فیدیبو نماینده قانونی انتشارات معین و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب شعرها و ترانه های محلی رامسر

کتاب شعرها و ترانه های محلی رامسر

نسخه الکترونیک کتاب شعرها و ترانه های محلی رامسر به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب شعرها و ترانه های محلی رامسر

مسلمانان دلم غم دارد امشب مِثال بلگِ گُل نم دارد امشب نمی دانم بگویم یا نگویم که دلبر میل رفتن دارد امشب مسلمانان دل من امشب غم و غصه دارد دل من امشب مانند برگ گل نم دارد نمی‌دانم غم دلم را بگویم یا نگویم چون که امشب دلبر من میل رفتن دارد

  • ناشر انتشارات معین
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 1.71 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۸۷ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب شعرها و ترانه های محلی رامسر

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیش گب

از نظر جغرافیایی، رامسر «گوشواره» گوش دریای کاسپین و جنگل پهن برگ شمال البرز کوه است. رامسر، شهر رودخانه هاست. شهری که در عرض ۲۰ کیلومتری خود، از نعمت ۶ رود روان برخوردار است. از گذشته های بسیار دور مردم رامسر، بیشتر در حاشیه دو رودخانه «چالکرو» (چالک رود) و «سُوپُورُو» (صفا رود) که از قلل کوه های البرز به دریا سرازیر می شوند، زندگی می کردند. رامسر تا ۸۰ سال پیش دارای یک طبیعت دست نخورده بود. طبیعتی که هنوز هم سالمندان رامسری برای نوه های خود از: جنگل انبوه، و فراوانی انواع وحوش و فراوانی پرندگان بومی مهاجر آن داستان ها تعریف می کنند.
معمولاً جلگه نشینان رامسر را «گیل» و کوه نشینان رامسر را «گالش» می نامند. «گیل» برنج تولید می کرد و «گالش» گوشت و لبنیات. گیل و گالش به یک دیگر نیازمند بودند و زبانزد:

