فیدیبو نماینده قانونی انتشارات امیدفردا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب عصای موسی (ع) یا نقدی بر نقدها

کتاب عصای موسی (ع) یا نقدی بر نقدها

نسخه الکترونیک کتاب عصای موسی (ع) یا نقدی بر نقدها به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب عصای موسی (ع) یا نقدی بر نقدها

نویسنده در حدود سال ۱۳۰۲ شمسی در شهر نجف‌آباد اصفهان متولد شد و پس از طی تحصیلات ابتدایی در سن ۱۵ سالگی جهت کسب علوم دینی به اصفهان رفت و پس از خواندن ادبیات عرب، شرح لمعه، رسائل و مکاسب را نزد حضرات آیات حاج آقا رحیم ارباب و حاج شیخ محمّد حسن عالم نجف‌آبادی دائی خویش و نیز آقای فیاض آموخت و اوایل مرجعیت آیت‌اللّه بروجردی در سال ۱۳۲۵ ه ش به قم آمد و اولین دوره خارج فقه و اصول را نزد وی تلمّذ کرد و تا پایان دوره مرجعیت ایشان از محضرش بهره‌مند شد و به موازات آن در درس خارج امام خمینی تا روز تبعید ایشان و نیز در درس آیت‌اللّه سید محمّد داماد شرکت می‌کرد و همزمان به تدریس ادبیات عرب، شرح لمعه، رسائل، مکاسب، کفایه و... در زمینه‌های فقه و اصول می‌پرداخت.

ادامه...

بخشی از کتاب عصای موسی (ع) یا نقدی بر نقدها

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

فَاَلْقی مُوسی عَصاهُ فَاِذا هِی تَلْقَفُ ما یافِکونْ
(سوره شعراء، آیه ۴۴)
موسی، عصای خود را بیفکند پس بی درنگ آنچه
ساحران ساخته بودند، ببلعید.

شرح حال مولّف

نویسنده در حدود سال ۱۳۰۲ شمسی در شهر نجف آباد اصفهان متولد شد و پس از طی تحصیلات ابتدایی در سن ۱۵ سالگی جهت کسب علوم دینی به اصفهان رفت و پس از خواندن ادبیات عرب، شرح لمعه، رسائل و مکاسب را نزد حضرات آیات حاج آقا رحیم ارباب و حاج شیخ محمّد حسن عالم نجف آبادی دائی خویش و نیز آقای فیاض آموخت و اوایل مرجعیت آیت اللّه بروجردی در سال ۱۳۲۵ ه ش به قم آمد و اولین دوره خارج فقه و اصول را نزد وی تلمّذ کرد و تا پایان دوره مرجعیت ایشان از محضرش بهره مند شد و به موازات آن در درس خارج امام خمینی تا روز تبعید ایشان و نیز در درس آیت اللّه سید محمّد داماد شرکت می کرد و همزمان به تدریس ادبیات عرب، شرح لمعه، رسائل، مکاسب، کفایه و... در زمینه های فقه و اصول می پرداخت.
از جمله کسانی که در درس وی حاضر می شدند عبارت بودند از حجج اسلام آقایان مهدوی کنی، هاشمی رفسنجانی، محمّدی گیلانی، محفوظی، حسن صانعی، لاهوتی اشکوری، ربّانی املشی، موسوی یزدی و گروهی دیگر. آقای هاشمی رفسنجانی در معرفی اساتید خویش می گوید:
اساتید ما البته زیاد بودند ولی آنهایی که بیشتر روی ما تاثیر می گذاشتند یکی آقای منتظری بودند البته در سطوح بالاتر و در مقدمات مرحوم سعیدی و آقایانی که زنده هستند، صالحی نجف آبادی، آقای مشکینی، آقای مجاهد، آقای سلطانی و آقای فکور که واقعا زاهد و مردان پاکی بودند.
(روزنامه رسالت، ۲۸ مرداد ۱۳۶۸)

نویسنده در علوم معقول منظومه سبزواری و قسمتی از اسفار را نزد علامه طباطبایی خوانده و سپس چند بار منظومه حکمت سبزواری را تدریس می کرد. پس از بی نیاز شدن از شرکت در دروس خارج همچنان به تدریس دروس سطح از قبیل رسائل، مکاسب و کفایه ادامه داد تا اینکه تدریس درس خارج و بحث های استدلالی و اجتهادی را آغاز کرد و مقارن با جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، بحث جهاد را موضوع درس خارج خود قرار داد و طیّ یازده سال تدریس خارج فقه تا کنون، موضوعات ولایت فقیه، انفال، خمس، و به طور کلی منابع مالی دولت اسلامی را مورد بحث و اجتهاد قرار داد که در هر مورد نظریات بدیعی عرضه کرده است از جمله اینکه همه اقسام جهاد که در عصر رسول اکرم(ص) تشریع شده است در عصر غیبت نیز واجب است و هیچ نوعی از انواع جهاد مشروط به اذن یا امر امام معصوم نیست. مبحث ولایت فقیه نیز در کتاب مستقلی تحت عنوان «ولایت فقیه، حکومت صالحان» به چاپ رسیده است.

