فیدیبو نماینده قانونی انتشارات کتابسرای تندیس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب با کمی خلاقیت مدیر مالی خود باشید
راهنمای هفتگی رسیدن به هدف‌های‌تان

نسخه الکترونیک کتاب با کمی خلاقیت مدیر مالی خود باشید به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب با کمی خلاقیت مدیر مالی خود باشید

ساماندهی کنید و با موفقیت پیش بروید
بیایید حرفه ای به همه چیز نظم بدهید. جنیفر فورد بری نویسنده کتاب پرفورش با کمی خلاقیت منظم باش که یک راهنمای هفتگی برای نظم بخشیدن به سادگی فضای منزل و امور زندگی است قصد دارد با کتاب حاضر به شما نشان بدهد که چگونه می توانید با کمی نظم و ترتیب در کار و امور مالی تان پیشرفت کنید. در این کتاب با این مطالب رو به رو خواهید شد.

ادامه...
  • ناشر انتشارات کتابسرای تندیس
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.19 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۷۹ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب با کمی خلاقیت مدیر مالی خود باشید

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

 


مقدمه

شروع به نوشتن این کتاب کردم، زیرا از وقتی کارم را آغاز کردم، به انسانی شاد تبدیل شدم. دلم می خواهد تمام کسانی که این کتاب را مطالعه می کنند، بدانند اگر سخت تلاش کنند، هر کاری ممکن می شود و می توانند به تمام آرزوهاشان برسند!
آرزوی من برای نویسنده شدن، یک نظم دهنده ی حرفه ای شدن و تبدیل شدن به کسی که برای خودش کاری راه اندازی کرده است، همگی با دو چیز آغاز شد: یک ایده و ایمان به خود (چیزی که هرگز نمی توان آن را با پول به دست آورد). در حین نوشتن این کتاب با افرادی شگفت آوری ملاقات و مصاحبه کردم که همگی در زمینه ی شغلی شان بهترین هستند؛ بنابراین توانستم بهترین تمرین ها و اطلاعات به روز شده را از آن ها به دست آورم. من تجربه ی بسیار کسب کردم!
وقتی به گذشته نگاه می کنم، خنده ام می گیرد، زیرا مجبور بودم درباره ی توازن میان کار و زندگی بنویسم، در حالی که خودم برای به دست آوردن این تعادل و توازن، تلاش بسیاری کردم و تجربه هایی بسیار به دست آوردم.
در حین نوشتن این کتاب با یک سری مشکل ها مواجه شدم و با نصیحت های خوبی که از اطرافیان و متخصصان گرفته بودم، توانستم این مشکل ها را از بین ببرم. خانه ی قدیمی ام را فروختم و یک منزل تازه خریدم. کارم را توسعه بخشیدم و تعداد مشتریانم افزایش یافت؛ زیرا توانستم فرزندانم را به یک مدرسه ی جدید ببرم و در آن جا با افراد بسیار خوبی آشنا شدم. سخنرانی های بسیاری انجام دادم و کتاب هایم را امضا کردم و به دست هوادارانم دادم.
هر کاری که انجام می دادم به من کمک می کرد با رویاهایم زندگی کنم. گاهی خسته کننده بود، ولی پاداش خوبی برای آن سختی ها گرفتم! من فقط می توانستم همان کارهایی را که می دانستم، انجام بدهم؛ زیرا یک فرد منظبط و دقیق بودم و به خوبی می دانستم چگونه از زمان به نفع خودم استفاده کنم. شما هم می توانید همین کار را انجام بدهید.
این کتاب به شما نشان می دهد چگونه از وقت تان خوب استفاده کنید و به آن نظم ببخشید، همین کار موجب می شود با کمی تلاش و همت قادر به انجام هر کاری شوید و به امورمالی تان سروسامانی بدهید.
این کتاب به شما کمک می کند رویای تان را بشناسید و برای تحقق شان گام بردارید. به صدای قلب تان گوش کنید و بعد، سفرتان را آغاز کنید.

