فیدیبو نماینده قانونی انتشارات تیسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب درآمدی پیشرفته بر اقتصاد فرهنگی

کتاب درآمدی پیشرفته بر اقتصاد فرهنگی

نسخه الکترونیک کتاب درآمدی پیشرفته بر اقتصاد فرهنگی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب درآمدی پیشرفته بر اقتصاد فرهنگی

کتاب «درآمدی پیشرفته بر اقتصاد فرهنگی»، نوشته روث تاوز اقتصاد‌دان و استاد صنایع خلاق، است. تخصص اصلی تاوز مطالعه اقتصاد بازار کار هنرمندان و اقتصاد کپی‌رایت است. او در این کتاب مشخصا به موضوع اقتصاد فرهنگی و بخش‌های مربوط به آن پرداخته است. «درآمدی بر اقتصاد فرهنگی»، «بازار‌ کالاها و خدمات فرهنگی»، «سازمان اقتصادی صنایع خلاق»، «هزینه‌ها و عرضه کالاهای فرهنگی»، «اقتصاد رفاه و مالیه عمومی» و «ارزیابی اقتصادی خط‌مشی فرهنگی» از مهم‌‌ترین فصل‌های این کتاب است. «اقتصاد فرهنگ» به پرسش‌هایی مانند قیمت بلیط یک کنسرت چگونه تأمین می‌شود؟ چرا نظام ستاره پروری در بخش هنر وجود دارد؟ آیا دانلود‌های غیر قانونی به صنعت ضبط آسیب‌ وارد می‌کند؟ آیا ورود رایگان به موزه‌ها موجب جلب بازدیدکنندگان بیشتر می‌شود؟ و چرا دولت از فعالیت‌های هنری حمایت می‌کند؟ پاسخ می‌دهد. اقتصاد فرهنگ برای پاسخ به این پرسش‌ها با استفاده از تحلیل‌های اقتصادی پاسخ می‌دهد. علم اقتصاد از اقتصاد نظری و اصول اقتصادی به منظور تحلیل مسائل و از تحقیقات تجربی -استفاده از داده‌های آماری ــ برای پاسخ به این سوالات استفاده می‌نماید. همچنین همه اصطلاحات فنی اقتصاد به زبانی ساده در این کتاب شرح داده شده است. در هر فصل برای کسانی که مایل به دنبال‌کردن موضوع‌ها در سطحی پیشرفته‌تر هستند، منابعی برای مطالعۀ بیشتر ارائه شده است. در بخشی از کتاب «درآمدی پیشرفته بر اقتصاد فرهنگی» می‌خوانیم: « صنایع خلاق و فرهنگی به موازات تحولات اخیر، مفهوم صنایع خلاق نیز توسعه یافته، به نحوی که هنرهای «سنتی» غیرانتفاعی و میراث با صنایع فرهنگی ادغام شده و در ذیل مفهوم «اقتصاد خلاق» قرار گرفته‌اند. در حال حاضر صنایع خلاق در کانون توجه قرارگرفته‌اند و دولت‌ها در همه جای دنیا آن را به عنوان منبع اصلی رشد و توسعه قلمداد می‌کنند».

ادامه...
  • ناشر انتشارات تیسا
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.95 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۲۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب درآمدی پیشرفته بر اقتصاد فرهنگی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار

این کتاب ترجمه اثر ارزشمند پروفسور روث تاوز به نام Advanced Introduction to Cultural Economics است که نسخه اصلی آن در ژوئن ۲۰۱۴ منتشر شده است. مولف کتاب، استاد اقتصاد صنایع خلاق در دانشگاه اراسموس روتردام و دانشگاه بورنماس و یکی از شخصیت های برجسته حوزه اقتصاد فرهنگی است. تخصص اصلی او مطالعه اقتصاد بازار کار هنرمندان و اقتصاد کپی رایت است. پروفسور تاوز علاوه بر انتشار مقاله در نشریات علمی حوزه اقتصاد فرهنگی، کتاب های متعددی نیز تالیف کرده است. ازجمله تالیفات او می توان به این عنوان ها اشاره کرد: «اقتصاد بازار کار هنرمندان؛ خلاقیت، انگیزه و پاداش: تحلیل اقتصادی کپی رایت و فرهنگ در عصر اطلاعات؛ کپی رایت در صنایع خلاق، دستنامه اقتصاد فرهنگی، دستنامه اقتصاد خلاق دیجیتال و کتاب درس نامه اقتصاد فرهنگی.»(۱) کتاب حاضر آخرین اثر مولف است که مقدمه ای جامع و درعین حال مختصر به اقتصاد فرهنگی است.
اولین مطالعه ها در اقتصاد فرهنگی از دهه ۱۹۶۰، با بررسی مسئله هزینه ها و تامین مالی عمومی در هنرهای نمایشی، آغاز شد. این موضوع در طول پنجاه سال گذشته توسعه یافته و موزه ها و میراث ابنیه و اخیراً صنایع خلاق و مسائل مرتبط با کپی رایت را نیز در برگرفته است. این کتاب نیز طیف گسترده ای از موضوع ها در بخش هنر و صنایع فرهنگی را پوشش داده و از ابزارهای اقتصادی برای شرح عرضه و تقاضا، تولید و مصرف استفاده کرده است. تاوز در این کتاب به ارائه بنیان های نظری و گزارشی از تحقیقات پرداخته است، درباره: صنایع خلاق، خط مشی فرهنگی، هنرهای نمایشی، میراث، بازار کار هنرمندان، کپی رایت، رسانه های پخش، فیلم و موسیقی، جشنواره ها، شهرهای فرهنگ، خوشه های خلاق و اثر اقتصادی. این مسئله که نیروی محرکه اقتصاد خلاق چیست و به چه نحوی تامین مالی می شود از موضوع های جالب این کتاب است. همچنین در تحلیل هر یک از صنایع خلاق، به بازیگران و موسسه های اصلی آن صنعت نیز اشاره شده است.
از ویژگی های بارز کتاب آن است که تحولات عمده در هر حوزه را به طور منحصربه فردی بررسی کرده است. همچنین همه اصطلاحات فنی اقتصاد به زبانی ساده در این کتاب شرح داده شده است. در هر فصل برای کسانی که مایل به دنبال کردن موضوع ها در سطحی پیشرفته تر هستند، منابعی برای مطالعه بیشتر ارائه شده است.
این کتاب با داشتن سبکی موجز و جذاب، منبع مفیدی برای اساتید، دانشجویان و پژوهشگران رشته اقتصاد، مدیریت فرهنگی و رسانه، رشته های مختلف هنر و همچنین علاقه مندان حوزه فرهنگ، هنر و رسانه است.
در پایان برخود لازم می دانیم از مدیریت و همه کارکنان نشر تیسا که زحمت چاپ و نشر این کتاب را عهده دار شدند، به ویژه از سرکار خانم سیاه پشت که نهایت همکاری را با مترجمان داشته اند، سپاسگزاری کنیم. امید است که صاحب نظران، استادان و دانشجویان ما را از لغزش ها یا کاستی ها آگاه سازند تا بتوانیم درصدد رفع آن ها برآییم.

