فیدیبو نماینده قانونی انتشارات نخبه‌سازان و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ۱۰  اصل موفق ترین کسب وکار کوچک در جهان

کتاب ۱۰ اصل موفق ترین کسب وکار کوچک در جهان

نسخه الکترونیک کتاب ۱۰ اصل موفق ترین کسب وکار کوچک در جهان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب ۱۰ اصل موفق ترین کسب وکار کوچک در جهان

کتاب «۱۰ اصل موفق‌ترین کسب وکار کوچک در جهان» نوشته مایکل گربر) -۱۹۳۶)، نویسنده و موسس شرکت E.Gerber است. گربر مربی و مشاور در زمینه‌ی توسعه تجارت و کسب‌وکار است که در طول سالهای فعالیت خود، تجربیاتش را به رشته تحریر درآورده است. به اعتقاد خیلی‌ها، مهمترین کتاب او «افسانه کارآفرینی» است، تا جایی که او را با نام «آقای افسانه کارآفرینی» می‌شناسند. او در این کتاب به ده اصل مهم موفقیت در کسب و کارهای کوچک اشاره ‌می‌کند. برخی از این اصول در کتاب «۱۰ اصل موفق‌ترین کسب وکار کوچک در جهان» به شرح زیر آمده است: «اصل اول: کسب‌وکار کوچکی که به درستی ساخته ‌شود، می‌تواند تا ده هزاربرابر اندازه اولیه‌اش رشد کند. اصل دوم: اثربخشی و کارایی یک کسب‌وکار وابسته به ایده‌ای است که بر اساس آن ساخته شده است. اصل سوم: یک کسب‌وکار کوچک، سیستمی است که در آن تمام بخش‌ها برای موفقیت یا شکست کل مجموعه با یکدیگر همکاری می‌کنند. اصل چهارم: یک کسب‌وکار کوچک باید بتواند در تمامی شرایط اقتصادی و در تمام بازارها به بقای خود ادامه دهد و علاوه بر هدفمندی، همواره برای مشتریان خود نتایج متفاوتی به ارمغان بیاورد. اصل پنجم: باید تمام عزم و اراده کارمندان یک شرکت، همچون دانش‌آموزان یک مدرسه، متوجه رشد کردن باشد. اصل ششم: یک کسب‌وکار کوچک باید هدفی عالی را به نمایش بگذارد و چشم‌اندازی را که بر اساس آن پایه‌ریزی شده ترسیم کند. همچنین مأموریت خود را به خوبی به سرانجام برساند».

ادامه...
  • ناشر انتشارات نخبه‌سازان
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.53 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۶۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب ۱۰ اصل موفق ترین کسب وکار کوچک در جهان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



دوباره در حال متولد شدن هستم پس خطرات جدیدی را باید به جان بخرم.
پائولو کوئیلو (زهیر)

از لحظه ای که نگارش کتاب اولم، افسانه کارآفرینی به پایان رسید، نوشتن کتاب حاضر را در مخیله ام می پروراندم. از آن زمان به بعد مذاکراتی تاثیرگذار اما نه چندان فعالانه با خوانندگان کتاب هایم در سرتاسر جهان داشته ام.
تاثیرگذار از این نظر که هر شخصی که صاحب یک کسب وکار کوچکِ ورشکسته است (بیشتر خوانندگان کتاب های من این گونه اند) موضوعاتی که در مجموعه کتاب های افسانه کارآفرینی مطرح شده را فوراً با جان و دل پذیرفته است.
و گفتم: نه چندان فعالانه، زیرا با آن که تعداد کارآفرینان و صاحبان کسب وکاری که همه یا بخشی از مجموعه کتاب های مرا خوانده اند، به بیش از سه میلیون نفر می رسد، اما تا به حال نتوانسته ام در طول ۳۰ سال گذشته با بیش از چند هزار نفر از آنها صحبت کنم یا ارتباط برقرار کنم.
خوانندگانی شبیه به خود شما که مجموعه کتاب های افسانه کارآفرینی را خوانده اید، اما هرگز با من تماس نگرفته اید تا در مورد مطالب آن با یکدیگر بحث کنیم و یا اصلاً به من اطلاع نداده اید که پس از خواندن این مجموعه چه اتفاقی در زندگی تان رخ داده است.
بسیاری از خوانندگان نمی دانند که نویسنده چقدر مشتاق است تا با آن ها گفتگو کند و یا به سوالاتشان پاسخ دهد. به خاطر همین هیچ گاه با من تماس نگرفته اند.
خوانندگانی که کل و یا بخشی از کتاب را یک بار خوانده اند (بله، افراد زیادی هستند که کتاب را شروع به خواندن می کنند ولی هرگز آن را به پایان نمی رسانند)، وقتی مشغول به انجام دادن کارشان هستند فراموش می کنند که مطالب این کتاب را من برای آن ها نوشته ام نه موجودات فضایی.
خوانندگانی که متوجه نشدند مطالب افسانه کارآفرینی برای آن ها کاملاً کاربردی است.
خوانندگانی که متوجه نشدند شخصیت سارا که من در بیشتر کتاب هایم با او گفتگو کرده ام در واقع خود آن ها هستند و من آن ها را در قالب این شخصیت در کتاب هایم آورده ام. سارا، همان صاحب فروشگاه پیراشکی پزی که کسب وکارش داشت او را درسته قورت می داد.
ای کاش می دانستم این چند میلیون خواننده چه کسانی هستند. ای کاش می دانستم شما که اکنون در حال خواندن این کتابید چه کسی هستید و در ذهن، زندگی و کسب وکارتان چه می گذرد. ای کاش می توانستم با شما گفتگو کنم، و خیلی «ای کاش »های دیگر.
تا هر چه سریع تر منظور این کتابی را که در دست دارید برایتان بازگو کنم.
تا بتوانید آن را به کار ببندید.
با استفاده از آن خودتان را متحول کنید، همان گونه که من کردم.

