فیدیبو نماینده قانونی انتشارات حکمت و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب جدال با مدعی(مباحثاتی پیرامون عقلانیت و فلسفه و عرفان و رابطه آنها با قرآن کریم و بیانات معصومی

کتاب جدال با مدعی(مباحثاتی پیرامون عقلانیت و فلسفه و عرفان و رابطه آنها با قرآن کریم و بیانات معصومی

نسخه الکترونیک کتاب جدال با مدعی(مباحثاتی پیرامون عقلانیت و فلسفه و عرفان و رابطه آنها با قرآن کریم و بیانات معصومی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب جدال با مدعی(مباحثاتی پیرامون عقلانیت و فلسفه و عرفان و رابطه آنها با قرآن کریم و بیانات معصومی

آنچه كه بشر امروز غربی با آن مشكل دارد، در درجۀ اول داشتن قانون و مقررات لازم برای ادارۀ زندگی نیست، بلكه نداشتن معنا و مفهوم برای اصل زندگی است و این دو نیاز اساسی و حیاتی در تاروپود فرهنگ عقلانی و عرفانی تشیع نهفته است. حكمت و عرفان شیعه ثمرۀ بیش از هزار سال تغذیۀ عقلا و اندیشمندان همین جامعه و فرهنگ از دامان ائمۀ اطهار و قرآن كریم است، نه ساختۀ دست اجانب است و نه كالای وارداتی. ا... اگر عقل راكنار بگذاریم همه چیز را باید كنار بگذاریم، چه معارف دینی و چه غیردینی، تعارف نداریم، همه یا هیچ. اگر رجوع به وحی و ائمه به‌خودی خود رافع اختلاف بود باید در فقه و تفسیر و كلام اختلاف نباشد! عقل را از كارآیی انداخته و برای حل دعوا به امری بیرون از عقل تمسّك جستن، به معنای بر دعوا افزودن است. ... فهم حجج ظاهری، بدون حجّت باطنی، یعنی عقل، امكان ندارد. این عقل هم میتواند خودش دربارۀ نظامات وجود بیندیشد و فكر كند و هم یافته‌های خود را به راهنماییها و ارشادات وحی عرضه میكند و از آنها در جهت پیشبرد خود كمك میگیرد و هم اینكه با تفكّر در آیات و كلمات وحیانی، فهم عمیق نسبت به معانی ژرف آنها پیدا می كند... . از بخش ... اینها كلمات ائمۀ معصومین علیهم‌السلام است كه جز با وحدت وجود به معنای صحیح آن جور درنمیآید و آن معنای صحیح اینست كه همۀ ماسویالله چیزی جز فعل حضرت حق و ظهور او و عین تعلق و ربط به او نیست... خلاصه اینكه تا معنای وحدت وجود و مراتب وجود و ظهور و بطون را نفهمیم، كلمه‌ای از معارف توحیدی را نه از قرآن كریم و نه از كلمات ائمّۀ معصومین علیهم‌السلام آن‌گونه كه حقّ این معارف است نخواهیم فهمید....

ادامه...

بخشی از کتاب جدال با مدعی(مباحثاتی پیرامون عقلانیت و فلسفه و عرفان و رابطه آنها با قرآن کریم و بیانات معصومی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیش گفتار

