فیدیبو نماینده قانونی انتشارات البرز و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب دگرگونی و تحول روح

کتاب دگرگونی و تحول روح

نسخه الکترونیک کتاب دگرگونی و تحول روح به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۷,۹۲۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب دگرگونی و تحول روح

شما انتظار دارید در اینجا چه چیزی بیابید؟ دگرگونی‌های روح شامل دونوع محتواست: آگاهی‌دهنده و نوسانی (ارتعاشی). محتوای آگاهی دهنده‌ای که من به شما تقدیم می‌کنم برای ضربه زدن به ذهن شما طراحی شده و چیزی است که به طور سنتی انتظار دارید با خواندن کتابی نظیر این به آن دست یابید ــ مانند اندیشه‌ها، مفاهیم و توضیحاتی که راه‌هایی جدید برای فهمیدن خودتان و جهان ارایه می‌دهند. از سوی دیگر، محتوای نوسانی، لرزشی یا ارتعاشی، طراحی شده است نه برای اینکه به وسیله ذهن شما فهمیده شوند، بلکه برای اینکه قلب و آگاهی شما آن‌ها را احساس کنند، به طریقی که اثری پر انرژی، واقعی، ژرف و معنادار بیافرینند. میان فرآیند توانایی ذهنی شما برای جمع‌آوری اطلاعات درباره چیزی (برخورد روحی روانی) در مقابل داشتن تجربه‌ای درونی درباره آن چیز (برخوردی ارتعاشی) تفاوت وجود دارد. کلمات این کتاب نه از سطوح عقلی، که از درون آگاهی گسترده نویسنده یا مربی فراهم آمده و به شمای خواننده تقدیم شده‌اند، این کلمات بی‌روح نیستند ــ به آن‌ها روح بخشیده شده است، فعال شده‌اند، و با بسامد (فرکانس) درست بیداری و تحول به ارتعاش در می‌آیند. دریافتن آن‌ها با چنین درکی می‌تواند شما را به خرد و تجربیات پشت این کلمات و آنچه از آن‌ها زاده شده‌اند پیوند دهد، که پس از آن همان تجربیات را درون شما فعال خواهند ساخت. کلمات این کتاب چیزی بیش از کلمه‌ها هستند ــ آن‌ها پل‌هایی ارتعاشی هستند که آفریده شده‌اند تا از آن‌ها بگذرید و دروازه‌هایی ارتعاشی تا از آن‌ها وارد شوید.

ادامه...

بخشی از کتاب دگرگونی و تحول روح

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:




پیشگفتار

پیش از آغاز: با چند رهنمود که کمک می کند از این کتاب دریافت بیشتری داشته باشید آشنا شوید.

«تاکنون به همه افکار خردمندانه هزاران بار اندیشیده ایم؛ ولی برای اینکه آن ها را به راستی از آن خود سازیم، باید، بار دیگر صادقانه درباره شان بیندیشیم، تا آنکه در تجربه شخصی ما ریشه گیرند.»
یوهان ولفگانگ فون گوته

