فیدیبو نماینده قانونی انتشارات مبلغان و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب چگونه نقاط قوت خود را شکوفا کنیم

کتاب چگونه نقاط قوت خود را شکوفا کنیم

نسخه الکترونیک کتاب چگونه نقاط قوت خود را شکوفا کنیم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب چگونه نقاط قوت خود را شکوفا کنیم

به دورانی برگردید که جوان بودید. آن موقع به قوت های خویش اعتماد داشتید شاید نمی توانستید نام مشخصی برای آنها بیابید حتی ممکن بود آنها را صریحا نقاط قوت ننامید. اما وقتی بچه بودید به آنها گوش می دادید سپس در زمانی معین و مکانی مشخص شفافیت دوران کودکی، رنگ باخت و کم کم محو شد و شما شروع به گوش کردن به دنیای اطرافتان کردید. در آن وقت بیش از آنکه به خودتان گوش فرا دهید گوشتان را به اطرافتان می سپردید. مشکلی که اکنون با آن دست به گریبانید این است که این آدم ها علاقه چندانی به نقاط قوت شما ندارند و شاید به آنها هم فکر نکنند. آنان بیشتر به این موضوع می اندیشند که شما چه کاری می توانید برایشان انجام دهید.

ادامه...
  • ناشر انتشارات مبلغان
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.15 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۸۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب چگونه نقاط قوت خود را شکوفا کنیم

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

یادداشت ناشر

برای ارزیابی توانمندیهای یک بنگاه تجاری روشهای گوناگونی وجود دارد. یکی از مرسوم ترین این شیوه ها شناسایی نقاط قوت و ضعف سازمان اعم از بخش سخت افزاری و نرم افزاری آن است. در این روش با ارزیابی دقیق سازمان، به نقاط قوت آن پی می بریم و در جهت توسعه و تعمیق آنها تلاش می کنیم. همچنین با شناخت قوتها و سعی در به کارگیری و شکوفا کردن آنها عملاً زمینه و شرایط مناسب برای برطرف کردن نقاط ضعف فراهم می شود. این فرآیند در کنار بررسی فرصتها و چالشها به SWOT معروف است و به منزله راهکاری برای استحکام و توسعه پایه های بنگاه اقتصادی، از مقبولیت جدی نزد استادان بازاریابی و مدیریت برخوردار است.
البته از منظر روان شناسی مدیریت، مهم ترین علت موفقیت و یا شکست بنگاه اقتصادی را باید در میان کارکنان آن جست وجو و با تقویت قوتها و برطرف کردن ضعفها به شکوفایی بنگاه کمک کرد. اما آقای مارکوس باکینگهام سخن دیگری دارد. وی اولویت را به برطرف کردن نقاط ضعف کارکنان نمی دهد و مبنای تئوری روان شناسانه خود را بر تقویت نقاط قوت آنان می گذارد. او براساس این تئوری، فرآیند "به دام انداختن، شفاف ساختن، و تثبیت کردن نقاط قوت" را پیشنهاد می کند و اعتقاد دارد با اجرای این فرآیند به کشف ضعفها و قوتهای خودمان دست می یابیم و از طریق اجرای برنامه پیشنهادی در این کتاب به تقویت قوتهایمان می پردازیم.
کتاب «چگونه نقاط قوت خود را شکوفا کنیم» براساس همین نظریه نوشته شده و در نوع خود کم نظیر است. این کتاب، ۶ مرحله مهم برای نیل به تقویت و شکوفایی قوتها پیشنهاد می کند که مراحلی چون: افسانه ها را کنار بگذارید، قوتهایتان را آزاد کنید، ضعفهایتان را متوقف کنید و... را دربرمی گیرد.
این کتاب ارزشمند در طبقه کتابهای روان شناسی مدیریت جای می گیرد و مفاهیم نوینی را عرضه می کند که همراه مثالها، امکان آموختن حین مطالعه را به خواننده می دهد. زبان کتاب، ساده است و رویکردی کاربردی دارد و از مطرح کردن تئوریهای پیچیده روان شناسی دوری شده است.
این کتاب را دوست ارجمندم جناب آقای علی فروزفر، ترجمه کرده است که هم مترجمی توانا و صاحب ذوق و هم ویراستاری دانشور و علم پژوه است. این دو فضیلت موجب پدید آمدن ترجمه ای سلیس و نثری دلنشین شده است که جای تشکر وافری دارد.
خواندن این کتاب ارزشمند را به همه علاقه مندان کتابهای روان شناسی و مدیریت، به ویژه استادان و دانشجویان این رشته ها توصیه می کنم.