بسم الله الرحمن الرحیم

کتابی که پیش رو دارید مجموعه مباحثی است که به صورت چندین جلسه گفت وگوی مصاحبه گونه (و نیز نگارش و تلفیق بعضی مباحث در ضمن ویرایش متن مصاحبه) میان اینجانب و سردبیر نشریه تازه منتشره سمات انجام شده است. نشریه مزبور که با هویت و هدف وجودی مبازه با فلسفه و عرفان اسلامی متولد شده است علی رغم اهداف تبلیغاتی آشکار خود، برای نشان دادن جنبه آزاداندیشی، بنا بر درج یک مقاله یا مصاحبه از طرفداران فلسفه نیز دارد و بر همین اساس پس از انتشار اولین شماره خود، توسط یکی از دوستان از اینجانب درخواست پاسخگویی به یک سلسله سوالات به صورت مصاحبه به عمل آمد. اینجانب نیز با دو شرط این خواسته را اجابت نمودم، اول چاپ بی کم وکاست مطالب (که توسط طرفین ضبط می شد) و دیگر عدم محدودیت وقت در پاسخگویی به مباحث، که هر دو شرط پذیرفته شد و قرار شد پس از پیاده شدن مباحث هر جلسه و ارسال آن برای اینجانب و انجام اصلاحات، چه به صورت افزایش یا کاهش، متن نهایی در نشریه به چاپ رسد. این مصاحبات در سه جلسه طولانی (هر جلسه نزدیک سه ساعت و بیشتر) انجام شد و البته آنچه جای گلایه داشت اینکه در هنگام چاپ، تیترهای درشت و برجسته مصاحبه که علی القاعده باید از مطالب اینجانب انتخاب شود تقریباً همگی از متن سوالات مصاحبه گر انتخاب شده بود به طوری که در نگاه اجمالی به مقاله، عکس مطالب اینجانب به ذهن خواننده القاء می شد، که تذکر داده شد و در شماره بعد، اندکی اصلاح شد. اما در جلسه سوم که مباحث بسیار مهم و اساسی بود و متن مصاحبه طولانی تر و اضافات اینجانب به دلیل لزوم نقل قول های مستقیم از متون ابن عربی بسیار طولانی تر شد، پس از یک وقفه طولانی، نه تنها بخش منتشره معادل مباحث شماره های پیشین (تقریباً ۳۰ صفحه) نبود بلکه به گونه ای عمل شد که عملاً مقصود بحث القاء نمی شد. زیرا چاپ کمتر از ۱۵ صفحه از یک مقاله حداقل ۶۰ صفحه ای یعنی خواندن مطالب در طی چند سال آینده!! و دیگر چه کسی از چنین مباحثی سردر خواهد آورد! البته توجیه نشریه سمات که به صورت یک توضیح کوتاه قبل از شروع مصاحبه آمده است، علت عدم انتشار کامل (و یا حداقل ۵۰درصدی) مصاحبه را غیرمتعارف بودن حجم این مقاله قلمداد کرده است که البته با توجه به ۱. قول و قرار ابتدای کار و ۲. حجم تقریباً ۳۰ صفحه ای قسمت های اول و دوم مصاحبه و ۳. اینکه در همین شماره مورد بحث، اولین مقاله نشریه که نویسنده آن هم معلوم نیست ۴۲ صفحه از حجم نشریه را به خود اختصاص داده است، توجیه وجیهی به نظر نمی رسید.
به هر حال، کتاب کنونی متن کامل این مصاحبات سه گانه را دربر دارد که بدون هیچ گونه تغییر در مطالب (مگر تغییرات بسیار جزئی که مجموعاً شاید بیش از دو سه صفحه از کل کتاب را شامل نمی شود و نیز حذف برخی اسامی خاص و نیز با افزودن یک مقدّمه نسبتاً مبسوط) ارائه می شود.
کتاب حاضر را می توان سومین اثر از یک مجموعه سه گانه (تریلوژی) دانست به این شرح: الف. جزء نخست به تبیین ماهیت الهی و توحیدی فلسفه یونان اختصاص دارد. بخشی از این جزء طی سه مقاله تحت همین عنوان در مجله فلسفه، نشریه گروه فلسفه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، منتشر شده است و با تکمیل آن با دو مقاله دیگر، این جزء تکمیل خواهد شد، ب. جزء دوم، کتابی است در دست انتشار با عنوان «فلسفه اسلامی یا فلسفه مسلمانان» که بحثی است تفصیلی در امکان و ماهیت و معنای فلسفه اسلامی و نیز استقلال و پویایی، و گستره و محدودیت ها و رسالت و نقش آن در گفتمان جهانی فلسفی در عصر حاضر، مباحث این مجموعه با محوریت مباحث نسبتاً مفصّل اینجانب در یک مقاله بلند در مجموعه گفت وگوهای راجع به فلسفه اسلامی در یکی از پژوهشکده های قم تدوین شده است که با تشکیل جلسات نقد و بررسی توسط حلقه ای از دوستان اهل نظر، به تمامیت و پختگی رسیده و به خواست خدا و به زودی منتشر خواهد شد. ج. و سومین جزء همین اثر فعلی است که تقدیم خوانندگان فرهیخته می شود.
در پایان از همه دوستان گرامی که در تنظیم و انتشار این اثر اینجانب را یاری دادند صمیمانه تشکر کنم، بالاخص از جناب آقای دکتر مهدی اعتصامی که در همه مراحل ویرایش و تدوین اولیه و نهایی آن مجدّانه کوشیدند؛ همچنین آقایان دکتر مازیار و حمیدزاده که نقش به سزایی در هرچه نیکوتر شدن آن به عهده داشتند.
سرانجام از آنجا که انتشار این کتاب مصادف گشت با ایام شهادت فیلسوف، فقیه و متفکر شهید آیت الله مرتضی مطهری (قدّس سرّه الشریف) با تقدیم آن به پیشگاه ایشان همچون همیشه ادای دین و احترام به ساحت آن استاد معظّم می نمایم.

