فیدیبو نماینده قانونی نشر ماهی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب بی‌نام

کتاب بی‌نام

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۷,۲۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب بی‌نام

زمستان سختی بود. باد دیوانه‌وار از سمت رودخانه‌ها می‌وزید. دانه‌های یخ‌زده‌ی برف مثل تیرهای سمّی از آسمان پایین می‌ریختند. فقط چهار بار در خود ژانویه کولاک شده بود و پشته‌های برف شده بودند شبیه سنگرهای تیره‌رنگ و غیرقابل نفوذ زمان جنگ. سنگ قبرها در حیات قبرستان مدفون شده بودند و ماشین‌های کنار پیاده‌رو کاملاً از دید پنهان بودند. بحث‌های طولانی درباره‌ی تغییر وضعیت آب و هوا کنار گذاشته شده بود و جایش را داده بود به نگرانی درباره‌ی سالخورده‌ها و مریض‌هایی که خانه‌نشین شده بودند. و در این میان هفته‌ها بود که بچه‌ها به مدرسه نمی‌رفتند. تحویل بسته‌ها متوقف شده بود. روزهایی که هواپیماها اجازه‌ی فرود داشتند، دیگر در انبارها جای سوزن‌انداختن نبود. توی سوپرمارکت‌ها ملت صف می‌بستند، کم‌طاقت و عصبانی از این‌که باید خودشان را با شرایط تطبیق بدهند. تعدادی از شرکت‌های خدمات عمومی فرصت را غنیمت شمرده بودند و خدماتی برای رفع نیازهای اضطراری شهروندان ارائه می‌دادند: سرویس‌کردن داوطلبانه‌ی شوفاژخانه‌ها و برپاکردن سرپناه‌های مجهز به سیستم‌های گرمایشی. سرما مادر اختراعات بود، مادر کینه‌توزی که درس‌هایش را با شلاق یاد می‌داد. مسیر بازگشت به خانه به خاطر برف و ترافیک کند بود. معمولاً با چراغ سقفی ماشین کار می‌کرد، اما امشب با خودش چیزی نیاورده بود و لم داده بود گوشه‌ی ماشین، بدون این‌که پرونده‌ای جلوش باز باشد یا این‌که خودکاری دستش باشد. توی خانه منتظرش بودند، بی‌آن‌که بدانند منتظرش هستند. راننده داشت به برنامه‌ی ۱۰۱۰ وینز گوش می‌داد و اخبار ترافیک و عبور و مرور را چک می‌کرد.

ادامه...
  • ناشر نشر ماهی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۰۷ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب بی‌نام

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران

ماهی از ناشران خوش‌نام است و کتاب‌های آن همیشه ویراسته و پاکیزه هستند. بسیاری از مترجمان آن صاحب‌نام و صاحب سبک‌اند. برخلاف بسیاری از ناشران دیگر، برای کتاب‌های خود وقت صرف می‌کنند و همین باعث می‌شود که کتاب‌هایشان برای خواننده خوش‌خوان‌تر شود. صفحه‌آرایی کتاب‌هایشان نیز حرفه‌ای و چشم‌نواز است. از فیدیبو برای حسن سلیقه‌اش سپاسگزارم.
در 2 سال پیش توسط فرهاد قربان‌زاده
از نشر ماهی : دومین رمان جاشوا فریس، بی‌نام، درباره‌ی تیم فارنزورث، وکیلی متبحر، و زندگی خانوادگی او است که با بیماری ناشناخته‌ای دست‌به‌گریبان است. هیچکس چیزی درباره‌ی نام و منشاء بیماری او نمی‌داند. تیم هر‌از‌گاهی اختیار پاهایش را از دست می‌دهد و راه می‌افتد، بی‌آن‌که توقف کند و سر آخر جایی متوقف می‌شود و به خواب می‌رود. بی‌نام درباره‌ی بیماری یا درمان نیست. شرح و واکاوی سخت‌جانیِ آدمی است در پذیرفتن تقدیری محتوم و برگشت‌ناپذیر. تصویر غریبی است از کارزار مردی بی‌هیچ توانایی و اعجاز فرا‌بشری با دشمنی که نه شکل و شمایلی دارد، نه نقطه‌ضعفی و نه حتی نامی. حتی زمان حمله هم روشن نیست. نیز هرگز نمی‌توان از قطعیت پیروزی یا حتی شکست مطمئن بود. نبرد با دشمنی نامرئی در ناکجا.
در 2 سال پیش توسط Mohammad Javad
با همین مقدمه ش که خوندم کلی منو جذب کرد ، جمله بندی خیلی روان و دقیق هستش، امیدوارم این کشش تا آخر کتاب ادامه داشته باشه، مرسی فیدیبو 💗
در 2 سال پیش توسط mahsa az
این کتاب یکی از بهترین کتابهایی که مبشه خوند،خوندنش رو واقعا توصیه میکنم
در 2 سال پیش توسط z_a...b67
بعضیا نقد رو با لو دادن قصه اشتباه گرفتن اصلا نقد شناسید مگه
در 2 سال پیش توسط عاطی حاجی
کتاب خوب شروع شد و خوب جلو رفت. توصیفات از حال تیم و محیط اطرافش عالی و ملموس بودند. اما حجم زیادی از کتاب آنقدر این توصیفات زیاد و تکرار شونده بود- بدون اینکه اتفاق تازه ای بیفتد- که من به عنوان خواننده کسل و کلافه میشدم و خیلی از اونها رو مجبور میشدم بدون خوندن دقیق سریع از جلوی چشم رد کنم. در کل خیلی برام جذاب نبود.
در 2 سال پیش توسط آزاده صفایی
من کتاب رو خیلی نپسندیدم، بی سر و ته بود تا حدی، پر از تکرار و تکرار و با منطق غیرقابل درک.
در 2 سال پیش توسط نسیم عطایی
کتاب تا وسطش عالیه ولی بعدش خیلی خسته کننده و تکراریه.به زور تمومش کردم
در 2 سال پیش توسط naf...iri
کاش یخورده هم از نویسنده ، سبک کتاب ، جوایزی که گرفته احتمالا و . . . گفته میشد ولی فک کنم عالیه ، من که مقدمه رو خوندم لرزم گرفت از سرما از بس که خوب توصیف کرده بود
در 2 سال پیش توسط moh...ale
با اینکه زیادی معلومه که نویسنده از اوناس که کلاس نویسندگی رفته(من فک میکنم اینجوریه، بخاطر سبک دقیق و وسواسی جمله بندی و توصیف و روایت و پیرنگ و همه چیز کتاب که احتمالن از یک ذهن کلاسیک که اصول رو خوب خونده و بلده میاد، وگرنه جایی نخوندم که نویسنده کلاس رفته باشه) ولی داستان حس از دست رفتگی و تباهی و پوچی خوبی بهم داد. " تیم" شخصیت اصلی داستان که درگیر بیماری! عجیب و نادری شده که هیچ مورد زنده یا مرده ای برای اون ثبت نشده، به تدریج همه انگیزه ها و مفاهیم زندگیش رو از دست میده و این مسیر از دست دادن خیلی خوب روایت شده. در پایان هم فساد و تباهی و نابودی قرار میگیره که مرگی رو که سالهاست در انتظارش هست تا اونو از شر بیماری نجات بده تبدیل به یک حادثه معمولی میکنه، در عوض یک معجزه نجات بخش.
در 4 سال پیش توسط Poo...ish