دکتر احتشام رشیدی، دکتر انسیه ابری
بهار ۱۳۹۵

فصل یکم: در باب اقتصاد فرهنگی

اقتصاد فرهنگی در دهه ۱۹۶۰ با ارائه چارچوب تحلیلی برای تبیین مسئله افزایش هزینه ها در بخش هنر پا به عرصه وجود گذاشت و توجیهی اقتصادی برای مداخله عمومی فراهم کرد. هم زمان با ظهور اقتصاد فرهنگی دولت ها به سبب شرایط پس از جنگ مسئولیت بخش هنر و میراث فرهنگی را به عهده گرفتند؛ اما نوع دخالت دولت ها در حمایت از بخش هنر متفاوت است: در اروپا سازمان های هنری معمولاً توسط دولت های ملی، منطقه ای و محلی تامین مالی و مدیریت می شوند؛ در ایالات متحده، سازمان های هنری غیرانتفاعی خصوصی و دولتی، هم به طور مستقیم از طریق اعتبارهای دولتی و هم به طور غیرمستقیم از طریق مشوق های مالی حمایت می شوند؛ در بریتانیا در کنار مالکیت و مدیریت دولتی موزه ها، کتاب خانه ها و اماکن میراث ملی به سازمان های هنری غیرانتفاعی خصوصی (تا دهه ۱۹۹۰) یارانه عمومی پرداخت می شود. به طورکلی، همه کشورهای توسعه یافته در دهه های پس از جنگ با افزایش هزینه بخش هنر روبه رو بودند.

۱. مفاهیم اقتصاد فرهنگی

شناخته شده ترین مفهوم در اقتصاد فرهنگی نظریه ای است که بامول و بوون(۲) در کتاب هنرهای نمایشی: تناقض اقتصادی(۳)در ۱۹۶۶ مطرح کردند و اکنون به «بیماری هزینه»(۴) بامول معروف است، این نظریه افزایش نامتناسب هزینه ها در هنرهای نمایشی را توجیه می کند. دیگر نظریه های اقتصادی، به ویژه اقتصاد رفاه و مالیه عمومی نیز در این بخش به کار گرفته شده و باتوجه به خصوصیات ویژه بخش فرهنگی به تدریج تعدیل شده اند. موضوع هایی که در اقتصاد فرهنگی مطالعه می شوند عبارت اند از: تقاضا، مشارکت و مصرف آثار هنری و میراث، عرضه، هزینه ها و یارانه های تولید، بازار کار هنرمندان، سازمان اقتصادی صنایع خلاق، بازار آثار هنری و اخیراً نقش کپی رایت در بازار محصولات فرهنگی. تحقیقات تجربی نیز از جنبه های اساسی اقتصاد فرهنگی است که شواهد و قرائنی درباره این دیدگاه ها در بخش هنر و میراث ارائه می دهد. این موضوع ها در این کتاب بررسی می شوند.
واژه «هنر»(۵) مفهومی کلی است که دربرگیرنده انواع هنرهای نمایشی زنده، از جمله موسیقی، تئاتر، اپرا، باله، حرکات موزون و دیگر اجراهای صحنه ای، ادبیات و هنرهای معاصر و همه گونه های هنری است که معمولاً به نحوی از محل بودجه دولتی حمایت می شوند. میراث(۶) به معنای موزه ها و میراث ابنیه است که از اماکن باستانی تا بناهای که از حیث معماری و تاریخی اهمیت خاصی دارند و در برخی موارد تمامی یک شهر یا قسمتی از آن را در برمی گیرد. مجموعه ها و ساختمان های موزه اکثراً در مالکیت عمومی بوده و سازمان های دولتی یا سازمان های غیرانتفاعی خصوصی به شیوه های مختلفی آنها را مدیریت می کنند؛ موزه ها تنوع بسیاری دارند و از موزه های هنری، هنرهای کاربردی و صنایع دستی، علوم، کشتی ها و هواپیما تا باغ وحش ها را در برمی گیرند. شرکت های انتفاعی خصوصی در بازار هنر و عتیقه جات نیز فعالیت دارند، بازاری که هم آثار هنری معاصر و هم آثار تاریخی را شامل می شود.

۱ -۱. کالاها و خدمات

در اقتصاد منظور از کالاها، اشیائی است که خریدار می تواند آن ها را خریداری و «مصرف» کند؛ از آن ها لذت ببرد یا استفاده کند. یک تصویر یا یک اثر موسیقی را می توان خرید و به خانه برد. البته، بیشتر اقلام فرهنگی در زمره خدمات هستند، برای مثال بازدید از موزه یا سینما خدمت محسوب می شود. هزینه خدمات با خرید بلیت یا گرفتن مجوز توسط خریدار پرداخت می شود. با وجود این اقتصاددانان معمولاً از عبارت کلی «کالاها و خدمات»(۷) استفاده می کنند. همچنین کالاها و خدمات از حیث حقوق مصرف کننده متفاوت اند، برای مثال یک کتاب کاغذی را می توان مجدداً فروخت یا به یک دوست امانت داد؛ اما یک کتاب الکترونیکی را نمی توان به صورت الکترونیکی به اشتراک گذاشت. با گسترش خدمات دیجیتال در حوزه اقتصاد خلاق، حقوق مصرف کنندگان برای استفاده از طیفی از کالاها و خدمات فرهنگی دست خوش تغییر و تحول شده است.