مقدمات ساماندهی به امور مالی و زندگی کاری تان

چگونه پول می تواند روی شما و زندگی تان اثر بگذارد

رکود اقتصادی اخیر و شرایط اقتصادی و مالی جهان، باعث شده است دیدگاهی متفاوت نسبت به شغل مان، عادت های فردی مان، وام و پس اندازمان پیدا کنیم. بسیاری از مردم از این که شاید شغل شان را از دست بدهند یا دیگر مستمری بازنشستگی شان را دریافت نکنند، احساس ترس، دلهره و ناراحتی می کنند. اگرچه عدم اطمینان یک حس غیرقابل اجتناب است، نباید اندوه به دل راه بدهیم. می توانیم شرایط مالی مان را تحت کنترل بگیریم و راه حلی مناسب برای رهایی از این وضعیت بغرنج و مشکل های اقتصادی پیدا کنیم. داشتن امنیت مالی، چیزی بیش تر از یک آرزو است و باید آن را هدف اصلی زندگی تان قرار دهید و تمام تلاش تان را بکنید تا در آینده ی نه چنان دور به آن دست یابید.
ترس یکی از موانع اصلی است که اجازه نمی دهد مردم درهم ریختگی ها و بی نظمی های زندگی شان را ببینند. همین موضوع درباره ی افرادی که درگیر مسائل مالی هستند هم صدق می کند. این کاملاً طبیعی است که نسبت به آینده تان نگران باشید. بهترین کاری که می توانید انجام بدهید این است که ابتدا ترس تان را بشناسید و به آن اعتراف کنید؛ سپس می توانید برای مقابله با آن یا کنترلش برنامه ریزی کنید.
دو ترس مهمی که همه ی انسان ها با آن ها درگیر هستند، ترس از شکست و ترس از آینده است. ترس از شکست خوردن، به هدف های مان و نیازمان به اعتبار بستگی دارد. ترس ما از آینده به دلیل نیازمان به امنیت مالی است. پول: روی هر دوی این نیازها اثر می گذارد و می تواند شدت این ترس را افزایش بدهد و موجبات خشم و نگرانی مان را فراهم کند. اغلب فکر می کنیم اگر فلان قدر پول داشته باشیم، احساس امنیت می کنیم و خیال مان از هر لحاظ راحت می شود. ما از پول استفاده می کنیم تا آسایش، امنیت، ارزش و اعتبار به دست آوریم، اگرچه این موضوع حقیقت ندارد. هرگز فراموش نکنید انسان ها به دلیل وجودشان با ارزش هستند، نه به دلیل میزان پول و دارایی شان! همان طور که همه ی شما می دانید، انسان ها به مقدار مساوی از همه ی حق های لازم برخوردارند و همگی به یک شکل خلق شده اند.
همان طور که در ابتدا گفتم، نمی توانیم این حقیقت را انکار کنیم که برای رفع نیازهای اولیه ی زندگی مان به پول احتیاج داریم. نظم دادن به امور مالی، برای هر یک از افراد جامعه، امری ضروری است.
تقریباً ده سال پیش کتابی مطالعه می کردم که در آن گفته شده بود، راز ثروت و وفور در این است که مسئولیت کامل وضعیت مالی تان را بر عهده بگیرید. وقتی مسئولیت را بپذیرید، پول دیگر تنها منبع شکست و ناکامی تان نخواهد بود و به شکلی طبیعی وارد جریان زندگی تان می شود. آن وقت ها نسبت به امورمالی خودم به شدت احساس شکست و نگرانی داشتم و به سختی می توانستم این جمله را به مثابه ی یک حقیقت بپذیرم، ولی بعد به خودم گفتم: «چه چیزی برای از دست دادن دارم؟ اگر انسان متکبری باشم فقط چیزهای خوب وارد زندگی ام خواهند شد.» امروز می توانم صادقانه اعتراف کنم زندگی ام به من ثابت کرده است این عبارت واقعیت دارد. هر بار نسبت به مسئولیت تان در قبال مسائل مالی زندگی تان کوتاهی کنید، در واقع برای خود این پیام را ارسال می کنید که نماینده مناسبی برای دریافت و داشتن پول بیش تر نیستید.
بهترین راه نگهداری از پول این است که همیشه به خاطر داشته باشید پول، تنها یک ابزار ساده است. شما از آن برای به دست آوردن چیزهایی که می خواهید و به آن ها نیاز دارید، استفاده می کنید. باید پول را تحت کنترل داشت. این کتاب به شما کمک می کند زمان تان را تنظیم کنید، به شغل تان نظم دهید و امورمالی تان را تحت کنترل در اورید؛ در نتیجه می توانید به خوبی روی پول دارایی تان مدیریت داشته باشید و میزان آن را افزایش دهید. ساماندهی و پول باید با یکدیگر همکاری مستقیم داشته باشند:
  • ساماندهی به شما کمک می کند محیط فیزیکی پیرامون تان را تحت کنترل داشته باشید. هنگامی که امورمالی تان را ساماندهی کنید، می توانید روی درآمدتان کنترل داشته باشید.
  • ساماندهی باعث حرف چیزهای ناخواسته و بی فایده از زندگی تان می شود. با تمرکز و توجه بر خرج ها و عادت های تان می توانید مدیریت بیش تری روی درآمد و دارایی تان داشته باشید و در نتیجه قرض و بدهی تان را به موقع بدهید، با خیال راحت بازنشسته شوید و خانه ای بخرید، یا به هدف مالی بزرگ تر دیگری دست یابید. افزایش بازدهی و کارآیی تان باعث می شود وقت آزاد بیش تری به دست آورید و از تلاش سخت خود برای به دست آوردن چیزهای بهتر و موفقیت های بیش تری لذت ببرید، یا می توانید از وقت تان برای کسب درآمد بیش تر استفاده کنید.