خط مشی سیاسی

نویسنده از آغاز نهضت امام خمینی به نهضت معظّم له پیوست و قبل از اعلام مرجعیت امام خمینی و پس از رحلت آیت اللّه بروجردی مقلدان را به امام خمینی ارجاع می داد تا اینکه پس از وفات آیت اللّه حکیم، وی همراه با آیت اللّه منتظری و ده تن دیگر از مدرسین و شخصیتهای حوزه علمیه قم در پی سوال جمعی از طلاب مرجعیت امام خمینی را اعلام کردند و این عمل به عنوان یک جرم بزرگ در پرونده آنان در ساواک ضبط شد.
وی از همان آغاز مبارزه امام خمینی(ره) از شخصیتهای مورد توجه و علاقه حضرت امام(ره) بود و ایشان در ذی الحجه ۱۳۸۰ ق اجازه تصدی امور حسبیه و تصرف در وجوه شرعیه و اخذ سهمین مبارکین را کتبا به ایشان دادند که نسخه اصلی آن موجود است. نویسنده به جرم همراهی با نهضت امام خمینی مدت کوتاهی به زندان رفت و در سال ۱۳۵۲ به همراه آیت اللّه منتظری دستگیر و از نجف آباد به قم منتقل گردیده و تبعید شدند که نویسنده به سه سال تبعید محکوم شد و سال اول را در ابهرِ زنجان، سال دوم را در تویسرکان و سال سوم را در مهاباد گذراند.
وی همچنین از یاران نزدیک استاد مطهری بود. شهید مطهری در مورد وی می گوید:
آقای صالحی از دوستان قدیمی ما هستند
(حماسه حسینی، ج ۱، ص ۳۲۹)

نویسنده دارای آثار ارزشمندی است که کتاب معروف ایشان به نام شهید جاوید است که نظریات محققانه ای را پیرامون قیام امام حسین بیان کرده است. ضمنا مسائل مربوط به این کتاب خود بخشی از تاریخ انقلاب اسلامی ایران محسوب می گردد. نویسنده در این کتاب نظریه «شیخ طوسی» و «سید مرتضی» از علمای بزرگ شیعه را در مورد قیام امام حسین، از روی اجتهاد و تحقیق پذیرفته و فلسفه این قیام را برپایی حکومت اسلامی دانسته و نسبت های ناروا به سالار شهیدان را همچون ادعای برخی اهل سنت در مورد اشتباه امام حسین و یا ادعای برخی اهل تشیع که گفته اند امام به قصد اینکه خود را به کشتن دهد حرکت کرد و... را مردود دانسته است.
علمای برجسته ای مانند آیت اللّه منتظری و آیت اللّه مشکینی و استاد محمّد تقی جعفری و استاد احمد آرام و دیگران بر کتاب شهید جاوید تقریط نوشته اند که مبین شان والای کتاب و شخصیت علمی نویسنده آن است و اینک از رشحات فکر و قلم همین نویسنده کتاب حاضر در اختیار خوانندگان ارجمند قرار می گیرد.

مقدمه مولّف

کتاب شهید جاوید در زمانی نوشته شد که روی منبرها و در کتاب ها همه می گفتند و می نوشتند که امام حسین (ع) حرکت کرد تا خود و یارانش کشته شوند و زن و فرزندش به اسارت بروند. شهید جاوید همآهنگ با دو عالم بزرگ شیعه یعنی سید مرتضی عَلَم الهُدی و شیخ طوسی ـ که قریب هزار سال پیش می زیستند ـ با آنچه می گفتند و می نوشتند مخالفت کرد و ندا داد که امام حسین (ع) در مرحله دوم قیام خود می خواست با تشکیل حکومت اسلامی در کوفه، اسلام را از اسارت حکومت یزید نجات دهد و این تصمیم را در وقتی گرفت که شرایط برای تشکیل حکومت اسلامی مساعد بود.
با انتشار شهید جاوید در اواخر سال ۱۳۴۹ شمسی گروهی از آن حسن استقبال کردند و گروهی به مخالفت برخاستند، و این گروه عمده اعتراضشان این بود که می گفتند: لازمه گفته شهید جاوید این است که امام از پایان این سفر بی خبر باشد و این با عقیده آنان که می گفتند: علم امام غیرمتناهی است سازگار نبود، از این رو چیزهایی در ردّ شهید جاوید نوشتند که کتاب عصای موسی را در نقد بعضی از آنها نوشته ام، و چون اینجانب در آن زمان یعنی از سال ۱۳۵۲ تا ۵۴ در تبعید به سر می بردم و مبغوض حکومت شاه بودم و ممکن بود از انتشار آن جلوگیری کنند بدین سبب آن را از زبان خودم ننوشتم و نام مستعار عبداللّه مظلوم را برای نویسنده انتخاب کردم که سرانجام ساواک شاه نویسنده اصلی کتاب را کشف کرد و فرم های چاپ شده کتاب را با قدرت اسلحه از چاپخانه بردند. اکنون در فضای آزاد جمهوری اسلامی ایران قصد چاپ آن را داریم که امید است با نظر مساعد وزارت ارشاد اسلامی روبرو گردد انشاءاللّه.
ضمنا نام فعلی کتاب، عصای موسی یا درمان غلوّ است و مناسبت این نام اینست که همانطور که عصای موسی سحر ساحران را بلعید و آثار منفی آن را از میان برد این کتاب نیز آثار منفی گفته های مخالفان را از میان می برد و نیز چون گفته های مخالفان ناشی از غلوّ درباره علم امام بوده است این کتاب غلوّ مزبور را درمان می کند. در اینجا ذکر دو نکته را لازم می دانیم:

نظرات کاربران درباره کتاب عصای موسی (ع) یا نقدی بر نقدها

وقتی در اکثر منابر علم امام از غیب تقریبا نامتناهی تصویر میشود و به شور حسینی بیش از تفکر درباره مفاهیم عقلانی و اخلاقی امام حسین بها میدهند، این کتاب به وضوح می درخشد. پاسخی بر انتقادات وارده بر کتاب شهید جاوید.
در 2 سال پیش توسط ایمان صالحی