این آرزوها برای این است که شما تنها دلیل من برای نگارش کتاب هایم هستید. من کتاب هایم را برای شما می نویسم.
برای تمام کارآفرینان.
برای تمام صاحبان کسب وکارهای کوچک.
برای تمام کسانی که رویاهایی در سر دارند.
نه برای اشخاص فرضی. بلکه برای خود شما و امثال شما که این کتاب را تا آخرین برگ می خوانید و سپس آن را زمین می گذارید و به توصیه های آن عمل می کنید.
من کتاب هایم را برای میلیون ها انسانی می نویسم که همانند شما می خواهند زندگیشان را خیلی بهتر از آنچه اکنون هست بسازند. آن ها می توانند این کار را انجام دهند، اگر فقط پیام مرا با جان و دل قبول کنند و از دستورالعمل های گفته شده در این کتاب ها تبعیت کنند.
به طور خلاصه، من می نویسم تا تجربیاتم را به شما منتقل کنم. من می نویسم تا تمام چیزهایی را که در حین کار با ده ها هزار صاحب کسب وکار کوچک شبیه به خود شما در سرتاسر جهان آموخته ام به شما انتقال دهم.
من می نویسم تا شما را از تلف کردن وقتتان، ناامیدی ها، دردهایی که به دلایلی نادرست هنگام ساختن کسب وکار کوچکتان گریبان گیرتان شده (همان طور که گریبان گیر بیشتر صاحبان کسب وکارهای کوچک می شود) نجات دهم.
شما می توانید با دنبال کردن مسیر درستی که من در این کتاب ها به شما معرفی کرده ام خود را از افتادن در مسیرهای نادرستی که به ناکجا آباد منتهی می شوند محافظت کنید.
من درباره شما، به خاطر شما و به خاطر موفقیت های حیرت آوری که در انتظارتان هست می نویسم. اگر شما آن موفقیت ها را ببینید و نسبت به آن ها آگاهی پیدا کنید. ممکن است موفقیت هایی که من در موردشان می نویسم، بسیار باشکوه و گران به نظر برسند اما کاملاً قابل دسترس هستند. همین باعث می شود تا من و شما بتوانیم در مورد این کتاب باهم صحبت کنیم، کتابی که شما همین حالا در دستتان گرفته اید.
این کتاب برای من واقعاً خاص است و برای شما هم باید به همان اندازه خاص باشد. زیرا موضوع این کتاب، عصاره تمام کتاب هایی است که تا حالا نوشته ام. تا حالا این مطلب را چنین با صراحت اعلام نکرده ام و هرگز به شما نگفته بودم که کسب وکاری که در فکر ایجاد آن هستید یا اکنون صاحبش هستید می تواند موفق ترین کسب وکار کوچک در جهان شود و موضوع مهم هم همین است.
من در این کتاب قصد دارم به شما بیاموزم که چطور موفق ترین کسب وکار کوچک در جهان را طرح ریزی کنید و سپس آن را بسازید. زیرا اگر هر کاری کمتر از آن چه که می گویم انجام دهید، موفق نخواهید شد.

ده اصل

فرهنگ لغت آکسفورد کلمه «اصل»(۱) را این گونه معنا می کند: «موضوع یا واقعیتی بنیادی که بنیان نظام اعتقادی، رفتاری یا مجموعه ای از برهان ها و استدلال ها بر روی آن استوار شده است.»
به عقیده من، این ده اصل شالوده موفق ترین کسب وکار کوچک در جهان را تشکیل می دهد.
اصل اول: کسب وکار کوچکی که به درستی ساخته شود، می تواند تا ده هزاربرابر اندازه اولیه اش رشد کند.
اصل دوم: اثربخشی و کارایی یک کسب وکار وابسته به ایده ای است که بر اساس آن ساخته شده است.
اصل سوم: یک کسب وکار کوچک، سیستمی است که در آن تمام بخش ها برای موفقیت یا شکست کل مجموعه با یکدیگر همکاری می کنند.
اصل چهارم: یک کسب وکار کوچک باید بتواند در تمامی شرایط اقتصادی و در تمام بازارها به بقای خود ادامه دهد و علاوه بر هدفمندی، همواره برای مشتریان خود نتایج متفاوتی به ارمغان بیاورد.
اصل پنجم: باید تمام عزم و اراده کارمندان یک شرکت، همچون دانش آموزان یک مدرسه، متوجه رشد کردن باشد.
اصل ششم: یک کسب وکار کوچک باید هدفی عالی را به نمایش بگذارد و چشم اندازی را که بر اساس آن پایه ریزی شده ترسیم کند. همچنین ماموریت خود را به خوبی به سرانجام برساند.
اصل هفتم: یک کسب وکار کوچک، نتیجه هدف عالی شخصی است که آن را در ذهن خود طراحی کرده است.
اصل هشتم: یک کسب وکار کوچک دارای حیات مستقل است، در خدمت خداست و به همین دلیل به وجود آمده است.
اصل نهم: یک کسب وکار کوچک، یک هویت اقتصادی است که یک واقعیت اقتصادی را به حرکت درمی آورد و برای جامعه ای که در آن فعالیت می کند، اطمینان اقتصادی به ارمغان می آورد.
اصل دهم: یک کسب وکار کوچک می تواند استانداردی را به وجود بیاورد که تمام کسب وکارهای کوچک دیگر اعم از موفق یا ناموفق، خود را بر اساس آن محک بزنند، امکانات خود را ارتقاء ببخشند و فراتر از استانداردهایی که از قبل داشته اند، عمل کنند.