کیمیایی اسرارآمیز و اشتباه ناپذیر وجود دارد که وقتی به خود اجازه می دهید کتابی را به عنوان چیزی بیش از مجموعه ای از کلمات خوشایند تلقی کنید، رخ می نماید. این کتاب می تواند «فضاپیمایی قدرتمند حامل انرژی و ارتعاش های آن باشد که منتظر است شما را به سفری شگفت انگیز به درون خودتان ببرد که پیش از این ندیده اید، بنابراین، گمان می کنم، می توانید بگویید کسب و کار من حمل و نقل معنویات است!
برای من، نوشتن مرحله نهایی از فرآیندی ژرف، عرفانی و مقدس است: آفرینش حلقه ای زنده از انرژی متحول کننده که کتاب نامیده می شود. من سال ها وقت صرف کردم تا این انرژی را به درون «فضاهایی» از حکمت، آگاهی، روشنی و شفا وارد کنم، کم وبیش شبیه به طراحی و تزیین محترمانه عبادتگاهی زیبا و دور از اجتماع که همه واردشوندگان متعالی و دگرگون شوند. اگرچه، کلماتی که به جای این فضاپیما عمل می کنند، هدف نیستند. آن ها تنها وسایل نقلیه پرانرژی یا نکات ورودی هستند، درهای ورودی برای احساس کردن واقعی تحولی که این کتاب حاوی آن است.
بنابراین شما انتظار دارید در اینجا چه چیزی بیابید؟ دگرگونی های روح شامل دونوع محتواست: آگاهی دهنده و نوسانی (ارتعاشی). محتوای آگاهی دهنده ای که من به شما تقدیم می کنم برای ضربه زدن به ذهن شما طراحی شده و چیزی است که به طور سنتی انتظار دارید با خواندن کتابی نظیر این به آن دست یابید ــ مانند اندیشه ها، مفاهیم و توضیحاتی که راه هایی جدید برای فهمیدن خودتان و جهان ارایه می دهند.
از سوی دیگر، محتوای نوسانی، لرزشی یا ارتعاشی، طراحی شده است نه برای اینکه به وسیله ذهن شما فهمیده شوند، بلکه برای اینکه قلب و آگاهی شما آن ها را احساس کنند، به طریقی که اثری پر انرژی، واقعی، ژرف و معنادار بیافرینند. میان فرآیند توانایی ذهنی شما برای جمع آوری اطلاعات درباره چیزی (برخورد روحی روانی) در مقابل داشتن تجربه ای درونی درباره آن چیز (برخوردی ارتعاشی) تفاوت وجود دارد.
شما در صفحات جلوتر درباره ارتعاش (لرزش، نوسان) بسیار بیشتر خواهید آموخت، ولی به سادگی باید گفت، هدف این محتوای ارتعاشی کمک به شماست تا از درون تغییری واقعی بیابید. تفاوت میان شنیدن درباره کاسه ای بستنی در برابر خوردن آن معجون خامه ای خوشمزه را در نظر مجسم کنید، یا تفاوت میان شنیدن درباره دریای فیروزه ای منطقه ای استوایی دربرابر خوابیدن توام با آرامش در آب گرم. نخستین رخداد به نظر خوب می رسد؛ دومین رخداد احساس خوبی می دهد. اثری در شما می گذارد. این بالاترین هدف من درمورد شما به هنگام خواندن این کتاب است ــ که نه تنها خوب به نظر برسد، که خوب هم احساس شود، که شما اجازه دهید اثری در شما بگذارد، و بسیار احساس های متحول کننده ای را که برای عرضه به شما طراحی شده است، تحویل دهد.

چیزی بیش از اطلاعات: دریافت انتقال انرژی

پیشنهاد می کنم هنگام خواندن این کتاب، نه تنهابرای کسب آگاهی، که برای انتقال انرژی نیز آماده باشید. در تار و پود این کتاب مطالب بسیار زیادی در هم بافته شده اند که ذهن شما تنها با خواندن کلمات نخواهد توانست معانی آن را به طور کامل دریابد. شاید شما کتاب های زیادی از من یا دیگر نویسندگان خوانده باشید و بفهمید منظورم از کسب کیمیایی که شرح می دهم چیست. اگر این طور نیست، از شما دعوت می کنم برای آزمودن این کتاب به شکلی متفاوت آماده باشید و ببینید چه اتفاقی می افتد.

کلمات این کتاب نه از سطوح عقلی، که از درون آگاهی گسترده نویسنده یا مربی فراهم آمده و به شمای خواننده تقدیم شده اند، این کلمات بی روح نیستند ــ به آن ها روح بخشیده شده است، فعال شده اند، و با بسامد (فرکانس) درست بیداری و تحول به ارتعاش در می آیند. دریافتن آن ها با چنین درکی می تواند شما را به خرد و تجربیات پشت این کلمات و آنچه از آن ها زاده شده اند پیوند دهد، که پس از آن همان تجربیات را درون شما فعال خواهند ساخت.

راه دیگر برای فهمیدن این مطالب، این است که تصور کنید گویی خود را به پریز برقی متصل می کنید تا وسیله برقی تان بتواند کار کند، یا به شبکه اینترنت وصل می شوید تا بتوانید کارهای گرفتن و فرستادن پیام ها و نامه و کپی کردن و دیگر کارهای اینترنتی را با رایانه خود انجام دهید. اگر دوست داشته باشید این را امتحان کنید، می توان گفت که قصد دارید برای کسب انرژی ارتعاشی ای که در این کتاب وجود دارد، آماده شوید، حتی اگر اکنون مطمئن نباشید که این حرف چه معنایی دارد. به هنگام خواندن ممکن است تصور کنید که چشمان شما تنها از لحاظ جسمی به کلمات نگاه نمی کنند، بلکه انرژی کلمات را نیز جذب می کنند، گویی جریان هایی از تپش نور بیرون می ریزند و به چشمان شما وارد می شوند.
شما همچنین می توانید آگاهی داشته باشید که این کتاب تنها مجموعه ای از کلمات و افکار نیست، بلکه موجودی زنده است که با آن ملاقات می کنید، انرژی نیکخواهی که به زندگی شما آمده است تا رهنمود، همدلی و عشق را به شما تقدیم کند.
وقتی این کتاب را می خوانید، می توانید تصور کنید که به آرامی دربرابر موجودی خردمند نشسته اید. می توانید احساس کنید که تپش انرژی کلمات درحال ریختن به درون قلب شماست.
همچنین ممکن است تصور کنید ریسمانی طلایی این کتاب و حکمتی را که در آن است به قلب شما متصل می کند، یا، اگر دوست داشته باشید، قلب شما رابه قلب من اتصال می دهد. احساس خواهید کرد اتفاقی ژرف رخ می دهد.
البته، هیچ اشکالی ندارد که هیچ یک از این کارها را انجام ندهید و این کتاب را تنها برای اطلاعاتی که در اختیارتان می گذارد بخوانید. که صمیمانه امیدوارم آن را یاری دهنده، روحیه دهنده و الهام بخش بیابید. اگرچه، در این صفحات چیزهایی بیش از آگاهی در دسترس شما قرار خواهد گرفت، بنابراین دچار شگفتی نشوید اگر احساس کردید چیزی متفاوت رخ می نماید.

