فیدیبو نماینده قانونی انتشارات گوی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب اسلام آیین پایدار

کتاب اسلام آیین پایدار

نسخه الکترونیک کتاب اسلام آیین پایدار به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۶۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب اسلام آیین پایدار

فراگیری اسلام در سرتاسر کره ی زمین و سپس ماندگاری آن تا قیامت، امری روشن و قطعی است که در آیات دیگری به آن تصریح شده و بیانات بسیار روشن گر و امیدبخشی هم از پیشوایان معصوم علیهم السلام در این باره نقل شده است. پیش از نقل برخی از آن سخنان، لازم است این نکته ی مهم را یادآوری که: یکی از دلائل خاتمیت پیامبر و جاودانگی اسلام، مساله ی مهدویت است. معمولاً به مساله ی خاتمیت از منظر مهدویت، کم تر نگریسته ایم. اینک در این بخش، به خاطر تبیین این آیه ی شریفه، به یاد می آوریم که موضوع مهم مهدویت از مواردی است که به خوبی، خاتمیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و جاودانگی قرآن و اسلام را اثبات می کند.

ادامه...

بخشی از کتاب اسلام آیین پایدار

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

اشاره:

در کتاب های یکم و دوم از این مجموعه، به بررسی دو موضوع بسیار اساسی و حیاتی در مقوله ی معتَقدات مبنایی دینی پرداختیم و دانستیم که: «محمد صلی الله علیه و آله، خاتم پیامبران» و «قرآن، کتاب جاویدان» است. این دو موضوع مهم را از هفت منظر نمایاندیم و اینک در ادامه، به موضوع سوم می پردازیم و به این باور می رسیم که «اسلام، آیین پایدار» خداست که در قیام حضرت قائم علیه السلام در سرتاسر گیتی گسترده می شود و مکنت و دولت می یابد و در پی، تا پایان جهان و برپایی قیامت کبری و حشر انسان ها، پایا و پویا، می ماند.

فراگیری و ماندگاری اسلام

● دین اسلام ویژگی هایی دارد که برخی از آن ها را برمی شماریم:
* اسلام، دین خداست. خداوند به پیامبر می فرماید:
و دیدی که مردم دسته دسته به دین خدا درمی آیند. (۱)
* اسلام دین حق است. در قرآن، خداوند چنین بشارتی به مسلمانان می دهد:

او کسی است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن که آن دین را بر تمامی ادیان پیروز گرداند؛ هر چند مشرکان را خوش نیاید.(۲)
* اسلام آیینی استوار و پایدار است. این ویژگی هم در قرآن چنین آمده است:

[ای پیامبر] بگو: همانا پروردگارم مرا به راه راست هدایت کرده است. دینی استوار. دین ابراهیمِ حنیف. و ابراهیم از مشرکان نبود. (۳)
* اسلام، دین خالص خداست؛ یعنی دین توحید و یکتاپرستی و از شرک و ریا به دور است. قرآن در وصف اسلام به این صفت، چنین می فرماید:
آگاه باشید، دین خالص و پاک، از آنِ خداست. (۴)
به دیگر آیین ها هم، چه آیین های حق و چه آیین های باطل، لفظ دین اطلاق می شود؛ به این ترتیب کافران هم، دین دارند. چنان که در سوره ی کافرون می خوانیم: دین شما برای خودتان و دین من، برای خودم.(۵) اما دین به معنای آیین یکتاپرستی، که حق و آسمانی و الهی است، فقط اسلام است. در این باره هم چنین می خوانیم:
همانا دین نزد خداوند، فقط اسلام است. (۶)
هر چند اسلام به معنای تسلیم شدن در برابر خداوند متعال است؛(۷)
هر چند اسلام همان دین برگزیده ای است که حضرت ابراهیم و یعقوب فرزندان خویش را به آن سفارش کرده اند؛(۸)
هر چند حضرت ابراهیم هم نه یهودی بود و نه نصرانی و بلکه یکتاپرست مسلمان بود؛(۹) اما:
- خداوند از همان آغاز نام دینی را که حضرت محمد مصطفی را برای آوردن آن برانگیخت، به طور ویژه، «اسلام» نامید،
- از آن پس، این کلمه ی نامی، فقط درباره ی کسانی به کار می رود که پیرو رسول گرامی اسلام و قرآن عزیزند،(۱۰)
- از این رو پیروان دیگر ادیان قبل از اسلام را - هر چند آن ها نیز خود را تسلیم در برابر خدا می دانند- مسلمان نمی نامند.
در ادامه، از همان هفت منظری که کتاب های دیگر این مجموعه حاوی آن هاست، ماندگاری و پایداری آیین اسلام را می نمایانیم.

