فیدیبو نماینده قانونی انتشارات امیدفردا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
مجله مطبوعات گذشته کشور با شما سخن می‌گویند - جلد اول

مجله مطبوعات گذشته کشور با شما سخن می‌گویند - جلد اول
مطالبی خواندنی، اجتماعی و فرهنگی از نشریات دهه ۲۰

نسخه الکترونیک مجله مطبوعات گذشته کشور با شما سخن می‌گویند - جلد اول به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره مجله مطبوعات گذشته کشور با شما سخن می‌گویند - جلد اول

مطالعه مطبوعات و نشریات گذشته کشور برای جوانان و تحصیل کردگان این مرز و بوم لذت‌بخش‌تر از مطالعه کتابها می‌باشد و گردآوری مطالب نادر و خواندنی آنها در یک مجموعه کار مثبت و مفیدی می‌باشد که مطالعه‌کنندگان این مرز و بوم بخصوص جوانان بتوانند از آن استفاده کنند و انتشارات امیدفردا این کار را در پنج جلد برای مردم ایران انجام داده است.

ادامه...
  • ناشر انتشارات امیدفردا
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.42 مگابایت
  • تعداد صفحات صفحه
  • شابک

بخشی از مجله مطبوعات گذشته کشور با شما سخن می‌گویند - جلد اول

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

تقدیم به:
تمام کسانی که در راه آزادی و استقلال و حاکمیت ملت،
قدم برمی دارند و قلم می زنند و به مردم سالاری
و دموکراسی می اندیشند.

به بهانه پیشگفتار

کتابی که تحت عنوان «مطبوعات گذشته کشور با شما سخن می گویند» در مقابل شما خواننده عزیز قرار دارد، برگرفته از مطالب گوناگون فرهنگی و اجتماعی نشریات گذشته کشور می باشند که با تحقیق و تفحص انتخاب شده است و این مقالات شاید گامی بلند و موثر در جهت بسط و گسترش فرهنگ مردمی و جامعه کنونی ایران باشد.
اقتصاددانان می گویند: زمانی در یک جامعه دموکراسی حاکم می باشد که در آن جامعه سه چیز تحقق یافته باشد: ۱ ـ در آن جامعه، طبقه و قشر متوسط حکومت کند. ۲ ـ در آن جامعه عدالت اجتماعی حاکم باشد و مردم از رفاه نسبی برخوردار باشند. ۳ ـ در آن جامعه دولت به مردم وابسته باشد، نه این که مردم به دولت.
اگر با این شرایط به جوامع مختلف در جهان بنگریم، پی خواهیم برد که کشورهای کمی هستند که بر آنها دموکراسی حاکم است، متاسفانه در حال حاضر مشاهده می شود کشورهایی با حمله به کشورهای دیگر (مانند عراق و افغانستان) می خواهند دموکراسی را در آن کشور حاکم کنند ولیکن این کشورها فراموش کرده اند که دموکراسی نه دادنی است، نه گرفتنی، بلکه یادگرفتنی می باشد.
تا مردم یک جامعه به حقوق خود واقف نباشند، نمی توانند دموکراسی را فراگیرند، همچنان که جیمز کالاهان نخست وزیر اسبق انگلیس می گوید: حکومت بر مردمی که به حقوق سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خود آگاه هستند، بسیار مشکل است؛ به همین سبب در فرانسه و یا ژاپن هر روز دولت سقوط می کند و حکومت بر مردمی که به حقوق سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خود آشنا نیستند، بسیار آسان می باشد مانند حکومت شاه در ایران و سوموزا در نیکاراگوئه.

داود علی بابایی
پاییز ۸۹

(۱)

روزنامه آزاد(*)
سال ۱۳۲۷

سرگذشت حاج محسن ترشیزی و معصومه زن غلامحسن

حاج محسن ترشیزی ظاهرا به عزم زیارت عتبات و باطنا از ترس پسرش هرچه نقدینه داشت، برداشت و به طهران آمد و ورود او مصادف با جلوگیری از مسافرت به عراق شد.
حاج محسن به قم رفت که چندی در آن جا بماند تا بلکه جواز مسافرت بگیرد.
کم کم هوای قم به مزاج حاجی سازگار شد، چون زن حاجی فوت کرده بود و جز همان پسر، اولاد دیگری نداشت به فکر افتاد دهی در حوالی قم بخرد و همان جا بماند.
اتفاقا مزرعه خوبی در نزدیکی فردوس پیدا شد. حاج محسن آن جا را با قیمت نازلی ابتیاع نمود و چون این مزرعه مرتع زیادی داشت، حاجی مقداری گوسفند خرید و به حشم داری مشغول گردید.
ضمنا علاقه ترشیزش را به آقاسید محمود پسرش که مردی چهل و پنج شش ساله بود سپرد و به او نوشت که فعلاً قصد مراجعت ندارد، بعد از یکی دو سال گوسفند حاج محسن زیاد شد و چوپان قابلی لازم داشت. به دلال های قمی سفارش کرد که اگر یک چوپان زرنگ پیدا شود همه طور از او نگاهداری خواهد نمود.
غلام حسن بروجردی با زنش معصومه آمده بود که برود طهران کاری پیدا کند. یکی از دلال ها او را دید و از جریان با خبر شد، به غلام حسن گفت: تهران می روی چه کنی؟ بیا من تو را ببرم پیش حاج محسن، چوپان او بشو و با زنت در همان مزرعه نزد حاجی بمان.
غلام حسن قبول کرد؛ به اتفاق دلال پیش حاجی رفتند. حاجی از دیدن غلام حسن خوشش آمد و از دیدن معصومه بیشتر خوشوقت شد. همان ساعت قرار و مدار حقوق غلام حسن داده شد که خودش گوسفندها را بچراند و معصومه هم کار حاجی را بکند.
چندی به این ترتیب گذشت. حاجی به هروسیله خواست با معصومه در پنهانی سر وسرّی پیدا کند، ممکن نشد. آب و رنگ خداداد و زیبائی معصومه کاملاً حاجی را از راه به در برده بود و شب تا صبح نقشه های شیطانی می کشید که معصومه را راضی کند. بالاخره فهمید تا غلام حسن هست محال است معصومه مطیع شود. از طرف دیگر می ترسید غلام حسن از قضیه خبر شود و با یک مشت کار حاجی را بسازد.

نظرات کاربران درباره مجله مطبوعات گذشته کشور با شما سخن می‌گویند - جلد اول