مزیت های ساماندهی

ساماندهی اطراف تان و لوازمی که به شما تعلق دارند، مزیت های بسیاری برای تان خواهد داشت. برای کسانی که مبتدی هستند، باید بگویم هر چه درهم ریختگی کمتری در اطراف تان باشد، نیرویی بیش تری پیدا خواهید کرد، باور نمی کنید؟ همین حالا یک جای کثیف، درهم ریخته و نامرتب را پیدا کنید و یک دقیقه به آن نگاه کنید. به احساسی که بعد از یک دقیقه پیدا کردید، دقت کنید. ممکن است احساس نگرانی، عصبانیت شرمساری، خجالت یا... پیدا کنید، اکنون آن قسمت را تمیز و مرتب کنید و هر چیزی را سر جای خودش قرار بدهید، حالا یک دقیقه ی دیگر به آن منطقه نگاه کنید. مطمئن هستم احساسی مثبت، همچون شادی، رضایت و ارامش خیال پیدا می کنید.
ساماندهی اوضاع و مسائل باعث صرفه جویی در وقت خواهد شد. در هفته چه مدت و چند بار دنبال وسیله ها و لوازم تان که در میان درهم ریختگی ها مدفون شده اند، می گردید؟ چندبار برای تان پیش آمده که به دلیل کمبود وقت، فرصت کافی برای یافتن وسایل تان پیدا نکنید؟ آیا هر روز صبح به این دلیل که وقت تان را صرف یافتن دسته کلید، کلید درِ قفسه های کتب مدرسه یا کارتان می کنید، دیرتر از خانه خارج می شوید؟ اگر برای بیرون ریختن وسایل اضافی و آن هایی که دیگر به دردتان نمی خورند یا دوست شان ندارید کمی وقت بگذارید، دیگر وقت با ارزش تان صرف یافتن چیزهایی که می خواهید و دوست شان دارید، نمی شود؟
وقتی که در محیط کاری، هر چیزی سر جای خودش باشد، می توانید با خیال راحت بنشینید و به کارتان برسید. بدین شکل می توانید از وقت تان بهتر استفاده کنید. همچنین در زندگی بیش تر احساس، آرامش و شادی می کنید. بیایید با این حقیقت روبه رو شویم که اشیا بدون استفاده در اطراف مان، مثل باری سنگین بر شانه های مان سنگینی می کنند. اگر مایلید زندگی تان نظم و ترتیب داشته باشد، فرصت انجام آن را هر روز احساس می کنید، پس وقت را بیهوده تلف نکنید و از آن، به موقع و به نفع خودتان استفاده کنید! این کار را می توانید در فهرست کارهایی که باید انجام شان دهید، بگذارید. برای یک لحظه چشمان تان را ببندید و تصور کنید در زندگی تان:
  • هر چیزی برای خودش محل مخصوص دارد، یعنی شما برای تک تک لوازم شخصی و منزل تان محل کافی دارید. تمام چیزها هنگامی که کار با آن ها تمام می شود، به راحتی سر جای شان برمی گردند.
  • به تمام قرار ملاقات های کاری و مصاحبه ای تان سر وقت می رسید
  • وقتی در محل کار یا منزل تان قدم می زنید، احساس نیرو نشاط و غرور می کنید.
  • هرگز کاری را با عجله انجام نمی دهید و بدون اضطراب و نگرانی و با آرامش به کارهای تان می رسید.
اکنون به نظر شما این موارد حکایت از داشتن یک زندگی ایده آل ندارند؟ حدس بزنید چه اتفاقی می افتد؟ بله! شما هم می توانید این کارها را انجام دهید. باور کنید قصد فریب یا دروغ گویی ندارم. هرگز تصور نکنید این کارها عملی نیستند، بلکه فقط با کمی تعهدپذیری می توان هر کاری را انجام داد، ولی می توانم به شما قول بدهم پاداش ساماندهی مسائل زندگی، باارزش تر از چیزی است که می توان حدسش را زد.

راه حل های مدیریت زمان

مدیریت زمان پایه ی اصلی داشتن یک زندگی منظم و دقیق است. اگر بتوانید بیاموزید چگونه به شکل صحیح وقت تان را مدیریت کنید، می توانید کارآیی بیش تر و احساسی بهتر نسبت به خودتان داشته باشید و به تمام هدف های زندگی تان برسید. تفاوت میان مردم موفق و ناموفق استفاده است که از وقت شان کرده اند!