۳ -۱. «خاتمیت بر محور دین اسلام و جاودانگی احکام آن» از منظر قرآن

یکی از آیاتی که بر جاودانگی دیانت مقدس اسلام تاکید می کند، این آیه است:
هُوَ الَّذی اَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کلِّهِ وَ لَوْ کرِهَ الْمُشْرِکونَ. (۱۱)
خداوند کسی است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد تا او [یا دین او] را بر تمامی ادیان پیروز گرداند، هر چند مشرکان را خوش نیاید.
این آیه ی شریفه به روشنی بشارت پیروزی اسلام را برتمامی ادیان می دهد و تاکید می کند که اسلام بر تمامی ادیان، چه الهی و چه غیر الهی پیروز خواهد شد.
فراگیری اسلام در سرتاسر کره ی زمین و سپس ماندگاری آن تا قیامت، امری روشن و قطعی است که در آیات دیگری به آن تصریح شده و بیانات بسیار روشن گر و امیدبخشی هم از پیشوایان معصوم علیهم السلام در این باره نقل شده است.(۱۲)
پیش از نقل برخی از آن سخنان، لازم است این نکته ی مهم را یادآوری که:
یکی از دلائل خاتمیت پیامبر و جاودانگی اسلام، مساله ی مهدویت است. معمولاً به مساله ی خاتمیت از منظر مهدویت، کم تر نگریسته ایم. اینک در این بخش، به خاطر تبیین این آیه ی شریفه، به یاد می آوریم که موضوع مهم مهدویت از مواردی است که به خوبی، خاتمیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و جاودانگی قرآن و اسلام را اثبات می کند.(۱۳) با توجه به این نکته، اینک روایات را می خوانیم:
● راوی این روایت می گوید: از امیر مومنان شنیدم که می فرمود:
خداوند کسی است که رسولش را با دین حق فرستاد تا آن را بر تمامی ادیان چیره گرداند، هر چند مشرکان را خوش نیاید. آیا این پیروزی تاکنون رخ داده است؟ هرگز! به خداوندی که جانم به دست اوست، این حادثه واقع نخواهد شد مگر آن که هیچ قریه ای نمانَد جز آن که شب و روز ندا و صدای لَا اِلَهَ اِلَّا اللهُ و مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ از آن قریه برخیزد. (۱۴)
● حضرت امام حسین علیه السلام فرمود:
از ما دوازده نفر مهدی اند. نخستین ایشان امیر مومنان علی بن ابی طالب و آخرین آنان نهمین فرزند من است. و او قائم به حق است. خداوند به وسیله ی او زمین را پس از آن که [بر اثر کفر و ستم] مرده بود، زنده می کند و به دست توانمند آن عزیز دین حق را بر تمامی ادیان پیروز می گرداند، هر چند مشرکان را خوش نیاید. (۱۵)
● امام صادق علیه السلام نیز طی سخنانی روشنگرانه درباره ی امام زمان، از جمله چنین فرمود:
... سپس خداوند عزوجل حضرت مهدی علیه السلام را آشکار می کند و به دست توانمند آن حضرت، مشرق ها و مغرب های زمین را می گشاید و حضرت روح الله عیسی پسر مریم از آسمان فرود می آید و به امامت حضرت مهدی علیه السلام نماز می گزارد و زمین به نور پروردگارش روشن می شود و در سرتاسر این کره ی خاکی، در تمامی جاهایی که به جز خداوند در آن عبادت می شد، تنها خدا عبادت می شود و تمامی دین از آنِ خدا خواهد بود، هر چند مشرکان را خوش نیاید.(۱۶)
● و سرانجام امام صادق علیه السلام مژده ی شیرین دیگری به مفضل بن عمر، یکی از یارانش می دهد، که شهد و شکر در دل های شیعیان آب می کند:
ای مفضل خداوند به وسیله ی امام زمان اختلاف و پراکندگی را از میان ملت ها و ادیان برمی دارد و تمام ادیان یکی می گردند؛ چنان که خداوند – که یادش بزرگ است- فرمود: «همانا دین نزد خدا فقط اسلام است.» و نیز فرمود: «و هر کس به جز اسلام دینی برگیرد، هرگز از او پذیرفته نمی شود و او در آخرت از زیان کاران است.»
