فیدیبو نماینده قانونی کنکاش و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب راز نهفته

کتاب راز نهفته
شرح زيارت جامعه كبيره،

نسخه الکترونیک کتاب راز نهفته به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب راز نهفته

ازآنجاکه زیارت جامعه کبیره دائره المعارف فرهنگ شیعه است و بنا به فرموده امام هادی (علیه السلام) تمامی حضرات معصوم (سلام الله علیهم) را می‌توان با فقرات آن زیارت نمود. نویسنده با توجه به اهمیت و تاکیدی که درباره زیارت جامعه دیده، برآن شده که باعنایت پروردگارمنان، پیامبر اعظم، اهل بیت (علیهم السلام) شرحی روان ونسبتا گویا برزیارت جامعه بنگارد.

ادامه...
  • ناشر کنکاش
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.71 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۲۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب راز نهفته

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

راز نهفته

(شرح زیارت جامعه کبیره)

سیدعلی اصغر مرادی زاده





حق انتشار الکترونیک برای فیدیبو محفوظ است

تعریف زیارت

«زیارت» در لغت به معنای قصد و توجه به زیارت شونده[۱] و به ملاقات او رفتن است[۲]. «زائر» اسم فاعل زیارت؛ به معنای زیارت کننده، و «مَزور» اسم مفعول و به معنای زیارت شونده است.
در اصطلاح، زیارت به معنای قصد و توجه زیارت شونده همراه با اکرام و تعظیم و انس با او است. [۳] در فرهنگ دینی، «زیارت» به معنای حاضر شدن بر قبور پیامبران و امامان (علیهم السلام) و بزرگان دین همراه با اکرام و تجلیل آنها و رعایت آداب خاص می باشد.

جایگاه زیارت در اسلام

زیارت در اسلام، امری شایسته، مستحب و مورد سفارش است، مخصوصاً اگر مراد از قبور، مزار اولیای الهی باشد. همه فِرَق و مذاهب اسلامی به جز یک فرقه از حنبلی های متاخر (وهابیت)، بر مشروعیت زیارت اتفاق نظر دارند. در مذهب شیعه بیش از همه، در باب زیارت و اهمیت آن سفارش شده است. درمذهب تشیع، زیارت معصومان (علیهم السلام) بعد از مرگ آنها، مساوی با زیارتشان در حال حیات، معرفی شده است.
در روایات داریم که آرامگاه اولیای الهی بقعه ای از بقعه های بهشت است؛ یعنی همانطور که بهشت محل وصال حقیقی به خداوند و سلامت و امنیت نفس و برآورده شدن آرزوها و … است، حرم­های اولیای الهی نیز این چنین است و تا این اندازه موجب صفای روح و شفای دل و برآورده شدن حوائج می شود. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خطاب به امیرالمومنین (علیه السّلام) فرمود: «…ای ابا الحسن خداوند قبر تو و قبور فرزندان تو را بقعه ای از بقعه های بهشت می گرداند…». [۴].
مرقد مطهر آن حضرات بقعه ای از بقعه های الهی می باشد و اقبال به زیارت آنان، موجب وفای به عهد با سلسله امامت و ولایت وبهره­مندی از شفاعت آنان خواهد شد.

(۱) مجمع البحرین طریحی.محقق حسینی اشکوری.تهران نشرمرتضویه سال۱۳۷۵ه.ش
(۲) مفردات راغب اصفهانی.قم.موسسه تحقیقات ونشرمعارف اهل البیت
(۳) مجمع البحرین طریحی.محقق حسینی اشکوری.تهران نشرمرتضویه سال۱۳۷۵ه.ش
(۴) ارشاد القلوب دیلمی.قم جامعه مدرسین.دفترانتشارات اسلامی