پایه و اساس افسانه کارآفرینی

بنابراین آنچه مهم است، آشنایی شما با این ده اصل است تا با کمک آن کسب وکار خود را طرح ریزی کنید، موجب رشد آن شوید و در نهایت آن را بسط و گسترش دهید.
محتوای این کتاب هم در مورد همین موضوع است. تعداد صفحات آن کم است اما مطالبش بسیار حیاتی است. زیرا برای اولین بار استانداردهایی را تعریف می کند که هم موجب واقعیت بخشیدن به اهداف کارآفرینی تان می شود و هم با فهم آن ها، ذهن شما برای ساختن یک تفاوت جهانی بسیار مهم آماده می شود.
من هر فصل را به توضیح درباره یکی از ده اصل اختصاص داده ام تا هر کدام از این اصول برای شما مستدل، قابل فهم و موثر باشد و بتوان با به کار بردن آن ها موفق ترین کسب وکار کوچک جهانی را راه اندازی کرد.
ممکن است از خود بپرسید از کجا بدانیم کسب وکارمان موفق ترین کسب وکار در جهان است؟ جواب این است: «وقتی ده اصل را به طور کامل و دقیق در آن اجرا کنید. وقتی هر کسی که از بیرون به کسب وکارتان نگاه می کند بتواند اجرای کامل این اصول را حس کند. وقتی کارمندان، مشتریان، سرمایه گذاران و تمام کسانی که به نحوی کسب وکار شما بر روی آن ها تاثیر می گذارد بتوانند رعایت این اصول را در کارتان ببینند.»
این موضوع ذهن ما را متوجه مطالب کتاب افسانه کارآفرینی می کند. در آن کتاب خواندیم:
  •  بیشتر صاحبان کسب وکارها کارآفرین نیستند، بلکه متخصصانی هستند که مبتلا به شوک کارآفرینی شده اند.
  •  کارآفرینان برای ساختن کسب وکار خود در سر کار حاضر می شوند نه برای انجام دادن آن، تا از این طریق موفق شوند یک سیستم اجرایی بسازند که نشان تجاری کسب وکارشان شود.
  •  شرکت های بزرگ از روی تخیلات بزرگ ساخته شده اند و تخیلات بزرگ در درون تمام ما انسان ها وجود دارد. فقط باید به آن ها اجازه بدهیم تا با ما زندگی کنند. آن ها را حفظ کنیم، پرورش دهیم، قدرشان را بدانیم و آن ها را بزرگ ترین موهبت الهی در نظر بگیریم.
  •  سیستم راه حل است. اگر روش اجرای کسب وکارتان با دیگر کسب وکارها به طور قابل ملاحظه ای متفاوت نباشد شرکت شما نمی تواند به عنوان موفق ترین کسب وکار کوچک در جهان از دیگر شرکت ها پیشی بگیرد. چه بسا ممکن است تا رسیدن به این مرحله مجبور شود مسیر بسیار زیادی را طی کند.
  •  شما زادگاه ایده فوق العاده کسب وکارتان هستید و ایده فوق العاده شما زادگاه موفقیت کسب وکارتان است.
  •  شما به هر میزان که تحت تاثیر مطالب این کتاب قرار بگیرید به همان میزان در کسب وکار خود موفق خواهید شد.
  •  اگر مطالب این کتاب در شما اثر نکند آن وقت به کسب وکار شما، کارمندان و زندگی تان آسیب خواهد رسید. آن ها لطمه خواهند خورد زیرا شما به اندازه کافی رشد نکرده اید. نه به این خاطر که نمی دانسته اید چگونه باید رشد کنید، بلکه به این خاطر که یا به رشد کردن اهمیت نداده اید و یا جرئت آن را نداشته اید.
اجازه دهید همین موضوع، پایه و اساس مطالب این کتاب هم باشد.