حسین غفّاری

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین

اُدْعُ الی سَبیلِ رَبّک بِالحِکمَهِ و المَوْعِظه الحَسَنَهِ وَجَادِلهُمْ بِالَتّی هِی احسَنُ انّ ربّک هُوَ اعلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سبیله و هُوَ اعلَمُ بالمُهتَدین(۱)

فلسفه، به عنوان یک نظام معرفتی تعقلی محض که به تحقیق در اطراف پرسش های کلّی بشر درباره مبدا و معاد، عالم و آدم و کیفیت نسبت آنها با یکدیگر و به تعبیری مطلق وجود و احوالات آن می پردازد در طول تاریخ همواره مخالفانی داشته است.
۱. این مخالفت ها گاه نسبت به اصل امکان چنین تحقیقاتی برای آدمی معطوف بوده است و مخالفان امکان دستیابی به هرگونه دانش قطعی درباره اشیاء و حقایق امور عالم را برای بشر منتفی دانسته و در تایید نظر خود انواع دلائل نقضی و ایجابی را به کار می گرفتند و در نهایت، شکاکیت را شعار خود قرار داده و از ابراز هرگونه حکم جزمی درباره امور عالم خودداری می کردند. این افراد در تاریخ فلسفه قدیم به عنوان سوفسطایی معرفی شده اند اگرچه در دوران جدید و معاصر جلوه های دیگری از این موضع به ظهور رسیده است.
۲. گروه دیگری از مخالفان فلسفه، در واقع خود از جنس فیلسوفان شمرده می شدند با این تفاوت که آنها تنها معرفت هایی را معتبر می شمردند که درباره محسوسات و از طریق شواهد حسّی تایید شده باشند. از نظر این گروه تعقل و عقلانیت در حدّ تجزیه و تحلیل معلومات حسّی و سپس تعمیم و نتیجه گیری کلّی از آنها قابل قبول است و اضافه بر آن شانی برای عقلانیت قائل نبوده اند، اینان اصحاب اصالت تجربه و یا فیلسوفان اَمپریست نامیده شده اند. این گروه از فیلسوفان الزاماً مخالف خدا یا سایر امور ماوراء طبیعی نبوده اند ولی، راه عقلانی برای اثبات این امور قائل نبوده و به دلائلِ شخصی ایمانی یا اخلاقی اعتقادات خود را توجیه کرده اند.
۳. دسته دیگر از مخالفان فلسفه، اصحاب کشف و شهود و به اصطلاح عرفا بوده اند که آنها نیز راه عقل را برای دستیابی به حقایق متعالی وجود ناکافی دانسته و رسیدن به حقیقت امور هستی را نه از راه ادراکات مفهومی، بلکه از طریق مشاهده حضوری این حقایق ممکن می دانستند و البته روش آن را نیز طبیعتاً نه استدلال منطقی بلکه پالایش نفس از آلودگی های مادی و سپس ظهور اشراقات الهی در صحیفه وجودی انسان می دانستند.
۴. گروه دیگری از مخالفان فلسفه را برخی اصحاب ادیان تشکیل می داده اند. این گروه که طیفی از پیروان مذاهب مختلف وحیانی مانند یهودیت و مسیحیت و اسلام را شامل می شده اند نظر به اینکه پاسخ قطعی و نهایی به پرسش های کلّی بشر درباره مبدا هستی، پیدایش جهان، حقیقت انسان، اراده و تکلیف او و نسبت عالم با ذات یگانه الهی را فقط از طریق بیانات وحیانی و در کلمات پیامبران الهی و یا اولیاء برگزیده دینی ممکن می دانستند لذا بحث عقلی درباره این مطالب را نوعی معارضه با نظام وحیانی تلّقی کرده و مرتکبان این گونه مباحث را با دیده تردید و بدبینی نگریسته و حتی آنها را احیاناً مشرک و کافر تلقی و معرفی نموده اند. البته جناح معتدل تری از این طیف، ضمن استفاده از بحث عقلی، آن را در چهارچوب کلی و مرجعیت نهایی عقاید دینی و برای تثبیت هرچه بیشتر مباحث دینی نزد مخالفان مورد استفاده قرار می دادند که به آنها متکلّم یا «تئولوگ» (الهی دان) می گویند.