آداب زیارت در مکتب اهل بیت

آنچه در این مقام مهم است که ازآن بحث شود، این مطلب است که زیارت اشخاص باهم فرق می کند. اگر انسان به زیارت شخص عادی برود، خود را در حدّ مقام و شخصیت او آماده می کند و اگر مقام او بالاتر باشد، انسان خود را بیشتر آماده می نماید; هم از نظر ظاهری خود را مرتب می نماید و هم از نظر باطنی و درونی. انسان پیش از آن که به دیدار بزرگی برود، به طور معمول برخی از آداب را مراعات می نماید. برای نمونه، به هنگام دیدار از سلطانی پیش از رسیدن به نزد او خود را آماده می کند که چگونه با او برخورد کند، چگونه سلام نماید، چگونه احوال پرسی کند، در برابر پرسش او چگونه پاسخ دهد و چگونه در حضور او بنشیند و.... در مکتب اهل بیت (علیهم السلام) پس از فراخوانی وتاکید بر اصل زیارت ائمّه ـ که زیارت آنان زیارت خداست،به آداب زیارت پرداخته شده است. البتّه در صدور بخش بسیاری از زیاراتی که وارد شده، هیچ شک و تردیدی نیست. آداب ویژه ای در این زیارت ها ـ یعنی زیارت پیامبر اکرم (صلی اللّه علیه وآله)، حضرت زهرا و زیارت ائمّه اطهار(علیهم السلام) لحاظ و رعایت شده است. انسان باید برای زیارت آمادگی داشته باشد که معصومین چگونگی این آمادگی را بیان فرموده اند.

* برخی از آداب زیارت چنین است:
۱. زائر پیش از آغاز سفر زیارتی غسل کند.
۲. در طول سفر از سخنان بیهوده، مخاصمه و مجادله بپرهیزد. ۳. پیش از مشرّف شدن به حرم مطهّر غسل نماید. ۴. لباس های نو و پاکیزه بپوشد. ۵. به هنگام تشرّف گام های خود را کوتاه بردارد....

البته دعوت ایشان به زیارت خودشان، راه دادن انسان به حضور،آموزش آداب دیدار، تعلیم سخن گفتن با آنان، چگونگی حالات ظاهری و باطنی، همه از باب لطف و از مصادیق قاعده لطف و از طبع بزرگ منشی و عظمت و شکوه اهل بیت علیهم السلام است.
در مورد آداب زیارت جامعه کبیره چند نکته باید مورد توجه قرار گیرد که به ترتیب عبارتند از:

۱- گفتن شهادتین، یعنی بگوید: «اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمداً عبده و رسوله».
۲- غسل کند و با حال غسل باشد.
۳-بعد از دخول در حرم، قبر معصوم(علیه السلام) را ببوسد.
۴- سپس ۳۰ مرتبه «الله اکبر» بگوید.
۵- پس اندکی راه برود و با دلی آرام و تنی آرام، گام ها را نزدیک یکدیگر قرار دهد و با ادب ویژه به حالت آماده باش بایستد.
۶- دوباره ۳۰ مرتبه «الله اکبر» بگوید.
۷- سپس نزدیک قبر مطهر رود و بار سوم ۴۰ مرتبه «الله اکبر» بگوید.
۸- سپس اصل زیارت نامه را قرائت کند.
۹- در پایان زیارت هم دعای وداع خوانده شود.

سند زیارت جامعه

شیخ صدوق(ره) در کتب «من لایحضره الفقیه» و "عیون "از موسی بن عبدالله روایت کرده است: خدمت امام علی النقی(علیه السلام) عرض کردم: یابن رسول الله زیارتی بلیغ و کامل مرا تعلیم فرما که هرگاه خواستم یکی از شما را زیارت کنم، آن را بخوانم. امام آداب زیارت و متن زیارت جامعه را به وی تعلیم فرمود.
شیخ طوسی(ره) هم در کتاب «تهذیب» از محمد بن اسماعیل برمکی و او از موسی بن عبدالله النخعی، آداب و متن این زیارت را از امام علی النقی(علیه السلام) نقل کرده اند.
بزرگان فقها و محدّثان، زیارت جامعه را صحیح دانسته اند، و به عبارت های آن در کتاب های خود در مباحث گوناگون استدلال نموده اند. لازم است به چند نکته اشاره شود:

نکته اول: شیخ صدوق(ره) در مقدّمه کتاب من لا یحضره الفقیه می گوید: من مطابق روایاتی که در این کتاب آورده ام، فتوا می دهم و آن ها را بین خود و خدای خود حجّت می دانم. این سخن در بین فقها خاستگاه بحث بزرگی شده; چرا که با تحقیق و مراجعه به کتاب های فتوایی شیخ صدوق (ره) همانند" المقنع و الهدایه" روشن می شود که نه تنها شیخ طبق همه روایات کتاب من لا یحضره الفقیه فتوا نداده; بلکه در مواردی خلاف آن ها فتوا داده است. با توجّه به التزامی که شیخ در آغاز کتاب من لا یحضره الفقیه دارد، چگونه مخالفت او را در کتاب های فتوایی می توان توجیه کرد؟ دانشمندان محقق در توجیه این عملکرد نظرهای گوناگونی ارائه کرده اند، آن چه محلّ حاجت است این مطلب که: علاّمه مجلسی (ره) می نویسد: شیخ صدوق از این التزام، دراثنای همان کتاب دست برداشته و عدول کرده است.
آقای حکیم (ره)در "مستمسک عروه الوثقی" ضمن اشکال به علاّمه مجلسی (ره) که اشکال هم وارد است ـ مطلب مفیدی می آورد و می گوید: اگر شیخ صدوق واقعاً از تعهّد خود عدول کرده، باید مشخص کند که در کدام بخش از کتابش عدول نموده است. به سخن دیگر، اگر از التزامش عدول کرده باید همان جا تذکر دهد تا خواننده متوجّه عدول او گردد که اگر این عدول را تذکر ندهد، تدلیس خواهد بود و این امر قبیحی است و شان شیخ صدوق (ره) بزرگ تر از تدلیس است. بنابراین، سخن علاّمه مجلسی دلیلی ندارد; بلکه دلیل بر خلافش است. بر اساس این تحقیق، هر روایتی که در کتاب "من لا یحضره الفقیه" از اشخاص نقل شده است باید مورد اعتماد باشد و همه راویان زیارت جامعه نزد شیخ صدوق ثقه خواهند بود، و همین برای ما کافی است.

نکته دوم: اصطلاح «صحیح» در روایات نزد علمای قدیم ما با اصطلاح متاخّران تفاوت دارد. آنان هر روایتی را که وثوق به صدور آن داشتند، صحیح می دانستند و بر آن اثر مترتّب می کردند، و این اصطلاح هم چنان مورد عمل همه فقها و محدّثان بوده تا زمان سید ابن طاووس (ره) که ایشان یا علاّمه حلّی اصطلاح صحیح را بر حدیثی نهادند که راویان آن مورد وثوق باشند. جمعی از محدّثان متاخّر نیز بر اصطلاح جدید بوده اند. از این رو مرحوم محدّث نوری بر مرحوم مجلسی در کتاب "مرآه العقول" و مرحوم محدّث جزائری در شرح"تهذیب الاحکام" به دلیل بررسی روایات آن دو کتاب بر اساس اصطلاح متاخّران انتقاد نموده است این هم وجه دیگری است برای صحّت زیارت جامعه نزد مرحوم صدوق و قدما و عموم محدّثان.