۲. صنایع خلاق و فرهنگی

به موازات تحولات اخیر، مفهوم صنایع خلاق نیز توسعه یافته؛ به نحوی که هنرهای «سنتی» غیرانتفاعی و میراث با صنایع فرهنگی انتفاعی ادغام شده و در ذیل مفهوم «اقتصاد خلاق»(۸) جای گرفته اند. در حال حاضر صنایع خلاق در کانون توجه قرارگرفته اند و دولت ها در همه جای دنیا آن را به عنوان منبع اصلی رشد و توسعه قلمداد می کنند.

۱ -۲. صنایع فرهنگی

صنایع فرهنگی(۹) به شیوه های مختلفی تعریف می شوند؛ اما اساس و جوهره همه آن ها این است که واسطه ها هسته محتوای فرهنگی را به صورت انبوه تولید می کنند و در میان طیف وسیعی از مخاطبان و اغلب در سطح جهانی توزیع می کنند. این صنایع شامل ضبط صدا، فیلم، رادیو و تلویزیون، مطبوعات و رسانه های چاپی هستند. همه این محصولات بر پایه آثاری که کپی رایت دارند شکل می گیرند. پیشینه مفهوم صنایع فرهنگی به دهه ۱۹۷۰ در اروپا بازمی گردد؛ دوره ای که صنایع سمعی بصری توانایی رقابت با صادرات ایالات متحده را نداشتند. در این دوره محصولات فیلم و موسیقی آمریکا بر رادیو و تلویزیون حاکمیت داشت و صنایع فیلم سازی اروپا رو به اضمحلال بودند. این مسائل درنهایت باعث شد اتحادیه اروپا با درپیش گرفتن خط مشی هایی زمان پخش را برای محصولات غیراروپایی محدود کند و به منظور پرکردن این شکاف به تولیدکنندگان اروپایی یارانه ها و مشوق هایی برای تولید فیلم و برنامه های تلویزیونی بدهد. در این اثنا موانعی که صنایع فرهنگی بین هنرهای نمایشی زنده و بازدید از موزه ها و رسانه های جمعی ایجاد کرده بود از بین رفت: مخاطبان موسیقی کلاسیک، جاز و دیگر موسیقی ها آثار ضبط صدا را به طور روزافزون خریداری می کنند، تئاتر گفتاری، اپرا و رقص در تلویزیون بازپخش می شود و نمایش هایی با کیفیت بالا برای تلویزیون و رادیو تولید می شود. به بیان ساده مرز میان هنرهای «نخبه گرا»(۱۰) و محصولات فرهنگی تجاری با ورود فناوری هایی که توزیع در مقیاس بالا را برای رسانه های جمعی ممکن ساخته، شکسته شده است.
پیشرفت های مزبور جنبه های اقتصادی متعددی دارد: از یک سو با توسعه فنی، مخاطبان گسترده شده اند؛ اما از طرف دیگر این مسئله نیز مطرح است که آیا نسخه های «ضبط شده»(۱۱) جای اجرای زنده را گرفته اند، موضوعی که از آن با عنوان «جایگزینی»(۱۲) یاد می کنند. به علاوه باید در نظر داشت که صنایع فرهنگی بر پایه هنرمندان و نمایشنامه نویسان مجرب و بااستعداد استوار است. دولت ها بیشتر تمایل دارند مانند هنرهای نمایشی و موزه ها از صنایع فرهنگی نیز با اعطای یارانه حمایت کنند. مطالعه هایی در دهه ۱۹۸۰ در زمینه اهمیت اقتصادی هنر انجام شد که هنرهای پخش(۱۳) و دیگر محصولات صنایع فرهنگی را شامل می شد. این مطالعه ها که ابتدا در بریتانیا و سپس در دیگر کشورهای اروپایی صورت گرفت، مشخص نمود که بسیاری از آن ها به صنایع فرهنگی یارانه اعطا می کنند.

۲ -۲. صنایع خلاق

در پایان دهه ۱۹۹۰، با ادغام هنر و میراث و صنایع فرهنگی درون یک «بخش»، پارادایم جدیدی با عنوان صنایع خلاق(۱۴) ظهور یافت. در بریتانیا این موضوع با روی کارآمدن حزب کارگر که درصدد ایجاد فراگیری اجتماعی(۱۵) بود محقق شد و تغییر جهت به سمت صنایع خلاق با تاسیس یک وزارت خانه جدید با عنوان وزارت فرهنگ، رسانه و ورزش(۱۶) (DCMS) همراه شد. در ۱۹۹۸، وزارت فرهنگ، رسانه و ورزش طرح شناسایی صنایع مرتبط با هنر و فرهنگ را آغاز کرد. این صنایع شامل تبلیغات، معماری، آثار هنری و عتیقه جات، صنایع دستی، طراحی، طراحی مد، فیلم و ویدئو، نرم افزار تعاملی فراغت، موسیقی، هنرهای نمایشی، نشر، نرم افزار، تلویزیون و رادیو بودند. طبق برآوردهای انجام شده تا ۲۰۰۹، این صنایع سهم ۳ درصدی از کل ارزش افزوده ناخالص(۱۷) بریتانیا را به خود اختصاص داده اند؛ رقمی که از ۱۹۹۸ تغییر قابل ملاحظه ای نداشته است.
بیشتر کشورها برای درپیش گرفتن این پارادایم از الگوی مشابهی پیروی کردند؛ اما با وجود این فهرست صنایع آن ها مشابه یکدیگر نیست. اتحادیه اروپا خط مشی های تشویقی خاصی برای توسعه این صنایع تدوین کرد. سازمان های بین المللی چون یونسکو(۱۸) که بر آموزش و فرهنگ و آنکتاد(۱۹) که بر تجارت در سرتاسر دنیا نظارت دارند، مفهوم اقتصاد خلاق را به عنوان ابزار توسعه اقتصادی پذیرفته اند. در حال حاضر اصطلاح «صنایع فرهنگی و خلاق» در این محافل متداول شده است؛ بااین حال در کتاب حاضر واژه ساده تر «صنایع خلاق» استفاده شده است. یکی از دلایل اهمیت اقتصاد فرهنگی گسترش دامنه آن است، به طوری که هنر و فرهنگ را که پیش ازاین به عنوان «جزء غیرضروری و فرعی»(۲۰) موردتوجه بود، در برگرفته است. نقش پررنگ این صنایع در اقتصاد و رشد بالای آن ها سبب شده دولت ها اولویت خط مشی های خود را از صنایع تولیدی سنتی به سمت بخش خلاق تغییر دهند. این تغییر، نشانه تاکید بر ارزش اقتصادی صنایع خلاق است که به اعتقاد برخی به ارزش فرهنگی و هنری آن ها آسیب وارد می کند.

