فیدیبو نماینده قانونی انتشارات تیسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب نوآوری و حیات شهری

کتاب نوآوری و حیات شهری
نقدی بر مفهوم پایداری

نسخه الکترونیک کتاب نوآوری و حیات شهری به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب نوآوری و حیات شهری

چهارچوب‌های مفهومی موجود در این کتاب بر پایه هم‌پیوندی میان سه ساحت اقتصادی ـ اجتماعی، زیستی و شناختی تدوین شده است که هدف آن نگاهی چندبعدی به مقوله چالش‌برانگیز پایداری و شهر و خصوصاً زیست پایدار است.
متن حاضر، بیان‌کننده چالشی میان فهم از فناوری و کارکردهای فناوری ناشی از ایدئولوژی‌های پایه‌گذاری‌شده در روند تاریخی و تجربی رشد و توسعه سکونتگاه‌های انسانی است؛ مسئله‌ای که اهمیت روزافزون سرمایه، بازار و رقابت در جامعه جهانی عصر حاضر را به میان می‌کشد. در عصر اطلاعات و ارتباطات و به‌ویژه با گذر از جوامع انضباطی به جوامع کنترلی، دیگر سرمایه نه خادم بلکه با نیروی حیاتی مستقلی که یافته است مخدوم شده و داعیه آن دارد که فرمان دهد و سازمان اقتصادی را درست مطابق شرایط خود تنظیم کند و این‌گونه کنترل سرعت و جهت گسترش ذهن انسان را به دست گیرد...

ادامه...
  • ناشر انتشارات تیسا
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 2.07 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۴۶ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب نوآوری و حیات شهری

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار

زیست پذیری شهری ساختار آشکاری است که به واسطه صدور دستور العمل های دقیق، ایجاد اخلاقیات بیرونی و فناوری به عنوان ابزار ارائه دانش تشکیل نشده است؛ بلکه وجودی نوظهور از ماده حیاتی است که زیستمندی آن ناشی از تنوع، پیچیدگی و تنش موجود میان تفاسیر و ابهامات است.
برخلاف ادبیات غنی موجود در ابعاد اجتماعی منابع و مدیریت زیست محیطی، اغلب مطالعات در حوزه اجتماعی، فرایندها را به گونه ای بررسی کرده است که حوزه اجتماعی به عنوان ناظری بر جعبه سیاه بوم سازگان، آن را وسیعاً تهدید می کند و فرض بر این است که اگر نظام اجتماعی به صورت انطباقی عمل کند یا به صورت نهادی خوب سازمان یافته شود، خواهد توانست منابع زیست محیطی را بر پایه رفتار پایدار مدیریت کند. جامعه انسانی ممکن است توانایی زیادی در فائق آمدن بر تغییرات یا سازگاری یافتن با آن نشان دهد؛ اگر تنها از دید ابعاد اجتماعی تجزیه وتحلیل شود. ولی چنین سازگاری ای ممکن است باعث هزینه آفرینی بسیاری در رابطه با تغییرات در ظرفیت اکونظام ها برای پایدار کردن سازگاری شود. همچنین امکان دارد موجب تولید تله و نقاط شکستی در برگشت پذیری اجتماعی ـ بوم شناختی شود. به علاوه چنانچه فقط از دیدگاه بوم شناختی بررسی شود تصمیمات نادرستی گرفته می شود. در این صورت این پرسش پیش می آید که چرا بوم سازگان ها فقط نظام های فیزیکی نیستند مانند انبوه شن و ماسه و چرا نظام های اجتماعی، تنها بوم سازگان ها نیستند که آنها را در سیری از جامعه شناسی شهری و رویکرد بوم شناختی و گذر آن از رویکرد بوم شناسی انسانی به رویکرد بوم شناسی اجتماعی و شکل گیری نظام های اجتماعی ـ بوم شناختی بررسی کنیم. تلاش ها برای ارتقای سازمانی یا برگشت پذیری اجتماع، بیشتر از آنکه بر پایه تمرکز دقیق تر تجزیه وتحلیل ها بر عوامل علی خاص محیط زیستی، زیستی یا رفتاری باشد باید بر درک تراکنش های پویای متقابلی باشد که میان عوامل محیط زیستی و فردی رخ می دهد. این چرخ های تاثیرات دوجانبه، روابطی هم ساختاری و هم کارگزارانه هستند که عمل مردم تنها وابسته به محیط زیستشان یا صرفاً بازتولید ساختار اجتماعی ـ فرهنگی بزرگ تر نیست، بلکه کاملاً می توانند به گونه ای عمل کنند که اینها را نیز تغییر دهند.