مجید دوخته چی زاده
اردیبهشت ۱۳۹۱

یادداشت مترجم

یافته های پژوهشی نشان می دهند که مردم، همت، امکان، و فرصت کافی برای بهره گیری کامل از سرمایه های ارزشمند وجودشان، یعنی نقاط قوت خویش را ندارند. درواقع، با درنظرگرفتن تفاوتهای فرهنگی، کمتر از یک پنجم افراد در موقعیتهای کاری، بر این باورند که همه قوتهای خود را به کار می گیرند.
کم نیستند کسانی که فکر می کنند به نقاط قوت خویش آگاهی دارند، اما اغلب اشتباه می کنند. گروهی نیز بر این باورند که به نقاط ضعف خود پی برده اند، اما آنان نیز به خطارفته اند. زمینه ها و عرصه هایی وجود دارند که ما استعداد و مهارت لازم را در آنها نداریم. بنابراین، نباید در این زمینه ها سرمایه گذاری کنیم و وقت و انرژی خود را صرف بهبود آنها یا رسیدن به عملکردی مطلوب در سایه به کارگیری همین نقاط ضعف کنیم. وظیفه و مسئولیت کلیدی ما در حوزه مدیریت کردن بر خودمان این است که از نقاط ضعف و قوتمان درجهت رسیدن به مزیت و برتری استفاده کنیم، نه اینکه در جایی که نقطه قوتی نداریم، به یک وضعیت متوسط و نسبتاً قابل قبول برسیم. هنگامی که می توانیم با به کارگیری نقاط قوتمان به عملکردی عالی، غرورانگیز، و رشددهنده برسیم، چرا باید به این قانع باشیم که در سایه به کارگیری نقاط ضعفمان به نتیجه ای متوسط و نسبتاً پذیرفتنی دست یابیم؟
کتاب «چگونه نقاط قوت خود را شکوفا کنیم» که به موضوعی بدیع و حیاتی در حوزه روان شناسی مدیریت، شیوه های دستیابی به موفقیت شغلی، و رشد و تعالی در کلیت زندگی می پردازد، تغییر نگرشها به سمت تمرکز بر نقاط قوت را هدف اصلی خود قرارداده است. باکینگهام، نویسنده کتاب، به خواننده کمک می کند تا ابعاد پنهان قوتهای خویش را کشف کند، به ارزش بی بدیل سرمایه های نهفته در درون خود پی ببرد، و شرح شغل خود را، درست بیخ گوش مدیرش، بازنگاری کند؛ به گونه ای که پس از مدتی نه چندان طولانی، زمینه ها و شرایط لازم برای به کارگیری قوتهایش را بیافریند.
شما به عنوان خواننده کتاب، می توانید اطلاعات راهگشا و ارزشمندی به قرار زیر ازآن دریافت کنید:
• چرا قوتهای شما همانهایی نیستند که «عملکرد خوبی در آنها دارید» و ضعفهایتان آنهایی نیستند که «عملکرد بدی در آنها دارید»؟
• چگونه می توانید از چهار نشانه برملاکننده برای شناسایی نقاط قوت خویش بهره بگیرید؟
• چه گامهای ساده ای می توانید هرهفته در محیط کارتان بردارید تا وقت و انرژی کاری شما را به سوی فعالیتهایی هدایت کنند که شما را قوی تر می سازند و از کارهایی که این گونه نیستند، دور نگاه دارند؟
• چگونه درباره قوتهایتان با رئیس و همکارانتان صحبت کنید که فکر نکنند می خواهید از زیر کارها
شانه خالی کنید؟
• چگونه درباره ضعفهایتان با رئیس و همکارانتان صحبت کنید که فکر نکنند دارید به آخر خط می رسید؟
• کدام تمرین ۱۵ دقیقه ای هفتگی به شما کمک می کند تا در تمامی دوران شغلیتان، روی قوتهایتان متمرکز بمانید؟
این کتاب، افقها و قلمروهای هیجان انگیز و ناشناخته ای از وجودتان را در برابر شما و سازمانتان قرار می دهد و اعتماد شما را به خودتان، به نحو چشمگیری بالا می برد.
مطالعه کتاب «چگونه نقاط قوت خود را شکوفا کنیم» برای همه مدیرانی که به رشد و شکوفایی نقاط قوت کارکنان خویش و، درپی آن، تعالی و موفقیت شرکت یا سازمان خود علاقه مندند، پدران و مادرانی که می خواهند مواضع و رویکردهای سنجیده ای در قبال عملکردها و رفتارهای فرزندان خود اتخاذ کنند، مشاوران امور تحصیلی و خانوادگی که مایلند استعدادهای نهفته در درون انسانها را شکوفا کنند و دغدغه های رهایی از نقاط ضعف را در آنان برطرف سازند، و همه کسانی که آرزوی مدیریت بر خویشتن را در سر می پرورانند و می خواهند موفقیت در سایه شکوفایی قوتهایشان را تجربه کنند، مفید و آموزنده است.
پروردگار منان را سپاسگزارم که توفیق ترجمه این کتاب ارزشمند را به این بنده عطا فرمود. از استاد مجید دوخته چی زاده، مدیرمسئول فرهیخته و فرهنگ دوست انتشارات مبلّغان که فرصت این تلاش را در اختیار اینجانب قرار دادند نیز صمیمانه تشکر می کنم.