۳. ارزش گذاری هنر و فرهنگ

ارزش(۲۱) واژه ای است که هم متضمن معنای اثباتی است، هم هنجاری؛ این دو عنصر در هیچ جا به اندازه اقتصاد فرهنگی ظاهر نشده اند. بحث ارزش در اقتصاد موضوعی قدیمی است به نحوی که آدام اسمیت(۲۲) در کتاب ثروت ملل(۲۳) آن را «تناقض ارزش»(۲۴) نامیده است؛ این مسئله به تفاوت بین ارزش ذاتی و قیمت به عنوان معیار ارزش برمی گردد؛ ارزش کاربردی در مقابل ارزش مبادله، مانند آنچه درباره آب (ارزش کاربردی بالا و قیمت پایین) و الماس (ارزش کاربردی پایین، قیمت بالا) صادق است. درواقع این بحث همواره وجود داشته و به تازگی در مفاهیم ارزش عمومی در خط مشی گذاری، به شکلی جدید، ظاهرشده است. اقتصاد نئوکلاسیک با دیدگاه فایده گرایی(۲۵) درباره ارزش، به قیمت به عنوان معیار ارزش برای مصرف کننده شخصی توجه می کند. ارزش گذاری یک کالا از طرف مصرف کننده در تابع تقاضا منعکس می شود: میزانی از یک کالا یا خدمت که فرد حاضر است در قیمت های مختلف و بر اساس ارزیابی مطلوبیت(۲۶) آن کالا، قیمت آن کالا، قیمت کالاهای جایگزین و درآمد خریداری کند. در بازار کالا، تقاضای بازار(۲۷) از مجموع نمودارهای تقاضای افراد به دست می آید و تلاقی آن با نمودار عرضه قیمت بازار را در محیط بازار آزاد تعیین خواهد کرد. در این سناریو، قیمت ها و تقاضا معیارهای سنجش ارزش کالا یا خدمت هستند.
حتی بر اساس دیدگاه نئوکلاسیک نیز نمی توان همه جنبه های ارزش را از طریق قیمت های بازار اندازه گیری کرد و این موضوع موجب بروز مسئله ای می شود که اقتصاددانان آن را «شکست بازار»(۲۸) می نامند. شکست بازار در بخش فرهنگی بسیار متداول است؛ درحالی که برخی کالاها و خدمات مطلوبیت یا لذت شخصی برای مصرف کننده ایجاد می کنند، کالاهای دیگری هستند که منافع فرهنگی گسترده ای به همراه دارند و عرضه برخی از آن ها نیازمند اقدام جمعی است. ارزش فرهنگی همیشه منحصر و محدود به قیمت نمی شود و روش های دیگری برای ملاحظه دیگر عوامل موردنیاز است. این نکته ها اساس توجیه اقتصادی برای خط مشی های اعطای یارانه به هنر و میراث است که به طور گسترده ای در اقتصاد فرهنگی مطرح می شود و در فصل دوم نیز شرح داده شده است. در خط مشی فرهنگی عرضه برخی خدمات فرهنگی رایگان در نظر گرفته می شود: برای مثال در بریتانیا ورود به موزه های ملی رایگان است و در برخی شهرها کنسرت های محیط باز به طور رایگان برگزار می شود؛ اما این که کالا یا خدمتی در نقطه ورود رایگان باشد به معنای رایگان بودن آن در مفهوم اقتصادی نخواهد بود: منابعی که در تولید و عرضه یک کالا به کار می روند، می توانند در تولید دیگر کالاها استفاده شوند؛ بنابراین همواره «هزینه فرصت»(۲۹) استفاده از منابع مانند نیروی کار، سرمایه یا زمین به یک شیوه به جای شیوه دیگر وجود دارد. هزینه فرصت بنیادی ترین مفهوم در اقتصاد است و اغلب اهالی هنر آن را نادیده می گیرند. بر این اساس در اقتصاد نمی توان گفت «X باید با هر هزینه ای عرضه شود» یا «برای حفظ X نباید از هیچ هزینه ای مضایقه کرد».
بااین همه، قیمت معیار قابل قبولی برای تعیین ارزش کالاها و خدماتی است که موسسه های خصوصی عرضه می کنند، زیرا درآمدهای فروش، بودجه لازم برای تولید کالاهای بیشتر را فراهم می کند. قیمت ها نقش علامت دهی ارزش را برای کارآفرین ایفا می کنند. اگر یک کالا به میزان زیاد تولید شده باشد، بدین معنی است که عرضه از تقاضا بیشتر شده است؛ بنابراین فروشنده برای رهایی از موجودی مازاد باید قیمت را کاهش دهد، در مقابل بالارفتن قیمت ها نشان می دهد که تقاضا از عرضه بیشتر شده است. عرضه و تقاضا اکثراً در تعامل باهم قیمت ها را تعیین می کنند، با این وجود در شرایطی که موجودی یک کالا ثابت است، برای مثال در مورد آثار هنرمندان بزرگ و قدیمی قرن سیزدهم تا هفدهم اروپا، تقاضا به تنهایی قیمت را تعیین می کند و در حراجی های هنری نیز به همین روش عمل می شود.و مشابه آن درباره حراجی های هنری وجود دارد.