اگر بخواهید، جرئتش را پیدا خواهید کرد؛ و برای جرئت یافتن فقط کافیست اراده کنید.
مایکل گربر

اصل اول: کسب وکار کوچکی که به درستی ساخته شود می تواند تا ده هزار برابر اندازه اولیه اش رشد کند



توماس کمپیس
Thomas Kempis

ساختمان هر چه بلندتر، فونداسیونش عمیق تر

اگر همه کتاب های قبلی ام به جای بخش اول یا فصل اول، با اصل اول شروع می شد، الان می توانستیم به شکل کاملاً متفاوتی با یکدیگر گفتگو کنیم. معلوم نبود که بر تعداد خوانندگان کتاب هایم افزوده می شد و یا از تعداد آن ها کاسته می شد.
زیرا تنها تعداد اندکی از صاحبان کسب وکارهای جدید با این نیّت کسب وکار خود را شروع می کنند که آن را در آینده گسترش دهند.
بیشتر صاحبان کسب وکار ــــ مهم نیست که چند سال از شروع کارشان می گذرد ــــ دوست ندارند کسب وکارشان را گسترش دهند و مصرانه به همان ایده اولیه خود نسبت به کسب وکارشان وفادارند.
آمارها نشان می دهد ۷۰ درصد شرکت ها و ۱۰۰ درصد کسب وکارهای خانگی توسط یک یا دو نفر اداره می شوند. به عبارت دیگر افراد مشغول در این کسب وکارها همان مالکین آن ها هستند که تنها برای امرار معاش خود کار می کنند. آن ها در واقع تنها صاحب یک شغل هستند و نه بیشتر از آن. البته باید گفت که خودشان از همان ابتدا این طور خواسته اند. کل چیزی که آن ها خواسته اند ایجاد یک شغل بوده و اینکه بتوانند بر روی درآمد شخصی خود کنترل داشته باشند. همچنین آن ها تنها خواهان مکانی بوده اند تا در آن کار تخصصی خودشان را انجام دهند؛ یا کاری بکنند تا تلاش ها و ایده هایشان تبدیل به درآمد شود. به طور خلاصه، آن ها دوست دارند که کاسبی خودشان را داشته باشند.
لازم به گفتن نیست که منظور ما در اینجا، کسب وکارهایی نیست که در ادامه از آن ها نام می بریم.
باغبانی که مشغول به کار باغبانی است،
معماری که بر روی نقشه خود کار می کند،
روان درمانگری که به مریض هایش توجه می کند،
مروج دینی که به مرشدان خود آموزش می دهد،
و....
تمام این افراد با نوع کارشان تعریف می شوند. در کتاب افسانه کارآفرینی گفته شد که این افراد متخصصانی هستند که مبتلا به شوک کارآفرینی(۲) شده اند. و به آن ها آموزش داده شد که چگونه کسب وکارشان را سازمان دهی کنند. همچنین راجع به نحوه عرضه محصولاتشان به بازار، نحوه فروش، برقراری ارتباط باهم صنفان و استفاده از مشاوره های آنان و نحوه انجام دادن کارهای دفتری شان با آن ها صحبت شد.
تصور بر این است که اگر متخصصان کار مورد علاقه خود را انجام دهند آنگاه بقیه کارهای مربوط به کسب وکارشان خود به خود پیش می رود.
متاسفانه این عقیده کاملاً اشتباه است و هرگز چنین چیزی واقعیت ندارد. به خاطر همین طرز تفکر، بیشتر کسب وکارها با شکست مواجه می شوند. چه بسا که این نوع کارها را اصلاً نمی توان کسب وکار به حساب آورد. چون صاحبان این گونه کسب وکارها، خودشان به تنهایی کسب وکار خود را اداره می کنند و به آن وابسته هستند.
بنابراین در درازمدت از آن خسته می شوند، زیرا دیگر چیزی باقی نمی ماند که به عشق آن بخواهند به کارشان ادامه دهند و فقط به خاطر اینکه زندگی خود را تامین کنند مجبورند به سر کار بروند.
تصور می کنم آن ها برای چنین طرز فکری، دلیلی دارند. اما من هیچ دلیلی برای آن نمی بینم. کار کردن فقط به عشق خودِ کار، عمل خسته کننده ای است. زحمت آن بسیار زیاد، اما سودش بسیار کم است. درحالی که یک کسب وکار درست می بایست برعکس آن باشد. یعنی زحمتش کم و سودش زیاد باشد. در نتیجه در کسب وکار یک متخصص، ترتیب معادله به هم می خورد و متخصص فکر می کند که تنها سحر و جادو می تواند مشکلش را مرتفع کند.
منظور من این نیست که شما باید کاری که به آن عشق می ورزید را کنار بگذارید و انجامش ندهید. بلکه نکته در اینجاست که شما نباید یک کسب وکار را فقط به خاطر آن چیزی که دوست دارید راه اندازی کنید.
به بیان دیگر، این کتاب می گوید که شما نباید آنچه را که دوست دارید انجام دهید، بلکه باید آنچه را که انجام می دهید دوست داشته باشید. اگر کسب وکاری که در ذهنتان می پرورانید دارای شرایط زیر است، در آن صورت باید آن را انجام دهید و دوستش داشته باشید.
منطقی و دارای معناست.
برای انجام دادن آن دلیل موجهی دارید.
دلیل انجام این کار، فقط دوست داشتن نیست، بلکه چیزی فراتر از آن است.
مشتریان شما آن را دوست دارند.
جامعه و کارمندانتان به آن عشق می ورزند.
دوست داشتنی و عالی است.
استثنایی، زیبا و رضایت بخش است.
آنچه را که انجام می دهید دوست داشته باشید تا کار انجام گرفته نیز، آنچه را که دوست دارید به شما بازگرداند و از این طریق هر چیزی که صرف کسب وکار مورد علاقه خود می کنید از جمله: زمان، انرژی، پول، قوه تخیل، عرق ریختن ها، هدف، تعهد، عزم و اراده و... تبدیل به کار مورد علاقه شما خواهد شد.
دوباره یادآوری می کنم که تمام این چیزها زمانی اتفاق می افتد که کسب وکارتان دارای منطق و معنا باشد و برای آن که منطقی باشد، رشد کند و چیزی بیشتر از یک شغل باشد باید از توانایی بی نظیری برای رشد و توسعه برخوردار باشد. منظورم رشد و توسعه چشمگیر و غیرقابل باور در کسب وکارتان است نه رشد و توسعه مساحت کارگاهتان.
وقتی در اصل اول می گوییم کسب وکار شما می تواند تا ده هزار برابر رشد کند، منظور رشد مساحتی نیست بلکه رشد در نوع کاری است که کسب وکار شما آن را انجام می دهد. این اصل باعث می شود تا از همان لحظه ای که تصمیم می گیرید کسب وکاری برای خود راه اندازی کنید، نحوه تصمیم گیری تان تحت تاثیر میزان رشدی قرار بگیرد که قرار است در آینده برای کسب وکارتان اتفاق بیفتد. اما اگر کسب وکار خود را آغاز کرده اید و دیوانه وار در حال کار کردن هستید باز هم کار مهمی باقی مانده که باید آن را انجام دهید.

