فیدیبو نماینده قانونی انتشارات سبزان و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب رنگ، روان‌شناسی زندگی

کتاب رنگ، روان‌شناسی زندگی

نسخه الکترونیک کتاب رنگ، روان‌شناسی زندگی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۳۶۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب رنگ، روان‌شناسی زندگی

رنگ عبارت است از نوری که به سطح اشیا تابیده و به چشم منعکس می‌گردد و نامی عامی برای یکی از اجزاء متشکله احساسی است که به فعالیت شبکیه چشم و نظام عصبی مربوط می‌شود. رنگ را می‌توان پدیده‌ای شناختی دانست، اثرپذیری ما از طول موج‌های گوناگون ادراک رنگ را پدید می‌آورد. از نظر علمی، رنگ امواجی از نور است که به کمک حس بینایی تشخیص داده می‌شود و یک شعاع نور از ارتعاش امواج مختلف طولی و عرضی تشکیل یافته است. فیزیکدان‌ها پدیده رنگ را با توجه به ارتعاشات و نوسان‌ها مورد توجه قرار می‌دهند و از نظر آنان رنگ نوری است که دارای طول موج معین و قابل ضبط باشد. فیزیولوژیست‌ها رنگ را تنها اثر نور بر پاره‌ای از سلول‌ها و تحریک اجزا می‌دانند.. از نظر گروهی از فیلسوفان، رنگ چیزی بیش از یک تصویر ذهنی نیست، در حالی‌که یک هنرمند و یک نقاش زندگی را در رنگ‌ها می‌بیند و دنیا را با رنگ‌ها احساس می‌کند. روان‌شناسان به گونه‌ای متفاوت از فیزیولوژیست‌ها، فیزیکدانان، فیلسوفان و نقاشان رنگ را ارزیابی می‌کنند، آن‌ها رنگ را یک محرک یا عامل هیجان‌برانگیز محیطی می‌دانند. آنان باور دارند که اگر رنگ‌ها منطقی و هدفمند انتخاب شوند، رفتار دلخواهی را در فرد پدید خواهند آورد؛ به گونه‌ای که می‌توان با کاربرد رنگ مناسب در پیرامون اشخاص هیجانی و بیش، فعال آرامش را به آن‌ها هدیه کرد و افراد کم تحرک و بی انگیزه را نیز متحول کرد.

ادامه...

بخشی از کتاب رنگ، روان‌شناسی زندگی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

شکر نعمت بینایی،
درک زیبایی رنگ هاست

فصل اول: رنگ

رنگ چیست؟

رنگ عبارت است از نوری که به سطح اشیا تابیده و به چشم منعکس می گردد و نامی عامی برای یکی از اجزاء متشکله احساسی است که به فعالیت شبکیه چشم و نظام عصبی مربوط می شود.
رنگ را می توان پدیده ای شناختی دانست، اثرپذیری ما از طول موج های گوناگون ادراک رنگ را پدید می آورد.
از نظر علمی، رنگ امواجی از نور است که به کمک حس بینایی تشخیص داده می شود و یک شعاع نور از ارتعاش امواج مختلف طولی و عرضی تشکیل یافته است.
فیزیکدان ها پدیده رنگ را با توجه به ارتعاشات و نوسان ها مورد توجه قرار می دهند و از نظر آنان رنگ نوری است که دارای طول موج معین و قابل ضبط باشد.
فیزیولوژیست ها رنگ را تنها اثر نور بر پاره ای از سلول ها و تحریک اجزا می دانند..
از نظر گروهی از فیلسوفان، رنگ چیزی بیش از یک تصویر ذهنی نیست، در حالی که یک هنرمند و یک نقاش زندگی را در رنگ ها می بیند و دنیا را با رنگ ها احساس می کند.
روان شناسان به گونه ای متفاوت از فیزیولوژیست ها، فیزیکدانان، فیلسوفان و نقاشان رنگ را ارزیابی می کنند، آن ها رنگ را یک محرک یا عامل هیجان برانگیز محیطی می دانند. آنان باور دارند که اگر رنگ ها منطقی و هدفمند انتخاب شوند، رفتار دلخواهی را در فرد پدید خواهند آورد؛ به گونه ای که می توان با کاربرد رنگ مناسب در پیرامون اشخاص هیجانی و بیش، فعال آرامش را به آن ها هدیه کرد و افراد کم تحرک و بی انگیزه را نیز متحول کرد.