۱ -۳. تقاضا، تمایل به پرداخت و درآمد

مبانی کلی نظریه تقاضا در بخش قبل شرح داده شد. تقاضا درواقع دو جنبه دارد: تمایل به پرداخت(۳۰) (WTP) برای یک کالا یا خدمت و تقاضای موثر یعنی زمانی که مصرف کننده واقعاً میزان مشخصی از کالا را در یک قیمت خریداری می کند. درصورتی که تمایل به پرداخت افراد بیش از قیمت تعیین شده باشد، نشان دهنده موقعیت مالی مطلوب تر و پررونق تر از حد مورد انتظار است؛ در مقابل چنانچه قیمت بیشتر از تمایل به پرداخت باشد، شخص وارد بازار نمی شود. در کل مصرف کنندگان برای کالا یا خدمت ارزان تقاضای بیشتری دارند؛ اما درآمد نیز بر تمایل به پرداخت تاثیر می گذارد: درآمد بالاتر مصرف کنندگان را قادر می سازد در یک قیمت تقاضای بیشتری از یک کالا یا خدمت داشته باشند، یا قیمت بالاتری را بپردازند. سلیقه(۳۱) اشخاص برای کالا نیز به عنوان یک عامل غیراقتصادی در تقاضا نقش دارد؛ اما تاثیر آن به طور مستقیم دیده نمی شود. با استفاده از اطلاعات گیشه، مثلاً برای بلیت های تئاتر، می توان مقدار تقاضا را در قیمت های مختلف محاسبه کرد و با استفاده از نظرسنجی می توان به درآمد مخاطبان پی برد؛ اما به دست آوردن اطلاعات در زمینه سلیقه آن ها دشوارتر است؛ زیرا معیار عینی وجود ندارد. سلیقه بر تمایل به پرداخت تاثیر دارد: برخی افرادی که شیفته باله هستند احتمالاً تمایل دارند سهم بیشتری از درآمد خود را برای رفتن به باله صرف کنند.
حالتی نیز وجود دارد که هرقدر هم بلیت های یک فعالیت هنری ارزان باشد، بازهم برخی افراد به دلایلی از قبیل پرورش پیدانکردن سلیقه، نداشتن تجربه قبلی و تمایل نداشتن حاضر به مشارکت در آن نمی شوند. بر این اساس خط مشی هنری که هدف آن افزایش مشارکت صرفاً از طریق کاهش قیمت ها است موثر نخواهد بود.

۲ -۳. مشارکت در رویدادهای فرهنگی

بخش عظیمی از مطالعات اقتصاد فرهنگی به بررسی عوامل موثر بر مشارکت در هنر و فرهنگ اختصاص یافته است. در این زمینه از نظرسنجی ها به شیوه خاصی استفاده شده است، برای مثال در نظرسنجی درباره موزه ها، سوالاتی راجع به ویژگی های بازدیدکننده و الگوی بازدید آن ها مطرح می شود: آیا افراد به تنهایی از موزه بازدید می کنند یا دسته جمعی، آیا آن ها در دیگر رویدادهای فرهنگی مشارکت می کنند، و سطح آموزشی، شغلی، درآمدی و... آن ها چگونه است. کشورهایی که این نظرسنجی ها را اجرا کرده اند به نتایج مشابهی دست یافته اند برای مثال: افرادی که از موزه ها بازدید می کنند، رفتن به تئاتر، کنسرت های موسیقی کلاسیک، اپرا و باله را بیشتر می پسندند و سطح آموزش آن ها بالاتر از میانگین افراد است. علاوه بر این مشابه چنین الگویی در زمینه مشارکت در برنامه های هنری و فرهنگی آنلاین نیز وجود دارد. در حال حاضر مخاطبان هنر «همه چیزدوست»(۳۲) شده اند؛ بدین معنی که در طول یک سال در طیف وسیعی از رویدادهای فرهنگی مشارکت می کنند؛ برای مثال هم به کنسرت های پاپ می روند و هم به اجراهای اپرا. سلیقه هنری متاثر از آموزش و به ویژه تجربه های دوران کودکی است که با مشارکت در برنامه های موسیقی، نمایش و رقص، خلق آثار هنری، سرودن شعر و مانند آن بدست آمده و بر مشارکت در رویدادهای فرهنگی در طول دوران زندگی تاثیر می گذارد. بنابراین جای تعجب نیست که برنامه های بهسازی(۳۳) سازمان های هنری حرفه ای برای بالندگی مخاطبان آینده بسیار مهم است.

۳ -۳. درآمدهای اکتسابی و غیراکتسابی

در صنایع فرهنگی انتفاعی درآمد تولیدکننده از پولی است که خریداران بابت کالاها می پردازند؛ اگر درآمدها از هزینه ها بیشتر شود، تولیدکننده سود(۳۴) به دست می آورد؛ اما داستان سازمان های غیرانتفاعی متفاوت است: نخست اینکه طبق مصوبات دولت، هدف سازمان های غیرانتفاعی سودآوری نیست و مازاد درآمد بر هزینه باید در همان فعالیتی که برای آن راه اندازی شده اند مجدداً سرمایه گذاری شود. علاوه بر این، بخشی از درآمد این سازمان ها از فروش بلیت (درآمد اکتسابی)(۳۵) و بخشی دیگر احتمالاً از محل حمایت های مالی نظیر یارانه های دولتی یا هدایای شخصی و پشتیبانی تجاری(۳۶) حاصل می شود (درآمد غیراکتسابی):(۳۷) هر چه درآمد غیراکتسابی بیشتر باشد، این سازمان ها قیمت های بلیت را پایین تر خواهند آورد و درنتیجه درآمد اکتسابی آن ها کاهش می یابد. به همین ترتیب، اعطای یارانه بیشتر، سازمان ها را وادار می کند برای تولید ستاده خود مانند نمایشگاه ها، اجراها و دیگر رویدادها بیشتر هزینه کنند، درنتیجه کیفیت افزایش می یابد. رفتار اقتصادی و تامین مالی سازمان های غیرانتفاعی موضوع مهمی در اقتصاد فرهنگی است.