در جست وجوی دروازه ها

دگرگونی های روح دروازه هایی ارتعاشی و پر از انرژی حقیقی را شامل می شود. من از کلمات، عبارات، یا جریانی از افکار و عقاید استفاده می کنم تا درون شما، درهایی نوسانی باز شوند. هرچه پیش تر می رویم درباره آن ها بیشتر توضیح خواهم داد. این دروازه ها به هنگام خواندن کتاب خود را نشان می دهند، بنابراین، آن ها را جست وجو کنید و از میانشان بگذرید. چگونه باید این کار را انجام دهید؟ بسیار ساده است. فقط توجه کنید، وقتی چیزی که می خوانید احساسی را در شما برمی انگیزد، یا احساس گسترش، هیجان یا حتی آشفتگی در شما به وجود می آورد به این معناست که به کلمات واکنشی ارتعاشی نشان داده اید. شما به درگاهی رسیده اید:

کلمات این کتاب چیزی بیش از کلمه ها هستند ــ آن ها پل هایی ارتعاشی هستند که آفریده شده اند تا از آن ها بگذرید و دروازه هایی ارتعاشی تا از آن ها وارد شوید.

من نمی خواهم شما هیچ راه ورودی ای را از دست بدهید. در هر جا که راه ورودی مهمی وجود دارد من با درشت نوشتن کلمات توجه شما را جلب می کنم، کاری که دربالای این صفحات انجام داده ام.
پیشنهاد من این است که وقتی احساس می کنید ممکن است به دروازه ای رسیده باشید، لحظاتی وقت بگذارید و آن قسمت ها را با صدای بلند برای خودتان بخوانید، یا اگر هنگام خواندن کتاب دوستی شما را همراهی می کند، هر دو به نوبت آن قسمت را برای یکدیگر بخوانید. شنیدن کلمات با صدای خودتان ارتعاش شما را با ارتعاش حکمتی که ارایه می شود هماهنگ و شما را برای گرفتن انرژی ای که می خواهد به سویتان بیاید آماده می سازد. همچنین، از شما دعوت می کنم این کتاب را بارها بخوانید برای اینکه تمامی آنچه را برای ارایه دادن دارد، احساس کنید. شما می توانید در کنار خود دفترچه ای داشته باشید تا نکته ها یا بینش هایی را که هنگام خواندن به درک آن نایل می شوید، یادداشت کنید.
کتابی مانند دگرگونی های روح مانند هر هدیه ای، تنها برای دیدن و تحسین کردن نیست، بلکه باید گشوده شده، مورد استفاده قرار گیرد و با آن زندگی شود. در سراسر این صفحات، فنون و تمرینات بسیاری را به شما نشان خواهم داد. وقتی استفاده از بعضی از فنونی را که به شما پیشنهاد می دهم آغاز کنید، به جای آنکه تنها از سطح عقلانی آن ها را درک کنید، شناخت درونی آگاهی هایی را که به شما عرضه شده است آغاز می کنید. ادراک و هشیاری شما تنها به دلیل کلمات من اتفاق نخواهند افتاد، بلکه به دلیل تجربیات خودتان از درهم آمیختن مفاهیم و عمل به وجود خواهند آمد.