«گیل تَرِ، گالش وَرِ» (از گیل برنج و از گالش گوشت)
می تواند مصداق بارز اتکاهء این دو به یکدیگر باشد.(۱)
چرخ زندگی نیاکان ما، از دیرباز، پیوسته با این آهنگ کند یک نواخت سنتی می چرخید:
«بهار» فصل کار و تلاش - «تابستان» فصل درو و برداشت - «پاییز» فصل ذخیره سازی و آماده سازی - «زمستان» فصل استراحت و استفاده از داشته ها. تکرار و تکرار.
نسل جوان ما، حتماً نمی تواند، همه جوانب زندگی نیاکان خویش را به درستی در ذهن خود به تصویر بکشد. تنها راه شناسایی با: رفتار - کردار - توانمندی - خردمندی - و... نیاکان ما فقط از راه بررسی و شناخت «فرهنگ عامه» مردم منطقه ممکن است و بس. چون، فرهنگ عامه هر منطقه یا کشوری می تواند اسناد قابل اعتنایی برای بررسی و تحقیق در اندیشه و رفتار و کردار مردم یک منطقه وسیله مردم شناسان، جامعه شناسان، روان شناسان و تاریخ نویسان باشد.
فرهنگ دیار ما هم، مانند فرهنگ سایر نقاط ایران از سرچشمه تاریخ برخاسته است و فراز و فرود فراوانی را پشت سر گذاشته است. به همین دلیل است که پژوهشگران رامسری گرایش زیادی به ثبت و ضبط: قصه ها - افسانه ها - زبانزدها - ترانه ها - لالایی ها - دعاها - نفرین ها و... پیدا کرده اند، تا با تامل در آنها «گذشته» خود را بهتر بشناسند. با توجّه به اهمّیت موضوع امروز بزرگان اندیشه، پژوهش در پهنه، «فرهنگ عامه» را هم «لازم» و هم «ضروری» می دانند.
استاد دکتر میرجلال الدّین کزازی، چهره ماندگار فرهنگ ایران، در دیباچه دفتر دوم کتاب «فرهنگ زبانزد های رامسر» می نویسد:
«مازندران و گیلان، از کهن ترین سرزمین های ایرانند و دیرینگی آن دو تا بدان جاست که در نامه مینوی اوستا نیز از این دو بوم باستانی یاد رفته است و هنوز در گوشه و کنار مازندران، ماز در ماز، و گیلان، سبز در سبز، حتی نشانه و یادگارهایی از روزگاران کهن و از آن اوان که ایرانیان کیش «دیویسنی» را می ورزیدند. و هنوز به آیین «مزدیسنی» نگرویده بودند، می توانیم یافت.
بر این پایه این دو سرزمین گنجینه های گوناگون را در دیرین شناسی فرهنگی ایران در خود نهفته دارند. دیرینگی این دو سرزمین و سرشاری و فزون مایگی، و فراخ دامانی فرهنگی و تاریخی آن ها، مازندران و گیلان را سرزمین های ناشناخته و راز آلود گردانیده است که هنوز بدان سان که می سزد، کاویده و بر رسیده و شناسانیده، نیامده اند».