طبقه بندی رنگ ها

رنگ ها را بر اساس اصلی یا ترکیبی بودن، تضاد، تیره یا روشن بودن، سرد یا گرم بودن، هماهنگ و مکمل یا کمکی بودن وهمچنین بر اساس طیف، هارمونی و کنتراست می توان تقسیم بندی کرد.

رنگ های اصلی و فرعی

رنگ اصلی در واقع رنگی است که آن را از ترکیب رنگ های دیگر نتوان به دست آورد و بر اساس تئوری کلاسیک رنگ، رنگ های اصلی عبارتند از: زرد، قرمز و آبی
رنگ های ترکیبی (فرعی) از ترکیب رنگ های اصلی یا گروهی از رنگ ها به وجود می آید مانند: صورتی، لیمویی، نارنجی، بنفش و....

تضاد رنگ ها

رنگ ها از جهات گوناگون می توانند در تضاد باشند؛ مانند:
۱- تضاد تاریکی و روشنایی: که بر حسب توانایی انعکاس هر رنگ به وجود می آید.
۲- تضاد سردی و گرمی: که بر حسب گرم بودن یا سرد بودن رنگ پدید می آید و در انسان احساس سردی یا گرمی را بر می انگیزد.
۳- تضاد کوچکی و بزرگی سطوح رنگ ها: استفاده از رنگ های مناسب در ایجاد تباین های نورانی موجب تاثیر در پدیده های بینایی به هنگام کار خواهد شد.
وقتی از اختلاف رنگ صحبتی به میان می آید، منظور تضاد میان سطوح بزرگ (دیوار و غیره) و سطوحی با ابعاد کوچک (اهرم، دستگیره و وسایل کار دیگر) است.

رنگ های روشن و تیره

رنگ های روشن به گروه رنگ هایی اطلاق می شود که در دایره رنگ ها به رنگ سفید نزدیک باشند و رنگ های تیره به گروه رنگ هایی اطلاق می شود که در دایره رنگ ها به رنگ سیاه نزدیک تر باشند.

رنگ های گرم و سرد

دلیل تقسیم بندی رنگ ها به گرم و سرد، تاثیر این رنگ ها بر روح و روان و نیز تداعی معنایی احساسی است که سردی یا گرمی را به ما منتقل می کند.
رنگ های سرد شامل: آبی، بنفش، زیتونی و سبز می باشد؛ زیرا در مناطق سرد سیر مانند جنگل و دریا و یا به هنگام سرما و یخبندان بیش تر این رنگ ها دیده می شوند.
رنگ های گرم شامل: قرمز، نارنجی، زرد و بنفش است این رنگ ها احساس گرمی در انسان ایجاد می کنند.
اگر دقت کنید، متوجه می شوید که در تقسیم بندی رنگ ها به سرد و گرم، رنگ بنفش در هر دو گروه قرار گرفته است و این نکته به این دلیل است که این رنگ در زمره رنگ های دو وجهی قلمداد می شود و بسته به تاثیر رنگ های اطراف آن و همچنین با توجه به حساسیت و روحیه شخص بیننده، این رنگ را می توان هم در گروه رنگ های سرد و هم در گروه رنگ های گرم قرار داد.
البته گروهی از صاحبنظران در یک تقسیم بندی دیگر گام های رنگی را علاوه بر دو دسته سرد و گرم، دارای دسته سومی با عنوان گام رنگی ولرم می دانند که در آن رنگ های سبز و بنفش را می گنجانند.

رنگ های کمکی

رنگ های کمکی عبارتند از: بنفش، قهوه ای و خاکستری. بنفش، ترکیبی از آبی و قرمز است در حالی که قهوه ای مخلوطی از نارنجی و سیاه است و یک رنگ تیره و نسبتاً بی روح می باشد. ترجیح دادن هر یک از این رنگ ها را می توان نشانه ای از یک نقطه نظر منفی نسبت به زندگی دانست.

فام، رنگ های فام دار و بی فام

اگر با دقت نگاه کنید، تفاوتی را بین سفید، سیاه و خاکستری از یک سو و سرخ، زرد، آبی، سبز و... از سوی دیگر احساس می کنید و علت آن کیفیتی است که در اغلب رنگ ها وجود دارد، ولی در سفید، سیاه و خاکستری وجود ندارد؛ این کیفیت و یا صفت را فام می نامند و بر این اساس رنگ ها به دو دسته فامدار و بی فام تقسیم می شوند. فام در واقع کیفیت رنگین بودن رنگ هاست و وجه تمایز آن ها با سفید، سیاه و خاکستری است.