ترسیم نقشه سفر دگرگونی های روح

من دگرگونی های روح را آن چنان طراحی کرده ام که امیدوارم برای شما سفری هموار، آسان، روشن و هیجان انگیز باشد. محتوا پیوسته لایه به لایه گشوده و هر مفهوم بر اساس درک از مفهوم پیشین ساخته می شود، به طوری که هنگام خواندن کتاب، احساس می کنید از پلکانی فریبنده بالا می روید که شما را همچنان بالا و بالاتر می برد.
من این کتاب را در چهار بخش نوشته ام:

بخش یک: درهای ورودی به هشیاری حقیقی

بخش نخست همچون مکانی برای شروع کار در آغاز سفر است، جایی که نقشه ها، وسایلمان و جهت یابی برای استفاده در جاده ای که می خواهیم در آن ره بسپاریم به ما می دهند. شما در این باره که چرا دگرگونی حقیقی تنها می تواند از درون به بیرون اتفاق بیفتد، خواهید آموخت و اینکه در درونتان چیزی برای از دست دادن وجود ندارد ــ شما به هیجان آمده و برای بیداری آماده شده اید! آگاهی، صفحه فرمان شما برای زندگی است و کشف خواهید کرد ــ چگونه آگاهی خود را تغییر دهید تا بتوانید از تلاش برای اداره و مدیریت زندگی تان دست بردارید و به جای آن با کارایی و معرفت حقیقی زندگی کنید.

بخش دو: فناوری دگرگونی و تحول

دگرگونی یک باره اتفاق نمی افتد ــ ولی فناوری ای وجود دارد که می تواند آن را تندتر و آسان تر سازد. من آن را «فیزیک معنوی» می نامم. در بخش دو، شما خواهید آموخت چرا هم علوم جدید و هم متون معنوی کهن چیزی مشترک را مطرح می کنند: اینکه شما به راستی موجودی ارتعاشی هستید، و هرچیزی که برای تان رخ می دهد تجربه ای ارتعاشی است. برای تغییر دادن زندگی، افکار و روابط تان در بیرون، باید ارتعاش درونی خود را به وسیله دگرگونی های روحی که توضیح خواهم داد، از نو تنظیم کنید. شما خواهید آموخت درستی ارتعاشی حقیقی را چگونه برداشت کنید، که تاثیری ژرف در اعتماد به نفس شما خواهد داشت و روابط شما را با کسانی که دوروبرتان هستند به گونه ای بنیادی تغییر خواهد داد.

بخش سه: دگرگونی های روح برای معنویت عملی

این قسمت از کتاب شیوه های قدرتمند بسیاری را برای دگرگونی های روح به شما نشان می دهد که راهنمایی می کند چگونه با روح متعالی خود مرتبط شوید، و نه فقط گاهی، که برای همیشه در تعالی زندگی کنید. شما کشف خواهید کرد چگونه هرچیزی را که در بخش های یک و دو آموخته اید از راه هایی که در همه جنبه های زندگی شما تغییرات حقیقی و با دوام به وجود می آورد به کار بگیرید. معنویت عملی توضیح خواهد داد چگونه ممکن است بدون آنکه متوجه شوید خوشبختی خود را تخریب کنید، و چگونه می توانید بدون توجه به اینکه چه احساسی دارید یا چه اتفاقی می افتد، برای بیشترین روشن بینی، بی درنگ آگاهی خود را از نو تنظیم کنید.

بخش چهار: با دگرگونی های روحتان زندگی کنید

چگونه می توانید هر روز با هدف خود زندگی کنید؟ چه اتفاقی باید بیفتد تا شما در هر اوضاع و احوالی بیشترین عشق و رهایی را احساس کنید؟ در بخش چهار کشف خواهید کرد چگونه با دگرگونی های روحتان زندگی کنید. درباره «دستاوردهای روح خود» و «برنامه آموزشی کیهانی» خویش خواهید آموخت و من درباره دگرگونی های روح تمرینات بیشتری در اختیارتان قرار خواهم داد که قلب شما را می گشاید و روحتان را تعالی می بخشد. این قسمت های پایانی به شما الهام خواهند بخشید که تشخیص دهید می توانید و در حال به وجود آوردن تفاوتی بزرگ تر در جهان هستید که حتی از تصور شما نیز بیرون است.