تقدیم به:
پدرم که سایه گرم و دستان مهربانش معنای زندگیم گشت
و مادرم که محبتش بر جانم نشست.

مقدمه

چهارچوب های مفهومی موجود در این کتاب بر پایه هم پیوندی میان سه ساحت اقتصادی ـ اجتماعی، زیستی و شناختی تدوین شده است که هدف آن نگاهی چندبعدی به مقوله چالش برانگیز پایداری و شهر و خصوصاً زیست پایدار است.
فصل نخست متن حاضر، بیان کننده چالشی میان فهم از فناوری و کارکردهای فناوری ناشی از ایدئولوژی های پایه گذاری شده در روند تاریخی و تجربی رشد و توسعه سکونتگاه های انسانی است؛ مسئله ای که اهمیت روزافزون سرمایه، بازار و رقابت در جامعه جهانی عصر حاضر را به میان می کشد. در عصر اطلاعات و ارتباطات و به ویژه با گذر از جوامع انضباطی به جوامع کنترلی، دیگر سرمایه نه خادم بلکه با نیروی حیاتی مستقلی که یافته است مخدوم شده و داعیه آن دارد که فرمان دهد و سازمان اقتصادی را درست مطابق شرایط خود تنظیم کند و این گونه کنترل سرعت و جهت گسترش ذهن انسان را به دست گیرد. هرچند شهر مدرن محتوای اصلی اش را در رابطه با فناوری و نوعی درک از آن ساماندهی می کند، اما در این میان شهرهای مختلف گذارهای متفاوتی را تجربه می کنند که چگونگی همگام شدن آنها با اقتصاد دانش بنیان عصر حاضر را تحت تاثیر قرار داده است. در دهه های اخیر بسیاری از سیاست گذاران و متخصصان متوجه شده اند که شاید فناوری محور رشد باشد، ولی اغلب در هماهنگی با خواست ها و نیازهای مصرف کنندگان با مشکل روبه رو بوده و بسیاری از اشتباه ها و بی توجهی ها در این زمینه اتفاق افتاده است؛ بنابراین در دهه ۲۰۰۰-۱۹۸۰ تغییر جهت به سمت رویکردهای بازارگرایانه و قدرت مداری مصرف کنندگان و نیز تفکر بازیابی گرویدن به آنچه ارائه می شود، رخ داد. اما در این بازه افزایش مداوم بیماری های روانی ناشی از استرس در زمانی که دنیای غرب با بیشترین سطح درآمدی جهان در حال کنش بود، این باور را تضعیف کرد که «بیشتر» به معنی «بهتر» است.(۱) نمونه این دو گرایش را می توان در رخدادهای ناشی از فناوری های زیستی کشاورزی مشاهده کرد. درنتیجه به ویژه از سال ۲۰۰۵ رویکرد رهمنون اجتماعی و کشف خواسته ها و نیازهای مردم در قالب اجتماع و فرهنگشان و نه در قالب یک سری نظریه ها و دانش های کلیشه ای و مدون اجتماعی روی کار آمد؛ زیرا باور عمیقی وجود دارد که مهم ترین مشکل موجود برای نظریه اجتماعی شهری اخیر، کوشش برای پایه گذاری بینشی نظری است که از کشورهای خاص در دوره زمانی خاص جمع آوری شده است. در فصل دوم، نقطه تمایز این رویکرد با دو رویکرد دیگر در قالب مفاهیم خصوصی سازی مصرف و خودتامینی با محوریت جامعه شناسی مصرف تشریح شده است؛ نگاهی که تاکید را بر منافع مصرف کننده می گذارد ــ آن گونه که آنها خود درک و احساس می کنند ــ و توجه خود را به توانایی و تمایل تولیدکنندگان و تامین کنندگان خدمات در توجه یا نادیده گرفتن یا دست کاری کردن تقاضاهای کاربران و اولویتهایشان معطوف