همه توفیقات از اوست
علی فروزفر
اردیبهشت ۱۳۹۱

مقدمه

این جنبش را رهبری کنید

گام نخست: این جنبش منسوب به کیست؟

ردیابی منشا و سرچشمه جنبش قوتها کار دشواری است. برخی، پیتر دراکر(۱) را آغازگر این نهضت می شناسند و در این زمینه به کتاب تاثیرگذار و دوران ساز او، مدیر اجرایی موثر(۲)، منتشرشده در سال ۱۹۶۶ اشاره می کنند که در آن نوشت: «مدیر اجرایی موثر به قوتهایش تکیه می کند؛ قوتهای خویش، قوتهای مدیران مافوق، همکاران، زیردستان، و همچنین قوتهای موقعیت.»
بعضی دیگر، از مقاله دیوید کوپریدر(۳) که در سال ۱۹۸۷ به چاپ رسید و دیدگاه جدیدی را با عنوان «بررسی قدرشناسانه(۴)» مطرح ساخت، یاد می کنند. فرض پایه ای او به عنوان پایه گذار این تفکر براین مطلب استوار بود که، «سازمانها باید براساس عناصر و مولفه هایی که به خوبی کار می کنند بناشوند، نه برمحور اجزایی که کارایی و اثربخشی ندارند.»
عده ای ما را به سخنرانی دکتر مارتین سلیگمان(۵) در سال ۱۹۹۹ پس از انتصابش به عنوان رئیس انجمن روان شناسی آمریکا(۶) ارجاع می دهند. او گفت: «مهم ترین چیزی که آموخته ایم این است که روان شناسی همواره نیم پز، دقیقاً نیم پز بوده است. ما همیشه به دنبال سروکله زدن با قسمتی بوده ایم که دربرگیرنده بیماریهای روانی است و کوشیده ایم که آسیبها و خسارات پدیده آمده در این بخش را جبران کنیم. نیمه دیگر روان شناسی، ناپخته و نادیده مانده است که همانا جنبه قوتهاست؛ یعنی از آن دسته عناصر ذهنی و روانی که کار خود را به خوبی انجام می دهند، غفلت کرده ایم.»
در دوران اخیر و کمی نزدیک تر، برخی ممکن است حتی به کتابی اشاره کنند که من به اتفاق دونالد کلیفتون(۷) برای سازمان گالوپ(۸) نوشتم. عنوان این کتاب، اکنون قوتهایتان را کشف کنید(۹) بود و با این اظهار نظر خوش بینانه درباره نیت کار شروع می شد: «ما این کتاب را به قصد آغاز یک انقلاب نوشتیم؛ انقلاب قوتها.»
جنبش قوتها، صرف نظر از اینکه سرچشمه اش در کجا و معطوف به چه کسی است، اکنون به خوبی در همه جا جریان یافته و موجی از تحول را پدیدآورده که، طی چندسال گذشته، همه ما را به جلو رانده است. هیچ موضوع یا علمی از تاثیرات این رویکرد در امان نمانده است. در هر حوزه ای اعم از کسب وکار، دولت، آموزش، یا سلامت که مشغول به کار باشیم، این موج، ما را به حرکت واداشته، به هیجان آورده، و دنیای جدیدی را در برابر ما گشوده است. بااین حال، ما ایجاد این تحول را به خوبی درک نکرده ایم. برخی در مقابل آن مات و مبهوت شده اند، درحالی که گروهی دیگر با تاثیرپذیرفتن از آن، در برابرش اختیار از کف داده اند. اما صرف نظر از اینکه چنین درک و شناختی در ما پدید آورده باشد یا نه، این موج، ما را به پاداشته و به جایی رسانده که فاصله زیادی با جایگاه ما در یک دهه قبل دارد. اکنون راه بازگشتی وجود ندارد. این موج، نگاه و درک ما را نسبت به خودمان، کارکنان، دانشجویان، و فرزندانمان برای همیشه تغییر داده است.