روش گسترده آموزش من

تصور کنید به موزه ای آمده اید تا مجسمه ای مشهور و قدیمی را در اندازه ای بسیار بزرگ ببینید. شما می خواهید آن مجسمه را به طور کامل بشناسید و زیبایی اش را درک کنید. آیا نقطه ای از مجسمه را برمی گزینید و همان جا می ایستید و تنها از همان زاویه به مجسمه نگاه می کنید بدون آنکه از جهتی دیگر یا از پشت به آن نگاهی بیندازید؟ بدون تردید پاسخ منفی است.
با این حال، بعضی از آدم ها تمایل دارند درست به همین روش به خود و زندگی خویش نگاه کنند، از همان دیدگاهی که زمانی طولانی بر آن می ایستند ــ درست مانند خیره شدن به نقطه ای از آن مجسمه، یا ایستادن همیشگی در نقطه ای، هروقت که می خواهند از منظره، افق شهر یا چشم اندازی زیبا لذت ببرند. ما گمان می کنیم هرچه را برای دیدن وجود دارد از همان نقطه می بینیم، و درک خود را از واقعیت بر آن فرض می گذاریم، ولی در حقیقت، ما مجسمه یا چشم انداز یا خود را تنها از زاویه ای همیشگی می بینیم. من این را «تماشای دنیا از دیدگاه خود» می نامم.
روش آموزش من چیزی است که آن را «چشم انداز وسیع» نام داده ام. من شاگردان، شنوندگان یا خوانندگانم را حرکت می دهم و آنان را در ادراک و تفکر، کمی بالاتر می برم و می گویم «اکنون از اینجا به خودتان یا موقعیت خویش نگاه کنید. این دیدگاه، چشم اندازی به طور کامل متفاوت به شما می دهد، این طور نیست؟» سپس دیدگاهی جدید می آفرینم که شاگردان را بر روی زاویه ای دیگر «حرکت می دهد»، و ایشان را دعوت می کنم از آنجا نگاه کنند. پس از آن، آنان را به جایی می برم که می توانیم «پرواز ادراکی با بالگرد» بنامیم، بالا تا دیدگاهی بلند بر روی موضوع یا موقعیت و می گویم: «اکنون از اینجا به پایین نگاه کنید!» پس از آن پرواز، آسانسوری سوار می شویم که تا ژرفای ریشه موضوع یا موقعیت پایین برویم و از پایه به آن نگاه کنیم.
این روش گسترده آموزشی مانند این است که به گردشی کامل و سراسری برده شوید تا بتوانید تمامی خود و مسائل خود را، شامل هر آنچه شما را در مسیری محدود نگاه می دارد، ببینید، و همچنین مسیرهایی را که وجود داشته اند، کشف کنید، تا شما را راهنمایی کند از آن مرزهای محدودکننده به سوی رهایی بیشتر بیرون بروید. شما متوجه خواهید شد که من بسیاری از استعاره های آموزشی را به عنوان بخشی از این «گردش دسته جمعی» به کار می گیرم تا راه های متفاوتی از نگاه کردن به چیزی واحد را به شما نشان دهم. این ها ابزاری ارزشمند برای کمک به شما هستند تا اصول را در پایه ای عملی و در مسیرهر روزه برداشت و ادراک کنید.

احترام به همه مسیرهایی که به تعالی می رسند

من در سفر معنوی خود، از حکمت، نمادها، و داستان هایی که فرهنگ ها و مذاهب گوناگون ارائه می کنند، گنجینه ای بزرگ فراهم آوردم و در سراسر کتاب دگرگونی های روح، شما را با آن ها آشنا خواهم کرد. شما متوجه خواهید شد که بعضی از این داستان ها و تصویرها به زمینه اعتقادی من و مطالعه در افکار شرقی بازمی گردند، ولی می خواهم تاکید و شما را مطمئن کنم که این کتاب بر اساس هیچ مسیر معنوی ویژه ای قرار ندارد، و به تنهایی از آموزه ها یا فلسفه هیچ فردی به جز خودم سرچشمه نگرفته است. مسیر و آموزش های این کتاب جهانی است، از این جهت که شما را به بیداری همیشگی بیشتر دعوت می کند، که من باور دارم هدف همه تمرین های معنوی است.
هدف این روش پیروی شما از مسیر من نیست، بلکه بیشتر ارائه ابزاری است که امید دارم به شما کمک کند مسیر شخصی خود را بهتر هدایت کنید و با توفیق بیشتر باورهای خویش را به عمل درآورید.