یک کار بزرگ و قابل بحث

اگر منظور از رشد و توسعه کسب وکار رشد متراژی آن بود، آن وقت دیگر ما با هم بحثی نداشتیم. تصور کنید شما در اتاق خود مشغول به انجام دادن کارهایتان هستید. بچه هایتان در حال دویدن در خانه هستند. شما تازه در آشپزخانه صبحانه تان را خورده اید و همسرتان به بچه ها می گوید: «ساکت باشید. پدرتان (یا مادرتان) در حال کار کردن است». بچه ها هم طبق معمول به حرف همسرتان گوش نمی دهند.
از نظر بچه ها اگر شما یا همسرتان کاری به غیر از بازی کردن انجام دهید ــــ هر چقدر هم که آن کار برای شما یا همسرتان مهم باشد ــــ برای آن ها بی معنا و بی اهمیت است مخصوصاً اگر آن ها از آن کار سر در نیاورند. به همین خاطر می توان گفت که یکی از دلایلی که بچه ها هنگام اجرای کارهای معمولی روزمره این قدر حواس پرت عمل می کنند همین بی معنا بودن کارها در نظر آن هاست.
حالا فرض کنید فرزند شما در سن نوجوانی است و شغل شما پرورش اسب، راننده تراکتور، مکانیک، باغبان، بنا و چیزهایی از این قبیل است.
فرزند شما در زندگی روزمره خود با این فعالیت ها زیاد روبرو می شود و با آنها آشناست و می داند که مایحتاج او و خانواده اش در گرو انجام این فعالیت هاست. به همین دلیل شغل شما برای او معنا و مفهوم پیدا می کند و آن را به عنوان یک کار واقعی می پذیرد و با آن ارتباط برقرار می کند.
اما اگر با کاری که انجام می دهید آشنایی نداشته باشد، کارتان برایش هیچ معنا و مفهومی نخواهد داشت. هر چقدر هم که کارتان مهم و حیاتی باشد، چون آن را نمی فهمد از نظر او کاری معمولی است و حتی اگر بخواهید آن کار را انجام دهد ممکن است از دستور شما سرپیچی کند.
اگر در این شرایط فکری، فرزندی از پدرش بپرسد: پدر، منظور از امرار معاش چیست؟
و اگر پدر در پاسخ بگوید: «خب، بچه کودن، یعنی کاری که بتوانی از طریق آن پول به دست بیاوری»؛ آن وقت نتیجه ای که آن فرزند از این پرسش و پاسخ می گیرد این است:
وقتی بزرگ شد و شبیه به پدر و مادرش شد، برای امرار معاش و ادامه حیات، باید کارهایی را انجام دهد که هیچ معنا و مفهومی ندارند.

و اما دلایل من از نگارش این کتاب:
* تو می توانی درباره فرآیندی فکر کنی که از طریق آن بتوان چیزی بامعنا خلق کرد. چیزی که فراتر از امرار معاش باشد. چیزی که باعث می شود بتوانی علاوه بر مایحتاج زندگی خود چیزهای بیشتری به دست بیاوری. چیزی که موجب می شود هم رئیس خودت باشی و هم به دیگران ریاست بکنی. چیزی فراتر از آنچه که بچه های تو می فهمند یا نمی فهمند.
* چیزی بزرگ تر، باشکوه تر، سازنده تر، بامعنا و جالب که از همان ابتدا باید آن را در ذهنت تصور کنی.
ده هزار برابر! خوب فکر کنید. اگر واقعاً مطمئن بودید که می توانستید ده هزار فروشگاه، دفتر، مغازه، باغ میوه یا هر چیز دیگری ایجاد کنید چه کار می کردید؟ از کجا شروع می کردید و چگونه؟ بیایید باهم آن را بررسی کنیم.