به اطراف خود بنگرید تا آثار و نشانه های این تحول را آشکارا مشاهده کنید. بسیاری از موفق ترین سازمانها و شرکتها در جهان، مانند ولزفارگو(۱۰)، اینتل(۱۱)، بست بای(۱۲)، و اکسنچر(۱۳)، تعهد و التزام خود را برای تبدیل شدن به یک سازمان کاملاً متکی برقوتها اعلام داشته اند. همه مدیران جدید در شرکت تویوتا(۱۴) اکنون باید در یک دوره آموزشی سه روزه با عنوان «مدیران برجسته(۱۵)» شرکت کنند تا با اصول و شیوه های تشخیص نقاط قوت زیردستانشان آشنا شوند. همه مدیران جدید در شرکت یاهو ملزم اند که یک پیمایش اینترنتی را بگذرانند تا طی آن، استعدادهایشان سنجیده و بهترینهایشان شناسایی شوند.
نگاهتان را به عرصه های فراتر از کسب وکار بیندازید تا مشاهده کنید که سازمانهای غیرانتفاعی، همچون نهادهای مذهبی، موسسات خیریه، انجمنهای غیردولتی، و ادارات دولتی مسئول در امور جوانان و اوقات فراغت مردم نیز این روزها گرایش مشابهی به سوی تمرکز بر برنامه ها و ابتکارات مبتنی بر نقاط قوت پیدا کرده اند.
سایه این نهضت بر سر دانشگاهها نیز گسترانده شده است. دانشگاه پرینستون(۱۶) اخیراًً با هیاهوی فراوان، مرکز بهداشت و رفاه(۱۷) خود را با هدف بررسی و شناسایی هرچیز درستی در هرنقطه دنیا راه اندازی کرد. بیش از نیمی از اعضای هیئت علمی این مرکز، اقتصاد دان اند که در جای خود امری شگفت انگیز است. در دانشگاه هاروارد(۱۸)، کلاس پروفسور تال دیوید بن شاهار(۱۹) با عنوان «مقدمه ای بر روان شناسی مثبت(۲۰)» یکی از محبوب ترین کلاسهای اختیاری در کل برنامه درسی است. دانشگاه آزوسا پاسیفیک(۲۱) اکنون مرکز آموزش مبتنی بر قوتها(۲۲) را دارد که توسط مربی پیشتاز، ادوارد چیپ اندرسون(۲۳) برپا شده است.
بازهم بیشتر دقت کنید تا نشانه های بیشتری از پیشرفتهای این جنبش را ببینید. اکنون اگر یکی از نوجوانان در بخش اینگهام(۲۴) از ایالت میشیگان مرتکب خلافی شود، قبل از روز برگزاری جلسه دادگاه رسیدگی کننده، از وی خواسته می شود تا برگه مخصوص سنجش نقاط قوت برای کیفر نوجوانان(۲۵) را پر کند. در این برگه ، سوالاتی از این قبیل آمده است: آیا تابه حال در گذشته، تحول مثبتی در خود دیده ای؟ این تغییرات را چگونه در خود پدید آوردی؟ به نظر تو، نخستین گام برای رهایی از این دردسر چیست؟ نخستین کسی که باید به این گام توجه کند، کیست؟
اگر شما دانشجوی روان پزشکی و درحال یادگیری شیوه کار با بیمارانی باشید که از ناهنجاریهای مزمن روانی رنج می برند، از شما خواسته خواهد شد که کتاب کلاسیک چارلز راپ(۲۶) را که با عنوان الگوی قوتها(۲۷) در سال ۱۹۹۷ عرضه شد، بخوانید. این کتاب، موردبه مورد به شما نشان می دهد که چگونه می توانید «بخش سالم بیمار را پرورش و گسترش دهید.»
اگر یک مربی جویای نام و بلندپرواز فوتبال هستید، خوب است که در دوره مربیگری مبتنی بر قوتها(۲۸) ثبت نام کنید. از جمله چیزهایی که در آنجا می آموزید، شیوه دادن «کارتهای سبز(۲۹)» است که توجه و دقت بازیکن را برای دادن یک پاس خوب یا اجرای مطلوب یک تکل برمی انگیزد. این شیوه تشویقی، جایگزین شیوه سنتی و رایج مجازات بازیکن با کارتهای زرد و قرمز در زمانهایی است که خلافی از او سر می زند.
