فیدیبو نماینده قانونی انتشارات لک‌لک و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب آشنایی با قرآن کریم
شرح و ترجمۀ جزء یازدهم

نسخه الکترونیک کتاب آشنایی با قرآن کریم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب آشنایی با قرآن کریم

بعضی از کافران، در جنگ با مسلمانان، شخصیت‌های بزرگی مانند حمزه عموی پیامبر(ص) را به شهادت رسانده بودند؛ اما بعد از مدتی پشیمان شدند، دست از شرک برداشتند و مسلمان شدند. آنان نمی‌دانستند که آیا توبه‌شان پذیرفته می‌شود یا نه؟! خداوند مهربان می‌فرماید:

و عده‌ای دیگر هستند که به فرمان خدا واگذار شده‌اند یا آنان را عذاب می‌کند یا توبه‌شان را می‌پذیرد؛ و خدا دانای حکیم است.

ادامه...
  • ناشر انتشارات لک‌لک
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.43 مگابایت
  • تعداد صفحات ۷۲ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب آشنایی با قرآن کریم

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

آیات ۹۴ الی ۱۲۹ سوره ی توبه

عذرخواهی نکنید!

منافقینی که همراه پیامبر(ص) و مومنان به جهاد نمی رفتند، پس از جنگ برای عذرخواهی و طلب بخشش، نزد پیامبر(ص) می رفتند و از او و مومنان می خواستند که از گناهشان بگذرند. از آن جا که رفتار منافقین در طول تاریخ یکسان است و همان شیوه ی گذشتگان را تکرار می کنند، خداوند مهربان می فرماید که به آنان چنین پاسخ داده شود:

هنگامی که به سوی آنان بازگردید، از شما عذرخواهی می کنند. بگو: عذرخواهی نکنید، هرگز شما را باور نمی کنیم، به راستی، خدا ما را از خبرهای شما آگاه کرده است؛ و به زودی خدا و پیامبرش عمل شما را می بینند؛ سپس، به سوی دانای پنهان و آشکار بازمی گردید و از آن چه انجام داده اید، به شما خبر خواهند داد. وقتی به سوی آنان بازگردید، برایتان به خدا قسم می خورند که از آنان بگذرید؛ از آنان بگذرید زیرا که آنان پلیدند و به سزای آن چه به دست آورده اند، جایشان جهنم است. برایتان سوگند یاد می کنند تا شما از آنان راضی شوید. پس اگر شما از آنان راضی شوید، خدا از مردم نافرمان راضی نخواهد شد.
آیات ۹۴ الی ۹۶

دعای پیامبر موجب نزدیکی به خداست

به بادیه نشینان اطراف مدینه اعرابی می گفتند. کلمه «اعرابی» به معنی روستایی و بادیه نشین است؛ امّا به فردی که از تعلیم و تربیت و آداب و رسوم دور باشد هم اعرابی می گویند. جمع این کلمه اعراب است. خداوند مهربان در مورد این افراد می فرماید:

اعراب در کفر و نفاق، سخت تر و در ندانستنِ حدود آن چه که خدا بر پیامبرش نازل کرده، سزاوارترند، و خدا دانای حکیم است. و از اعراب کسانی هستند که آن چه انفاق می کنند، زیان مالی می دانند و منتظر حوادث بد برای شما هستند؛ حادثه ی بد بر خودشان باد؛ و خدا شنوای داناست. و از اعراب کسانی هستند که به خدا و روز قیامت ایمان دارند و آن چه را انفاق می کنند و دعای پیامبر را موجب نزدیکی به خدا می دانند. بدانید که این موجب نزدیکی آنان است. به زودی خدا ایشان را در رحمت خود وارد می کند. به راستی که خدا آمرزنده ی مهربان است.
آیات ۹۷ الی ۹۹

پیشگامان

مهاجرین و انصار، پیشگامان دین اسلام هستند. مهاجرین، مومنانی بودند که خانه و زندگی خود را در مکه رها کردند و به مدینه هجرت کردند تا در کنار پیامبر(ص) آزادانه طبق قوانین اسلام زندگی کنند. انصار مومنانی بودند که پیامبر(ص) و مهاجرین را یاری کردند و آنان را در شهر خود پناه دادند. کسانی که از مهاجرین و انصار پیروی کردند و به مومنان پیوستند و از آیین اسلام پاسداری کردند، تابعین هستند. خداوند مهربان می فرماید:

و اولین پیشگامان از مهاجرین و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کردند، خدا از آنان راضی است و آنان از او راضی هستند و برای آنان باغ هایی که از پای آن ها رودها جاری است، آماده کرده است. همیشه در آن می مانند. این پیروزی بزرگ است.
آیه ی ۱۰۰

دوبار مجازات می شوند

رفتار منافقین به گونه ای است که نمی توان آنان را شناخت. اما خداوند دانا، آنان را می شناسد و در مورد مجازات این افراد فرموده است:

و بعضی از اعراب که اطراف شما هستند، منافقند و بعضی از اهالی مدینه به نفاق عادت کرده اند. تو آنان را نمی شناسی. ما آنان را می شناسیم. به زودی آنان را دوبار عذاب می کنیم. سپس به عذابی بزرگ بُرده می شوند.
آیه ی ۱۰۱

برایشان دعا کن

چندنفر از یاران پیامبر(ص) از شرکت در جنگ تبوک خودداری کردند؛ اما بعداً پشیمان شدند و توبه کردند و تمام اموالشان را نزد پیامبر(ص) بردند و گفتند: «این همان اموالی است که به خاطر آن از شرکت در جهاد خودداری کردیم. این ها را از ما بپذیر و در راه خدا انفاق کن.» پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «هنوز در این مورد دستوری بر من نازل نشده است.» سپس، توبه پذیر مهربان چنین فرمان داد:

و عده ی دیگری هستند که به گناهان خود اعتراف کردند و کار شایسته را با کار بد آمیختند. امید است که خدا توبه ی آنان را بپذیرد. به راستی که خدا آمرزنده ی مهربان است. از اموالشان صدقه ای بگیر تا به وسیله ی آن، مالشان را پاک و با برکت کنی و برایشان دعا کن که دعای تو برای آنان آرامش بخش است و خدا شنوای داناست. آیا ندانسته اند آن که توبه ی بندگانش را می پذیرد و صدقات آنان را می گیرد، خداست و این که خداوند است که توبه پذیر است.
آیات ۱۰۲ الی ۱۰۴

می بیند

خداوند مهربان اعمال تمام افراد را می بیند و از آن ها آگاه است. هیچ کس نباید تصور کند که می تواند مخفیانه کاری انجام دهد، زیرا خداوند بینا فرموده است:

و بگو: عمل کنید که به زودی خدا و پیامبرش و مومنان، عمل شما را خواهند دید و به زودی به سوی دانای پنهان و آشکار بازگردانده می شوید. پس شما را به آن چه انجام می دادید، آگاه خواهد کرد.
آیه ی ۱۰۵

به فرمان خدا واگذار شده اند

بعضی از کافران، در جنگ با مسلمانان، شخصیت های بزرگی مانند حمزه عموی پیامبر(ص) را به شهادت رسانده بودند؛ اما بعد از مدتی پشیمان شدند، دست از شرک برداشتند و مسلمان شدند. آنان نمی دانستند که آیا توبه شان پذیرفته می شود یا نه؟! خداوند مهربان می فرماید:

و عده ای دیگر هستند که به فرمان خدا واگذار شده اند یا آنان را عذاب می کند یا توبه شان را می پذیرد؛ و خدا دانای حکیم است.
آیه ی ۱۰۶

مسجد ضرار

گروهی از منافقین مسجدی بنا کردند تا به نام محل عبادت، پایگاهی داشته باشند که به راحتی بتوانند در آن جمع شوند و علیه مسلمانان فعالیت کنند. وقتی ساختمان مسجد به اتمام رسید، نزد پیامبر(ص) رفتند و گفتند: «ما در میان قبیله ی «بنی سالم» مسجدی ساخته ایم که پیران و بیمارانی که توانایی آمدن به مسجد شما را ندارند، در آن عبادت کنند.» و از پیامبر(ص) تقاضا کردند که مسجدشان را افتتاح کند و در آن نماز بخواند.
خداوند یگانه، پیامبر(ص) را از نقشه ی منافقان آگاه کرد. پیامبر(ص) دستور داد مسلمانان آن مسجد را ویران کردند و آن جا را محل ریختن زباله های شهر قرار دادند. این مسجد به نام مسجد ضرار معروف شد. وحی الهی را در این مورد چنین می خوانیم:

و آنان که مسجدی ساختند برای ضرر زدن و کفر و تفرقه انداختن بین مومنین، و کمینگاهی برای کسانی که از پیش با خدا و پیامبرش جنگیده بودند؛ و قسم می خوردند که جز نیکی منظوری نداشتیم؛ در حالی که خدا گواهی می دهد که آنان حتماً دروغگو هستند. هرگز در آن نایست. مسجدی که از روز اول بر اساس پرهیزکاری بنا شده، سزاوارتر است که در آن بایستی. در آن جا مردانی هستند که دوست دارند پاک باشند و خدا پاکان را دوست دارد. آیا کسی که بنای خویش را بر پرهیزکاری از خدا و رضایت او ساخته بهتر است، یا کسی که بنای خویش را کنار پرتگاه سستی ساخته و با آن در آتش جهنم فرو می افتد؟ و خداوند مردم ستمکار را هدایت نمی کند. بنایی که آنان ساخته اند، همیشه در دل هایشان شک می اندازد تا وقتی که دل هایشان پاره پاره شود، و خدا دانای حکیم است.
آیات ۱۰۷ الی ۱۱۰

خرید و فروش پُرفایده

کسانی که در راه خدا جهاد می کنند و کشته می شوند مانند این است که خداوند جان و مالشان را به قیمت بهشت از آنان می خرد و این پُرفایده ترین خرید و فروش برای مومنان است و خداوند مهربان به آنان چنین بشارت می دهد:

خداوند از مومنانی که در راه خدا می جنگند، می کشند و کشته می شوند، جان و مالشان را خریده تا بهشت برای آنان باشد. این وعده ی حقی است در تورات و انجیل و قرآن، که بر عهده ی اوست و چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است؟ پس به خاطر خرید و فروشتان که با او انجام داده اید، شاد باشید و این پیروزی بزرگ است.
آیه ی ۱۱۱

مومنان

خداوند، مومنان را معرفی می فرماید و به آنان بشارت می دهد:

توبه کنندگان، عبادت کنندگان، سپاسگزاران، رهروان(۱)، رکوع کنندگان، سجده کنندگان، امر به معروف کنندگان و نهی از منکر کنندگان و پاسداران حدود الهی، و به مومنان بشارت بده!
آیه ی ۱۱۲

آمرزش نخواهید

پیامبران و مومنان اجازه ندارند برای مشرکان طلب آمرزش کنند؛ حتی اگر از نزدیکانشان باشند. خداوند مهربان در این باره فرموده است:

سزاوار نیست پیامبر و کسانی که ایمان آورده اند برای مشرکین، پس از آن که برایشان معلوم شد که آنان اهل دوزخند، آمرزش بخواهند؛ هر چند از نزدیکان باشند. و آمرزش خواستن ابراهیم برای پدرش جز به خاطر انجام وعده اش به او نبود. پس، هنگامی که برایش آشکار شد که او دشمن خداست، از او بیزاری جست؛ به راستی که ابراهیم، دلسوزی بردبار بود.
آیات ۱۱۳ و ۱۱۴

فرمانروایی آسمان ها و زمین مخصوص خداست

بعضی از مسلمانان نگران کسانی بودند که پیش از نزول دستورات نماز و روزه و سایر واجبات، از دنیا رفته بودند و در مورد سرنوشت آنان سوال می کردند. بعضی از مسلمانان نیز برای خویشان یا پدر و مادر مشرکشان، طلب آمرزش می کردند، اما وقتی فهمیدند ک نباید این کار را می کردند، نگران شدند و از پیامبر(ص) پرسیدند تکلیفشان چیست؟ خداوند مهربان به آنان چنین پاسخ می دهد:

چنین نبوده که خداوند گروهی را پس از آن که هدایتشان کرد، گمراه کند؛ مگر آن که چیزهایی را که باید از آن پرهیز کنند، برایشان بیان کرده باشد. به راستی خدا بر همه چیز آگاه است. به راستی که فرمانروایی آسمان ها و زمین مخصوص خداست. زنده می کند و می میراند و برای شما جز خدا یار و یاوری نیست.
آیات ۱۱۵ و ۱۱۶

او مهربان و بخشنده است

هنگامی که پیامبر(ص) به مسلمانان دستور داد که برای جنگ تبوک آماده شوند، هوا بسیار گرم بود و هنگام برداشت محصول کشاورزان بود. شرایط سختی بود. به همین دلیل بعضی از مسلمانان سستی کردند و همراه پیامبر(ص) حرکت نکردند. چند روز بعد از رفتن سپاه اسلام، روزی «ابو حیثمه» که از یاران پیامبر(ص) بود، در سایبانی استراحت می کرد. کنارش آب خنک وخوردنی های خوشمزه گذاشته بودند.
ناگهان به یاد پیامبر(ص) و سپاه اسلام افتاد که در بیابان سوزان به سوی دشمن در حرکت بودند. از جا برخاست، توشه ای فراهم کرد، سوار شترش شد و با سرعت به سوی سپاه حرکت کرد. وقتی به سپاه نزدیک شد، مسلمانان گفتند: «سواری نزدیک می شود.» پیامبر(ص) فرمود: «ای سوار! ابو حیثمه باشی بهتر است.» ابو حیثمه به سپاه نزدیک شد. نزد پیامبر(ص) رفت. شترش را بر زمین خواباند. سلام کرد و از پیامبر(ص) خواست که او را ببخشد. پیامبر(ص) به او خوش آمد گفت و برایش دعا کرد. خداوند مهربان می فرماید:

به یقین خدا توبه ی پیامبر و مهاجران و انصار را پذیرفت. همانان که در آن وقت دشوار از او پیروی کردند. بعد از آن که نزدیک بود دل های بعضی از آنان منحرف شود. سپس آنان را بخشید. به راستی که او به آنان مهربانِ بخشنده است.
آیه ۱۱۷

زمین برایشان تنگ شد

سه نفر از مسلمانان به نام های «کعب بن مالک» و «مراره بن ربیع» و «هلال بن امیه» هنگام اعلام جنگ تبوک سستی کردند و همراه پیامبر(ص) نرفتند؛ اما چیزی نگذشت که پشیمان شدند. وقتی پیامبر(ص) به مدینه بازگشت، نزد او رفتند و عذرخواهی و توبه کردند. اما پیامبر(ص) با آنان صحبت نکرد و به مسلمانان هم دستور داد که با آنان صحبت نکنند. شرایط سختی بود. حتی همسران و فرزندانشان با آنان حرف نمی زدند.
آن سه تن تصمیم گرفتند از شهر خارج شوند و به کوه ها بروند. خانواده هایشان برایشان غذا می بردند و بدون این که با هم حرفی بزنند برمی گشتند. روزی یکی از آنان گفت: «حال که پیامبر(ص) دستور داده کسی با ما حرف نزند، بهتر است خودمان هم با هم حرف نزنیم.» پس، از هم جدا شدند و فقط با خدایشان به راز و نیاز پرداختند و از او بخشش می خواستند. عاقبت خداوند مهربان بر پیامبر اکرم(ص) وحی نازل کرد:

و بر آن سه نفر که بازمانده بودند، تا آن گاه که زمین با همه ی وسعتش بر آنان تنگ شد، و از خویش دلتنگ شدند و دانستند که از خدا جز به سوی او پناهی نیست. پس، خدا توبه ی آنان را پذیرفت تا برگردند. راستی خداوند توبه پذیر مهربان است.
آیه ی ۱۱۸