مفضل گفت: از امام علیه السلام پرسیدم: ای سید و مولای من، آیا دین پدران امام زمان، یعنی حضرت ابراهیم و نوح و موسی و عیسی و محمد، همان اسلام بود؟ امام فرمود: آری ای مفضل، اسلام بود و به جز اسلام نبود. مفضل بار دیگر پرسید: مولای من، آیا این را از کتاب خدا یافته ای؟ امام فرمود: آری، از آغاز تا انجام کتاب این مطلب آمده است، از جمله این آیه: «همانا دین نزد خدا فقط اسلام است» و این سخن خداوند: «ملت پدر شما ابراهیم؛ او [خداوند] شما را مسلمان نامید»(۱۷)
آری، حضرت مهدی علیه السلام هنگامی که قیام می فرماید، همان اسلامی را که پدرانش از حضرت ابراهیم به بعد، به آن معتقد و متمسک بودند، فراگیر می سازد. در باور مسلمانان، به ویژه شیعیان، پس از ظهور مهدی موعود و استقرار و استمرار حکومت آن حضرت، دیگر دینی نخواهد آمد و سپس حادثه ی بسیار بزرگ و عظیم رستاخیز، که نشانه ی پایان این جهان است، رخ می دهد.(۱۸)
آری، خاتمیت، دو فرجام فرخنده دارد: قیام حضرت قائم؛ برپایی قیامت. نزدیکی قیامت که در قرآن به آن تصریح شده، نشانه ی روشن انقضای نبوت و رسالت و حاکی از آن است که پس از بعثت پیامبر اسلام نخست حضرت مهدی علیه السلام ظهور می کند و سپس قیامت واقع می شود.(۱۹)
سلمان فارسی از رسول خدا نقل می کند که آن حضرت فرمود: هان ای مردم، آیا شما را به مهدی بشارت دهم؟ شنوندگان گفتند: آری. رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: بدانید که همانا خداوند در میان امت من سلطان دادگر و پیشوای عدالت گستری برمی انگیزد که زمین را از عدل و داد پرمی کند، چنان که از ظلم و جور پر شده است و او نهمین نفر از فرزندان فرزندم حسین است. نامش نام من و کنیه اش کنیه ی من است. آگاه باشید، هیچ خیری در زندگی پس از او نیست و انتهای دولتش جز چهل روز قبل از قیامت نخواهد بود.(۲۰)
در روایت دیگری که حضرت امیرالمومنین علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده، قیام حضرت قائم یکی از نشانه های حتمی برپایی رستاخیز به شمار آمده است.(۲۱)
بدینسان بار دیگر تاکید می کنیم که مهدویت یکی از نمادها و نشانه های جاودانگی اسلام است؛ زیرا فرجام مهدویت، قیامت و وقوع قیامت نشانه ی انقضای دین است.
آیه ی دیگری که جاودانگی اسلام را می نمایاند، این آیه است:
وَ مَنْ یبْتَغِ غَیرَ الْاِسْلامِ دیناً فَلَنْ یقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْخاسِرینَ.(۲۲)
و هر کس به جز اسلام دینی برگیرد، هرگز از او پذیرفته نمی شود و همو در آخرت از زیان کاران خواهد بود.
اسلام خالص و صریح، بدون هیچ آویزه و آرایش، همان است که امام رضا علیه السلام در سخنانی بلند، آن را به تفصیل بیان فرموده و نشانه ها و نمودهایی برایش برشمرده است. همان که بخشی از آن را پیش تر آورد ه ایم. از جمله ی آن نشانه ها، این هاست:
- شهادت به این که معبودی به جز الله نیست. یگانه است و شریکی ندارد. خدای یکتا، یگانه، بی نیاز، کسی که قیام همه به اوست، خدای شنوا، بینا، توانا، بی آغاز، باقی، دانایی که جاهل نیست، توانایی که هرگز ناتوان نمی شود، بی نیازی که هیچ گاه نیازمند نمی شود، دادگری که به هیچ روی ستم نمی کند.(۲۳)
- شهادت به این که محمد صلی الله علیه و آله و سلم، بنده و رسول و امین و برگزید ه ی خدا و سید رسولان و خاتم پیامبران و برترین آفریدگان است و پس از او به هیچ روی هیچ پیامبری نخواهد آمد و ملت و شریعت او هرگز تغییر و دگرگونی نمی پذیرد.(۲۴)