۴ -۳. بازارهای دوطرفه

در صنایع فرهنگی تجاری، یک مدل درآمدی متفاوت با عنوان بازار دوطرفه(۳۸) توسعه یافته که باوجود اینترنت اهمیت آن بیشتر شده است. این مدل توضیح می دهد که چرا برخی خدمات فرهنگی به طور رایگان ارائه می شوند. در بازار دوطرفه، واسطه یا «پلتفرم»(۳۹) خدمات خود را به دو گروه، یا بیشتر، از مشتریان عرضه می کند: یک ایستگاه تلویزیون تجاری برنامه های خود را به صاحبان آگهی می فروشد و آن ها را بدون دریافت هزینه برای مخاطبان پخش می کند. این ایستگاه تلویزیونی باید بتواند با برنامه های خود مخاطبان را جذب کند؛ زیرا هر چه برنامه ها برای مخاطبان، یعنی «بینندگان»،(۴۰) جذابیت بیشتری داشته باشد، برای صاحبان آگهی نیز جذابیت بیشتری ایجاد می کند. صنایع دیگری مانند بازی ها و صنایع نرم افزار نیز بازارهای دوطرفه مشابهی دارند. در برخی بازارهای دوطرفه، پلتفرم مبلغی را از هر دو طرف دریافت می کند: روزنامه ها و مجلات هم از صاحبان آگهی و هم از خوانندگان مبلغی دریافت می کنند، بنابراین دو منبع درآمد دارند.

۴. هزینه های تولید و عرضه

ابعاد تولید و عرضه هنرهای نمایشی، هنرهای خلاق و میراث متفاوت از یکدیگر است و شیوه برخورد خاص خود را می طلبد؛ اما به لحاظ هزینه از ویژگی های مشابهی برخوردارند. بسیاری از محصولات فرهنگی به سرمایه اولیه بالایی نیاز دارند، که یا هزینه ثابت یا برگشت ناپذیر است: اقلام هزینه ثابت(۴۱) نظیر تجهیزات سرمایه ای را می توان در شرایطی که تولیدکننده از کسب وکار خارج می شود زیر قیمت فروخت؛ اما هزینه های برگشت ناپذیر،(۴۲) مخارج اقلامی هستند که ارزش فروش مجدد ندارند. برای مثال سالن یک تئاتر را می توان برای انواع مختلفی از اجراها استفاده کرد یا آن را به عنوان سالن بازی بینگو(۴۳) فروخت؛ اما سرمایه گذاری صورت گرفته در فیلم یا نمایش ناموفق نمی تواند جبران شود. در مقابل هزینه ثابت، هزینه عرضه یک اجرا یا همان هزینه نهایی(۴۴) نسبتاً پایین است. در هنرهای نمایشی متوسط هزینه های ثابت و متغیر یک اجرا برای هر بازدیدکننده، به تعداد مخاطب سالن بستگی دارد؛ برای مثال در موسیقی ضبط شده، هرچند هزینه های ثابت یا برگشت ناپذیر تولید و بازاریابی بسیار بالا است، اما به دلیل وجود بازار جهانی برای این آثار هزینه های متوسط(۴۵) به ازای هر مصرف کننده بسیار پایین است.

۱ -۴. هنرهای نمایشی(۴۶)

«بیماری هزینه» بامول در آغاز فصل به عنوان یکی از نظریه های اصلی اقتصاد فرهنگی معرفی شد. این نظریه اساساً درباره هزینه های هنرهای نمایشی زنده به کار می رود. معمای(۴۷) نظریه بیماری هزینه، بهره وری نیروی انسانی است. بدین معنا که کارکنان بخش تولید می توانند با استفاده از تجهیزات سرمایه ای، ستاده خود را افزایش دهند، و با به کارگیری فناوری های نوین روش های کاراتری را در تولید کالاها به کار ببرند؛ اما در هنرهای نمایشی، ماهیت محصول یعنی همان اجرایی که اجراکنندگان انسانی به طور زنده به نمایش می گذارند، نظیر کوارتت زهی(۴۸) یا نمایش شکسپیر، امکان کسب منافع حاصل از بهره وری را محدود می کند. در هنرهای نمایشی سرعت بخشیدن به تولید یا کاهش میزان نیروی کار امکان پذیر نیست؛ از این رو در اقتصاد کل به سبب بهره وری حاصل شده از بهبود تجهیزات سرمایه ای دستمزدها افزایش می یابد و با بالارفتن هزینه های نیروی کار، هزینه عرضه هنرهای نمایشی افزایش می یابد. این افزایش در هزینه های تولید یک اجرا به قیمت ها منتقل می شود که آن هم به ناچار با نرخی سریع تر از افزایش قیمت دیگر کالاها افزایش می یابد؛ بنابراین ممکن است به منظور صرفه جویی در هزینه ها سطح کیفی تنزل یافته یا آنکه تقاضا به دلیل افزایش قیمت ها کاهش یابد، یعنی «بیماری». در اقتصاد فرهنگی مطالب بسیاری در این خصوص بیان شده و شواهدی مبنی بر نامتناسب بودن افزایش قیمت و هزینه در انواع هنرهای نمایشی ارائه شده است، بااین حال انتقاداتی نیز در این زمینه وجود دارد (نک: به فصل سوم). این مسئله همچنان به قوت خود باقی است و در سالن های تئاتر و کنسرت که اندازه مخاطبان آن ها محدود به تعداد صندلی ها و آکوستیک سالن است، هزینه عرضه اجراهای زنده به ناچار افزایش می یابد و نتیجه آن رشد سریع تر قیمت ها نسبت به قیمت های عمومی است.