در گذشته اندیشمندان پرداختن به «فرهنگ مردم» را در شان خود نمی دانستند. استاد دکتر منوچهر ستوده چهره نامدار فرهنگ ایران، در سرآغاز کتاب «فرهنگ زبانزد های رامسر» می نویسد: «تاریخ نویسان ما اوقات خود را صرف نوشتن حال شاهان و امرا کرده اند و از فتوح و ظفرهای آنان سخن به میان آورده اند. اگر شکستی خورده اند آن را به چشم زخمی تعبیر کرده اند. مختصر، بیشتر به دربار و درباریان پرداخته و ولی نعمتان خود را ستوده اند و از مردمی که تخت سلاطین بر دوش آنان است چیزی ننوشته اند. حدود صد سال است که اهل قلم، متوجّه این نقیصه شده اند و به مردمی که تخت سلاطین را استوار و پایدار نگاه داشته اند، پرداخته اند و از نحوه زندگی، سخن و آداب، آنان گفتگو کرده اند....».
انجمن اهل قلم رامسر، از دیدگاه صاحب نظران یکی از سازمان های (O.G.N) تاثیر گذار در فرهنگ منطقه است. تشکیل این انجمن را در سال ۱۳۷۹ باید ارج گذاشت و به بانی آن شیخ صفر قاسمی«دس مریزاد» گفت. انجمن اهل قلم رامسر در همان نشست های نخستین خود «فرهنگ عامه» را به عنوان «میراث معنوی» تعریف کرد، و الویت کاری خود را در «ماندگار» کردن میراث معنوی رامسر دانست، و برای حفظ فرهنگ «فرهنگ مردم» منطقه به سه تن از اعضای علاقمند خود به شرح زیر ماموریت داد:
۱- مسئولیت «ماندگار» کردن «زبانزد های رامسر» را بر دوش صاحب این قلم نهاد که بازخورد آن کتابی است به نام «فرهنگ زبانزدهای رامسر» در ۸۶۶ صفحه و با بیش از چهار هزار زبانزد. افزون بر آن، دفتر دوم کتاب «فرهنگ زبانزدهای رامسر» نیز در ۴۰۰ صفحه و با بیش از ۱۷۰۰ زبانزد در دست انتشار است و چنانچه «فرصت» باشد انتشار دفتر سوم «فرهنگ زبانزدهای رامسر» هم دور از انتظار نیست.
۲- مسئولیت گردآوری و ثبت «واژگان گویش محلی رامسر» به آقای جلیل غدیری کارشناس ارشد ادبیات فارسی و مدرس دانشگاه سپرده شد که حاصل کوشش ایشان کتابی است به نام «فرهنگ گویش محلی رامسر» (دوسویه) که در سال ۱۳۸۶ چاپ و منتشر گردید.
۳- مسئولیت گردآوری «شعرها و ترانه های محلی رامسر» به آقای سید نورالدّین اکرامی که از دبیران بازنشسته و اهل قلم است محوّل گردید. آقای اکرامی با پیگیری چندین و چند ساله خود توانسته است بخشی از ادبیات عامیانه منطقه رامسر را گردآوری و ماندگار نماید.
بازخورد کوشش ایشان کتابی است به نام «شعرها و ترانه های محلی رامسر» که اینک پیش روی شماست.
چنانچه با عنایت به هنجارهای پژوهشی بپذیریم که یک پژوهش گر فرهنگی منطقه ای باید:
- آشنا با زبان و لهجه مردم منطقه باشد.
- جغرافیا و اکولوژی منطقه را بشناسد.
- به موضوع پژوهش دلبسته باشد.
- مشورت با افراد آگاه را مد نظر داشته باشد..
باید گفت که، آقای سید نورالدین اکرامی صالح ترین فردی بوده است که برای ماندگار کردن این بخش از میراث معنوی رامسر پا پیش گذاشته است.
با توجّه به این که بحث «فرهنگ مردم» دامنه وسیع و پیچیده ای دارد سزاست که:
افراد آگاه و دلبسته به فرهنگ مردم کمبود های این کتاب را به مولّف آن یادآور شوند و آقای اکرامی هم کار خویش را تمام شده نپندارد و قلم را زمین نگذارد.