برای وقت تان برنامه ریزی کنید

مهم ترین راه حل ساماندهی وقت این است که برای اوقات فراغت تان از قبل برنامه ریزی کنید. از یک برنامه ریز کاغذی یا الکترونیکی برای ثبت قرار ملاقات های کاری تان استفاده کنید و برای تمام کارهایی که طی روز انجام خواهید داد، یک برنامه ریزی دقیق طراحی کنید. هر روز صبح تمام کارهایی را که لازم است انجام دهید، در آن برنامه ریزی بنویسید. پس بهترین نحوه ی عملکرد را برای کامل شدن کارهای تان در نظر بگیرید. به این ترتیب هرگز کاری عقب نمی افتد یا فراموش نمی شود. اگر کاری را تمام نکردید، آن را به فهرست کارهای فردا، منتقل کنید.
در پایان هر هفته چند ساعتی را به برنامه ریزی برای هفته ی آینده اختصاص دهید. برنامه ریزی زمانی برای انجام هر یک از کارها، میزان درآمد به دست آمده، رفتن سر قرار ملاقات ها و مانند این ها، لازم و ضروری است. همچنین مقداری از این زمان را برای خودتان کنار بگذارید تا بتوانید از چیزهایی که اطراف تان وجود دارند، نهایت استفاده را ببرید.
یک دفترچه ی یادداشت یا سالنامه برای خود تهیه کنید. سعی کنید این دفتر به قدری زیبا باشد که از حمل آن لذت ببرید و در ضمن قابل حمل نیز باشد و استفاده از آن آسان باشد. اگر مایلید می توانید استفاده های بهینه ی بیش تری از این دفترچه بکنید.

بر تعلل و تنبلی غلبه کنید

تعلل و تنبلی از مهم ترین چیزهایی است که می تواند وقت تان را به خطر بیندازد. به خاطر داشته باشید، هرگز نمی توانید کاری را که آغاز نکرده اید تمام کنید. چه بخواهید یا نخواهید باید بعضی کارها را انجام دهید. اگر تعلل و تنبلی از مشکل های شماست، طرز تفکرتان را تغیر دهید. از این روش ها کمک بگیرید:
به جای این که کاری را نیمه کاره گوشه ای رها کنید، سعی کنید هر چه سریع تر آن را تمام کنید، دیگر از دست آن خلاص می شوید و می توانید به دنبال کاری بروید که دوست دارید.
  • در ازای انجام هر کاری برای خود پاداش در نظر بگیرید، فقط در صورتی که آن کار را تمام کردید، می توانید به آن پاداش برسید.
  • علت این را که نمی خواهید کاری را انجام دهید، پیدا کنید و برای آن یک راه حل بیابید. آیا آن کار خسته کننده است؟ راهی برای پر جاذبه تر شدن آن پیدا کنید.
  • هرگز اجازه ندهید ترس بر شما غلبه کند. اغلب کاری را نیمه کاره رها می کنیم، زیرا از این می ترسیم که خیلی وقت مان را بگیرد. به خودتان قول بدهید تا هر زمانی که انجام آن کار طول بکشد، به کارتان ادامه بدهید. همچنین عده ای از ما از این که در کاری شکست بخوریم واهمد به دل راه می دهیم. با شور و علاقه با خودتان صحبت کنید و اطراف تان را پر کنید از افرادی که حامی تان هستند؛ دیگر مهم نیست چه اتفاقی می افتد. اغلب می توانیم از شکست های مان تجربه و درس هایی بزرگ بگیریم. هرگز از شکست خوردن نهراسید... به تجربه ها به اندازه ی نتیجه های کسب شده، اهمیت بدهید.
***
کارآیی و مفید بودن هرگز تصادفی به وجود نمی آیند، بلکه همیشه در نتیجه ی تعهد به آرمان گرایی، هوش و ذکاوت بالا، برنامه ریزی و توجه به تلاش و پشتکار به دست می آید.

پائول مایر

***

بی توجهی و بی دقتی را خوب کنترل کنید

بی دقتی می تواند باعث از دست رفتن وقت زیادی شود، ولی بسیاری مواقع مردم در واقع با آغوش باز از این صفت استقبال می کنند. چرا؟ زیرا بی دقتی و بی توجهی برای آن ها بهانه ای است که کارشان را متوقف کنند، به خصوص اگر مشغول انجام کاری باشند که اصلاً آن را دوست ندارند و از انجامش لذت نمی برند. وقفه در کار به سبب بی دقتی یکی دیگر از دلیل های به وجود آمدن تعلل و تنبلی است.
اگر می خواهید دیگران هم برای وقت تان ارزش و احترام قایل شوند، لازم است برای خود حد و حدودی قایل شوید تا همگان بفهمند برای وقت تان ارزش قایلید. در این جا چند نکته آمده که می توانید به کمک شان از بی توجهی و وقفه در کارتان جلوگیری کنید:
  • وقتی در حال انجام کار بسیار مهمی هستید، به جای این که به هر تلفنی پاسخ دهید، بگذارید پیام های تلفنی ضبط شوند؛ تلفن همراه تان را در حالت جلسه قرار دهید تا به شکل خودکار مانع زنگ خوردن آن شوید.
  • تلفن همراه تان را به حالت سکوت در آورید.
  • وقتی در رایانه مشغول انجام یک کار بسیار دقیق و مهم هستید، علامت هشدار دریافت پیام را خاموش کنید تا صدای آن موجب حواس پرتی تان نشود.
  • هنگام انجام کارهای مهم و دقیق یا شرکت در جلسه های کاری مهم، پشت اتاق کارتان علامت «لطفاً مزاحم نشوید» را نصب کنید.
  • کارتان را در محلی انجام دهید که کم ترین صدا در آن جا به گوش برسد تا در آرامشی بیش تر کارهای تان را انجام دهید.
  • هنگام انجام کارهای تان در خانه، بچه ها را از اتاق کارتان بیرون کنید. اگر لازم شد از یک پرستار بچه کمک بگیرید.

