کارم کرده ام. در ۵۹ سالگی، رئیسم به من اطلاع داد که دیگر نمی توانم پروژه ای را که خودم شروع کرده بودم، ادامه دهم. پانزده سال پیش آن را راه اندازی کرده بودم. روی همه چیز حساب کرده بودم، حتی روی شناختی که شرکت از من دارد. آن ها یک جوان را جایگزین من می کنند! در هفته ۷۰ ساعت برای آن ها کار کرده ام، هیچ دوستی نداشتم، بزرگ شدن فرزندانم را هم ندیده ام و حالا این تمام پاداشی است که به من می دهند...» جک به گریه می افتد و در ادامه می گوید: «حالا باید چه کار کنم؟ هیچ کار دیگری بلد نیستم. همه چیزم را برای کارم گذاشته بودم. آیا لیاقت این را نداشتم که تفریح کنم و از زندگی ام لذت ببرم؟ تاکنون هیچ کدام از آن ها را نداشته ام. سال هاست که با دوستانم ارتباطی نداشتم...» اکنون سه ماه است که جک با مشکلش مبارزه می کند. هیچ نیروی محرکه ای ندارد و برای شروع دوباره، کمبود اعتماد به نفس دارد.
به عنوان یک روانپزشک، متوجه شدم که کمبود اعتماد به نفس، مشکل اصلی تمام افرادی است که اقدام به درمان کرده اند. رنج های عاطفی یا شغلی بی شماری از این کمبود اعتماد به نفس ناشی می شود: ترس از انجام کارهای اشتباه، ترس از قضاوت شدن، ترس از دوست داشتن و دوست داشته شدن.
در عملکرد ذهنی ما اعتماد به نفس فراتر از یک چرخ دنده ی ساده نقش دارد: اعتماد به نفس همچون قلب یک هرم است که اساس آن، اعتماد داشتن به خود است؛ از سنین نوجوانی شکل می گیرد و در نهایت، هنگام تایید خود بروز می کند. بنابراین، اعتماد به نفس بخش مهمی از شخصیت ما است. اگر اعتماد به نفس از دست برود، آسیب هایی را به دنبال خواهد داشت.
آنچه که پیش تر یک ویژگی ذاتی تلقی می شد ، امروزه دیگر سرنوشتی گریزناپذیر نیست: اکنون امکان تغییر وجود دارد، می توانید اعتماد به نفس خود را به دست آورید حتی اگر تاکنون احساس می کردید که آن را نداشته اید. در واقع، من برای تمام کسانی که به خودشان اعتماد ندارند- چه در کارهایشان و چه در روابطشان با دیگران- این کتاب را نوشته ام تا به آن ها کمک کنم که خودشان را از این کمبود اعتماد به نفس ظالمانه رها کنند و به این ترتیب این امکان را به آن ها بدهم تا از دور باطل شکست خارج شوند. امیدوارم که آن ها با خواندن این کتاب، یاد بگیرند که خودشان را بیشتر دوست بدارند، این جرات را پیدا کنند که دست به عمل بزنند و شهامت زندگی کردن در مقابل دیگران را به دست آورند. اغلب آنچه از دست می رود، اندکی احترام به خود است و کمی هم تحمل خویشتن.
برای نوشتن این اثر، از واقعیتی الهام گرفتم که در طول این بیست سال از مراجعینم به دست آورده ام: یعنی افرادی که به آن ها رسیدگی می کنم و آن ها هم مضامین اولیه را در اختیارم قرار می دهند. به همین دلیل این کتاب، صدای آن هاست. البته برای حفظ حریم خصوصی آن ها، خصوصیات فردی و پیشینه شان را تغییر داده ام. علاوه بر این شواهد، قصد دارم شما را با جدیدترین اطلاعات روانشناسی و دانش عصب شناسی آشنا کنم. این مطالب با روشی ساده و آموزنده ارائه خواهند شد برای آنکه بتوانید در زندگی روزمره تان آن ها را به کار ببندید. هدف من این است که از این حوزه و از تکنیک های علمی معتبر، نگرشی دقیق در اختیارتان قرار دهم.
اجازه دهید در پایان مقدمه، ساختار کلی کتاب را به شما معرفی کنم، شما می توانید بدون آنکه کل کتاب را خط به خط بخوانید، با توجه به نیازهایتان و پیشینه تان پیش بروید:
بخش نخست، مکانیسم های اعتماد به نفس را توضیح می دهد: به همه ی شما توصیه می کنم که این بخش را بخوانید؛
بخش دوم، هفت پیش داوری را معرفی می کند، یعنی نگاه های متفاوتی که از کودکی نسبت به خودمان داریم و موجب کمبود اعتماد به نفس می شوند. به عنوان مثال: «نمی توانم...» یا «احتیاج دارم که دوستم داشته باشند» یا حتی «همیشه باید در هر کاری بهترین باشم». بر پیش داوری هایی که در خود می شناسید، تاکید کنید. این کار باعث می شود تا متوجه شوید که این کمبود اعتماد به نفس از کجا نشئت می گیرد؛
بخش سوم، درمانی را برای کمبود اعتماد به نفس پیشنهاد می کند: براساس یک نظم منطقی، سه راهکار کلیدی به شما پیشنهاد شده است اما خودتان می توانید نسبت به مشکلاتتان، راهکارهایی که به نظرتان مناسب تر هستند را انتخاب کنید. به نظرم بهتر است که دست کم یک بار این راهکارها را امتحان کنید تا در نهایت بتوانید مناسب ترینشان را انتخاب کنید.