حسن رحیمیان
دبیر انجمن اهل قلم رامسر
پاییز ۱۳۸۸

پیشگفتار

طریقه ی گردآوری اشعار و ترانه های قدیمی

اگر تاریخ فرهنگ و هنر ایران را ورق بزنیم درمی یابیم که فرهنگ دوستی از خصایص مهم ایرانیان به خصوص مردم شمال ایران است. آثار مکتوب زبان و ادبیات فارسی که در شمال ایران همانند دیگر نقاط کشور تاکنون شناسایی شده و به ثبت رسیده بسیار است. دانشمندان و نویسندگان و شاعران بسیاری آثار با ارزشی در زمینه شعر و ادب فارسی خلق کرده اند اما ثبت آثاری به صورت شعر و داستان در زمینه گویش های محلی در گیلان و مازندران در گذشته وجود نداشته است در یکی دو دهه اخیر نویسندگان و پژوهشگران غرب مازندران به خلا آثار مکتوب با گویش های محلی پی برده اند و شروع به مکتوب نمودن ادبیات بومی منطقه خود نموده اند. نگارنده از دوره نوجوانی به علت علاقه وافری که به زبان مادری و گویش گیلکی داشته ام اشعار محلی را به طور جسته و گریخته جمع آوری می نمودم و به ادبیات بومی خود به خصوص ادبیات بومی گیلان به دلیل نزدیکی گویش مردم گیلان به گویش مردم رامسر علاقه خاصی داشتم تا اینکه در سال ۱۳۷۷ شعر مارکوه از استاد حاج علی ثابت قدم را که به گویش محلی سروده بود به فارسی ترجمه نمودم و همراه مقاله ای برای چاپ در مجله گیله وا که به زبان فارسی و گیلکی در رشت منتشر می شود فرستادم. بعد از چاپ مقاله و شعر در مجله در سال ۷۸ کم کم کار جمع آوری اشعار محلی را کمی جدی تر دنبال کردم تا این که در سال ۸۰ انجمن اهل قلم شهرستان رامسر به همت چند تن از نویسندگان، فرهنگیان و اساتید دانشگاه شکل گرفت. دوستان نویسنده به خاطر لطف و محبتی که به بنده داشتند از من هم برای شکل گیری انجمن دعوت کردند و من خود را در حدی نمی دیدم که در جمع دوستان فرهیخته ام، خود را نویسنده و اهل قلم بدانم. تجربه من در نویسندگی فقط چاپ یک مقاله در مجله گیله وا و مقالاتی در زمینه زبان و ادب فارسی به مجمع های زبان و ادب فارسی وزارت آموزش و پرورش و شرکت در مجامع ادبی آن سال ها بود. بعد از شکل گیری انجمن اهل قلم شهرستان رامسر و برپایی سه چهار جلسه که ماهی یک بار تشکیل می گردید فکر جمع آوری فرهنگ عامه منطقه رامسر به ذهن دوستان نویسنده خطور کرد و تقسیم کاری که در زمینه جمع آوری فرهنگ عامه انجام شد کار جمع آوری شعر ها و ترانه های قدیمی رامسر را به عهده نگارنده گذاشتند و قرار بر این شد دو تن از دوستان نویسنده عضو انجمن در زمینه جمع آوری اشعار به بنده کمک کنند و برای این که کارها بهتر پیش برود و کار جمع آوری اشعار زودتر به سرانجام برسد از فرهنگیان و دانش آموزان خواسته شد به همراه جمع آوری واژه های گیلکی، اشعار محلی قدیمی را هم جمع آوری نموده و به اداره ارشاد اسلامی شهرستان رامسر تحویل دهند. اگر چه در زمینه جمع آوری واژه ها و اصطلاحات گیلکی استقبال فراوانی به عمل آمد متاسفانه در زمینه شعر محلی جز یکی دو مورد کسی شعری برای این جانب ارسال نکرد ناچار خود به وسیله ضبط صوتی که تهیه کرده بودم به میان مردم به خصوص افراد سالمند و بی سواد در روستاهای مختلف رفته و صداهای آنها را ضبط کردم. این کار مدت زیادی طول کشید بعد از ضبط آثار بر روی نوار کاست آنها را از نوار استخراج نموده و بازنویسی کردم: کار بسیار سخت و دشواری بود مخصوصاً آن که لهجه های مردان و زنان روستایی نقاط مختلف شهرستان رامسر با هم متفاوت بود و بعضی از کلمات ضبط شده در نوار روشن و واضح نبود و مجبور بودم برای درک و فهم درست یک شعر محلی چند سطری بارها و بارها نوار کاست را جلو و عقب بزنم تا بتوانم شکل صحیح آن را بر روی کاغذ بنویسم برای این کار لهجه خاصی از منطقه رامسر روال کار این جانب نبود بلکه به همان صورتی که خوانندگان اشعار کلمات را تلفظ می کردند روی کاغذ ثبت و ضبط می کردم.
سپس شعرها را به فارسی روان و ساده ترجمه نموده و بعد از آوانویسی لاتین، کلمات و اصطلاحات و اماکنی را که نیاز به توضیح داشتند معنی نموده و توضیح دادم بعد از آن اشعار جمع آوری شده به پنج فصل تقسیم گردید و برای هر یک از فصل ها مقدمه هایی نوشته شد در فصل شعرها و ترانه های عاشقانه در باره ی سرگذشت قهرمان داستان های عاشقانه توضیحات لازم داده شد. در زمینه جمع آوری دو تن از دوستان اندیشمند انجمن اهل قلم استاد بزرگوار جناب آقای حسن رحیمیان و خانم دکتر معصومه عبدالعلیان دغدغه ویژه ای به خرج دادند علاوه بر کمک ها و راهنمایی های لازم از دوستان و آشنایان خود اشعاری را ضبط نموده و یا بر روی کاغذ نوشته و در اختیارم نهادند که بی اندازه از همکاری صمیمانه شان سپاسگزارم.

