فیدیبو نماینده قانونی انتشارات مبلغان و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب روشهای مدیریت اجرایی نتیجه‌گرا

نسخه الکترونیک کتاب روشهای مدیریت اجرایی نتیجه‌گرا به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب روشهای مدیریت اجرایی نتیجه‌گرا

به این فکر می‌کنید که موفق‌ترین مدیران از سرتاسر جهان چطور با سخت ترین مشکلات خود دست و پنجه نرم کنند؟
الان می‌توانید جواب را پیدا کنید - با مجموعه کتاب‌های "درس‌های تجربه شده".
هر جلد این مجموعه نو، در عین موجز و اثرگذار بودن شامل دوازده تا چهارده مقاله آموزنده به قلم پیشگامان کسب و کار، فعالان بخش دولتی و دانشگاهیان، درباره مبرم‌ترین مسائلی که تا کنون گرفتارشن شده اند است. نویسندگان تجربیات شخصی و شگفت‌انگیز خود را در میان گذاشته و از میان تجربیات سالیان خود توصیه های عملی ارائه می‌کنند.
مجموعه "درس‌های تجربه شده" که منبعی حیاتی برای مدیران اجرایی پرمشغله امروز است، دسترسی فوری به تخصص و خرد با استعداترین رهبران جهان را میسر ساخته است.

ادامه...
  • ناشر انتشارات مبلغان
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.54 مگابایت
  • تعداد صفحات ۸۶ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب روشهای مدیریت اجرایی نتیجه‌گرا

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

درس اول: استراتژی، اجرای ضعیف را جبران نمی کند

ایوان سایدنبرگ(۱)

استراتژی موضوعی است که در طول پانزده یا بیست سال گذشته در ذهن من تکامل یافته است. اگر پانزده یا بیست سال به عقب بروید، مجبور می شوید آثار مایکل پورتر(۲) را مطالعه کنید. مجبور می شوید درباره مدلهای کسب وکار و تمایز استراتژیک و مزیت استراتژیک و مزیت درازمدت در کسب وکار خود فکر کنید. و همه اینها درست است.
آنچه من در طول این راه آموخته ام این است که شما می بایست آن را به همراه یک ایده بسیار مهم در نظر بگیرید. و آن این است، شرکتهایی که صاحب بهترین استراتژیها هستند شرکتهایی هستند که بهتر از هر کس دیگر دست به اقدام می زنند. ترفندهای خاص، جبران کننده کسبهای ضعیف نیستند و استراتژی نمی تواند اجرای ضعیف را در یک کسب وکار جبران کند.
یکی از چیزهایی که موثر واقع می شود این است که هر چه بهتر فرهنگی را حول اجرا گسترش دهید، از گزینه های بیشتری برخوردار خواهید شد. آنچه آموخته ایم این است که هر چه سهم بیشتری در بازار داشته و جلوتر از رقبای خود باشیم، بیشتر می توانیم کار انجام دهیم.
مثالی در این مورد ارائه می کنم. اگر شما به دو چیزی که امروز در جریان است نگاه کنید ـ مثالِ کسب وکار ما را در زمینه بی سیم در نظر بگیرید ـ خیلیها صاحب شرکتهای بی سیم هستند و خیلی از افراد مجوز بی سیم دارند. ما به این نتیجه رسیدیم که نوعی تمایز وجود دارد که می خواستیم خلق کنیم. ما نمی خواستیم تهیه کننده محصول باشیم؛ ما نمی خواستیم صرفاً یک شرکت بی سیم باشیم که مبتنی بر هزینه بود.
بنابراین یکی از چیزهایی که تیمهای بازاریابی و فروش و مدیریت ما متوجه آن شد این گزاره است، «آیا اکنون صدای مرا می شنوید؟» این راهی بود برای توضیح به مشتری که ما درخواستها و نیازهایشان را درک می کنیم. آنها صرفاً خواهان یک تلفن معرکه نبودند که کار نمی کرد؛ بلکه تلفن معرکه ای می خواستند که واقعاً خوب کار کند.
این مثالی از زاده شدن استراتژی از اجرای عالی است ـ چیزهایی ساده مثل این که اگر شما تماس را کامل کنید، می توانید با شبکه خود چیزهای بیشتری انجام دهید. می توانید محصولات و خدمات برجسته تری به مشتریان خود ارائه کنید. می توانید از رقبای خود تمایز داشته باشید. و بعد می توانید کسب وکار را از همان نقطه به بعد پی ریزی کنید.
مثال دیگر: ما مدتها در کسب وکار مخابرات بوده ایم. کسب وکار خطوط زمینی، یعنی کار سیمهای ثابت با سرعتی دیوانه وار در حال افت بود. می توانستیم شیره آن را بکشیم و رویش چسب زخم بچسبانیم، اما چیزی داشتیم که از همه مهم تر بود و آن، رابطه مستقیم با مشتریانمان بود. می دانستیم اگر بتوانیم راهی پیدا کنیم تا مشتریان خود را به مرحله بعدی بیاوریم، می توانستیم برای کسب وکار خود و برای سهامداران خود و برای کارفرمایان خود از نظر رشد کارهای واقعاً خوبی انجام دهیم.
تصمیم گرفتیم هر نُه یارد(۳) را طی کنیم و این طور نقشه کشیدیم که فیبرهای نوری را مستقیماً به خانه ها برسانیم ـ خیلی جاه طلبانه بود. اما این جایی است که اجرای قرص و محکم، بازارهایی به درد بخور خلق می کرد که اگر ما بر ایده «اول اجرا و بعد استراتژی» تمرکز نکرده بودیم در دسترس شرکت قرار نمی گرفت.
اگر چیزی هست که در طول پانزده تا بیست سال گذشته یاد گرفته ایم، [این است] که شما عاشق استراتژی هستید. عاشق این هستید که بر سر آن بحث کنید و همه این جلسات مربوط به مقصد استراتژی را دوست دارید و عاشق این هستید که درباره ده سال آینده صحبت کنید. اما هیچ یک از آنها موثر واقع نمی شوند مگر اینکه قطارها سر موقع راه بیفتند. و هر روز بهتر از رقبا عمل کردن است که باعث می شود شما برخیزید و به سر کار بروید.