می کند. هدف این فصل بر اساس آنچه فراهم آورده شده است، بیان و نقد میراث طولانی و منبعث شده از تفکرات روشنفکری است که مصرف را به سادگی مشتق شده از تولید می داند. در یک دوره، مردم عادی آماده برای پیوستن به نگرش های همبسته هواخواه اصول اجتماعی در زندگی بوده اند گویی تنها مسیر برای رسیدن به پیشرفت های عمده در شهروندی است. در حال حاضر به نظر می آید شهروندان توده میانی، خود را در زندگی های شخصی حمایت می کنند. این توده میانی قادرند به کمک افزودن بر درآمد واقعی خانوار که از صد سال پیش تاکنون پدید آمده است، راه حل خصوصی سازی شده ای را برای نیازهای مصرفی خود دنبال کنند. اثر عمده چنین تغییری توزیع مجدد پایه ای قدرت را در جامعه به ارمغان می آورد؛ چیزی که نظام رفاهی دولت برای به دست آوردن آن موفق نشد. بر این پایه، جوامع شهری عصر حاضر جوامعی دوگانه اند که در پی لغو کار دیگرمختاری(۲) نیستند، بلکه موضوع آنها استفاده از کالاهای فراورده آن و مسیری است که آنها در آن به منظور بزرگ تر کردن حوزه خودمختاری خویش تولید شده اند. هرچند جامعه شناسی مصرف کاملاً توسعه نیافته، اما در روند تاریخی شکل گیری و رشد خود، روشن کرده است راه حل های فردگرایانه در حوزه مصرف در تضاد با راه حل های جمع گرایانه در حوزه تولید نیست و تاحدی ممکن است به آن نیاز داشته باشد. موضوع انتخاب یک مورد از اینها نیست، بلکه نیاز به تعریف زمینه ای است که هر دو آنها بتوانند قدرت تاثیرگذاری داشته باشند.
سه ستون مفهوم پایداری شامل توسعه در نظام های اقتصادی، اجتماعی و بوم شناختی است. هرچند در این میان توافقی کلی در مورد ضرورت و زودگذر بودن سامان دهی شهرهای جهان و به خصوص کلان شهرها در جهت تامین زیستی پایدار به وجود آمد، در عین حال درباره معنای مشخص زیست پایدار شهری اتفاق نظری وجود ندارد. فصل سوم به رابطه میان صور زندگی شهری با محیط طبیعی در مفهوم متابولیسم شهری می پردازد. این رابطه از منظر الگوواره بوم شناختی شهری و رویکرد بوم شناسی انسانی، الگوواره نظام اجتماعی ـ بوم شناختی شهری و رویکرد بوم شناسی اجتماعی مورد نظر این بخش است. در بوم شناسی انسانی، متابولیسم شهر همپای متابولیسم در یک بوم سازگان طبیعی دیده می شود که انسان جزئی از این بوم سازگان طبیعی به حساب می آید. همچنین در آن مفهوم رقابت و انتخاب طبیعی به عنوان اصول پایه ای متابولیسم شهری در نظر گرفته می شود و حرکت آن به سمت تعادل طبیعی به کمک نیروهای طبیعی صورت می پذیرد. از این دیدگاه نیروهای طبیعی به عنوان نیروی محرکه اصلی می توانند با تغییر در الگوی مصرف، نوع تقاضا و شیوه های عرضه و فرهنگ سازی در قالب سیاست های اجتماعی/ اقتصادی و سیاسی و یا افزایش رفاه جامعه مدنی مشتمل بر فاکتورهای سلامتی، کار، درآمد، خانه سازی، فعالیت های تفریحی، دسترسی، کیفیت طراحی شهری و فعالیت های نهادی، نظام شهری را به سمت تعادل طبیعی سوق دهند. اما نقدهایی