نشانه های آوانویسی*



* برگرفته از کتاب: بررسی و توصیف گویش گالشی، محمود رنجبر و رقیه رادمرد، رشت انتشارات گیلکان، ۱۳۸۲.

نکته ای که لازم است در اینجا متذکر شوم پیرامون آوانویسی این مجموعه شعر محلی می باشد برای اینکه اشعار مندرج در کتاب مورد استفاده غیر گیلکی زبانان قرار گیرد همانند دو مجموعه دیگر منتشر شده پیرامون فرهنگ عامه و فرهنگ لغت گویش محلی شهرستان رامسر از آوانویسی قرینه های خطی آوانویسی phonetic-transcription بر اساس الفبای آوا نگار جهانی international-phonetic-alphabet انتخاب شده است و جدول آن در همین پیش گفتار درج گردیده است.

معرفی اجمالی شهرستان رامسر و گویش مردم منطقه

مناطق شمالی سلسله جبال البرز که به دریای خزر (دریای کاسپین) متصل است مناطقی است کوهستانی با شیب تند پوشیده از جنگل و در نهایت به دشت و جلگه و ساحل و دریای خزر ختم می شود. این نواحی که از نظرآب و هوایی و اقلیمی به کناره دریای خزر موسوم است از نظر تقسیمات کشوری به سه استان گیلان، مازندران و گلستان تقسیم شده است و هر استان خود منطقه وسیعی را شامل می گردد که به صورت قسمت مرکزی، غرب استان و شرق استان شناخته می شود. تقریباً در وسط ناحیه دریای خزر شهرستان رامسر قرار دارد که در مغرب استان مازندران و مشرق استان گیلان واقع می باشد که در گذشته قسمت هایی از محال ثلاث به شمار می آمد اگر چه این شهرستان فعلاً جزء استان مازندران است اما از نظر فرهنگ و آداب و رسوم و همچنین بُعد مسافت بیشتر به استان گیلان نزدیک است و کمتر به استان مازندران.
در زمان های گذشته این گوشه از سرزمینمان ایران گاهی جزء خاک گیلان و گاهی جزء خاک مازندران به حساب می آمد و در برهه هایی از تاریخ گذشته ی ایران رجال و فضلا و دانشمندانی از آن برخاستند که در ساختن تمدن و فرهنگ و همچنین پیشرفت کشور ایران نقش های مهمی ایفا می کردند در این منطقه مانند سایر مناطق ایران فرهنگی در اثر گذشت ایام شکل گرفته است که متناسب با شغل و کسب و کار آنان بوده است و شغل مردم آن با توجه به اقلیم و آب و هوای خاص آن معمولاً دامداری و زراعت در مزارع و صیادی در دریا بوده است البته قصد نگارنده در این نوشتار فقط معرفی اجمالی این منطقه به خوانندگان گرامی است و هدف معرفی تاریخ و جغرافیای تاریخی آن نمی باشد. درباره تاریخ و جغرافیای تاریخی این ناحیه نویسندگان و علما به طور مفصل مطالبی پیرامون آن نوشته در کتاب هایی به چاپ رسانده اند و علاقمندان می توانند در صورت تمایل به آسانی به مطالب مفصل تر دسترسی پیدا نمایند. زبان و گویش مردم رامسر گیلکی می باشد که آن را جزء زبان های شمال غربی ایران یا گروه زبان های ایرانی دریای کاسپین می دانند و لهجه ی آن بر حسب نقاط مختلف شهرستان متفاوت است در این گویش مانند سایر گویش های اقوام ایرانی فرهنگی به وجود آمده که به آن فرهنگ عامه (فولکلور) می گویند و آن شامل دوبیتی ها، ترانه ها، مثل ها، افسانه ها و زبانزدهاست که نشان دهنده عمق ارتباط توده مردم با آنهاست.
در شکل گیری این اثر که بخشی کوچک از فرهنگ عامه ی شهر و دیارمان می باشد، علاوه بر خوانندگان شعرهای محلّی قدیمی، تصنیف ها، شاعران محلّی سرای معاصر و اعضای انجمن اهل قلم شهرستان رامسر، دوستان دیگری بودند که در تهیه و تدوین این اثر کمک های بی دریغ و فراوانی نثار حقیر نمودند، که جا دارد از همه ی آنها تشکّر و قدردانی ویژه به عمل آورم و اسامی گرامی آنان را در اینجا متذکّر گردم.
۱- جناب آقای حسن رحیمیان استاد گرانمایه که مقدّمه ای ارزشمند به عنوان «پیش گب»در معرّفی این اثر به قلم آوردند و بنده را مورد لطف و مرحمت ویژه خود قرار دادندو دغدغه ی ایشان برای چاپ این کتاب باعث گردید تا این مجموعه اینک در پیش روی شما باشد.
۲- همشهری گرانقدر جناب آقای لیما صالح رامسری مدیر محترم انتشارات معین تهران که به خاطر ثبت و ضبط آثار فرهنگی شهر و دیار خود دغدغه ی ویژه ای به خرج می دهند و سعی در چاپ و ماندگاری آثار فرهنگی و میراث معنوی زادگاه خود دارند. چنانچه دلبستگی ایشان به فرهنگ زادگاه خویش نبود احتمالاً کتاب هایی چون: تاریخ و جغرافیای تاریخی رامسر، - فرهنگ زبانزد های رامسر (۲ جلد)، - بوم شناخت البرز غربی. و... امروز در دسترس دوستداران فرهنگ و ادب این دیار قرار نداشت.
۳- استاد ارجمندجناب آقای جلیل غدیری صاحب اثر ارزشمند فرهنگ گویش محلّی رامسر که کار بازخوانی و ویراستاری این اثر را به عهده گرفتند.
۴- علاوه بر همکاری دوستان یاد شده از دوستان دیگر انجمن اهل قلم آقایان صفر قاسمی، عیسی خاتمی، حسن پور منصوری، مجتبی رضوانی و خانم مریم خداپرست که در جلسات انجمن راهنمایی ها و راهکارهای لازم را در اختیارم می نهادند تشکر و قدردانی می نمایم. همچنین از دوست صاحب ذوق بزرگوارم جناب آقای محمد علی مسگری به خاطر مطالعه این مجموعه قبل از تایپ و برای رفع نواقص آن توضیحات لازم را دادند.
۵- سرکار خانم فاطمه رمضان کیایی که کار تایپ این مجموعه را که کار سخت و طاقت فرسایی بود به گردن گرفتند و به خوبی از عهده آن بر آمدند.
۶- از خانواده ی خودم به خصوص همسر عزیزم که مرا در طول سالیان دراز در تهیه و تنظیم این مجموعه یاری نمودند.