- تصدیق به آسمانی بودن کتاب صادق و فرازمند او و این که باطل از پیش و پس، در آن راه ندارد. فروفرستاده ای از جانب خداوند ستاده کردارِ ستوده. و این که قرآن شاهد بر درستی تمامی کتاب های آسمانی پیشین است و حافظ و قائم برآن هاست و از آغاز تا انجام، حق است. (۲۵)
- و نیز شهادت می دهم بر این که راهنمای پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله و حجّت بر مومنان و کسی که [برای سامان دادن] به امر مسلمانان برمی خیزد و همو که ناطق از قرآن و دانای به احکام آن است، برادر و جانشین و وصی و ولی او [علی علیه السلام] است. (۲۶)
- و باور بر این که پس از علی علیه السلام حسن و حسین علیهما السلام سرور جوانان اهل بهشت، وصی و امام اند و فرزندان حسین علیهم السلام، یکی پس از دیگری و سپس حسن بن علی و سپس حجّت قائم که مردمان در انتظار او به سر می برند، امام و وصی است.. (۲۷)
- و این که زمین در هر حین و هنگام، از حجت خدا بر خلقش خالی نمی ماند و این که آن حجّت های خدا ریسمان استوار الهی و پیشوایان هدایت و حجت بر اهل دنیایند؛ تا زمانی که خداوند زمین و هر کس را که در آن است، به ارث آنان برساند. (۲۸)
- و این که هر کس با آنان مخالفت کند، گم راه و گم راه کننده ی تارک حق و هدایت است.(۲۹)
و این اسلام، همان دینی است که هر کس دین دیگری به جز آن را گردن نهد، از او نمی پذیرند و در آخرت از زیان کاران خواهد بود. آری، این اسلام، همان که اینک ما مسلمانان به آن پای بندیم، دین جاودانه ی خداست. (۳۰)
توضیح آن که هر چند همه ی شرائع الهیه به درجاتی که دارند، به همان معنای کلی و عمومی «تسلیمِ در برابر خدا» می باشند؛ اما پس از «اسلام»ی که هم اینک وجود دارد، هیچ اسلام دیگری نخواهد آمد؛ از این رو برگزیدن شریعتی که در گذشته بوده و منسوخ شده و نیز گرویدن به شریعتی که ادّعا می کند پس از اسلام آمده، همان است که در این آیه ی شریفه، نکوهش شده است و آن اسلامی که خشنودی و رضایت خدا در آن است، نمی باشد. زیرا اسلام، به معنای کلی و همان که هم اینک ما مسلمانان از آن پیروی می کنیم و احکامش را گردن می نهیم، همان است که حضرت علی علیه السلام در وصف آن فرموده است:
اَرْسَلَهُ بِحُجَّهٍ کافِیهٍ وَ مَوْعِظَهٍ شَافِیهٍ وَ دَعْوَهٍ مُتَلَافِیهٍ اَظْهَرَ بِهِ الشَّرَائِعَ الْمَجْهُولَهَ وَ قَمَعَ بِهِ الْبِدَعَ الْمَدْخُولَهَ وَ بَینَ بِهِ الْاَحْکامَ الْمَفْصُولَهَ فَمَنْ یبْتَغِ غَیرَ الْاِسْلَامِ دَیناً تَتَحَقَّقْ شِقْوَتُهُ وَ تَنْفَصِمْ عُرْوَتُهُ وَ تَعْظُمْ کبْوَتُهُ وَ یکنْ مَآبُهُ اِلَی الْحُزْنِ الطَّوِیلِ وَ الْعَذَابِ الْوَبِیل .(۳۱)
خداوند حضرت محمد صلی الله علیه و آله را با حجتی کفایت کننده و موعظتی شفادهنده و دعوتی سازنده و سامان دهنده فرستاد. خداوند به وسیله ی آن حضرت راه های ناشناخته ی دین را آشکار کرد و بدعت های فسادانگیز را کوبید و خوار و خفیف کرد و احکام دین را روشن کرد. پس [به این ترتیب] هر کس به جز اسلام دینی برگزیند، تیره بختی اش تحقق یافته و دست آویز و دستگیره اش گسسته و سقوط و سرنگونی اش بزرگ خواهد بود و فرجام و سرانجامش اندوهی دراز و عذابی سخت می باشد.
این سخن حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله در خطبه ی غدیر، به روشنی تمام پایندگی اسلام و جاودانگی آن را بر اساس آیه ی مورد بحث، اعلام می فرماید:
- خدایا هنگامی که من امر امامت علی را برای مردم روشن کردم و به خوبی به آنان نمایاندم که او را به عنوان جانشین خویش می گمارم، بر من نازل کردی که همانا مقام والای امامت از آنِ علی، ولی توست. اعطای این مقام امامت به او از آن رو بود که دین بندگان را برایشان کامل کردی و نعمتت را بر آنان تمام فرمودی و راضی شدی که اسلام دینشان باشد؛ پس فرمود: «هر کس به جز اسلام دینی برگزیند، هرگز از او نمی پذیرند و او در آخرت از زیان کاران خواهد بود.» خدایا گواه باش، من این مهم را رساندم.
ای مردم، همانا خداوند دین شما را با امامت او کامل کرد؛ پس کسانی که به امامت او و نیز به امامت کسانی از فرزندان من، که از نسل او و جانشین او _تا زمان برپایی رستاخیز و حضور در پیشگاه خداوند- خواهند بود، گردن ننهد، پس ایشان از کسانی اند که اعمالشان تباه شده و جاودانه در آتش خواهند بود. عذاب از آنان سبک نمی شود و به آن ها مهلت نمی دهند.(۳۲)
به این ترتیب اسلام، هر چند به معنای کلی تسلیم شدن در برابر خداوند است، ولی در این جا منظور همان اسلامی است که آن را به عنوان دین برگزیده و شریعت جاودانه و آیین پایدار می شناسیم که با ظهور امام زمان علیه السلام اصول و مبانی آن فراگیر می شود و احکام و قوانین آن در سرتاسر گیتی به اجرا در می آید.(۳۳)
دو آیه ی دیگر را که در پی هم و به نوعی جالب از پایندگی اسلام حکایت می کنند، می آوریم و این بخش را به پایان می بریم:
هُوَ الَّذی بَعثَ فِی الْاُمِّیینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یتْلُوا عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَ یزَکیهِمْ وَ یعَلِّمُهُمُ الْکتابَ وَ الْحِکمَهَ وَ اِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ * وَ آخَرینَ مِنْهُمْ لَمَّا یلْحَقُوا بِهِمْ وَ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ.(۳۴)
او [خداوند] کسی است که در میان امی ها رسولی از خودشان برانگیخت که آیات خدا را بر آنان می خواند و ایشان را تزکیه می کند و کتاب و حکمت می آموزد و هر چند پیش از آن در گم راهی آشکار بودند. و [نیز] کسانی دیگر که هنوز به آنان نپیوسته اند و البته اوست بسی ارجمند و ستوده کار.
مفسران در تفسیر این آیه دو قول دارند:
- پیامبر نه تنها در میان اعراب جاهلی به پیامبری برانگیخته شد، بلکه با بودن قرآن در میان دیگرانی که تا روز قیامت می آیند، همان نقش پیامبری را دارد. با این تفسیر، حرف «واو» در «و آخرین منهم» به کلمه ی «امیین» بازمی گردد. یعنی چنان که گفتیم انگار پیامبر مبعوث بر تمامی آدمیان تا پایان جهان است.
- آن عزیز در میان کسانی که در آینده [و تا روز قیامت] می آیند، همان نقشِ پیام رسانی آیات خدا و تزکیه ی آدمیان و آموختن کتاب و حکمت را، هم چنان ایفا می فرماید. در این تفسیر، با حرف «واو» کلمه ی «آخرین منهم» به فعل «یعلّمهم» بازمی گردد. یعنی آن حضرت هم بر مردم زمان خود قرآن می خوانده و آنان را تزکیه می فرموده و کتاب و حکمت می آموخته و هم گویی به وسیله ی همین قرآن، دیگرانی را که تا روز قیامت می آیند، تزکیه می کند و کتاب و حکمت می آموزد.
بسیاری از مفسران و محدّثان شیعه و سنّی قائل اند که این آیه بر استمرار اسلام تا روز قیامت دلالت دارد. در بخش مربوط به جاودانگی اسلام، از منظر دانشمندان شیعه و سنی برخی از نقل های آنان را خواهیم آورد.