فقدان تایید از دیگران
در اینجا به پنج مشکل عمده ای می پردازیم که ممکن است در روابط مان با دیگران با آن ها رو به رو شویم.
* اولین مشکل: نیازها و خواسته ها یتان را مطرح نمی کنید
در شهر گمشده اید، از ترس ایجاد مزاحمت برای دیگران به جای آنکه از عابری سوال کنید، ساعت ها به دنبال مسیر می گردید. ترجیح می دهید از بقیه ی پولتان صرف نظر کنید تا اینکه آن را از فروشنده بخواهید. می خواهید یک ساعت زودتر از اداره خارج شوید تا فرزند کوچکتان را به دکتر ببرید: امکان ندارد. قطعاً رئیستان مخالفت می کند. از یکی از شرکت کننده های کلاس ژیمناستیک که دو ماهی است با یکدیگر آشنا شده اید، بخواهید تا شما را با ماشین به خانه برساند (می دانید که در چند متری خانه شما زندگی می کند)؛ اما نه، تصمیم می گیرید که در باد و طوفان بلرزید و پیاده به خانه بروید تا مزاحم او نشوید.



عواقب این مسئله تمام زندگی تان را در هر زمینه ای تحت تاثیر قرار می دهد. شما جرات قرار گرفتن در وضعیت های یادشده را ندارید، زیرا مجموعه ای از افکار نسنجیده شما را آزار می دهند: «نباید زیاد جلب توجه کنم. مزاحم دیگران می شوم. دیگران باید نیازهایم را خودشان حدس بزنند. بی فایده است که نیازهایت را مطرح کنی و نپذیرند.»
همان طور که در نمودار قبلی آمده است، مطرح نکردن نیازهایتان، تاثیر ناخوشایندی بر اعتماد به نفس شما خواهد داشت. حالا چطور نیازهایتان را به سادگی مطرح کنید؟ (به سه راهکار کلیدی که در بخش سوم آمده است، رجوع کنید.)
* دومین مشکل: زمانی که مسئله ای شما را آزار می دهد، جرات بیان آن را ندارید
از ترس واکنش های دیگران، انتقادهایتان را برای خودتان نگه می دارید. بنابراین، دیگران همچنان ادامه می دهند و شما هم با آزردگی خاطر از اینکه جواب آن ها را نداده اید، از خودتان ناراضی هستید. به خودتان می گویید: «مثل دستمالی هستم که هرکسی پاهایش را با آن خشک می کند! یا هالوی خوبی هستم که همه از او سوءاستفاده می کنند!» مایوس می شوید: «ارزش ندارد، تغییر نخواهد کرد.» وقتی فنجان پر است، سرریز می شود، شما پرخاشگرانه فوران می کنید: «بیش از حد از من توقع دارند!»
وقتی آنچه که آزارتان می دهد را بیان نمی کنید، چیزهایی را هم از دست خواهید داد:
• همسایه تان همچنان مزاحم خواب شما می شود، وقتی شب ها دیروقت برمی گردد، سر و صدا می کند. شما هم جرات نمی کنید از او بخواهید که کمتر سر و صدا کند؛
• دوست شما با فاش کردن یکی از خصوصیاتتان، مدام شما را در مقابل دیگر دوستانتان دست می اندازد. جرات نمی کنید به او بگویید که این کار شما را اذیت می کند؛
• همسرتان هر روز شما را تحقیر می کند. اما از آنجایی که خودتان را دست کم می گیرید، فکر می کنید که او حق دارد و اجازه می دهید این کار را ادامه دهد؛
• فرزندانتان دائماً خانه را به هم می ریزند. اگر چه از ته دل غر می زنید اما بدون اینکه حرفی به آن ها بزنید، خودتان خانه را مرتب می کنید؛

همان طور که در نمودار زیر آمده است اینجا هم یک دور باطل شکل می گیرد.


نظرات کاربران درباره کتاب جرات داشته باش

خیلی جامع و ساختاربندی شده بود.. بعد از کلی مطلب و مقاله های مختلف خوندن، این کتاب تونست بهتر از همه راه حل های عملی خوبی بهم بده
در 3 ماه پیش توسط avi...hiz
کتاب خوبی به نظر میاد ۵۰ صفحش خوندم خوبه و باتوجه به نویسندش باید خوب باشه
در 3 ماه پیش توسط moh...700
ارزش وقت گذاشتن رو نداره ،
در 6 روز پیش توسط
سلام.این کتاب برای شناختن علائم کمبود اعتماد به نفس یک کتاب فوق العاده ای هست ... واقعا توصیه میکنم بخونین!!
در 3 ماه پیش توسط k*** ag
کتابو خریدم نمونشو هم دانلود نکردم ولی دریافت نمیشه چرا؟
در 4 ماه پیش توسط mah...rad
من حدود ۲۵۰ صفحه از این کتاب رو خوندم اما اونقدری که فکر میکردم خوب باشه نبود متاسفانه مطالبش برای من جالب و کارآمد نبود شاید فقط چند صفحه‌ایش رو دوس داشتم همین...!
در 4 هفته پیش توسط سارا صادقی
به نظرم برای پیدا کردن خودتون و به دست اوردن اعتماد به نفس خیلی کتاب خوبیه
در 2 ماه پیش توسط ami...n.h
دوستانی که این کتاب رو خریدین، مشکل دریافت کتاب حل شده ؟
در 3 ماه پیش توسط mah ziaei
عالیه
در 4 ماه پیش توسط حامد
کتابی بسیار خوب در این زمینه است.
در 4 هفته پیش توسط محمد حسین رفیعی