سیدنورالدین اکرامی
زمستان ۱۳۸۸

فصل اول - ترانه ها و دوبیتی ها

چگونگی پیدایش ترانه ها و ساختار آن

ترانه های رایج در بین مردم که سرشار از شور و شوق و احساس پاک روستاییان این دیار است در حقیقت بیان درد و رنج و شادی و نشاط مردم منطقه به شمار می آید. این ترانه ها توسط مردمان صاحب ذوق و دارای احساس لطیف این نواحی سروده شده و در صندوقچه سینه آنها ثبت گردیده و از راه ادبیات شفاهی به دست ما رسیده است. چون این دوبیتی ها را شاعران بی نام و نشان و معمولاً مردم عادی سروده اند از نظر وزن شعری، باید گفت بر گرفته از اوزان عروض عرب نیست بلکه از بقایای شعر هجایی ایران قبل از اسلام و مربوط به دوران ساسانی می باشد از ویژگی های مهم این اشعار سادگی و قابل فهم بودن آن است چنانکه شاعر و نویسنده و مردم شناس برجسته کاظم سادات اشکوری که خود اهل روستای «نارنه» از توابع اشکور رامسر می باشد عقیده دارد: «از ویژگی های ترانه های عامیانه سادگی و روانی کلام است به نحوی که برای درک آن نیاز به تامل نیست و به آسانی قابل فهم است شاید بتوان سادگی و کوتاهی ترانه ها را با ارزش وقت در جامعه روستایی مربوط دانست که در چنان جامعه ای نه نیاز به گفتار دو پهلو و پیچیده است و نه وراجی و روده درازی خریدار دارد(۲)» آنچه که باعث دلچسب شدن و زیبایی این دوبیتی ها می گردد وجود عناصر زیبایی سخن و خیال انگیز مانند تضاد، تلمیح، مبالغه، تمثیل و ارسال مثل است که به وفور در آنها یافت می گردد و همچنین در دوبیتی های گیلکی این ناحیه کنایه، استعاره و تشبیه های لطیف و زیبامانند شعر فارسی فراوان است که از آوردن مثال برای تک تک آنها در این نوشته کوتاه خودداری می گردد و خوانندگان با ذوق به راحتی در ضمن خواندن به وجود آنها پی خواهند برد. ضمناً دوبیتی های غرب مازندران (رامسر) همانند دوبیتی های شعر فارسی از دو بیت و یا چهار مصراع تشکیل شده است که مصراع اول و دوم و چهارم معمولاً با هم، هم قافیه اند و مصراع سوم می تواند هم قافیه باشد یا نباشد و یا بعضی از این دوبیتی ها به صورت مثنوی دوبیتی هستند یعنی این که دو مصراع اول بیت اول با هم و دو مصراع دوم بیت های بعد با هم هم قافیه هستند. از ویژگی های دیگر این دوبیتی ها این است که معمولاً مصراع اول ربط چندانی با مصراع های دیگر ندارد و برای مقدمه چینی و طرح موضوع آورده می شود در مصراع دوم مقصود اصلی سراینده بیان می گردد و در مصراع سوم همان مضمون برای تاکید تکرار می گردد و منظور اصلی و حاصل پیام در مصراع چهارم آورده می شود.

مضامین و موضوعات دوبیتی ها ی غرب مازندران

در این مورد باید گفت بیشتر مضامین در رابطه با عشق های پاک و بی آلایش دختران و پسران به یکدیگر است و همچنین در مورد شغل و کار مردم روستا مانند شالیکاری، چوپانی، صیادی، چای کاری، نجاری، نوغان داری، چارپاداری و خدمت سربازی است که بسیاری از این شغل ها در دوبیتی ها یاد می گردد و زنان در مزارع و باغات چای و مردان در جنگل و کوهستان هنگام گله داری و چوپانی یا هنگام کوچ کردن با پای پیاده از قشلاق به ییلاق ویا بالعکس با آوازی خوش بر زبانشان جاری می گشت و ساعت های خوشی را برای خود و یا اطرافیان فراهم می کردند. متاسفّانه امروزه این آواها و نواها به علت زندگی شهری و ماشینی که برای مردم این دیار به وجود آمده است کمتر شنیده می شود امید است محققان و نویسندگان برای جمع آوری و ثبت و ضبط آنها و نوازندگان و آهنگسازان با ساخت آهنگ ها و ملودی های مناسب این شعرها و ترانه ها را برای همیشه ماندگار نمایند.