نکته سوم: شیخ صدوق (ره) در بین بزرگان علمای ما این امتیاز را دارد که به بلاد مختلف مسافرت نموده و با فقها و محدّثان مذاهب دیگر مذاکرات علمی داشته است. وی از آنان حدیث اخذ کرده و احادیث اهل بیت (علیهم السلام) را نیز برای آنان روایت نموده و در بلاد منتشر کرده است. به همین روی، علمای مذا هب دیگر نیز در شمار مشایخ او بوده اند. با نگاه به کتاب های شیخ صدوق(ره)، می بینیم مشایخ روایت زیارت جامعه از کسانی هستند که وی از آنان بسیار روایت کرده و درباره آنان «رضی اللّه عنه» گفته است: علی بن احمد الدقّاق، در این منابع آمده است: الامالی: ۳۰۹، ۳۳۴، ۴۵۱، ۷۶۸، التوحید: ۴۸، ۵۶، ۵۷، ۶۰، الخصال: ۵۴۳، علل الشرایع: ۱ / ۱۳۱، ۱۷۵، ۱۷۶، عیون اخبار الرضا علیه السلام: ۲ / ۳۱۵، کمال الدین: ۵۲۰ من لا یحضره الفقیه: ۴ / ۴۴۵ و ۴۷۶.
محمد بن احمد السنانی، در این منابع آمده است: الامالی: ۴۱۰، ۷۵۵،
الخصال: ۵۴۳، علل الشرائع: ۱ / ۱۳۱، ۱۷۵، ۱۷۶ من لا یحضره الفقیه: ۴ / ۴۷۶.
علی بن عبداللّه الوراق، در این منابع آمده است: علل الشرائع: ۱ / ۱۳۲، ۷۵، ۱۷۶، ۲۴۰ کمال الدین: ۵۲۰.
حسین بن ابراهیم المکتّب، در این منابع آمده است: علل الشرائع: ۱ / ۶۷ الخصال: ۵۴۳.

نکته چهارم: وقتی شیخ صدوق برای روایات من لا یحضره الفقیه چنان شانی را قائل باشد و از مشایخ خود چنان تعبیر نماید، و در مقابل،هیچ گونه جرحی درباره شیخ مورد نظر وجود نداشته باشد، قطعاً آن شیخ که مورد رضایت بوده و در کتاب مزبور از او حدیث نقل شده، مورد وثوق خواهد بود. نکته پنجم: تعدّد راوی در هر طبقه موجب مزید وثوق به صدور و راویان حدیث خواهد بود. مرحوم شیخ صدوق به توسّط چهار نفر از مشایخ خود زیارت جامعه را روایت کرده است. ۱. علی بن احمد بن محمّد دقّاق ۲. محمّد بن احمد السنانی وی نواده «محمّد بن سنان» است، از این روی به «سنانی» ملقّب شده است. ۳. علی بن عبداللّه الورّاق ۴. حسین بن ابراهیم بن احمد بن هشام المکتب نام این چهارنفردر تنقیح المقال آمده است. وهیچ گونه جرحی در این اشخاص وجود ندارد و ترحّم و ترضّی شیخ صدوق بر آن ها دلیل بر حسن حال; بلکه وثاقت آنان می باشد.