تقسیم بندی رنگ ها بر اساس طیف

از سه سده پیش، توجه به رنگ افزایش یافت و آن هنگامی بود که نیوتن پی برد که هر گاه نور آفتاب از یک منشور بگذرد، به نواری از نورهای رنگارنگ به نام طیف تجزیه می شود. همان گونه که در رنگین کمان دیده می شود. در این حالت، رنگ های گوناگون به سبب طول موج های گوناگون پدید می آید.
در تقسیم بندی رنگ ها بر اساس طیف رنگی، رنگ ها به دو گروه تقسیم می شود: رنگ های کروماتیک (رنگی) و رنگ های آکروماتیک (غیررنگی)
رنگ های کروماتیک شامل رنگ های طیف؛ یعنی سبز، قرمز، نارنجی، بنفش، آبی است و رنگ های آکروماتیک شامل رنگ های سیاه، سفید و خاکستری است.

هماهنگی رنگ ها و رنگ های مکمل

به طور کلی هماهنگی؛ یعنی نظم، تعادل و توازن بین قدرت های رنگی. هماهنگی رنگ ها باعث آرامش اعصاب می شود. رنگ هایی دارای هماهنگی و مکمل یکدیگرند که وقتی با هم ترکیب شوند رنگ خاکستری خنثی به وجود آورند. مثال:
خاکستری = نارنجی + آبی یا (قرمز + زرد) + آبی
خاکستری = سبز + قرمز یا (آبی + زرد) + قرمز
خاکستری = بنفش + زرد یا (آبی + قرمز) + زرد
چشم انسان بعد از مشاهده هر رنگی خواستار رنگ مکمل آن است و اگر آن رنگ برای مشاهده موجود نباشد چشم به صورت خودکار آن را ایجاد می کند.

هارمونی رنگ ها

در صورتی که بخواهیم احساسات مخاطب را تحریک کرده و بر یک یا چند حواس وی اثرگذار باشیم، از هارمونی رنگ ها استفاده می کنیم. برای متوجه شدن بهتر مفهوم هارمونی بایستی کمی در دایره رنگ ها دقیق تر شده و بدانیم که هر رنگ موجود در دایره رنگ ها با رنگ های کناری اش هارمونی دارد.
مثلاً، رنگ سرخ با رنگ نارنجی و بنفش و رنگ سبز با رنگ های زرد و آبی هارمونی دارد. و اگر بخواهیم احساسات مخاطب را در جهت ایجاد هیجان، شور و شوق تحریک کنیم بایستی از رنگ های گرم استفاده کنیم. و یا بالعکس در صورتی که هدف تحریک احساسات رقیق و معنوی مخاطب باشد و بخواهیم آرامش، سکوت، توجه به معنویات و از این قبیل را به مخاطب تلقین نماییم، بایستی از رنگ های سرد و یا ولرم و هارمونی آن ها بهره گیریم. در رنگ های زمینه ای صفحات کلیه ستون مقاله های مربوط به جنگ، صلح، تبلیغات، مسابقات قرآنی، دستورهای دینی و امور مربوط به نماز و غیره از این روش استفاده می کنیم.

کنتراست رنگ ها

زمانی که بخواهیم توجه غیر ارادی مخاطب را تحریک کرده و با سرعت به سوی امری جلب نماییم از کنتراست رنگ ها بهره می گیریم. کنتراست در لغت، به معنی مقابل و حداکثر رقابت می باشد و در اصطلاح به، روشی گویند که در آن رنگ های مقابل و رنگ های کناری مقابل از دایره رنگ ها اتخاذ گردد. مثلاً کنتراست رنگ سرخ در دایره رنگ ها، رنگ سبز، آبی و زرد می باشد و کنتراست رنگ سبز، سرخ و رنگ های کناری آن (بنفش و نارنجی) می باشد و همچنین کنتراست رنگ آبی، نارنجی و رنگ های کناری آن (سرخ و زرد) می باشد. از کنتراست رنگ ها اکثراً در اموری چون پوسترها و فیلم های تبلیغی، بروشورها، طرحها و تصاویر مندرج در نشریات به خصوص تصاویر صفحه اول و آخر آن ها طرح روی جلد کتب و از این قبیل از فن کنتراست رنگ ها بهره می گیرند. گفتنی است برترین کنتراست، بین شب و روز و یا سیاهی و سفیدی است. از ترکیب دو رنگ کنتراست و مقابل هم در دایره رنگ ها، خاکستری که رنگ خنثی است ساخته می شود. مثلاً در جمع دو رنگ سیاه و سفید، سبز و سرخ، زرد و بنفش، آبی و نارنجی، رنگ خاکستری تشکیل خواهد شد و از این نظر مفهوم کنتراست ارتباط نزدیکی با هماهنگی رنگ ها دارد.