امروزه آثار جنبش نقاط قوت در همه جا دیده می شود: دنیای فعالیتهای تجاری، عرصه های خدمات عمومی، اقتصادیات، ایمان و معنویات، و امور خیریه. همه چیز، به نوعی، از این جنبش تاثیر پذیرفته است. البته مخالفان و خرده گیران خاص خود را نیز دارد، اما جاذبه ای تا این میزان و دامنه تاثیری به این گستردگی، سوال معطوف به «چرایی» موضوع را در ذهن می آفریند. چرا این همه افراد از دنیاهای گوناگون، چنین قدرتی برای چشم انداز یا رویکرد مبتنی بر قوتها قائل اند؟
علتش آن است که این رویکرد، از هر جهتگیری دیگری بهتر کار می کند. اندیشه پایه ای در جوهره جنبش قوتها این است که برتری و موفقیت، نقطه مقابل شکست نیست، و دیگر اینکه براساس چنین دیدگاهی، در سایه مطالعه علل و عوامل شکست، دانش محدودی درباره تعالی و موفقیت به دست می آید. تا قبل از آغاز جنبش قوتها، تقریباً در همه کسب وکارها و مطالعات دانشگاهی، جهتگیری عمومی بر محور اندیشه مقابل آن شکل می گرفت؛ یعنی این امر را بدیهی می پنداشتند که درک عمیق ابعاد شکست، به همان میزان، درک عمیقی از تعالی و پیروزی را به دست می دهد. بر پایه همین شناخت بود که مشتریان ناراضی را بررسی می کردیم تا چیزهایی درباره مشتریان راضی بیاموزیم، نقاط ضعف کارکنان را مطالعه می کردیم تا شیوه های دستیابی آنان به موفقیت و پیشرفت را کشف کنیم، درباره بیماری، تحقیق و بررسی می کردیم تا به نکاتی درباره سلامت دست پیدا کنیم، درباره طلاق به کند وکاو می پرداختیم تا راههای تحکیم پیوند ازدواج را یاد بگیریم، و می خواستیم با تحقیق درباره علل و عوامل افسردگی، به عوامل طراوت و نشاط پی ببریم.
آنچه اکنون تقریباً در همه حوزه های تلاش بشر، مشهود و آشکار شده این است که شکست و پیروزی، دو جنبه متضاد یکدیگر نیستند، بلکه صرفاً دو پدیده متفاوت اند و ازاین رو، هرکدام باید جداگانه بررسی شود. پس، به عنوان مثال، اگر قصد آن را داشته باشید که بدانید پس از وقوع یک فاجعه زیست محیطی چه کارهایی را «نباید» انجام دهید، واقعه نشت مواد رادیو اکتیو در نیروگاه چرنوبیل(۳۰)، مناسب و آموزنده خواهد بود. اما چنانچه بخواهید به این تشخیص برسید که چه کارهایی را «باید» انجام دهید، بررسی چرنوبیل، چیزی جز اتلاف وقت و دیگرمنابع نخواهد بود. پاکسازیهای موفقیت آمیز، شبیه آنچه در مرکز تسهیلات هسته ای راکی فلتز(۳۱) در ایالت کلرادو رخ داد، می تواند به شما بگوید که تعالی و پیشرفت، شباهت به چه چیزی دارد.
با مطالعه گروههای ناکارآمد، سریعاً به این نکته پی می برید که اعضای گروه، بیش ازحد باهم جدل می کنند. برای دستیابی به اسرار یک تیم بزرگ و موفق، باید تیمهای بزرگ و موفق را بررسی و ارزیابی کنید و روشن سازید که چه روابط و گفت وگوهایی بین اعضای آنها جریان دارد.
تحقیق خود را روی افرادی متمرکزکنید که به ویروس ایدز(۳۲) مبتلا می شوند و می میرند. در سایه این تمرکز، شناختهای مفیدی درباره اینکه این بیماری چگونه سامانه دفاعی بدن را متلاشی می کند، به دست خواهید آورد. اما اگر بررسی خود را روی افراد معدودی متمرکزکنید که مبتلا به این ویروس شده اند، لیکن خود را از تاثیرات مخرب این بیماری، تقریباً مصون نگه داشته اند، چیزهای کاملاً متفاوتی خواهید آموخت: چگونه بدن می تواند در برابر این ویروس، مقاومت و با آن مبارزه کند.