نقطه شروع یک کار بزرگ

هر چیزی آغازی دارد و ما قصد داریم تا از همین نقطه کارمان را شروع کنیم. ما می خواهیم کسب وکاری راه اندازی کنیم که بتواند تا ده هزار برابر خود رشد کند. برای این کار بیایید با هم نگاهی به کسب وکار جوزف بیندازیم. چرا که با نگاه کردن به کسب وکار دیگران بهتر متوجه قضیه می شوید تا اینکه بخواهید کسب وکار خودتان را مورد بررسی قرار دهید.
جوزف تعمیرکار خودرو است.
هرروز صبح مثل همیشه به سر کار می رود. لباس کار می پوشد. لباس کار او هر روز کثیف تر و کهنه تر از روز قبل می شود زیرا در حین کار مواد مختلفی از جمله گریس به لباسش می چسبد.
بر پشت لباسش نوشته شده «جوزف، تعمیرکار خودرو» غیر از این چیز دیگری هم نمی توانست بنویسد. زیرا جوزف چندین سال است که فقط همین کار را انجام می دهد. او همیشه مشغول تعمیر خودرو بوده است.
خودروهای زیادی برای تعمیر در تعمیرگاه او پارک شده اند و این نشان می دهد که در کار خود مهارت دارد. اما وجود آن همه خودرو بر احساس درونی جوزف تاثیری نمی گذارد.
با وجود آن که مشتریان عجله دارند و دوست دارند که خودروشان همان لحظه تعمیر شود تا زودتر به کارشان برسند، اما او هیچ عجله ای از خود نشان نمی دهد. جوزف در کار خود بسیار مجرب است و در طول این چند سال خودروهای زیادی را تعمیر کرده است.
اگر از بیرون به کار او نگاه کنید با خود می گویید او انسان بسیار خوشبخت و موفقی است و کسب وکارش به سرعت در حال پیشرفت است.
زمان می گذرد و جوزف پیرتر می شود. اگر می توانستید کل زمان را در یک لحظه ببینید، یا می توانستید از بالا به آن نگاه کنید و یا حتی اگر می توانستید جوزف و داستان زندگی او را از دیدگاه متفاوتی مشاهده کنید، آن وقت به چیزی پی می بردید که اکنون نمی توانید آن را درک کنید.
جوزف خیلی وقت است که دیگر رشد نمی کند. او خیلی وقت پیش به خواب رفته و اکنون فقط برای رفع تکلیف در سر کار حاضر می شود. جوزف فقط خودرو تعمیر می کند، همین! داستان زندگی او از خیلی وقت پیش به پایان رسیده است.
خب، شاید بپرسید اشکال کار در کجاست؟ چه چیزی در کار جوزف گم است؟ چیزی در کار جوزف گم است که از خود جوزف بزرگ تر است. چیزی بزرگ تر از یک شغل یا حرفه که تنها برای امرار معاش انجام داده می شود. چیزی پویا، هیجان آور، جالب و چیزی که سرآغاز آن ذهن انسان است.
چیزی خیلی بزرگتر، چیزی شبیه به آن ایده ای که می گوید هر کسب وکاری تا ده هزار برابر می تواند رشد کند و این همان چیزی است که ما در مورد آن بحث می کنیم و قصد داریم تا آن را عملی کنیم. به عنوان اولین سوال می خواهم بپرسم که شرکت تازه تاسیس شده ما در نهایت چه شکلی خواهد داشت؟ بله، دوست دارید شرکتتان در آینده چگونه باشد؟ این مهم ترین سوالی است که ما از صاحب یک شرکت یا یک کسب وکار می پرسیم. زمانی که کسب وکارمان را باشکوه تمام و بلندپروازانه در ذهن خود تجسم می کنیم و آن را به عنوان یک کار هنری، یک شاهکار، یک سیستم شکوهمند بسیار موثر و یک شرکت که قرار است ده هزار بار نسبت به نقطه شروع رشد پیدا کند در نظر می گیریم، مهم ترین سوالی که باید از خود بپرسیم این است که آن موقع کسب وکار ما چه شکلی خواهد داشت؟

وسعت به معنای تکثیر یک چیز

بله، در آستانه کسب وکار خود باید بپرسید: «چه کار کنم تا کسب وکارم ده هزار بار بزرگ تر شود؟»
چه کار کنم تا هر عملی که در شرکتم صورت می گیرد بتواند دقیقاً به همان شکل تا ده هزار بار تکرار شود؟
چه کار کنم تا هر نتیجه ای که در شرکتم حاصل می شود بتواند ده هزار بار دیگر هم به وسیله افرادی که تجربه، احساس تعهد و مهارت مرا ندارند تکرار شود؟
دوست من، آیا به اهمیت این سوالات پی بردید؟
با پرسیدن این سوالات شما از حوزه کاری انجام دهنده کار فراتر رفته و وارد حوزه کاری مخترع می شوید.
با پیگیری آن ها، کارآفرین واقعی درونتان را بیدار می کنید.
شما اکنون همانند هنری فورد(۳)، سام والتون(۴)، مایکل دل(۵)، ری کراک(۶)، ماری کی(۷) و یا آنیتا رودیک(۸) هستید.
موضوع گفتگوی ما هم درباره تکثیر است.
پس بیایید با دید یک کار به آن بنگریم.