یاد بگیرید چه زمان باید نه بگویید

اگر واقعاً با خودمان صادق باشیم، به برنامه ی کاری مان نگاه می کنیم و می بینیم باید کارهای بسیاری را انجام دهیم، می توانیم به کسانی که موجب اتلاف وقت مان می شوند، نه بگوییم. بسیاری از مردم از این موضوع شاکی هستند که وقت کافی برای انجام کارهای شان ندارند یا کارهای بسیاری برای انجام دادن دارند. می دانید چرا این همه کار عقب افتاده دارند؟ برای این که نمی توانند به دیگران نه بگویند. چه چیزی در کلمه ی «نه» وجود دارد که مردم برای استفاده از آن احساس ناراحتی می کنند؟ از همه ی این ها که بگذریم، باید بدانید، این وقت ماست و این زندگی ما. اصلی ترین دلیل این که نمی توانیم نه بگوییم، این است که می خواهیم همه راضی و خوشحال باشند. همچنین دوست داریم مورد محبت و علاقه ی دیگران قرار بگیریم. این ها کاملاً خواسته هایی منطقی هستند، ولی وقتی اطرافیان تان به این قیمت راضی و خوشحال می شوند که شما دچار مشکل و دردسر شوید، بدانید باید در زندگی تان تعادل و توازنی برقرار کنید. خوشحال کردن دیگران به معنای این نیست که باید خودتان را دچار زحمت و ناراحتی کنید.
این که شما با گفتن کلمه ی «نه» به دیگران مشکل دارید، دلیل دیگری هم دارد شاید صدایی از درون تان فریاد می کشد: «اگر بخواهم این کار را به درستی انجام بدهم، باید خودم آن را انجام دهم.» یا این که: «من می توانم هر کاری انجام بدهم.»
دفعه ی بعدی که کسی از شما خواست برایش کاری انجام دهید، خیلی سریع جواب آن را ندهید، بلکه اول به خود و برنامه کاری تان فکر کنید. در ضمن از خودتان بپرسید آیا می خواهید بدین شکل وقت تان را صرف کنید. آیا از انجام آن کار لذت خواهید برد؟ آیا انجام آن کار شما را به هدف های زندگی تان نزدیک تر خواهد کرد؟ آیا واقعاً برای انجام آن فرصت کافی دارید؟ قبل از پاسخ به آن شخص ابتدا دفترچه ی کاری تان را بررسی کنید و بعد پاسخ بدهید. بگذارید این پاسخ ابتدا شما را راضی و خوشحال کند، نه این که به نفع آن شخص و به ضرر خود پاسخ بدهید.