مخالفت با فلسفه تعقلی تحت عناوین فوق و نیز با ترکیبی از برخی یا همه این جهات با یکدیگر در همه فرهنگ های بشری به چشم می خورد مضافاً بر اینکه در مخالفت اصحاب ادیان، گاهی ویژگی های خاصی نیز خودنمایی می کند. مثلاً در مسیحیت وجود پاره ای آموزه های ضدعقلانی مانند تثلیث یا تجسّد و گناه اولیه و امثال آن سبب شده است که از دیرباز جریان های افراطی ضدتعقلی نه تنها فلسفه و فیلسوفان را کافر و مشرک قلمداد نمایند بلکه اصولاً اجرای روش عقلی در فهم مبادی دینی را مغایر با ایمان مسیحی تلقّی کنند و مانند ترتولیان از آباء نخستین کلیسا ندای «ایمان می آورم چون نمی فهمم»(۲) سرمی دهند و یا با لحن پیامبرانه می گویند «آتن را با اورشلیم چه کار؟»، البته این داستان منحصر به قرون اولیه میلادی نیست و در دوران جدید نیز برخی نحله های مسیحی فلسفه اگزیستانس به تبعیت بنیانگذار خود کی یرکگور اساساً راه نزدیک شدن به حقایق دینی را نه از طریق عقل و منطق، که از راه ایمان و تن دادن به خطر دانسته و یقین عقلی را، به فرض امکان حصول آن، خطرناک ترین دشمن ایمان مومنانه معرفی می کنند. این داستان امروزه نیز مورد اعتقاد گروهی از فیلسوفان دین موسوم به «ایمان گرایان» است و حتی در کلیسای کاتولیک نیز علی رغم پذیرش فلسفه عقل گرای تومیستی، هنوز آموزه های اصلی و اختصاصی مسیحیت را اموری فراعقلی و از قبیل «راز و سرّ» تلقی می کنند که جز از طریق ایمان متعبّدانه فهم آن میسور نمی باشد.
در جهان اسلام، جریان مخالفت با فلسفه دارای مشابهت هایی در نمایی دور، با جهان مسیحی است ولی با نزدیک شدن به موضوع، تفاوت های چشمگیری بین این دو فرهنگ به نظر می رسد. تفاوت عمده اوّلاً در این است که قرآن کریم برخلاف آموزه های کلیسایی، مبّرای از هر نوع تعلیم ضدعقلی است و برعکس این کتاب آسمانی در ترغیب به تعقل، فهم و تدبّر در آیات آفاقی و انفسی و معانی و حقایق مطرح شده در قرآن، بیشترین تاکیدها را دارد. مضافاً بر اینکه مضامین فلسفی و عرفانی در این کتاب بیش از هر متن مقدّس دیگری به چشم می خورد؛ گرچه هیچ کدام از موارد فوق مانع پیدایش مخالفت گروهی از علما و اهل شریعت با فلسفه و حتی در پاره ای موارد با مطلق روش تعقّلی در فهم آیات کتاب الهی نگردیده است. منتهی در بررسی مخالفت های با فلسفه و نیز عرفان در جهان اسلام و خصوصاً تشیع باید ملاحظات ذیل را مدّنظر قرار داد.

نظرات کاربران درباره کتاب جدال با مدعی(مباحثاتی پیرامون عقلانیت و فلسفه و عرفان و رابطه آنها با قرآن کریم و بیانات معصومی