عقل رایج و سنتی به ما می گوید که اشتباهات می توانند درسهای گوناگونی به ما بدهند. حرف جنبش قوتها این است که همه آنچه از خطاها و ضعفها می آموزیم، ویژگیهای اشتباهات است. اگر می خواهیم چیزهایی درباره موفقیتهایمان بیاموزیم باید موفقیتها را بررسی کنیم.
با انگیزه و توان حاصل از چنین رویکردی، نخستین گام جنبش قوتها-گامی که اینک در آن قرار داریم- تحت تاثیر تلاشهایی قرار گرفته که قصد دارد به ما بگوید که در انجام امور مختلف، چه چیزهایی درست اند. بنابراین، درحالی که بانک جهانی طی دورانهای طولانی عادت داشته است که کشورها را براساس معیارهای کیفی منفی، مانند فقر، خشونت، و ظرفیت آسیب پذیری رتبه بندی کند، امروزه به سوی فهرستی از شاخصهای مثبت در کشورها گرایش پیداکرده و هنگام رتبه بندی آنها از معیارهایی همچون رفاه، ظرفیتها و توانمندیهای اجتماعی، حق تعیین سرنوشت اقتصادی شهروندان از سوی خودشان، و ثبات حقوق گمرکی محلی استفاده می کند.
در حوزه روان شناسی، شاخصهای توصیف کننده ای که تاکنون به کار برده ایم قویاً معطوف به جنبه های منفی بوده اند. در واقع، افراد را با عناوینی نظیر روان رنجور(۳۳)، روان پریش(۳۴)، مبتلا به روان گسیختگی یا اسکیزوفرنی(۳۵)، یا افسرده(۳۶) از یکدیگر متمایز کرده ایم. امروزه توازنی در دیدگاههایمان پدید آورده ایم و متقابلاً عوامل و شاخصهای مثبت را نیز برای توصیف وضعیت روحی و روانی افراد به کارمی گیریم. برای مثال، مارتین سلیگمان و همکارش کریس پیترسون(۳۷) فهرست مورد نظر خود را با عنوان «قوتها و فضایل شخصیت(۳۸)» تهیه کرده اند که صفاتی همچون شجاعت، عدالت، تفوق، و اعتدال را دربرمی گیرد.
به طریق مشابه، کتاب اکنون قوتهایتان را کشف کنید، شرح وضعیت شخصیتی روی خط (online) سازمان گالوپ را معرفی کرد که «قوت یاب(۳۹)» نامیده می شد و فرد را براساس ۳۴ شاخص مربوط به استعداد در زمینه های بازیابی مفاهیم از حافظه، دلالت معنایی، و ارتباط مفاهیم با یکدیگر، می سنجد. این ابزار سنجش، بعدها به یاد دونالد کلیفتون، «قوت یاب کلیفتون(۴۰)» نام گرفت.
عطش و اشتیاق ما نسبت به این عنوانها تاحدی می تواند به کمک تعداد کسانی که شرح وضعیت قوت یاب کلیفتون را از سال ۲۰۰۱ گرفته اند، سنجیده شود. تعداد این افراد اینک از دو میلیون نفر فراتر رفته است. با روندی گویاتر، این تعداد نه تنها هرسال فزونی می یابد، بلکه سرعت فزونی نیز افزایش پیدا می کند. هرسال، تعداد بیشتری از سال قبل، به پرسشهای این شرح وضعیت پاسخ می دهند. روشن است که میلیونها نفر از ما شدیداً نیازمند آنیم که بدانیم چه چیزهایی در ما وضعیت خوب و درستی دارند.

نظرات کاربران درباره کتاب چگونه نقاط قوت خود را شکوفا کنیم

کسایی که دنبال استعدادیابی هستن و دوست دارن کاری داشته باشن که ازش لذت ببرن حتما بخونن.و تمریناتشو انجام بدن
در 2 سال پیش توسط abb...ari
وبینار راهکارهای فروش نرم‎افزار فروشگاهی در دوران رکود http://e-seminar.ir
در 4 ماه پیش توسط Sam...deh
سلام.من این کتاب رو خریدم و دانلود کردم.ولی متاسفانه فونتش به هم خورده و سطر ها به شکل لوزی هستند و هیچ فونتی نیست.چطوری میتونم مشکل رو حل کنم؟
در 1 سال پیش توسط مریم بندعلیزاده