برداشتها

  • استراتژی سنتی امروز هم صادق است: به مدلهای کسب وکار، تمایز استراتژیک، مزیت استراتژیک و مزیت درازمدت فکر کنید.
  • امروز شما باید آن استراتژی را یک گام جلوتر ببرید: شرکتهایی که بهترین استراتژیها را دارند شرکتهایی هستند که بهتر از هر کس دیگری اجرا می کنند.
  • ترفندها باعث تقویت کسبهای ضعیف نمی شوند و استراتژی جبران کننده اجرای ضعیف نیست.
  • فرهنگ خود را حول اجرا گسترش دهید و بعد روی استراتژی تمرکز کنید. انجام این کار فرصتهای تازه ای ایجاد می کند و شما را از رقبا متمایز می سازد.

درس دوم: پل زدن روی شکاف دانش ـ عمل

جفری ففر(۴)

کتابی را به نام «معادله انسانی: ایجاد سود با اولویت دادن به افراد» و کتاب دیگری را به نام «مزیت رقابتی از طریق افراد» نوشته ام. بر اساس این دو کتاب، سخنرانیهای متعددی درباره ایجاد رویه های کاری با عملکرد عالی و فرهنگهای عملکرد عالی در شرکتها انجام داده ام.
بعد از بسیاری از آن سخنرانیها این اتفاق می افتد؛ مردم به سراغم می آیند، و من فردی را به وضوح به یاد می آورم که بعد از یکی از این سخنرانیها به سراغم آمد و گفت: «سخنرانی خوبی بود. ولی باید دو چیزی را که اصلا خوشم نیامد به شما بگویم.»
گفتم: «خوب است، بگو بدانم. همیشه تلاش می کنم بهبود پیدا کنم.»
او گفت: «اول از همه اینکه هر چیزی که شما گفتید مطابق عرف و فهم همگانی هستند.»
من گفتم: «احتمالاً درست است، زیرا عملاً خوب رفتار کردن با افراد و اجازه دادن به آنها برای درگیر شدن در تصمیمات و ایجاد سطح معینی از امنیت شغلی، اگر منظور صحبت شما اینهاست، احتمالاً عرف خواهد بود.»
او گفت: «بنابراین اول از همه اینکه همه چیز متعارف بود. و دوم، هر چیزی که شما گفتید من قبلاً می دانستم.»
گفتم: «خیلی عالی است. در ضمن، هیچ کدام از آنها را انجام می دهید؟»
پاسخ البته، نه بود.
با داشتن این تجربه روشن و بعد چند مورد تجارب دیگر به همین شیوه ـ که مردم می گفتند: «ما یک جورهایی این را می دانستیم» و من از آنها می پرسیدم «آیا انجامش می دهید» و آنها می گفتند نه ـ به ذهنم رسید که صرفاً یک عالمه خرد و آگاهی وجود دارد که افراد و سازمانها دارند ولی هیچ وقت به کار نبسته اند.
این نکته مرا واقعاً علاقه مند کرد که چرا سازمانها چیزهایی را می دانند که به اجرا در نمی آورند. بنابراین بهترین دوست و همکارم، باب ساتون(۵) را پیدا کردم. من و او راه افتادیم تا این پدیده را کاوش کنیم و نتیجه اش تحقیقی بود که در کتابی به نام «شکاف بین دانش ـ عمل: چطور شرکتهای هوشمند دانش را تبدیل به عمل می کنند» منتشر شد.