با رویاهای تان زندگی کنید

این کتاب نه تنها به شما می آموزد به محیط اطراف تان، اوراق کاری و فضای کارتان نظم و ترتیب ببخشید، بلکه همچنین یادتان می دهد وقت تان را مدیریت کنید، منابع و چیزهایی را که به شما کمک می کنند تا به هدف های تان برسید و آرزوهای تان را برآورده سازید، سامان دهید. یک محل منظم و مرتب و همچنین یک ذهن دقیق و منظم بسیار مهم است. بیش تر وقت ها باید همان طوری که به اطراف مان نظم می بخشیم به فکرهای مان هم سروسامان بدهیم.
سرطان شناسان بسیار مشهور کارل و استفانی سیمونتون همیشه این نصیحت بسیار زیبا را به بیماران خود می کنند: «شما باید دست از فکرهای فعلی تان بردارید و اولویت ها و ارزش های زندگی تان را دوباره بررسی کنید. باید با خودتان مهربان باشید و همان کاری را انجام دهید که دوست دارید، نه این که چیزی باشید که مردم از شما انتظار دارند، زیرا شما فکر می کنید این تنها راه کسب علاقه و محبت دیگران نسبت به خودتان است. نمی توانید تا ابد دروغ بگویید. شما در حال حاضر در موقعیت خاصی قرار دارید، اگر می خواهید به زندگی ادامه دهید، باید همان کسی که هستید، باشید.»
به عقیده ی من همه ی ما می توانیم از این نصیحت استفاده کنیم. همین حالا با رویاهای تان زندگی کنید. مایلیم بر اساس موفقیت های مان مورد قضاوت قرار بگیریم و مردم بر اساس معیارهای جامعه نسبت به ما نظر مثبتی داشته باشند. ولی ارزش ما بر اساس موفقیت های مان تعیین نمی شود، ارزش ما تغییرناپذیر است. چرا؟ زیرا ما ارزشمند پا به این جهان گذاشته ایم.
یافتن ارزش در موفقیت ها و گروه های به دست آمده، می تواند تعادل زندگی و کار شما را بر هم بزند. اصول اخلاقی خوب کار کردن از اهمیت بسیاری برخوردار است. برای انجام درست کارها باید برای هر کاری وقتی متناسب با آن در نظر بگیریم. باید به خاطر بسپارید برای زندگی کردن کار می کنید، نه این که برای کار کردن، زندگی کنید.
اگر می خواهید به تعادلی مناسب میان کار و زندگی برسید، لازم است آن شوق و علاقه را بیابید. اگر بتوانید با کاری که به آن علاقه مند هستید، زندگی تان را بچرخانید، نیمی از این مبارزه را برده اید. شما می توانید هر روز با رفتن سرکار با یک تیر دو نشانه را بزنید، هم پول به دست می آورید و هم احساس می کنید به آن هدفی رسیده اید که باید روی زمین به آن می رسیده اید.
جَنب بری آتوو در کتاب خودش، امتحان شور و اشتیاق چنین می گوید: «اشتیاق و علاقه تجربه ای بسیار شخصی است. وقتی آن کاری را که دوست دارید، یعنی دقیقاً همان کاری را که واقعاً عاشقش هستید، انجام می دهید، زندگی تان بسیار جذاب می شود و درست در مسیری قرار می گیرد که هرگز تصورش را هم نمی کرده اید.» نمی توانم با این جمله مخالفت کنم زیرا زندگی من این موضوع را اثبات کرده است.
تقریباً نُه سال پیش، بعد از این که از شغل خودم به عنوان مشاور، دست کشیدم، تصمیم گرفتم از عشق و علاقه ام به نظم و ساماندهی کمک بگیرم و شغلی به عنوان مشاور ساماندهی پیدا کنم. بعد از بیرون آمدن از شغل قبلی ام، مدتی بسیار به این فکر می کردم که قصد دارم چه کاری را شروع کنم. از شغل قبلی، درآمد بسیار خوبی عایدم می شد؛ بنابراین احساس کردم باید حتماً کاری تازه پیدا کنم؛ ولی همیشه درون خودم یک روح کارآفرینی احساس می کردم و با تمام وجودم می دانستم کار کردن برای خودم بسیار تشویق کننده و پرثمر خواهد بود. اولین فرزندم، به دنیا آمده بود و کار کردن برای خودم به من فرصت می داد اوقات خوبی را کنار فرزندم سپری کنم.
پس از اندیشه ی بسیار، مشورت با افراد خُبره و متخصص و مطالعه ی کتاب های بسیار به این نتیجه رسیدم که علاقه ی فراوانی به نظم دهی دارم، ولی ممطئن نبودم از این کار می توانم درآمد خوبی به دست آورم. هیچ کس دیگری را در این زمینه ی شغلی نمی شناختم؛ تا این کتاب را مطالعه کردم: «همان کاری را که دوست داری انجام بده، پول در جریان خواهد بود.» مطالعه ی این کتاب، تغییر بزرگی در من و طرز فکرم به وجود آورد. در نیمه های کتاب بودم که تصمیم گرفتم به نصیحت های آن عمل کنم. از این ها گذشته با این کار چیزی را از دست نمی دادم، زیرا من در استخدام جایی نبودم! به همین دلیل خیلی سریع یک آگهی درباره ی تاسیس شرکت سازماندهی ام چاپ کردم و یک وب سایت راه انداختم و در آن خبر نامه هایی را نوشتم.
اولین روزی که بابت انجام این کار، پول دریافت کردم. (البته برای اعضای خانواده یا دوستان این کار را هرگز مجانی انجام ندادم)، دانستم به چه دلیل پا به این جهان گذاشته ام. اطلاعات کمی که داشتم به تدریج افزایش یافت و تجربه هایم را در خبرنامه نوشتم و بعد تصمیم گرفتم تمام آن ها را به شکل یک کتاب ــ که آن هم یکی دیگر از رویاهای من بود ــ چاپ کنم.
و با سرعت به امروز رسیدم: هر روز همان کاری را انجام می دهم که دوست دارم، ولی از همه مهم تر این که می دانم از پس پرده های شک و تردید، برای یک هدف مشخص تلاش می کنم و به زندگی ادامه می دهم. آن کاری را که دوست دارم انجام می دهم و پول هم به راحتی به زندگی ام وارد می شود.
این داستان را برای تان تعریف کردم تا شما هم تشویق شوید و راه مرا ادامه بدهید. اگر من توانستم به آرزوهایم برسم، شما هم می توانید. البته منظورم این نیست که تمام این کارها به راحتی انجام شده اند، بلک انگیزه ی قوی و تلاش بسیاری داشتم تا به هدفم رسیدم. هیچ گاه به اولین مشتری پاسخ نه ندادم.
اجازه بدهید چند نصیحت مفید به شما بکنم: کتاب ها منبع غنی اطلاعات هستند که باعث تغییر زندگی ام شدند، ولی تنها شما می توانید با عملکردتان آن تغییرها را به وجود آورید و شکل دهید. به من اعتماد کنید. ای کاش می توانستم چوب جادویی نظم و ترتیب را در هوا بچرخانم و همه چیز به شکل معجزه آسایی برای تان نظم بگیرد، ولی مطمئن باشید می توانید این کار را انجام دهید.
یکی از راه های اصلی موفقیت، مبتکر بودن است. هیچ گاه زانوی غم بغل نگیرید و از زندگی تان شکایت نکنید... بدین شکل زندگی تان هیچ گاه تغییر نخواهد کرد... برای ایجاد تغییر باید کاری انجام دهید. تنها به خواندن درس های این کتاب اکتفا نکنید، بلکه با آن ها زندگی کنید. اطلاعات کافی در هدف های کوتاه مدت و پیشنهادات جمع آوری شده اند، بنابراین دقیقاً می دانید در مرحله ی بعدی باید چه کنید. این کار، زمان و تلاش زیادی می برد، ولی ارزشش را دارد.
***
هرگز درباره ی امورمالی عجولانه، سریع، احمتمالی یا ناآگاهانه تصمیم نگیرید، برای کار تحقیق کنید و وقت بگذارید و قبل از نتیجه گیری، حقایق آن را درک کنید. همچنین به صدای درون تان با دقت گوش کنید. اگر تصمیم درستی گرفتید، احساس آرامش خواهید داشت، نه احساس ناراحتی!
***