به خود اجازه دهید تا ژرفای ممکن پیش بروید

تابستانی در دهه بیست سالگی، پس از گذراندن دوره ای از مراقبه و انزوا، از اروپا بازمی گشتم که تصمیم گرفتم همراه با دوستی از چند مکان مقدس دیدن کنم. در یکی از توقف های ما اتفاقی رخ نمود که هرگز فراموش نمی کنم. ما درباره صومعه ای دورافتاده و زیبا شنیده بودیم، و به آنجا سفر کردیم تا آرامش و هنر عالی آن را ببینیم و احساس کنیم. وقتی به آن مکان رسیدیم، از هم جدا شدیم و هریک به راهی رفتیم. در زمانی یکساعته من تعداد زیادی نمازخانه کوچک و باغ های آرام برای عبادت، کشف کردم و امید داشتم انرژی مقدسی که صومعه را از صدها سال عبادت و دعا اشباع کرده بود جذب کنم.
در زمان تعیین شده، به یکدیگر پیوستیم. او غرق در هیجان بود. پرسیدم: «دوست داشتنی نبود؟ خیلی خوشحالم که به اینجا آمدیم.»
او پاسخ داد: «باورنکردنی بود. من بیش از همه از اتاق شمع های روشن با مجسمه عظیم باکره مقدس لذت بردم.»
گفتم: «اتاق شمع های روشن با مجسمه باکره مقدس؟ شوخی می کنی.» و آهی کشیدم. «من آن را ندیدم. چگونه امکان داشت چنین چیزی را ندیده باشم؟»
او گفت: «در انتهای راه پله ها بود، خیلی پایین می رفت. در طبقه زیر جایی که ما الان هستیم راهرویی کوچک است که ما را به مجموعه ای پلکانی، سنگی و باریک می رساند. اگر آن را ادامه بدهی، به مقدس ترین قسمت صومعه می رسی.»
اندوهگین پاسخ دادم: «من تعدادی پلکان را پایین رفتم، ولی نمی دانستم طبقه دیگری هم در زیر آن هست.»
دوستم با همدردی به من نگاه کرد و گفت: «حدس می زنم تو به اندازه کافی مجذوب نشده بودی.»
سال ها بعد، وقتی کار خود را به عنوان آموزگار تحول و دگرگونی و نویسنده آغاز کردم، آن لحظه تلخ و نیشدار را به یاد آوردم، و آن کلمات پرمعنا را: من حدس می زنم تو به اندازه کافی مجذوب نشده بودی. در آن زمان نمی توانستم تصور کنم که آن ادراک به قسمتی مهم از پیام من که به شاگردانم خواهم داد تبدیل خواهد شد. وقتی به آنچه در آن روز گذشت می اندیشم، می فهمم سرانجام همه تقدس آن مکان را دریافته ام.

وقتی این سفر را به همراه هم آغاز کنیم، من عاشقانه شما را دعوت می کنم که شهامت رفتن به ژرفا را بیابید تا ژرفای مکان هایی در درونتان که این کتاب شما را می برد، تا ژرفای درون حکمتی که من برای تان گرد آورده ام، تا ژرفای پناهگاه های مخفی بخشش و برکت و زیارتگاه های حقیقت های مدفون شده در قلبتان.

این اکتشاف ژرف، گشایش عمیق، و تسلیم آن چیزی است که شفای حقیقی، دگرگونی واقعی و بیداری راستین می طلبد.
این چیزی است که در انتظار شماست.
شما شایسته چیزی کمتر از آن نیستید.

پیش درآمد: در خدمت روح متعالی شما

بزرگ ترین خدمتی که می توانید برای دنیا انجام دهید شناختن خودتان است.
رامانا ماهاراشی