جوزف جدید

جوزف جدید در تصور خود، ده هزار تعمیرگاه خودرو را مجسم می کرد. او با خودش فکر می کرد: «چرا من نتوانم آن را انجام دهم؟ چه چیزی مانع می شود تا نتوانم مثل هنری فورد، ده هزار تعمیرگاه با نام خودم داشته باشم؟»
او با این طرز فکر کار خود را شروع کرد. برای رسیدن به این هدف او روشی طراحی کرد که در زمینه تعمیر خودرو منحصربه فرد بود. به جای آن که هر نوع خودرویی را تعمیر کند، خودروهایی را که دوست داشت برای تعمیر انتخاب می کرد. به این ترتیب او گزینه های خاص خود را برمی گزید و با محدود کردن تنوع گزینه ها می توانست ذهن خود را بر روی افزایش عددی گزینه های انتخاب شده متمرکز کند.
سپس جوزف از خودش پرسید: «این کاری که من اکنون در حال انجام دادنش هستم در آینده چطور خواهد بود؟ مهم ترین فرصت در تعمیر خودرو چیست؟ من درباره کسب وکارم چه اطلاعاتی دارم؟ از تغییراتی که در حال روی دادن است، بیشترین مشکلاتی که مردم در این زمینه دارند و آنچه پژوهش ها در مورد مهم ترین فرصت های کسب وکار به من می گویند، چه می دانم؟»
احتمالاً جوزف از خود پرسیده: تعمیرگاه سازگار با محیط زیست یعنی چه؟ این چه نوع تعمیرگاهی است؟ چه چیزی باعث می شود تا تعمیرگاه سازگار با محیط زیست من از دیگر تعمیرگاه ها متمایز شود؟
سپس جوزف بر اساس این فرضیه شروع به تحقیق درباره لغت «سازگار با محیط زیست»(۹) کرد. مثل اتومبیل های سازگار با محیط زیست، خدمات اتومبیل سازگار با محیط زیست و مواردی از این قبیل، که مردم زیاد از آن استفاده می کنند. مواردی که مردم را ناراحت و یا اذیت می کند، فرآیندهایی که گمان می شود به محیط زیست کمک خواهند کرد و با آن سازگار خواهند بود و در نهایت هر چیزی بجز عبارت «تعمیرگاه خودرو».
خلاصه اینکه، جوزف همانند کارآفرینان می اندیشید. یعنی کسانی که وسعت، نتیجه عالی و جهش موفقیت آمیز به سوی آینده را در ذهن خود تصور می کردند. او در مورد هر چیزی بجز تعمیر خودروها فکر کرد. او دیگر مکانیک نبود، بلکه یک کارآفرین بود. حالا که او کارآفرین شده بود در مورد جنرال موتورز، فورد، کرایسلر و تمام کسب وکارهایی که در حال تعطیل کردن نمایندگی های فروش و یا مراکز خدماتی خود بودند فکر می کرد. جوزف با خود گفت در این شرکت های ورشکسته، فرصت مناسبی را می توان جستجو کرد و باید چیز جالبی در مورد شرکت های اتومبیل سازی دیگر وجود داشته باشد.
همان طور که جوزف این سوالات را از خود می پرسید، رفته رفته بر هیجانش افزوده می شد. چنین هیجانی را هرگز تجربه نکرده بود. او با خود فکر کرد که در این آشفتگی و هرج ومرج حتماً چیزی وجود دارد. چیزی که منتظر است تا من آن را کشف کنم. چیزی که می تواند تا ده هزار برابر رشد کند.
فرض کنیم شما جوزف جدید هستید.
آیا تفاوت طرز فکر جوزف جدید با جوزف قدیم را متوجه شدید؟
آیا تفاوت یک کسب وکار معمولی با کسب وکاری که ده هزار بار رشد خواهد کرد را می توانید احساس کنید؟
آیا توانستید تفاوت سوالات جوزف جدید که بسیار بحث برانگیز بود با طرز فکر جوزف قدیم که پیش پا افتاده بود را احساس کنید؟
آیا متوجه شدید چگونه این سوالات باعث شد تا طرز فکر عادی شما متحول شود و شما را به مکان هایی ببرد که تاکنون در آنجا نبوده اید؟
آیا متوجه شدید که جوزف قدیم فقط سر کار می رفت؟
آیا می دانید که این کار درست خلاف آن کاری است که شما باید انجام دهید؟
آیا می دانید که فقط رفتن به سر کار، همان طور که میلیون ها صاحب کسب وکار کوچک در طول چندین نسل این کار را کرده اند باعث شده تا بیشتر کسب وکارهای کوچک نه تنها کوچک بمانند بلکه کوچک هم از دنیا بروند؟
اما راه حل دیگری نیز وجود دارد. ما در اینجا به آن راه حل می پردازیم تا شما به فکر بیفتید که کسب وکار خود را به میزان ده هزار برابر گسترش دهید و این فکر را همیشه در ذهنتان نگه دارید.
به خاطر داشته باشید: اگر بخواهید جرئتش را پیدا خواهید کرد و برای جرئت یافتن فقط کافیست اراده کنید.
***
«من یک کارمند بانک آموزش دیده نبودم و هیچگاه در دوره های بانکداری شرکت نکرده بودم. پس می توانستم آزادانه و بدون هیچ پیش فرضی درباره فرآیندهای قرض دادن و قرض گرفتن فکر کنم»