ایده اصلی در پس این کتاب، کشف این بود که چرا سازمانها این چیزها را به کار نمی بندند ـ از جمله سازمانی که خودم عضوش هستم یعنی مدرسه بازرگانی استنفورد. مدرسه بازرگانی استنفورد شبیه پادشاه شکافهای بین دانش ـ عمل است که در آن اگر قرار بود بپرسید، «آیا چیزی را که در این مدرسه بازرگانی آموزش می دهیم به کار می بندیم؟» پاسخ منفی خواهد بود. ما استراتژی را آموزش می دهیم ولی خودمان نداریم. ما منابع انسانی را آموزش می دهیم ولی سیاستهای روابط عمومی ما افتضاح هستند. ما بازاریابی تدریس می کنیم اما تعیین نام تجاری مان کاملاً ناکافی و نامناسب بوده است.
فکر کردن درباره اینکه چرا مردم چیزهایی را که می دانند در زندگی خود اعمال نمی کنند و چرا شرکتها این کار را انجام نمی دهند، جالب است. در واقع نقطه آغاز این تحقیق بود که ما از روی آن چیزهایی یاد گرفتیم و آن اینکه عرف و فهم همگانی بسیار کم اتفاق می افتد. «چیزهایی که هر کس می داند» به معنای آن نیست که آنها به مرحله اجرا در می آیند و انجام می شوند یا اینکه به نحو بسیار کارآمدی انجام می شوند.
اگر می خواهید روی شکاف بین دانش و عمل پل بزنید، باید دو کار انجام دهید. اول اینکه باید منابع و علل بروز این شکاف را بشناسید و اینکه آیا شکاف ناشی از نبود جرات و شهامت است یا نظامهای ارزیابی که چیزهای اشتباه را ارزیابی می کنند؛ یا اینکه شکاف ناشی از تاکید بر برنامه ریزی و تجزیه وتحلیل و حرف زدن است و نه عمل؛ یا اینکه آیا شکاف ناشی از این حقیقت است که افراد در سازمان شما به قدری می ترسند که از انجام آنچه می دانند کارِ درستی است هراس دارند، زیرا می ترسند اخراج شوند یا نگران شغل خود هستند و هر چیز دیگری مثل این. بنابراین اولین چیزی که لازم است درک کنید این است که منبع مشکلات چیستند و بعد باید آن منابع را مورد بررسی قرار دهید.
اگر معلوم شود منبع، ترس است باید آنچه را که دکتر دبلیو. ادوارد دمینگ(۶) استاد کیفیت درباره اش صحبت می کرد انجام دهید، یعنی بیرون راندن ترس. اگر مشکل این است که افراد بیش از حد درگیر حرف زدن و برنامه ریزی کردن هستند نه عمل، لازم است بر معادل سازمانی «پیش نمونه سازی سریع» تاکید کنید که در دنیای طراحی محصول خیلی متداول است. اگر مشکل چیزی در نظام ارزیابی شماست که باعث می شود افراد بر چیزهای غلط تمرکز داشته باشند، لازم است این معیارها را اصلاح کنید. بدیهی است راه حل بیشتر بستگی دارد به تشخیص اینکه مشکل چیست.