روش های به دست آوردن پول

شما این کتاب را انتخاب کرده اید، چون می خواهید به وضعیت مالی تان سروسامانی بدهید. می خواهید روی درآمدتان یک ساماندهی دقیق داشته باشید تا بتوانید ثروتمند شوید. راز این موضوع در این جا نهفته است: شما می توانید درآمدی معمولی داشته باشید، ولی ثروتمند باشید و می توانید یک درآمد عالی داشته باشید و ناگهان ورشکسته شوید. اگر تمام آن چه را به دست می آورید، خرج کنید، هرگز ثروتمند نخواهید شد!
در این جا چند راهکار ثروتمند شدن را به شما معرفی می کنم:

۱. هدف هایی بلندمدت را در نظر بگیرید.
۲. کمتر خرج کنید.
۳. قرض و بدهی های تان را محدود کنید.
۴. بانک خودتان باشید (نقدیندگی تان را افزایش دهید).
۵. برای حفظ دارایی خود، به خوبی روی آن سرمایه گذاری کنید.

بسیاری از میلیونرهای جهان به همین روش زندگی می کنند و تنها تعداد معدودی از آن ها سوار اتومبیل های گران قیمت می شوند. آن ها هرگز هر سال یک اتومبیل مدل جدید نمی خرند، بلکه ممکن است یک اتومبیل را سال ها سوار شوند، که این موضوع دو راه اصلی این روش را نشان می دهد: کمتر خرج می کنند و قرض و بدهی های شان را محدود نگاه می دارند.
افرادی که ثروتمند می شوند از نیرو و پول شان استفاده می کنند تا شبکه های مالی شان را گسترش دهند. البته این کار زمان می برد و باید پول بسیاری برای داشتن و حفظ وسایل گران بها هزینه کرد. بیش تر افراد ثروتمند، وقت و پول شان را صرف برنامه ریزی برای آینده ی مالی شان می کنند و درباره ی سرمایه گذاری های آینده شان مطالعه و مدیریت می کنند. هدف آن ها به دست آوردن پول بیش تر است؛ بنابراین به امنیت مالی هم توجه می کنند، نه این که فقط به دنبال خرج کردن پول های شان باشند.

توصیه های کارشناسانه

این کتاب سرفصل های خاص فراوانی دارد و از آن جا که خودم در زمینه ی ساماندهی امور، تخصص کافی دارم، باید بگویم در زمینه ی منابع انسانی و مدیریت آن، اطلاعات کافی ندارم؛ در نتیجه اطلاعات چندانی هم درباره ی برنامه ریزی های امورمالی ندارم. به همین دلیل با چندین متخصص و کارشناس امورمالی مشورت و کتاب های بسیاری در این زمینه مطالعه کردم، بعد تصمیم گرفتم در این کتاب هم نصیحت ها و توصیه های کارشناسانه ی آن ها را بنویسم. در این جا تعدادی از آن کارشناسان را به شما معرفی می کنم:
  • مانا بلک ول، مشاور مالی شرکت سهامی H & H.
  • نانت دوفی، استاد مدیریت مالی.
  • کریستوفر اس. جورج مشاور امور مالی.
  • سوزان کاتز دلال معاملات املاک.
  • گری کرینر، مدیرمالی.
  • آلیسیا مایزر مالک شرکت بازرگانی.
  • شیله پوهل، حسابدار.
  • جیگی دی گین دونالد، استاد مدیریت منابع انسانی.
  • برایان رونالد، مشاور امورمالی، مربی و استاد امور بورس.
  • لسلی سالمن، مالک شرکت معاملات ملکی سالمن.
***
چندین هفته در این کتاب وجود دارد که در آن پیشنهادات یی مستقیم از سوی کارشناسان متخصص در زمینه های مختلف امورمالی و کاری آورده شده است. تمام این توصیه ها با این علامت به عنوان کارشناسی نشان داده می شود.
***