محمدیونس ـــ ایجاد جهانی بدون فقیر
***

مقدمه مترجم

مایکل گربر را می توان جزو نخستین پیشگامان، در زمینه توسعه کسب و کار به شمار آورد.
از دوران نوجوانی، جوانی و میان سالی او اطلاعات زیادی در دسترس نیست. گویا خودش هم میلی به یادآوری آن دوران ندارد و نقطه شروع زندگی اش را، حدود چهل سالگی اش می داند. در کتاب هایش نیز خیلی به این نکته اشاره می کند که لحظه تولد هر شخص، آن زمانی است که دچار یک درک آنی می شود و پی می برد که از زندگی چه می خواهد و چه آینده ای را آرزو دارد.
بزرگانی در وصف او قلم فرسایی کرده اند که خودشان در زمینه های مرتبط با هنر گربر فعالیت می کنند. بزرگانی نظیر جک کنفیلد، برایان تریسی، استفان کاوی، دنیس ویتلی و....
از آنچه که در کتاب های خود گربر آمده، می توان دریافت که تا نزدیک به چهل سالگی اش را بدون برنامه و هدف مشخصی زندگی کرده، بی آن که بداند سرنوشت چه آینده ای را برای او رقم زده است. اما به این هم اذعان دارد که تمام تجربیاتش را مرهون همان دوران است. زیرا آن طور که خودش می گوید،کاری نبوده که در آن سال ها انجام نداده باشد.
او در ۲۰ ژوئن ۱۹۳۶ در الیزابت سیتی ایالت نیوجرسی آمریکا به دنیا آمده است. بسیاری او را نویسنده می دانند، اما درواقع او یک مربی و مشاور بی نظیر در زمینه توسعه ی تجارت و کسب و کار است و مثل هر انسان فوق العاده موفقی در دنیا، تجربیات خود را به رشته تحریر درآورده است. به اعتقاد خیلی ها، مهمترین کتاب او «افسانه کارآفرینی» است، تا جایی که او را با نام «آقای افسانه کارآفرینی» می شناسند. اما او کتاب های ارزشمند دیگری مثل همین کتاب و کتاب «بیداری کارآفرین درون» را نیز دارد.
او تا امروز که ۷۹ سال دارد، حدود بیست ویک کتاب به رشته تحریر درآورده است. کتاب های او جزو پرفروش ترین کتاب های دنیا در زمینه کسب و کار است و بیش از هفتاد هزار کسب و کار از ۱۴۵ کشور دنیا، خلق و رونقشان را مدیون او هستند.
امروزه شعار معروف گربر این است: «زمانی می توانید ادعای کارآفرین واقعی بودن داشته باشید که بتوانید هر کاری را با چشم انداز ده هزار برابر شدن انجام دهید.»

کاوش حسین تبار
زمستان ۱۳۹۳

نظرات کاربران درباره کتاب ۱۰ اصل موفق ترین کسب وکار کوچک در جهان

کتاب خوبیست ممنون
در 1 سال پیش توسط علی زیدی
کاربردی نبود.خوشم نیومد
در 2 سال پیش توسط محمدحسین سلطانی
فقط دو فصل اول خوبه مابقی اضافه است و مطلب جدیدی آموزش نمیدهد
در 2 سال پیش توسط myc...-co
طلفا این کتاب رو تخفیف بزاریدددد
در 2 سال پیش توسط beh....en
سلام . از نظر بقیه دوستان تعجب میکنم . این کتاب عالی بود من کتابهای موفقیت , کسب و کار از بقیه نویسنده ها خوندم هیچکدام مثل این کتاب کاربردی و قابل اجرا نبودند . این کتاب عالیه . قصد دارم این کتاب را برای دوستام که کسب و کاری دارند بخرم و هدیه بدهم .
در 2 سال پیش توسط لیلا جاویدانپور
کتابی که نسخه چاپیش ۱۲ هزار تومان موجوده، فروش نسخه الکترونیک به قیمت ۹ هزار تومان خیلی غیر منطقی است.
در 3 هفته پیش توسط rah...han
یکی از بهترین کتابهایی که در زمینه بازاریابی و فروش در فیدیبو خریدم و خواندم ، این کتاب است : کتاب بازاریابی و فروش نرم افزار فروشگاهی
در 9 ماه پیش توسط ALI...I64