بهترین و والاترین خوشامد خود را برای گام نهادن در این سفر پرشور به سوی بیداری، به خویشتن متعالی شما تقدیم می کنم!
بی نهایت خوشحالم که وعده دیدارمان را به یاد دارید، و مهم تر اینکه، وعده دیدار با خودتان و آشکار ساختن آزادی معنوی و احساسی تان را از یاد نبرده اید.
سال های زیادی است که خود را برای رسیدن شما، آفریدن پناهگاه شفا، روشن سازی و یادآوری، به شکل کتابی که هم اکنون در دست دارید آماده می کنم. اکنون همه چیز کامل شده و برای شما آماده است. سرانجام زمانی رسیده است که شادمانه درها را بگشایم و شما را به درون دعوت کنم.
این کاری است که آموزگاران انجام می دهند ــ ما خود را آماده می سازیم تا به دانش آموزان خدمت کنیم، و سپس منتظر می مانیم تا دانش آموزان برسند. بنابراین، هنگامی که سرانجام می توانیم آنچه را اندوخته ایم به شما تحویل دهیم، لحظه ای بی نظیر برای جشن گرفتن است. استادان من برای سرافرازی و رشد و تعالی من تلاش کردند. من نیز مفتخرم که این فرصت را داشته باشم تا خود را در خدمت سرافرازی شما قرار دهم، در خدمت آزادی و رهایی و در خدمت تعالی شما.
من به مدت چهل سال نویسنده بوده ام، سخنران، میزبان رادیو و تلویزیون، و مربی. با این حال، بیشتر مربی هستم. مربی کسی است که ارتباطات و نقشه جاده های نادیدنی درون ما را درک می کند. من از زمان کودکی، همیشه احساس کرده ام این بزرگراه های درونی را به همان راحتی راهبری می کنم که در دشت های بیرونی وجود حرکت کرده ام. به نظر می رسد که در زندگی آدم ها، هنگامی که برای عبور از آستانه ورود به دوران آگاهی، شفا و هشیاری بیشتر آماده اند، حضور می یابم.
درطی چهار دهه گذشته، کار من به عنوان مربی دگرگونی و تحول، چند تغییر کلی کرده است. این دگرگونی بیرونی، هربار، بر اثر پیدایش تغییرات معنوی و درونی خودم به وجود آمده اند، تغییراتی مهم که برای من این امکان را فراهم آوردند که راه عبوری توانمند و شفاف برای عشق و خرد باشم، و در پی آن بتوانم انرژی های شفا بخش را با هدف ارتقای ارتعاش شاگردانم و افزایش سرعت بازگشتشان به یگانگی، به آنان منتقل کنم. من اکنون، درجایی از زندگی قرار گرفته ام که درمی یابم محصولی فراوان از خرد و حکمتی رسیده را برداشت کرده و به همراه دارم. این نوع حکمت تنها ممکن است از فرآیندی اسرارآمیز از علم کیمیا درمیان خلسه عمیق، عرفانی ژرف و تجربه شخصی، گذر از زمان و ترکیبی آگاهانه از همه اینها ثمر داده باشد.
کاشفی را تصور کنید که می داند مقصدی باشکوه وجود دارد که رسیدن گروه به آن سال ها طول می کشد، کشف آن زمانی دراز را می طلبد، و پس آن گاه سال ها زمان لازم است تا از سفر بازگردند، ولی نوید چیزی که در آنجا پیدا خواهند کرد مقاومت پذیر نیست. همراهان از هم جدا می شوند، و هنگامی که باز می گردند، انسان های پیشین نیستند ــ این همان سفر مهیجی است که من در آن ره سپرده ام ــ هشت سال دور از نوشتن به سر برده ام تا خود را در آموزش و درکی عمیق از سفرم فرو برم. دگرگونی های روح نتیجه ای است که از این تلاش بیرون آمد.
این مهم ترین کاری است که در سراسر زندگی خود انجام داده ام. کاری که مرا دگرگون کرد، شاگردانم را دگرگون کرد، و اکنون امیدوارم شما را نیز دگرگون و متحول سازد. برای آموزگاری واقعی، احساس شور و شوقی شدید که همراهی اش می کند نمی گوید: «به من نگاه کنید»،بلکه می گوید: «به این نگاه کنید! به این جام طلایی حکمت! به این جواهر درخشان ادراک! من می خواهم شما آن را داشته باشید!»
کتاب ها همچون هدایایی از سوی حامیان اسرارآمیز به زندگی ما وارد می شوند ــ دوستی، مقاله ای، ایمیلی، ویترین فروشگاهی. چیزی درون شما زمزمه می کند: «باید این را بخوانی.» و شما احساس می کنید آنچه باید بخوانید شامل پیام ها و رهنمودهایی است که در انتظارش هستید. پاسخی به دعا، پرسشی، یا اشتیاقی گاهی بویژه اشتیاق هایی که خودتان اجازه نداده اید به طور کامل ابراز یا اعتراف کنید. گویی پیش از آنکه ذهن شما بتواند پا در میان بگذارد روح شما تصمیم می گیرد که کتاب را می خواهد. تکه ای از جورچینی را که شما نیاز دارید، می شناسد و به آن چنگ می زند.
پاره ای از کتاب ها اطلاعات به ما پیشکش می کنند، و پاره ای دیگر ما را به سفر می برند. من این کتاب را به شکلی طراحی کرده ام تا این هر دو کار را انجام دهد. به همین دلیل است که می نویسم، بزرگ ترین هدف من آفرینش «آشرامی(۱) از کلمات» است. پناهگاه، مکانی که همه شاگردانم ــ در گذشته، حال و آینده ــ بتوانند برای گرفتن رهنمود، الهام، و تمرین گذشتن از مسیرشان در جهت رهایی، به سوی آن بیایند.
***
«میوه به آهستگی می رسد، ولی ناگهان و بدون بازگشت می افتد.»
نیسارگاداتا ماهاراج