۲- ۴. عرضه هنرهای نمایشی

مسئله بیماری هزینه موجب طرح این پرسش می شود که: آیا عرضه هنرهای نمایشی کاهش یافته است؟ یکی از راه حل هایی که بامول و بوون در کتاب اصلی خود برای حفظ عرضه آثار باکیفیت مطرح کردند این بود که باید حمایت بیشتری صورت گیرد تا از افزایش قیمت ها و متعاقب آن کاهش تقاضا جلوگیری شود؛ اما در فصل بعد خواهیم دید که بیماری هزینه دلیل خوبی برای دریافت یارانه بیشتر نیست و توجیه باید از منظر اقتصاد رفاه انجام پذیرد. از این رو در اینجا به پاسخ این پرسش «اثباتی» می پردازیم که: آیا عرضه در طول ۵۰ سال گذشته کاهش یافته است؟ بر اساس یک تعمیم نادرست،(۴۹) می توان گفت که سازمان های منطقه ای و ملی «پرچم دار»، نظیر باله و اپرای ملی، یا تئاترهای پیشرو، با دریافت مقادیر بیشتر یارانه، ادامه حیات داده اند و دیگر سازمان های هنری با عرضه محصولات متنوع رشد و توسعه یافته اند؛ دراین باره علاوه بر عرضه، مسئله «کیفیت» نیز مطرح است؛ باوجود افزایش قیمت بلیت تولیدات هنری، همچنان تمایل به پرداخت برای این آثار در میان مخاطبان وجود دارد، ازاین رو عرضه این هنرها همچنان ادامه داشته و از بین نرفته اند. یکی از دلایل آن بهبود وضعیت افراد است: درآمدها به دلیل رشد اقتصادی بالاتر رفته و تقاضا برای آثار و فعالیت های هنری نیز به درآمدها و قیمت ها وابسته است. به طورکلی به نظر می رسد که عرضه، دسترسی به طیفی از هنرهای نمایشی را افزایش داده است.
بااین حال عامل دیگری وجود دارد که افزایش قیمت ها را مهار کرده است. هزینه های نیروی کار هنری افزایش یافته است؛ اما نه به اندازه هزینه های نیروی کار در دیگر صنایع. این موضوع در نظریه بیماری هزینه نادیده انگاشته شده است؛ اما با این حال در پیش بینی های آن تغییری ایجاد نمی کند. مطالعه های بازار نیروی کار هنرمندان نشان داده است که بخش هنر عموماً با مازاد عرضه هنرمندان، اعم از هنرمندان خلاق و هنرمندان اجرا، روبه رو است. تعداد افراد یا ساعات نیروی کار عرضه شده در نرخ های دستمزد مختلف، مازاد عرضه(۵۰) را تعیین می کند. در همه صنایع خلاق، عرضه نیروی کار، حتی در نرخ های بسیار پایین دستمزد یا حتی بدون دستمزد، بالا است. دلایل آن جذابیت نوع کار و تمایل به قمار بر روی شانس های کوچک برای رسیدن به یک موفقیت بزرگ است. عرضه مازاد باعث کاهش دستمزد می شود و با آنکه دستمزد در هنرهای نمایشی افزایش می یابد، افزایش درآمدها به سرعت دیگر مشاغل یا سطح کلان اقتصاد افزایش نمی یابد. درواقع هنرمندان به نوعی به بخش هنر یارانه می پردازند.

۳ -۴. هنرهای تجسمی،(۵۱) موزه ها و سایر میراث فرهنگی

در اقتصاد فرهنگی مطالعه های بسیاری در زمینه قیمت ها و بازده سرمایه گذاری در حراج آثار هنری انجام شده، اما درباره هزینه ها و عرضه آثار تجسمی معاصر تحقیقات اندکی صورت گرفته است. مطالعه های بازار کار هنرمندان حاکی از آن است که هنرمندان تجسمی از عواید کمی برخوردارند و برای عرضه آثار هنری با محدودیت های زمانی روبه رو هستند. همچنین در زمینه کپی رایت و حقوق هنرمندان، به عنوان عوامل تاثیرگذار بر عرضه مطالعه هایی انجام شده است. این موضوع ها در فصل پنجم با تفصیل بیشتری بحث و بررسی قرار می شود.
در مقابل، به موضوع هزینه و عرضه موزه ها و میراث در اقتصاد فرهنگی بیشتر توجه شده است. در این زمینه چند مسئله اهمیت دارد: نخست، نظر کارشناسان، عرضه میراث را تعیین می کند، اقلام میراث در گذشته و برای اهداف دیگری ساخته شده اند که با تایید کارشناسان به عنوان بخشی از مجموعه ها قرار می گیرند. به طورکلی، عرضه آثار قدیمی ثابت است، مگر این که کشف یا ثبت جدیدی صورت گرفته باشد، و موزه هایی که به طور تخصصی در حوزه هنر معاصر و آثار دستی فعالیت دارند، معمولاً آثار آماده خریداری می کنند. آنچه موزه ها و گالری های هنر عرضه می کنند، شامل فضای نمایشگاهی، دسترسی به اطلاعات و اطلاع رسانی درباره اشیای مجموعه ها و تحقیق و حفاظت از آن ها است. هزینه های تولید برحسب اندازه فضا، اندازه و نوع مجموعه،(۵۲) تعداد بازدیدکنندگان و نظایر این ها متفاوت است. البته، بخش اعظم دارایی های آن ها، ساختمان و مجموعه، سرمایه ای بوده و در بسیاری موارد متعلق به دولت هستند. یکی از موضوع های اقتصاد فرهنگی این است که مدیران موزه این دارایی ها را بدون هزینه تصور کرده و به ذخیره یا انباشت آن ها تمایل دارند، درحالی که این امر باعث رشد بی اندازه مجموعه می شود. حتی زمانی که فضای کافی برای نمایش وجود نداشته و انبارهای موزه پر باشد، بازهم مدیران موزه تمایلی برای فروش ندارند. به علاوه، شیوه اداره موزه ها در برخی کشورها به گونه ای است که مدیریت اغلب انگیزه ای برای بهبود تجربه بازدیدها ندارد.
مسائل مربوط به عرضه میراث ابنیه نیز مشابه موزه ها است. بناها برحسب اهمیت تاریخی و یا معماری ثبت یا تائید می شوند؛ بنابراین «عرضه» آن ها به انتخاب کارشناسان بستگی دارد. این انتخاب ها الزاماً بر مبنای ملاحظات هزینه ای صورت نمی گیرد. همین طور ممکن است انتخاب های مزبور با نظر مالیات دهندگان منطبق نباشد، اگرچه درنهایت آن ها بودجه حفاظت را تامین می کنند. جنبه دیگر حفاظت از میراث ابنیه این است که بسیاری از بناهای ثبت شده متعلق به بخش خصوصی بوده و هزینه های نگهداری و حفاظت بر عهده مالکان است. به علاوه، مراجع ذی صلاح که بناها را ثبت می کنند، شرط هایی را درباره تغییرات ساختمان در نظر می گیرند و بر رعایت استاندارهای حفاظتی تاکید می کنند که معمولاً هزینه بر است؛ زیرا نگهداری آن ها مستلزم بهره گیری از افراد متخصص است. فصل چهارم با جزئیات بیشتری به این مسائل می پردازد.