منبع اصلی ترانه ها و دوبیتی ها ی قدیمی غرب مازندران

در این فصل کتاب حدود دویست دوبیتی غرب مازندران یعنی شهرستان رامسر و تنکابن آورده شده است که پس از حذف تعداد بسیار زیادی از آنها که توسط خوانندگان دوبیتی ها خوانده شده بود ابیات دوبیتی غیر تکراری نوشته شده است و منبع اصلی برای گرد آوری این دوبیتی ها مردان و زنان روستایی رامسر و حومه بودند که در ضمن خواندن صدای آنها بر روی نوارکاست یا ویدئو ضبط گردیده و سپس از نوارها استخراج گردیده اند از جمله نکاتی که در مورد دوبیتی های غرب مازندران برای نگارنده مسلّم گردیده است این است که بعضی از این دوبیتی ها در نقاط دیگر گیلان با لهجه های دیگر وجود دارد که در بعضی از آنها علاوه بر لهجه کلمات و یا واژه ها ی دیگر در آنها به کار رفته است همچنین در غرب و شرق شهر و روستاهای رامسر یا تنکابن لهجه های گوناگون وجود دارد که واژه ها در جاهای مختلف تلفظ های گوناگون دارند به طور مثال واژه «خوجیر» به معنای خوب که در شرق رامسر تلفظ می شود در نقاط مرکزی و غرب شهرستان رامسر «خوجُر» تلفظ می گردد به همین خاطر در آوانویسی واژه ها به صورت های مختلف آوانویسی شده اند و شیوه ی واحدی در آن به کار نرفته است.
در این جا لازم می دانم از خوانندگان دوبیتی ها آقایان احمد اقبالی معروف به «مرصع احمد»، حاج محمد حسین عبدالعلیان، ذبیح الله مختاری معروف به «اوشکوری ذبیح الله» و خانم ها خیر النساء عبدالعلیان و ایران عبدالعلیان کمال تشکر و قدردانی بنمایم که با خلوص نیت آنچه را که در حافظه داشتند در اختیارم قرار دادند. علاوه بر مراجعه حضوری خدمت این عزیزان از خانم ربابه کیهانیان دبیر ادبیات دبیرستان های شهرستان رامسر که اشعاری را از دوستان و نزدیکان خود جمع آوری و به صورت نوشته در اختیارم نهادند صمیمانه سپاسگزارم. امیدوارم ترانه ها و دوبیتی های تهیه شده در این دفتر که بخش کوچکی از فرهنگ و ادبیات عامیانه مردم شمال ایران می باشد مورد استفاده نسل آینده قرار گیرد و اگر اشکالی در ضبط دقیق ترانه ها و آواها و تکیه ها به نظر خوانندگان گرانقدر رسید ضمن پوزش با لطف و عنایت خود حقیر را در جریان اشکالات و نواقص کتاب قرار دهند.

گل سرخ و سفید زرد کانِه ما را
حرف هر ناکسان درد کانِه ما را
حرف هر ناکسانِ خوردِه نشَنِه
بی اجل خدا مُردِه نشَنِه

گل سرخ و سفید ما را زرد می کند
حرف هر آدم پستی دلم را به درد می آورد
حرف هر آدم ناکس و پست را نمی توان تحمل کرد
بدون اجل خداوند نمی توان مرد

از این کوچه با بُردِن دلبرم را
به خنجر پاره کردن جیگرم را
الهی دشمنان خیری نبینین
که دلبر نازنینم را بابُردین

از این کوچه دلبر عزیزم را بردند
جگرم را با خنجر پاره پاره کردند
الهی دشمنان شما خیری از این دنیا نبینید
چون که دلبر نازنینم را با خود بردید

سرم بستی دو دَسمالِ سیا را
حنا بستی دو نازک دست و پا را
هنوز هف سالِه دُندان را نکندی
قفس کردی تو مُرغانِ هوا(۳) را

دو دستمال سیاه را بر سرم بستی
حنا بر دو دست و پای نازک خود گذاشتی
هنوز دندان هفت سالگی را نکشیدی
تو پرندگان هوا را گرفتار خودت کردی

نظرات کاربران درباره کتاب شعرها و ترانه های محلی رامسر