برداشتها

  • اغلب اوقات شرکتهایی که می خواهند رویه های عملکرد عالی و فرهنگهای عملکرد عالی را ایجاد کنند از قبل خرد لازم را برای ایجاد تغییرات دارند.
  • اما اکثر شرکتها در به کار بستن دانش خود قصور می کنند و این پدیده ای است معروف به شکاف بین دانش ـ عمل.
  • برای پل زدن روی شکاف بین دانش و عمل، باید ابتدا منبع یا منابع شکاف را شناسایی کنید.
  • بعد از اینکه مشکل شناسایی شد، می توانید آن را مورد بررسی قرار دهید و راه حلهای مناسب را اجرا کنید.

مقدمه

انتشارات مدرسه بازرگانی هاروارد با همکاری پروژه «پنجاه درس» که از تهیه کنندگان پیشگام مفاهیم رسانه ای دیجیتال است، مفتخر است که آغاز پروژه «درسهای تجربه شده» را اعلام کند. این پروژه مجموعه جدیدی از کتابهاست که اظهارات موثق باتجربه ترین مدیران جهان را منعکس می سازد. هر کتاب از این مجموعه از طریق قدرتی که در داستانسرایی شخصی وجود دارد، تجربه جمعی برخی از شناخته شده ترین کارشناسان جهان را ارائه می کند و در مورد طرز فکر تک تک آنان، نحوه مواجهه با چالشهای جدید و اینکه چگونه از درسهای سخت آموخته شان که بنا به تجربه کسب کرده اند بهره می جویند تا فلسفه های رهبری شان را شکل دهند، دیدگاههایی به دست می دهد. در هر کتاب که از نظر موضوعی مطابق با عناوین مورد بحث در راس برنامه های مدیران، مثل رهبری، مدیریت تغییر و کارآفرینی و نوآوری و استراتژی است از کتابخانه ویدئویی گسترده این پروژه که حاوی مصاحبه هایی با مقامات ارشد اجرایی و دیگر رهبران فکری است، استفاده شده است. در اینجا، مدیران ارشد اجرایی پیشگام دنیا، دانشگاهیان و دیگر متفکران عرصه کسب وکار مستقیماً و بی پرده درباره پیروزیها و شکستهای خود صحبت می کنند. این داستانهای موثر در کنار یکدیگر توصیه هایی را که برای مواجهه با چالشهای فردا نیاز خواهید داشت، ارائه می کنند.
شما را دعوت می کنیم هم اکنون به این گفت وگوها ملحق شوید. هم راههای تازه ای برای نگریستن به دنیا خواهید یافت و هم توصیه هایی آزموده و مطمئن که برای روشن کردن راهِ پیش رو به آنها نیاز دارید.

سلسله «درسهای تجربه شده»

از خود می پرسید که موفق ترین رهبران سراسر دنیا چطور با سخت ترین مشکلات خود دست وپنجه نرم کرده اند؟ پاسخ این سوال را می توانید در سلسله کتابهای «درسهای تجربه شده» پیدا کنید. هر جلد از این مجموعه جدید در عین ایجاز و جذابیت، دوازده تا چهارده مقاله خردمندانه از رهبران ممتاز شرکتها و بخشهای دولتی و دانشگاهها را در زمینه مبرم ترین مسائلی که پیش روی آنها بوده ارائه می کنند.
«درسهای تجربه شده» که منبعی مهم برای مدیران اجرایی پرکار امروز است، دسترسی آنی به خرد و تخصص بااستعدادترین رهبران جهان را برای شما فراهم می کند.

سایر کتابهای این مجموعه

الگو بودن در رهبری سازمان
از کسب وکار محلی تا کسب وکار جهانی
معیارهای استخدام و اخراج
راه انداختن یک کسب وکار جدید
راهکارهای کلیدی برای اجرایی کردن استراتژی

نظرات کاربران درباره کتاب روشهای مدیریت اجرایی نتیجه‌گرا