تبوک

تبوک نام قلعه ای محکم و بلند بود که در مرز حجاز و شام قرار داشت و به همین دلیل، آن سرزمین، تبوک نامیده می شد. شام در دست رومیان بود و آنان با مسلمانان در حجاز، هم مرز بودند. امپراتور روم برای حمله به مسلمانان حدود چهل هزار سپاه مجهز در مرز آماده کرده بود که خبر به پیامبر(ص) رسید. پیامبر(ص) برای این که درس عبرتی به همه دشمنان و همسایگان بدهد، فرمان جهاد داد و به سرعت سی هزار نفر برای جنگ با رومیان آماده شدند. هوا به شدت گرم و شرایط بسیار دشوار بود. اما خداوند مهربان به مومنان وعده پاداش داد و فرمود:

ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا بترسید و همراه راستگویان باشید. سزاوار نیست مردم مدینه و اعرابی که اطراف آن هستند، از پیامبر خدا سرپیچی کنند و جان خود را از جان او عزیزتر بدانند؛ به این خاطر که در راه خدا هیچ تشنگی و رنج و گرسنگی به آنان نمی رسد و در هیچ مکانی که کافران را به خشم آورد قدم نمی گذارند و غنیمتی از دشمن به دست نمی آورند، مگر آن که برای آن، عمل صالحی برای آنان نوشته می شود. به راستی که خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمی کند. و هیچ مالی، کم یا زیاد، انفاق نمی کنند و هیچ راهی نمی پیمایند، مگر این که برای آنان نوشته می شود تا خدا بهتر از آن چه عمل کرده اند، به آنان پاداش بدهد.
آیات ۱۱۹ الی ۱۲۱

جانشین پیامبر(ص)

هنگامی که حکم جهاد داده می شود، مسلمانان نباید همگی به جهاد بروند، بلکه باید گروهی در شهر بمانند و به امور رسیدگی کنند تا گروه دیگر با خیالی آسوده به جهاد بروند، با دشمنان بجنگند و با تعلیمات اسلام آشنا شوند و تجربه بیندوزند و بعدها تجربیاتشان را به دیگران انتقال دهند. بر همین اساس، در جنگ تبوک، پیامبر اکرم(ص) حضرت علی(ع) را همراه نبُرد و او را جانشین خود قرار داد تا مبادا منافقین و دشمنان از فرصت سوء استفاده کنند و به مسلمانان ضربه ای بزنند.
حضرت علی(ع) از پیامبر(ص) تقاضا کرد که اجازه بدهد او نیز همراه ایشان به جهاد برود. اما پیامبر(ص) فرمود: «نسبت تو به من مثل نسبت هارون است به موسی؛ به جز این که پس از من پیامبری نیست.» حضرت علی(ع) در مدینه ماند و مراقب اوضاع بود. پیامبر(ص) با سپاه اسلام به سوی تبوک رفت. رومیان وقتی متوجه شدند سپاه بزرگی از مسلمانان به سوی آنان می آید، ترسیدند و عقب نشینی کردند و به داخل کشورشان بازگشتند. مسلمانان وقتی به تبوک رسیدند، اثری از سپاه دشمن نبود. پیامبر(ص) با سپاهیان مشورت کرد که آیا به مدینه بازگردند یا پیشروی کنند. نتیجه این شد که به مدینه بازگردند. قبل از بازگشت، امیران قبایل اطراف تبوک خدمت پیامبر(ص) رسیدند و با ایشان پیمان دوستی بستند. رومیان هم فهمیدند که اگر قصد حمله به مسلمانان را داشته باشند، با سپاهی قوی و بزرگ روبرو خواهند شد. خداوند یگانه می فرماید:

و مومنان نباید همگی سفر کنند. چرا از هر گروه از ایشان بعضی سفر نمی کنند تا در دین، دانش بیاموزند و هنگامی که بازگشتند به قوم خود هشدار دهند؟ شاید آنان بترسند. ای کسانی که ایمان آورده اید، با کافرانی که نزدیک شما هستند، بجنگید و آنان باید در شما خشونت ببینند و بدانید که خدا با پرهیزکاران است.
آیات ۱۲۲ و ۱۲۳

نظرات کاربران درباره کتاب آشنایی با قرآن کریم