بر این الگوواره که نخستین رویکرد طبیعت محور را در زمینه جامعه شناسی شهری ارائه داد، وارد است؛ ازجمله نادیده گرفتن قدرت هژمونی ناشی از حس تعلق و نمادسازی های انسان در رفتارهای فردی و تسری آن به ساختارهای اجتماعی (Firey,1945)، مفهوم رقابت که بیشتر بیانگر هسته اخلاق رقابتی سرمایه داری امریکایی است (Alihan، 1938)، کاهش رفتار اجتماعی به یک مخرج مشترک مشهود و قابل اندازه گیری و نیز نیروهای طبیعی که مفهوم دیگری از نیروهای خاص برای شیوه تولید سرمایه داری بودند (Castells، 1977). رویکرد بوم شناسی اجتماعی در میان این نقدهای صورت گرفته بر مفهوم بوم شناسی انسانی، با به رسمیت شمردن هر دو جهان طبیعی و نشانه ای هم سنگ یکدیگر در تعریف محیط زیست انسانی (Husserl, E. 1900) و تعریف انسان به عنوان عاملی کارگزار با امکان تغییر دهندگی ساختار محیط زیست و نه تنها تابعی از مکانیسم های ساختارده محیط (Giddens, A. 1984) پا به عرصه ظهور گذاشت و پایه جدیدی برای تعریف محتوای متابولیسم شهری بر پایه جزئیات فیزیکی و اجتماعی، ویژگی های طبیعی و ساخته شده (یا طراحی شده)، کیفیت های عینی (مواد، مشهودات) و کیفیت های ذهنی خود (درک شده، نشانه ای) شد. بر این اساس بررسی تراکنش های متقابل پویا میان عوامل محیط زیستی و فردی می تواند امکان و روند تغییر پذیری و حرکت نظام به سمت توسعه را مشخص کند. این مکانیسم تغییر پذیری و حرکت به سمت توسعه را برگشت پذیری گویند که موضوع مورد بررسی در فصل چهارم متن حاضر است. شکل گیری دیدگاه نظام های اجتماعی ـ بوم شناختی با مفاهیم برگشت پذیری درآمیخته اند. فرایندی که قالبی فرارشته ای یافته و حوزه چالش برانگیز پایداری را موضع اصلی خود قرار داده است. تفاوت عمده ای میان دیده شدن ثبات به عنوان ویژگی یک نظام و میزان نوسان پیرامون وضعیت های مشخص به عنوان نتیجه آن، با پذیرش برگشت پذیری در تعادلات ناپایدار ناشی از تعاملات پویای میان مقیاس ظرفیت انطباقی، قابلیت تبدیل، یادگیری و نوآوری به عنوان ویژگی یک نظام برگشت پذیر و بقا یا امکان انقراض به عنوان نتیجه آن وجود دارد. در این نگرش دوم، سیاست ها از علاقه به کنترل کردن تغییرات در نظام ها با فرض ثبات یافتن آنها، به مدیریت کردن ظرفیت نظام های اجتماعی ـ بوم شناختی در لحاظ کردن تغییر و به رسمیت شمردن آن، تطبیق دادن خود با آن و فرم دادن به آن تغییر، تغییر جهت داده اند؛ بنابراین برگشت پذیری در این نوع نگرش، مفهومی است که در رابطه با توسعه نظام های انطباقی پیچیده، با تعاملات میان مقیاسی زمانی و فضایی رشد یافته است. چنانکه در فصل پنجم ملاحظه خواهید کرد، در این نظام های غیرخطی و بر اساس تعاملات میان مقیاسی، وضعیت پایدار نفی شده و مفهوم حوزه های جاذبه در جایگزینی با آن، معنابخش برگشت پذیری شهری در پس مشخص شدن رژیم های سازنده مرز حوزه های جاذبه در نظام آن می شود.

نظرات کاربران درباره کتاب نوآوری و حیات شهری