موسی نخعی

درباره نام «موسی نَخَعی» چنان که پیداست، بین نقل کتاب "من لا یحضره الفقیه "و "عیون الاخبار" اختلاف وجود دارد; از این رو بحث می شود که آیا «موسی بن عمران نخعی» و «موسی بن عبداللّه نخعی» یک شخص هستند یا دو فرد. در این جا دو احتمال وجود دارد:
اول. احتمال دارد در این جا تصحیف شده باشد; یعنی در نوشتن موسی بن عمران نخعی با موسی بن عبداللّه نخعی اشتباه رخ داده و در واقع «موسی بن عبداللّه نخعی» درست است. گواه بر صدق این احتمال همان است که شیخ طوسی این روایت را از شیخ صدوق در کتاب "تهذیب الاحکام" از «موسی بن عبداللّه نخعی» نقل کرده است. بنابراین اشتباه در نوشتار از ناسخان کتاب بوده است. روی این اصل، موسی بن عبداللّه تعین پیدا می کند.
دوم. احتمال دارد هر دو اسم درست باشد; چرا که هنگام ذکر راوی گاهی نام راوی به پدرش و گاهی به جدّش نسبت داده می شود. این امر در اسانید دیگر نیز اتّفاق افتاده است. مثلا در تحقیقی که در مورد یکی از راویان انجام شده، نام او به چهار صورت در اسناد روایات آمده. یک بار نامش ذکر شده، بار دیگر با لقب از او یاد شده، بار سوم منتسب به جدّش و بار چهارم منتسب به پدرش شده است بنابراین دو احتمال، می توان نتیجه گرفت که موسی بن عبداللّه و موسی بن عمران هر دو نام یک نفر است. البتّه موسی بن عمران نخعی در کتاب های تفسیری، فقهی و... بسیار روایت دارد و کتاب های بسیاری در کتاب معجم رجال الحدیث نام برده شده که روایات موسی بن عمران نخعی را آورده اند، از جمله: من لا یحضره الفقیه،تهذیب الاحکام، الاستبصار، التوحید،علل الشرائع، معانی الاخبار،کمال الدین و.... بنابراین نام موسی بن عمران نخعی به عنوان یکی از محدّثان و راویان شیعه به طور فراوان در کتاب های ما ذکر شده است. این نخستین جهت توثیق این راوی است.
جهت دوم. موسی بن عمران از رجال کتاب کامل الزیارات است. شیخ بزرگوار ابن قولویه در مقدّمه کتاب خود می نویسد: روایاتی که در این کتاب می آورم همه از مشایخ ثقات هستند. از همین رو، آقای خویی (ره)به وثاقت همه رجال کتاب کامل الزیارات قائل شد و بنابر آن در موارد بسیاری فتوا داد. برخی از اساتید ما نیز به پیروی از آقای خویی همین مبنا را قائل شدند. البته آقای خویی در اواخر ایام زندگی اش از این مبنا دست برداشت و نظرش عوض شد که منظور از مشایخ ثقات، مشایخ و اساتید بلا واسطه ابن قولویه هستند، نه رجال دیگر کتاب. بنابراین، موضوعی که بایستی بررسی کرد این است که آیا ابن قولویه فقط مشایخ خود، یا همه رجال کتاب را توثیق کرده است؟ اگر پس از بررسی این گونه نظر بدهیم که عبارت ابن قولویه در توثیق همه رجال ظهور دارد، جهت دوم، توثیق موسی بن عمران ـ عبداللّه ـ نخعی خواهد شد.
جهت سوم. در پژوهشی دیگر در کتاب من لا یحضره الفقیه، به توثیق دیگری برای موسی بن عمران اشاره شده، شیخ صدوق در کتاب الوصیه پس از نقل روایاتی می نویسد: در این معنا، در کتاب کمال الدین وتمام النعمه احادیث مستند صحیح آورده ام. وی این روایات را به کتاب اکمال الدین حواله می کند و به صحّت آن ها تصریح می نماید، و یکی از راویان آن روایات، موسی بن عمران نخعی است.
جهت چهارم. یکی از علمای بزرگ ما شیخ طبری (ره) درکتاب "بشاره المصطفی لشیعه المرتضی "می نویسد: در این کتاب حدیثی را ذکر نکردم مگر این که مستند بوده; روایت هایی از مشایخ بزرگ و افراد صالحِ مورد وثوق و اطمینان. و یکی از راویان این کتاب موسی بن عمران نخعی است.
جهت پنجم. کلام عالم بزرگوار ابن مشهدی است. وی در مقدّمه کتاب المزار خود می نویسد: من در این کتاب کیفیت زیارت مشاهد مشرّفه... و نیز دعاهایی را جمع آوری نمودم، به سندی که به واسطه راویان مورد وثوق از اهل بیت علیهم السلام نقل شده است. موسی بن عمران یکی از راویان این کتاب است.
جهت ششم. وی از رجال تفسیر علی بن ابراهیم قمی است که آن بزرگوار رجال این کتاب را توثیق کرده است.
جهت هفتم. در تنقیح المقال پس این که می گوید: وی راوی زیارت جامعه است می نویسد: و فی روایته لها دلاله واضحه علی کونه امامیاً صحیح الاعتقاد، بل فی تلقین مولانا الهادی علیه السلام شهاده علی کون الرجل من الحسان، مقبول الروایه لهم، وعدم ذکره فی کتب الرجال غیر قادح فیه.
جهت هشتم. مرحوم آقای خویی(ره) در کتاب معجم رجال الحدیث،اورا تاییدکرده است.