۳ - ۲. «خاتمیت بر محور دین اسلام و جاودانگی احکام آن» از منظر رسول اکرم صلی الله علیه و آله

● حضرت امام باقر علیه السلام از جدّ بزرگوارش رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل می کند که آن حضرت فرمود:
اَیهَا النَّاسُ حَلَالِی حَلَالٌ اِلَی یوْمِ الْقِیامَهِ وَ حَرَامِی حَرَامٌ اِلَی یوْمِ الْقِیامَهِ.
اَلَا وَ قَدْ بَینَهُمَا اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْکتَابِ وَ بَینْتُهُمَا لَکمْ فِی سِیرَتِی وَ سُنَّتِی. (۳۵)
هان ای مردم، حلال من تا روز قیامت حلال و حرام من هم تا روز قیامت حرام است. آگاه باشید، همانا خداوند حلال و حرام را در کتابش بیان فرموده و من هم آن دو را در سیرت و سنتم برای شما بیان کرد ه ام.
● در روایتی دیگر از رسول خدا ص نقل است که فرمود:
لا نَبی بَعدی وَ لا کتابَ بَعدَ کتابی وَ لا اُمَّهَ بَعدَ اُمَّتی.
فَالْحَلالُ ما احَلَّهُ اللهُ عَلی لِسانی الی یومِ الْقِیامَهِ وَ الحَرامُ ما حَرَّمَهُ اللهُ عَلی لِسانی الی یومِ الْقِیامَهِ. (۳۶)
هیچ پیامبری پس از من و هیچ کتابی پس از کتاب من و هیچ امتی پس از امت من، نخواهد بود.
از این رو حلال، تا روز قیامت، همان است که خداوند بر زبان من جاری ساخته است و حرام هم تا روز قیامت، همان است که خداوند بر زبان من جاری ساخته است.
● این بخش از خطبه ی غدیر نیر، هم نشانه ی جاودانگی اسلام و احکام آن و هم بیان گر جاودانگی همین فرمان (رساندن این سخن به آیندگان) است!:
... پس هر کس که حاضر است به هر کس که غائب است و هر پدری به فرزندش، تا قیامت، هر آن چه را که گفتم، باید برساند.... (۳۷)
ای مردم، و هر حلالی که شما را به آن راهنمایی کردم و هر حرامی که شما را از آن بازداشتم، پس همانا من، از آن باز نمی گردم و آن را دگرگونه نمی سازم. آگاه باشید، پس آن را به یاد بسپارید و حفظش کنید و به آن سفارش نمایید و تبدیلش نکنید و تغییرش ندهید.(۳۸)

۳-۳.«خاتمیت بر محور اسلام و جاودانگی احکام آن» به بیان حضرت علی علیه السلام:

حضرت علی علیه السلام به همان زیبایی و ژرفایی که درباره ی خاتمیت پیامبر و جاودانگی تعالیم قرآن، سخنان سدید فرموده است،(۳۹) به همان سان هم درباره ی اسلام و برتری و ماندگاری آن، بیانات عمیقی از خود به یادگار گذاشته است. از جمله آن عزیز در یکی از خطبه های خویش، پس از سخنانی درباره ی آفریدگار توانا، از مقوله ی تقوا سخن به میان می آورد و در پی، چنین ادامه می دهد: [پس از دانستن اهمیت و کاربرد تقوای الهی]، اینک بدانید که:
* همانا این اسلام دین خداست؛ همان دینی که خداوند آن را برای خویش برگزیده و زیر نظر مستقیم خود آن را ساخته و پرورده و پرداخته و برای [ابلاغ] آن بهترین خلق خویش را برگزیده است.
در این چند جمله، حضرت علی علیه السلام ضمن آن که دین اسلام را «دین خدا» معرفی می فرماید، نکات عمیق دیگری برای این دین برمی شمارد:
۱- خداوند دین اسلام را برای خویش برگزیده است.
هر چند همه ی ادیان آسمانی دیگر هم از جانب خدایند؛ اما روشن است که اسلام به عنوان دین برگزیده ی خدا، از منزلت دیگری برخوردار است که در ادامه ی بیانات حضرت علی علیه السلام از آن ها یاد می شود.
۲- تمامی ویژگی های منحصر به فردِ اسلام، با عنایات و توجّهات خاصّ خداوندی برای اسلام برگزیده شده است و اسلام، آیینی است که خداوند به گونه ی دیگری اصول و قواعد آن را معین فرموده است.
۳- در عظمت و شرافت اسلام همان بس که خداوند بهترین خلق خود، حضرت محمد صلی الله علیه و آله را برای آوردن آن برگزیده است و باز هم در بزرگی اسلام همین بس که خداوند خاتم پیامبرانش را برای ابلاغ اسلام معین فرموده است.
ویژگی های دیگر اسلام، آیین برگزیده ی خدا، چنان است که در پی می آید:
* خداوند ستون های این دین را بر اساس محبت خویش برپا داشته است.
* تمامی ادیان دیگر را به وسیله ی عزت و سربلندی اسلام، خوار و خفیف فرموده است.
* با فرازمندی و فرادستی این دین، دیگر ملت ها را فرودست قرار داده است.
* با گرامی داشت و کرامت بخشیدن به این دین، دشمنانش را پست و بی مقدار قرار داده است.
* با نصرت و یاری آن، کسانی را که با اسلام سر ستیز دارند، مغلوب و مخذول، وا نهاده است.
* با استواری و برپایی اسلام، پای گاه ها و تکیه گاه های گم راهی را نابود فرموده است.
* هر کس را که تشنه ی معارف راستین است، از جای گاه های پرآب سیراب فرموده است.(۴۰)
هر چند تمامی این بیانات به روشنی بر جاودانگی و ماندگاری تعالیم اسلام تاکید می کنند، اما در عبارات بعدی، این مهم، بروز بیشتری یافته است:

ثُمَّ جَعَلَهُ لَا انْفِصَامَ لِعُرْوَتِهِ؛ وَ لَا فَک لِحَلْقَتِهِ؛ وَ لَا انْهِدَامَ لِاَسَاسِهِ؛
وَ لَا زَوَالَ لِدَعَائِمِهِ؛ وَ لَا انْقِلَاعَ لِشَجَرَتِهِ؛ وَ لَا انْقِطَاعَ لِمُدَّتِهِ؛
وَ لَا عَفَاءَ لِشَرَائِعِهِ؛ وَ لَا جَذَّ لِفُرُوعِهِ؛ وَ لَا ضَنْک لِطُرُقِهِ؛
وَ لَا وُعُوثَهَ لِسُهُولَتِهِ؛ وَ لَا سَوَادَ لِوَضَحِهِ؛
وَ لَا عِوَجَ لِانْتِصَابِهِ؛ وَ لَا عَصَلَ فِی عُودِهِ؛
وَ لَا وَعَثَ لِفَجِّهِ؛ وَ لَا انْطِفَاءَ لِمَصَابِیحِهِ؛ وَ لَا مَرَارَهَ لِحَلَاوَتِهِ.