در ۱۹۷۱، در بیست و یک سالگی ام این اقبال را داشتم که شش ماه از زندگی خود را در جزیره مایورکا در ساحل اسپانیا در خدمت نخستین مربی معنوی خود یوگی ماهاریشی ماهش(۲) بگذرانم.
این شش ماه قسمتی از برنامه آموزش مربی گری مراقبه(۳) بود. ماهاریشی استاد روشن بینی و موجودی نورانی بود. هر شب، در نشستی که داشتیم او حکمت ژرف تغییر زندگی را با ما در میان می گذاشت. در طی آن شش ماه، من هرکلمه از سخنان او را در مجموعه ای بزرگ از دفترهایی با جلد چرمی یادداشت می کردم.
دیروز، چیزی مرا وسوسه کرد تا یکی از آن کتابچه ها را بردارم و تورق کنم. در حالی که صفحات را ورق می زدم، به این جمله زیبا که یادداشت کرده بودم، رسیدم که بخشی از گفت وگوی استاد ماهاریشی با گروه ما بود، روزی پیش از به پایان رسیدن دوره کلاس، در حالی که می رفتیم تا برای آموزش مراقبه به قسمت های مختلف دنیا روانه شویم. او گفت: «وقتی میوه بر روی شاخه می رسد، درخت به پایین خم می شود.»
در این جمله به ظاهر ساده ولی ژرف، لایه های زیادی از خرد و حکمت در هم بافته شده اند. میوه رسیده پیروزمندانه بر روی شاخه درخت، سنگینی و به آن کمک می کند به پایین خم شود تا بتواند با سهولت بیشتری خود را به هرکسی که در انتظار چیدن آن است، تقدیم کند.
میوه بر شاخه شکوفه می دهد و درخت احساس غرور نمی کند، بلکه در برابر معجزه ای که آشکار شده است با فروتنی سر خم می کند.
آموزگار ما آموزگار بودن را به ما آموزش می داد:
برای همیشه به یاد داشته باشید که آموختن، خدمت کردن است؛ و نه احساس برتری داشتن، و فروتنی به خاطر رسیدن بیداری مان که او می دانست برای بسیاری از ما با گذشت سال ها آشکار خواهد شد.
چهل سال پس از آن روزها، من براثر پدیدارشدن میوه های خرد و آگاهی بر روی شاخه هایم، به شگفت آمده ام و با سپاسی فروتنانه سر خم می کنم برای فرصتی که برای خدمت به دیگران در مسیرشان داشته ام تا گذرگاهی برای رسیدن به شفا باشم. پاراماهانسا یوگاناندا می گفت: «ابزار و ادوات بر اثر آنچه در آن ها جاری می شود برکت می یابند.» این کتاب میوه رسیده من است که با عشقی فراوان به شما تقدیم می دارم.
احساس می کنم بسیار متبرک شده ام که ابزاری برای ابراز دگرگونی های روح بوده ام، و مفتخر و خوشحالم که این هدایا و رهنمودها و برکتی را که شامل اند به شما تقدیم کنم.

مسئولیت ما به عنوان موجودات آگاه، جویندگان راستین،و دگرگون کنندگان جهانی این است که دوباره و دوباره به خود حیاتی تازه بخشیم.

به امید آنکه این کتاب به شما برکت و رهایی بخشد، همچنان که به من برکت و رهایی بخشید.
***

نظرات کاربران درباره کتاب دگرگونی و تحول روح

عالی . ان شالله جز تخفیفی ها قرار میگیره . خیلی کتاب خوبیه
در 3 سال پیش توسط h.peyvand
خواهشا تخفیف بدین خیلیه
در 3 سال پیش توسط h.peyvand
فقط خودتون رو در جریان متنش "رها" کنید تا ببینید که با چه حقایق فوق جالبی از خودتون مواجه نمی شوید. همان کتابی بود که دنبالش بودم.
در 3 سال پیش توسط por...ern
این کتاب ناامیدم کرد زیاد خوب نبود . کتاب خوزه سیلوا بهتره
در 3 سال پیش توسط mehran
این کتاب یک شاهکاره‌‌..خوندش دقیقا یک راه روشن توی زندگی رو بهت نشون میده.این کتاب کمک کرد من خود واقعیم رو بهتر بشناسم..حتما بخوندیش..اگر وقعا تصمیم دارید تغییر کنید.
در 1 سال پیش توسط aza...i61
این کتاب فوق العاده زیبا و پر مفهوم هست. با خوندن کتاب تغییرات زیادی در نگرشتون به زندگی ایجاد میشه و ان شاالله زندگیتون متحول میشه
در 2 ماه پیش توسط Z.t...lou
هر کی این کتابو مطالعه کرده لطفا نظرشو بگه...
در 3 سال پیش توسط baran
این کتاب بی نظیره... من اکثر کتاب های این چنینی رو خوندم مثل یه قطعه مهم از پازل میمونه
در 6 ماه پیش توسط هدیه مبشری
من حدود صد و خورده‌ای صفحه از کتاب رو خوندم و واقعا الان به جایی رسیدم که کتاب شکه‌ام کرده. واقعا کتاب ارزشمندیه. دید نو و ارزشمندی به آدم میده.
در 1 سال پیش توسط iam...ima
کتابش مثل تمام آثار باربارا دی آنجلس فوق العاده بود.
در 2 سال پیش توسط امیرحسین زارعی