حکایت سید رشتی

علامه میرزا حسین نوری(ره) می نویسد: سیدتقی صالحی موسوی رشتی که از عابدان و پرهیزگاران وتاجران رشت بودگفت: در سال هزار و دویست و هشتاد به قصدحجّ و زیارت از رشت به تبریزآمدم و به خانه حاجی صفر علی تاجر تبریزی معروف رفتم. چون کاروانی نبود متحیر ماندم چطور بروم. بعد چند روز حاجی جبّار جلودار سدهی اصفهانی قرارشد باری را به طرابوزن ببرد. از او اسبی کرایه کردم و با هم رفتیم. وقتی به منزل اوّل رسیدیم. سه نفر دیگر به من ملحق شدند. حاجی ملاّ باقر تبریزی و حاجی سید حسین تاجر تبریزی و حاجی ملاّ علی نامی. پس باهم حرکت کردیم تا رسیدیم به ارزنه الروم. در یکی از منازل بین راه حاجی جبّار جلودار به نزد ما آمد و گفت: منزلی که در پیش رو داریم ترسناک است زود باروبنه راببندید و باکاروان حرکت کنیدکه ازکاروان عقب نیفتید. بار وبنه رابستیم و حدود دو ساعت و نیم یا سه ساعت مانده به صبح باهم حرکت کردیم. به اندازه نیم یا سه ربع فرسخ از راه راکه رفتیم. هوا تاریک شد و بارش برف شروع شد. برف آنقدر شدید بودکه رفقا هر کدام سر خود را پوشاندند و اسبهای خودرا تند راندند. من هرچه تلاش کردم با آنها بروم نتوانستم. آنها رفتند. من تنها ماندم از اسب پیاده شدم در کنار راه نشستم خیلی نگران بودم چون حدود ششصد تومان پول بیشتر نداشتم بعد از کمی تفکر تصمیم گرفتم که تا صبح در همین جابمانم بعد به آن جایی که از آنجا بیرون آمدیم مراجعت کنم و از آنجا چند نفرنگهبان به همراه بردارم و به قافله ملحق شوم در هم آن حال مقابل خود باغی دیدم و دیدم در آن باغ باغبانی را دیدم پیش من آمد ایستاد. گفت: تو کیستی؟ گفتم: رفقا یم رفتند و من تنها ماندم راه را نمی دانم گم شده ام. گفت: نافله بخوان تا راه را پیدا کنی من مشغول نافله شدم بعد از اینکه نافله راخواندم دوباره آمد گفت: هنوز نرفتی؟گفتم: واللّه راه را نمی دانم گفت: جامعه بخوان من جامعه را حفظ نبودم بلند شدم و جامعه را از حفظ خواندم. دوباره آمدگفت: هنوزنرفتی؟ بی اختیار گریه ام گرفت. گفتم: راه را نمی دانم گفت: عاشورا بخوان و عاشورا را نیز حفظ نبودم برخاستم و مشغول زیارت عاشورا شدم از حفظ تا آنکه تمام لعن و سلام و دعای علقمه را خواندم. دیدم دوباره آمد گفت: هنوز نرفتی؟گفتم:نه گفت: من حالا تو را به قافله می رسانم. رفت بر الاغی سوار شد و گفت: توهم بر الاغ سوار شو سوار شدم. پس افسار اسب خود را کشیدم حرکت نکرد. گفت: افسار اسب را به من بده دادم به راه افتاد. اسب متابعت کرد. گفت: شما چرا نافله نمی خوانید نافله نافله نافله و دوباره گفت: شما چرا عاشورا نمی خوانید عاشورا عاشورا عاشورا و بعد گفت: شما چرا جامعه نمی خوانید جامعه جامعه جامعه. یک دفعه گفت: آنان رفقای شمایند که کنار نهر آبی فرود آمده مشغول وضو برای نماز صبح بودند. پس من از الاغ پایین آمدم که سوار اسب خود شوم نتوانستم پس او پیاده شد و مرا سوار کرد. من در آن حال به فکرافتادم که این شخص چه کسی بود که به زبان فارسی حرف می زد درحالی که درآن حوالی زبانی جز ترکی نبود و چطو به این سرعت مرا به رفقای خود رساند. پس به پشت سر نظر کردم کسی را ندیدم و به رفقای خود ملحق شدم.

**مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی(ره)**

صلوات خاصه امام علی النقی(علیه السلام)

در صلواتی که از امام حسن عسکری(علیه السلام) درباره هر کدام از چهارده معصوم (علیهم السلام)نقل شده درباره امام هادی علی النقی(علیه السلام) چنین آمده است:

اللّهُمَّ صَلِّ عَلی عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ، وَصِیِّ الْاَوْصِیآءِ، وَاِمامِ الْاَتْقِیآءِ،وَخَلَفِ اَئِمَّهِ الدّینِ، وَالْحُجَّهِ عَلَی الْخَلائِقِ اَجْمَعینَ، اَللّهُمَّ کَماجَعَلْتَهُ نوُراً یَسْتَضیی ُ بِهِ الْمُوْمِنوُنَ فَبَشَّرَ بِالْجَزیلِ مِنْ ثَوابِکَ، وَاَنْذَرَ بِالْاَلیمِ مِنْ عِقابِکَ، وَحَذَّرَ بَاْسَکَ، وَذَکَّرَ بِآیاتِکَ، وَاَحَلَّ حَلالَکَ، وَحَرَّمَ حَرامَکَ، وَبَیَّنَ شَرایِعَکَ وَفَرایِضَکَ، وَحَضَّ عَلی عِبادَتِکَ، وَاَمَرَ بِطاعَتِکَ، وَنَهی عَنْ مَعْصِیَتِکَ، فَصَلِّ عَلَیْهِ اَفْضَلَ ما صَلَّیْتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اَوْلِیآئِکَ، وَذُرِّیَّهِ اَنْبِیآئِکَ، یا اِلهَ الْعالَمینَ.

بارالها! بر علی بن محمد (امام نقی) درود فرست. او که جانشین اوصیای پیامبر(ص) و پیشوای پارسایان است. و جایگزین رهبران دین و حجت بر تمام آفریدگان. بارالها! همانگونه که او را نوری قرار دادی تا مومنان از او فروغ بگیرند. او به پاداش بزرگ تو بشارت داد و از کیفر تو مردم را بر حذر داشت و آیات تو را یادآور گردید، حلال تو را حلال دانست و حرام تو را حرام شمرد. آئین تو و واجبات تو را روشن کرد و مردم را به عبادت تو برانگیخت. و به طاعت تو فرمان داد و از معصیت تو بازداشت. خدایا! بر او درود فرست برترین درودی که بر هر کدام از اولیای خودت و ذرّیه پیامبرانت می فرستی ای معبود جهانیان.