تاریخچه و منشاء رنگ

اولین رنگ پیدا شده آبی آسمان و بعد، آبی دریا و پس از آن رنگ سبز گیاهان بود. بعد کره خاکی با رنگ های بسیار حیوانات رنگین شد. تازه در آن زمان بود که آدمی پا به این کره خاکی گذاشت. به این ترتیب، می توان با جرات گفت که رنگ پیش از آفرینش بشر وجود داشته؛ زیرا هنگامی که انسان از بهشت رانده شد و پا به زمین گذاشت در اطراف خود زمین، آسمان، ماه و خورشید، ستارگان، گیاهان و... را دید که با رنگ های متفاوت و منظم زیبایی خاصی داشتند؛ پس می توان باور داشت که رنگ به معنای زندگی است که علاوه بر این همه نشانه های رنگی، باز هم خداوند در قرآن کریم، ۲۶ آیه را مستقیماً به این مقوله اختصاص داده است.
آن هنگام که بشر چشم بر گیتی گشود و در اطراف خود محیطی رنگانگ را دید، به تدریج فهمید که هیچ کدام از رنگ های طبیعت بی دلیل پدید نیامده اند، از همین لحظه بود که رنگ ها نخستین تاثیر روانی را بر اندیشه آدمی گذاشتند. بشر نخستین، خود را در میان سرزمینی می دید که سرشار از موجودات شگفت انگیز بود و هر یک از این موجودات با رنگ هایی خاص پوشانده شده بودند و انسان اولیه در شگفت بود از راز اعجاب انگیز رنگ ها!
بین انسان و پیرامونش زبان مشترکی وجود نداشت تا ادراک طرفین را فزونی بخشد، اما آدمی دریافته بود که رنگ های موجود در طبیعت همانند علامت رمز، هر یک رازی نفهته در دل خود دارند که اگر او بتواند به این رازها پی ببرد، خواهد توانست با طبیعت وحشی ارتباط برقرار کند. به همین دلیل به مشاهده و تفکر درمورد رنگ های گوناگون پرداخت. انسان نخستین دریافته بود که با توجه به مشخصات جسمی خودش، روزها باید به شکار برود، چرا که سیستم بینایی او در نور روز قابلیت استفاده بیش تری داشت و در شب تا حد زیادی از توانایی بینایی او کاسته می شد. بنابراین، طلوع آفتاب و شروع روز، سرآغاز فعالیت بشر قرار گرفت و بر اثر تداخل رنگ زرد و شروع فعالیت، به تدریج بشر در ذهن خود فعالیت و جنب و جوش را با رنگ زرد پیوند داد و دقیقاً از همین روست که هم اکنون روان شناسان پس از پژوهش های علمی بسیار دریافته اند که علاقه مندی فرد به رنگ زرد نشانه انگیزه او به پیشرفت نامحدود و امید به حل مشکلات زندگی است! بشر اولیه، سلاح دفاعی مجهزی برای مقابله با جانوران زنده نداشت و ناگزیر بود که برای نجات خود از چنگال چنین موجوداتی، خود را در گوشه ای پنهان کند. از آنجا که محل زندگی او جنگل بود و محیط سبز جنگل می توانست استتار مطمئنی برایش باشد، بنابراین او به هنگام احساس خطر خود را در پشت گیاهان و درختان سبز پنهان می کرد تا از چنگال حیوانات وحشی و قدرتمند در امان باشد. پس از گذشت مدتی، «رنگ سبز» همراه با امنیت و آسایش خاطر در مغز انسان نقش بست و بشر این دو را با یکدیگر همجنس دانست. شاید هم اکنون نیز علت آرامش پیدا کردن ما در میان طبیعت از همان حالت اجدادمان نشات گرفته باشد.
انسان شکارچی برای امرار معاش از ابتدای روز به کمین حیوانات قابل تغذیه خود می نشست و همواره منتظر فرصتی بود تا شکار را از پا درآورده و با خشنودی به اقامتگاه خود ببرد. او شاید ساعت ها در بیشه زار به کمین می نشست و در طی این لحظات به تفکر و رویاپردازی خود مشغول بود که اگر بتوانم آن بوفالوی بزرگ را شکار کنم، چند ماهی گوشت برای خورد و خوراک خواهم داشت!... اگر بتوانم آن گوزن را شکار کنم، زمستان منبع تغذیه مطمئنی خواهم داشت! و...