هفته ی ۱:اولویت های تان را منظم کنید

وقتی روی وقت و برنامه های تان کنترل داشته باشید، می توانید روی زندگی تان کنترل پیدا کنید. و اگر به درستی وقت تان را مدیریت کنید، وظیفه های روزانه ی تان به نحو احسن و بنا به اولویت، همگی به موقع انجام می شوند و به هدف های تان می رسید. اولویت های تان باید اساس و پایه ی برنامه های تان و آنچه مختص به وقت شماست، باشند. متاسفانه بسیاری از ما محیط پیرامون مان را می سازیم. هر یک از ما بدون این که سکان دار وقت خود باشیم، در هر زمینه ای وارد کار می شویم و به چیزهای مهم دیگر اصلاً توجه نشان نمی دهیم. این هفته به شما کمک می کند اولویت های تان را بشناسید و آن ها را تایید کنید؛ بنابراین می توانید به آن ها احترام بگذارید و وقت بیش تری اختصاص دهید. شما تنها می توانید درباره ی بیست و چهار ساعتی که هر روز به شما داده می شود، تصمیم بگیرید و بگویید می خواهید آن را چگونه سپری کنید.

اهداف این هفته

*برای شناخت پنج چیز بسیار مهم در زندگی تان وقت بگذارید. این پنج مورد را دسته بندی کنید. نباید به این سوال پاسخ اشتباه یا منفی بدهید. در این جا شما را با بعضی مسئولیت پذیری های معمول زندگی آشنا می کنم: خانواده، دوستان، شغل، مسائل معنوی، سلامت، سرگرمی ها و... حالا می توانید پاسخ خود را بنویسید.



*با مطرح کردن سوآل های متفکرانه و عمیق، تصویری مناسب از زندگی تان را در ذهن، مجسم کنید. نسبت به پاسخ هایی که می دهید کمی بیاندیشید و حتماً آن ها را یادداشت کنید.
  • اگر بتوانید کاری انجام بدهید، آن کار چه خواهد بود؟
  • کجا زندگی می کنید؟
  • چه کاری برای امرارمعاش انجام می دهید؟
  • روزهای شما به چه شکلی سپری می شوند؟
  • چه کارهایی را مایلید بیش تر انجام دهید؟
  • چه کارهایی را مایلید کمتر انجام دهید؟
*هربار می توانید هر یک از اولویت های تان را بشناسید و آن ها را در فهرست هدف های خاص قرار دهید. این هدف ها باید همان چیزهایی باشند که قرار است آن ها را انجام دهید. این کار کمک می کند به اولویت های تان احترام بگذارید. به کیفیت نه کمیت توجه کنید. یک بار دیگر می گویم، حق ندارید به این سوال ها پاسخ منفی و یا اشتباه بدهید. در این جا چند مثال مطرح می کنم: برای این که زمان بیش تری را کنار یکدیگر باشید، بیش تر با هم غذا بخورید، به سینما بروید و با هم بازی های فکری یا گروهی انجام دهید، در مسابقه های ورزشی بچه ها شرکت کنید، هر شب هشت ساعت بخوابید، هفته ای سه روز ورزش کنید، مدارک تحصیلی، کاری را که موجب افزایش درآمدتان میشود، بگیرید، در برنامه های مذهبی و اجتماعی شرکت کنید و برای مدیتیشن وقت بگذارید. این هدف ها را حتماً روی یک برگ کاغذ بنویسید.
*هدف های تان را ارزیابی و بررسی کنید و آن ها را در برنامه های کاری تان بگنجانید. کارها یا چیزهایی را که می توانید حذف کنید تا وقت بیش تری برای رسیدن به هدف های تان داشته باشید. هدف، ابزاری بسیار مهم است. خودتان را در هنگام رسیدن به هدف های تان ببینید. خودتان را طوری مجسم کنید که گویی به زندگی رویایی تان رسیده اید. به خودتان کلمه های دلگرم کننده ای بگویید و فکرهای منفی را از ذهن تان خارج کنید.
***
فکر به نیت و مقصود تبدیل می شود، این نیت بسیار قوی است و هنگامی که شما این نیت را به جهان معرفی می کنید، زندگی تان شروع به تغییر می کند... که گاهی این اتفاق بسیار شگفت انگیز است.
شرلی ریچاردسون
***

نظرات کاربران درباره کتاب با کمی خلاقیت مدیر مالی خود باشید

کتاب سطح پایینیه که کلا یک جمله درست و حسابی ازش نمی شه بیرون کشید. مثل بسیاری از کتاب هایی که در این سبک و سیاق هستند و می خواهند در هفت هفته برای هفتاد سال زندگی نسخه ای بدهند که به درد همه ۷ میلیارد انسان روی کره زمین بخورد!!
در 2 سال پیش توسط
کتاب ضعیفیه.
در 3 سال پیش توسط