* دستگیره ی پرصلابت و استوار آن، هرگز گسسته نمی شود.
* حلقه های به هم پیوسته اش، هیچ گاه از یک دیگر جدا نمی شوند.
* اساس و پایه ی اسلام، به هیچ روی، نیست و نابود نمی شود.
* ستون های افراشته ی این دین دیرپا، ابداً فرونمی ریزند.
* درخت پابرجا و پرثمر دیانت اسلام، هرگز از بیخ و بن کنده نمی شود.
* مدت و ماندگاری این آیین، گسست و انقطاع ندارد.
* راه های روشن و هموار اسلام هماره آباد است و کهنگی نمی پذیرد.
* شاخه های این دین که همه جا گسترده است، هرگز از بیخ و بن بریده نمی شود.(۴۱)
* شاه راه های اسلام تنگ و باریک نمی گردد.
* برای آسانی و سهولت اسلام، هیچ سختی و شدتی نیست.(۴۲)
* درخشش و پرتو پرفروغ اسلام، هیچ گاه به تاریکی نمی گراید.
* اسلام آیینی است استوار و پابرجا. این استواری و پابرجایی هرگز کژ نمی شود.
* اعوجاج و ناهمواری و کژی و پیچش، در اسلام راهی ندارد.
* شاه راه اسلام به آسانی پیموده می شود و هیچ دشواری ای در آن راه نمی یابد.
* چراغ های هدایت این آیین پیوسته فروزان اند و به خاموشی نمی گرایند.
* شیرینی و حلاوت این دین هرگز به تلخی نمی گراید.
در ادامه ی بیانات حضرت علی علیه السلام ویژگی ها و برتری های دیگری از اسلام می خوانیم که بازهم حکایت دیگری است از جاودانگی و ماندگاری این آیین برگزیده ی خداوند:
* پی و پایه ی ستون های اسلام بر حقّ و راستی نهاده شده است.
* آن ستون ها که در ژرفای حق نهاده شده، بر همان اساس هم استوار گشته است.
* اسلام به نهرهای پرآبی می ماند که از چشمه سارهایی جوشان، سرچشمه گرفته اند.
* اسلام مانند چراغ هایی است که شعله هایش برافروخته است.
* نشانه های روشن راه یابی برای کسانی که در جست وجوی حق اند، همان اسلام است.
* در پیمودن راه های دشوار، اسلام همانند پرچم های برافراشته، راه را از بی راهه می نمایاند.
* تشنگان وادی حق و هدایت، چون به اسلام می رسند، از آبشخورهای آن سیراب می شوند.
* خداوند سه چیز دیگر را هم در اسلام قرار داده است:
- منتهای رضوان و خشنودی اش را،
- بلندای ستون دینش را،
- اوج اطاعت از خودش را.
از این رو:
* اسلام دینی است که نزد خداوند ارکانی استوار دارد.
* بنای بلند این آیین آسمانی، سر بر آسمان می ساید.
* برهان حقانیت اسلام بسی روشن است.
* نور هدایت این دین، پرتوی پرفروغ دارد.
* قدرت [و یا حجت و برهان] این آیین بسی ارجمند و فرازمند است.
* راه روشن و نشانه ی آشکار اسلام، بر بلندایی از عزت و سربلندی برپاست.
* این دین چنان قدرتی دارد که هیچ کس نمی تواند آن را زیر و رو کند.
اینک که اسلام چنین ویژگی هایی دارد، پس آن را بزرگ و گرامی بدارید و از آن پیروی نمایید و حقش را ادا کنید و جای گاه بلندش را پاس دارید. (۴۳)
● حضرت علی علیه السلام در بخشی از سخنان بلند خویش خطاب به طلحه چنین فرمود:
ای طلحه، همانا هر آیه ای را که خداوند بر محمد صلی الله علیه و آله فروفرستاد، به املای رسول خدا و دست خط من، نزد من است. و نیز تاویل تمامی آیاتی را که خداوند بر محمد صلی الله علیه و آله نازل فرموده و هر حلال و حرام و حدّ و حکمی که امت تا روز قیامت، به آن نیازمندند، حتی دیه ی یک خراش، همه و همه، به املای رسول خدا و دست خط من، نزد من است.
طلحه شگفت زده پرسید: هر چیز کوچک و بزرگ یا خاصّ و عام، یا هر آن چه که بوده و تا روز قیامت خواهد بود، نزد شما مکتوب، موجود است؟ حضرت علی فرمود: آری و به جز آن، همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله در آن بیماری که در پی آن رحلت فرمود، کلید هزار دروازه ی دانش را پنهانی به من آموخت که از هر دروازه هزار دروازه ی دیگر گشوده می شود و اگر امت، پس از رحلت آن عزیز از من پیروی و اطاعت می کردند، از بالای سرشان نعمت فرومی بارید و از زیر پایشان می جوشید. (۴۴)
آیا وجود همه ی حلال ها و حرام ها و نیز تمام حدود و احکام، حتّی دیه ی یک خراش، در نزد امیر مومنان و در پی و پیرو آن حضرت، در نزد امامان معصوم علیهم السلام، نشانه ی روشن جاودانگی اسلام، نیست؟

نظرات کاربران درباره کتاب اسلام آیین پایدار