شکار حیوانات با ریختن خون آن ها و رویت رنگ قرمز همراه بود! به این ترتیب رنگ قرمز در اندیشه بشر با شکار مقرون شد. روان شناسان نیز بر این باورند که تمایل به قرمز، نشانه داشتن آرزوهای بزرگ و شوق زندگی، قدرت و اراده در نزد شخص است!
غروب آفتاب و آغاز شب برابر بود با پایان فعالیت سخت روزانه، پس سرپناهی مطمئن می خواست تا با پناه بردن به آن جا، اضطراب و تشویش خاطر روزانه اش را التیام بخشد و در کنار همسر و فرزندان و بعدها دوستان و اقوام به آرامش خاطر برسد و استراحت کند. هنگامی که او سر بر بالین می نهاد و تصمیم به خفتن می گرفت، پیش رویش آسمان آبی و ستارگان درخشان نمایان می شدند و این سبب شد تا بشر نخستین «رنگ آبی» را با آرامش بیامیزد. پژوهش های روان شناختی نوین نیز حکایت می کنند که رنگ آبی نمایانگر نیاز به آرامش کامل و خشنودی خاطر و علاقه زیاد به دوستان و نزدیکان است!
اما با گذشت زمان، انسان بر تجارب خود افزود و آگاهی های خود را بسیار فزونی بخشید. او از دوره شکار به دوران کشاورزی و دامپروری قدم گذاشت و با اختراع ابزار و وسایل، توانست احاطه بیش تری بر طبیعت پیرامون خود پیدا کند. به مرور زمان، دریافت که می تواند از پشم دامهای خود لباس تولید کند و از همین جا بود که رویای تولید رنگ به ذهن بشر راه یافت. او می توانست با رنگ کردن صورت، بدن، مو، لباس و خانه خود، هویتی جدید و متمایز از دیگران برای خود مهیا کند و بدین ترتیب از زبان رنگ ها برای انتقال اندیشه خود سود بجوید!
قبایل مختلف با طراحی نشانه ای رنگی گوناگون، می توانستند موجودیت خود را به دیگران اعلام کنند و همچنین در یک جامعه، افراد سطوح اجتماعی مختلف می توانستند با استفاده از رنگ، موقعیت و منزلت اجتماعی خود را بیان کنند. ابتدا بشر فقط می توانست با استفاده از گیاهان طبیعی چند رنگ را تولید کند و کم کم با تجارب بیش تری که کسب کرد، توانست با ترکیب همان رنگ های طبیعی، رنگ های جدیدتری پدید آورد و از آن ها برای مقاصد اجتماعی خود بهره گیرد.
چنین بود که رنگ وارد فرهنگ بشر شد! هم اکنون هر کشور با پرچم رنگین مخصوص به خود و پیام هایی که در رنگ های آن بیرق نهفته است، با دیگر جهانیان گفت و گو می کند. همه ما برای پوشش خود از رنگ های گوناگون و ترکیب های رنگی مختلفی استفاده می کنیم و برای هر موقعیت و مکان خاصی به فراخور حال و هوای آن جا، رنگ خاصی را بر می گزینیم. پس می توان ادعا کرد که زبان رنگ ها برای بشر ترجمه شده و او با استفاده از آن بسیاری از احساسات قلبی خود را بیان می کند.

نظرات کاربران درباره کتاب رنگ، روان‌شناسی زندگی

سلام. واقعا عالی است. محمد توکلی
در 3 سال پیش توسط mta...147
سال انتشارش چ سالیه؟
در 1 سال پیش توسط hedi mortazavi
اگر این کتاب رو پسندیدید "روانشناسی رنگها" ماکس لوشر رو هم مفید خواهید یافت
در 2 سال پیش توسط P D
کتاب در مجموع اطلاعات خوبی در اختیار من گذاشت اما تاثیرات مختلف هر رنگ اولا کمی پراکنده ذکر شده بود و از طرفی، گاهی میزان‌ اطلاعات بیش از حد بود. مثلا برای فلان رنگ ۱۰ تاثیر مختلف ذکر شده بود که ۴ تا از اون تاثیرات رو برای رنگ های دیگه هم آورده بود. اینجوری آدم گیج میشه. بعضی از مطالب بدون منبع بود و اونایی که منبع داشتن از توی حدود ۲۰ تا کتاب جمع آوری شده بودن. یعنی به مقالات جدید علمی رجوع نشده بود. ولی بازم میگم. در مجموع به دردبخور بود.
در 8 ماه پیش توسط lac...zad