۴ -۴. صنایع فرهنگی

صنایع فرهنگی، به غیراز رسانه های پخش عمومی، اغلب موسسه های انتفاعی اند و به طورکلی آنجا که اهمیت هزینه های تولید و عرضه مطرح باشد، قوانین عرضه و تقاضا عمل می کند. اگر برای کالا یا خدمت بازار وجود داشته باشد، بنگاه ها با تصور کسب سود، اقدام به تولید و عرضه آن خواهند کرد. تولید اولین نسخه یا «نسخه اصلی» اغلب هزینه ثابت بالایی در بردارد، اما هزینه های نهایی تولید یک قلم بیشتر پایین بوده، و برای نسخه های دیجیتالی عملاً صفر است. حتی قبل از پیدایش اینترنت، هزینه ارسال سیگنال تلویزیون به یک مشتری دیگر بسیار اندک بود. در صنایع فرهنگی بالابودن هزینه های متوسط(۵۳) (هزینه کل تقسیم بر مقدار تولید) و پایین بودن هزینه های نهایی، موجب می شود بنگاه ها به تولید با مقیاس بزرگ و ایجاد تمرکز(۵۴) روی آورند. این ویژگی های هزینه ای، دلیل سلطه تعداد اندکی شرکت های بین المللی بر صنایع فرهنگی نظیر نشر، ضبط صدا و فیلم و متعاقب آن قدرت چانه زنی نسبتاً ضعیف پدیدآورندگان آثار هنری و اجراکنندگان در این صنایع است. قانون مالکیت فکری(۵۵) برای اختراع ها، نشان های تجاری و خصوصاً کپی رایت تمایل به تمرکز را تقویت می کند، زیرا این قوانین مانعی بر سر راه رقابت هستند. درواقع، بیشتر صنایع فرهنگی انحصارهای چندجانبه(۵۶) هستند، یعنی نوعی سازمان اقتصادی که در آن تعداد اندکی بنگاه بزرگ در یک بازار خاص رقابت می کنند؛ آن ها رقبا را زیر نظر داشته و از فعالیت های آن ها کاملاً آگاه اند و گاهی برای حفظ موقعیت خود در بازار، استراتژی خرید و ادغام را پیش می گیرند. در کنار این غول ها بنگاه های کوچک بسیاری به فعالیت مشغول اند، که اغلب از نوآوران بازار بوده و به سرعت رشد می کنند، تا جایی که ممکن است باعث خروج بنگاه های قدیمی از بازار شده یا در ادغام ها بلعیده شوند.
قدرت بازار به دو دلیل اهمیت دارد: بنگاه های حاکم می توانند مصرف کنندگان را از طریق قیمت استثمار کنند، و همچنین می توانند پیشرفت های فرهنگی جدید و خلاقیت را محدود سازند. در شرایط جهانی شدن مالکیت، عرضه محصولات فرهنگی ممکن است به سبب حفظ منافع گروه حاکم محدود شود، و عرضه کنندگان کوچک به علت ناتوانی در رقابت بر سر هزینه ها و قیمت از بازار خارج می شوند: نمونه آن فیلم های هالیوود است. به همین خاطر، کشورها اغلب خط مشی های فرهنگی خاصی برای حفظ فرهنگ های ملی و توسعه فرهنگی تدوین می کنند و برای نظارت بر انحصارگران و بنگاه های انحصار چندجانبه، خط مشی های رقابت اتخاذ می کنند.

۵. جمع بندی

مباحث مقدماتی ارائه شده در باب اقتصاد فرهنگی نشان داد که کالاهای فرهنگی و هنری کالاهای اقتصادی هستند، زیرا مفاهیم اصلی اقتصاد نظیر هزینه فرصت، عرضه و تقاضا، تولید و مصرف، درباره آن ها مصداق دارد. البته، صنایع هنری و خلاق به لحاظ داشتن ویژگی های خاص خود رویکرد ویژه ای را می طلبد و تطبیق نظریه اقتصادی با این ویژگی ها است که اقتصاد فرهنگی را متمایز می سازد. هدف این فصل آشنایی خواننده با بسیاری از موضوع های رشته اقتصاد فرهنگی و ابزارهای اصلی تحلیل های اقتصادی بود. فصل های بعدی کتاب با جزئیات بیشتری به این موضوع ها می پردازد. در فصل نهایی خلاصه ای از مفاهیم و یک ارزیابی از پیشرفت اقتصاد فرهنگی ارائه می شود.

منابعی برای مطالعه بیشتر

کتاب اقتصاد و فرهنگ(۵۷) نوشته دیوید تراسبی(۵۸) (۲۰۰۱) به بیان دیدگاه های این اقتصاددان برجسته فرهنگی در زمینه نقش اقتصاد در فرهنگ می پردازد. همچنین کتاب هنر و اقتصاد(۵۹) اثر برونو فری(۶۰) (۲۰۰۳)، دیگر اقتصاددان بزرگ حوزه فرهنگ، مقدمه ای روان برای بسیاری از موضوع های کتاب حاضر محسوب می شود. کتاب تایلر کوئن(۶۱) (۱۹۹۸) با عنوان در ستایش فرهنگ تجاری(۶۲) با نگاهی تاریخی، مقدمه ای بر جنبش صنایع خلاق ارائه می کند. در آثار مایکل مانتیس(۶۳) (۱۹۷۶) و ویلیام گرمپ(۶۴) (۱۹۹۶) انتقادات جدی به مدیریت موزه وارد شده، که مطالعه آن ها توصیه می شود.

نظرات کاربران درباره کتاب درآمدی پیشرفته بر اقتصاد فرهنگی

/// ◄فیدیبو:باسلام فایل کتاب بررسی شده است. خواهشمندیم مشکل خود را از طریق تماس با ما مطرح کنید تا همکاران ما در بخش پشتیبانی شما را راهنمایی کنند. بامهر /// من کتاب رو خریداری کردم، اما نمی تونم دانلودش کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟
در 2 سال پیش توسط smp...985