پیشگفتار

باحمد و سپاس خداوند منان، سلام و درود بر پیامبر اعظم و ائمه هدی(علیهم السلام)
هدف از دعا و زیارت ، توسل جستن و به ریسمان نجات اهل بیت عصمت (علیهم السلام) دست یافتن است، اگر چه توسل جستن، در بعضی زمان ها و مکان ها شرافت خاصی پیدا می کند و از بار معنایی بالایی برخوردار است ولی از باب «فاینما تولوا فثم وجه الله» توسل جستن از هیچ محدودیتی برخوردار نیست، در هر زمان و در هر مکان و با هر زبان، می توان به مقام ولایت و عصمت(علیهم السلام) توسل جست.
زیارت جامعه کبیره از این قاعده مستثنا نیست، بار معنایی آن بسیار وسیع، می توان در مشهد و محضر هر معصومی، توسط این زیارت توسل جست، هم بهره ای بزرگ برد و هم ثواب آن را نثار همه معصومین و یا یکی از آن ها کرد، در واقع این زیارت نامه شناسنامه اهل بیت(علیهم السلام) است، خطبه ها و جمله های آن جمع و تعمیم دارد، در واقع همسان قرآن شریف و یا نمازهای مستحبی است که می توان آن را قرائت کرد و ثواب آن را هدیه کرد.
از اسم این زیارت نیز پیداست که تعمیم دارد، زیارت «جامعه کبیره» به معنای تعمیم است، الفاظ آن همه از صفات جامعه است، از این جهت، اختصاص به فرد یا افراد خاصی ندارد، از جامعه بودن زیارت جامعه جمع به دست می آید و خواندن آن در همه مشاهد شریفه، حتی در مشاهد انبیاء و اوصیاء لازم و بسیار نیکو است.
نکته جالب توجه در زیارت جامعه کبیره آن است که حاضر و غائب و گذشته و آینده را در بر می گیرد، با آوردن عبارت «وَ شَاهِدِکُمْ وَ غَائِبِکُمْ وَ اَوَّلِکُمْ وَ آخِرِکُم» هم پای امام زمان(عج) را به میان آورده و هم پای نبوت و ولایت را.
به طور کلی یکی از شرایط دعا، توسل و زیارت، آن است که داعی آن را با صلوات بر محمد و آل محمد آغاز بکند، خود ائمه(علیهم السلام) حتی پیامبران نیز چنین می کردند و هرگاه تقاضا و درخواست مهمی از مقام ربوبیت داشتند، برای جلب رضایت حق تعالی، یا با صلوات بر محمد و آل محمد، بیانات خود را آغاز می کردند و یا حق تعالی را به آن مقام وذوات مقدسه سوگند می دادند.
ازآنجاکه زیارت جامعه کبیره دائره المعارف فرهنگ شیعه است و بنا به فرموده امام هادی (علیه السلام) تمامی حضرات معصوم (سلام الله علیهم) را می توان با فقرات آن زیارت نمود. بنده حقیر با توجه به اهمیت و تاکیدی که درباره زیارت جامعه دیدم، برآن شدم که باعنایت پروردگارمنان، پیامبر اعظم، اهل بیت (علیهم السلام) شرحی روان ونسبتا گویا برزیارت جامعه بنگارم. دراین مختصربرآنیم برکرانه معرفت و ولایت آن کوکبان رستگاری زانو بزنیم وجرعه نوش هدایت به سمت آرمان های انسانیت وعبودیت حضرت حق باشیم. جا دارد که از زحمات برادر گرامی و فاضل، استاد دانشگاه صنعتی اصفهان جناب آقای دکتر سیدجواد هاشمی فر که در چاپ و نشر این اثر بنده را مساعدت فرمودند. همچنین از زحمات برادرم روحانی بزرگوار آقای سیدعلیرضا مرادی زاده که درطرح جلد پیشنهاداتی فرمودند کمال تشکر را داشته باشم.
امیدوارم این خدمت ناچیز مرضّی درگاه احدیت قرارگیرد.

سید علی اصغرمرادی زاده/حوزه علمیه قم

نظرات کاربران درباره کتاب راز نهفته