فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب بلندی‌های بادگیر

کتاب بلندی‌های بادگیر

نسخه الکترونیک کتاب بلندی‌های بادگیر به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۱۳,۶۸۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب بلندی‌های بادگیر

بلندی‌های بادگیر روایت عشق است و انتقام، با شخصیت‌هایی که آمیزه لطافت و خشونت‌اند، مهر و کین، امید و بیم... در مکانی که آن هم آمیزه‌ای است ازگرما و سرما، روشنایی و تاریکی، تابستان طراوت‌بخش وزمستان اندوه‌بار. آیا خفته‌های این خاک آرام خواب‌زده‌هایی بی‌قرارند؟ امیلی برونته با همین داستان شورانگیز به بلندی‌های ادبیات صعود کرده است.

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.67 مگابایت
  • تعداد صفحات ۴۳۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب بلندی‌های بادگیر

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



سخن مترجم

امیلی برونته در ۳۰ ژوئیه ۱۸۱۸ در تورنتن (برادفرد)، یورکشر، شمال انگلستان، به دنیا آمد. او پنجمین فرزند خانواده بود. پدرش کشیشی ایرلندی بود. در سال ۱۸۲۰، افراد خانواده به هاوِرت، در همان یورکشر، کوچ کردند و پدر خانواده کشیش مقیم آن ناحیه شد و تا زمان مرگ (سال ۱۸۶۱) این مقام را حفظ کرد. مادر خانواده در اواخر ۱۸۲۱ از دنیا رفت. امیلی برونته خواهر کوچک تر شارلوت برونته (۱۸۱۶-۱۸۵۵) و خواهر بزرگ تر ان برونته (۱۸۲۰-۱۸۴۹) بود که آن ها نیز امروزه از بزرگ ترین نویسندگان کلاسیک جهان به حساب می آیند. امیلی برادری هم داشت به نام پاتریک برانْول برونته (۱۸۱۷-۱۸۴۸) که زندگی اش غم انگیز و کوتاه بود. دو دختر هم قبل از شارلوت به دنیا آمده بودند که در طفولیت مرده بودند.
امیلی، مانند خواهرش شارلوت، در کاوِن بریج در مدرسه مخصوص دخترانِ کشیش ها درس خواند که مقررات سفت و سختی داشت. در سال ۱۸۳۸ معلم شد اما به سبب دشواری کارش آن را رها کرد. در سال ۱۸۴۲، برای یادگیری زبان فرانسه و آلمانی، با شارلوت به بروکسل رفت، و یک سال بعد به هاوِرت برگشت و با دو خواهرش در سال ۱۸۴۴ مدرسه ای به راه انداخت اما شاگردی در مدرسه آن ها ثبت نام نکرد.
در سال ۱۸۴۶ کتاب شعرهای شارلوت، امیلی و ان برونته با اسامی مستعار کرِر، الیس و اکتن بِل منتشر شد. این کتاب نه فروش رفت و نه سر وصدایی به پا کرد. رمان بلندی های بادگیر در سال ۱۸۴۷ منتشر شد، اما با استقبال فوری خوانندگان روبه رو نشد. یک سال بعد، در سال ۱۸۴۸، امیلی برونته بر اثر بیماری سل از دنیا رفت.
امیلی که منزوی تر از دو خواهرش بود، برای فرار از ملال و افسردگی خود به سرودن شعر و خیالبافی درباره قهرمانان رمانتیک روی می آورد و بسیار هم تحت تاثیر شعرهای لرد بایرن بود. بعد از انتشار موفقیت آمیز جِین اِیر اثر شارلوت برونته در تابستان ۱۸۴۷، بلندی های بادگیر در زمستان همان سال منتشر شد، که بعدا کارشناسان و نقادان آن را یکی از بهترین رمان ها در تاریخ ادبیات انگلیسی به شمار آوردند. این کتاب در کنار جِین اِیر (اثر شارلوت برونته) از قله های داستان نویسی است. بیش از ۱۵۰ سال است که خوانندگان بی شماری در نقاط مختلف جهان آن را می خوانند، انواع نقدها درباره اش نوشته اند و آثار مختلف سینمایی و تلویزیونی بر اساس آن ساخته اند. خلاصه، بلندی های بادگیر رمانی است که همچنان خوانندگان بسیار دارد و امروزه هم یکی از پرفروش ترین رمان های جهان به حساب می آید.
امیلی برونته، برخلاف شارلوت برونته (که چهار رمان نوشته) و ان برونته (که دو رمان نوشته)، فقط همین رمان بلندی های بادگیر را نوشته، و ما انتشار همین یک رمان را هم شاید مدیون شارلوت برونته باشیم که نوشته امیلی را پسندید و تصحیح کرد و با پیگیری خود آن را به چاپ رساند.
امیلی برونته نویسنده رئالیستی است که بلندی های بادگیر را به زبان ساده روزگار خود نوشته است، اما رگه های رمانتیسم و سنت داستان نویسی گوتیک و فضاهای خیالی و حتی جادویی در کارش نمایان است، به طوری که بعضی از نقادان این اثر را «گوتیک» هم خوانده اند. به هر حال، این رمان درباره عشقی است قدرتمندتر از مرگ، و شور و سودایی خارق العاده، بی همتا و مرموز که گذشت زمان از جاذبه اش نمی کاهد. بلندی های بادگیر اثری است ناآرام به قلم نابغه ای آرام که شارلوت برونته درباره اش گفته است: «نیرومندتر از مردان، ساده تر از کودکان، بی همتا در میان همتایان».
عنوان اصلی کتاب «وادِرینگ هایتس» است به همین معنای «بلندی های بادگیر»، اما واقعیت این است که وادِرینگ هایتس نام مکانی است که داستان در آن روی می دهد (و البته مشخصات جغرافیایی اش طوری است که در «بلندی» واقع شده است و «بادگیر» هم هست)، و از همین رو، می شد عنوان ترجمه فارسی را گذاشت وادِرینگ هایتس. با این حال، با توجه به شهرتی که عنوان بلندی های بادگیر در زبان فارسی دارد، و عنوان غلطی هم نیست، من در نهایت همین عنوان آشنا را برای ترجمه ام ترجیح داده ام. درضمن، برای آن که خوانندگان به روابط نسبی و سببی شخصیت های داستان بهتر پی ببرند، جدولی به انتهای کتاب اضافه شده است با عنوان «جدول خویشاوندی» که با توجه به کثرت شخصیت های این رمان به کار می آید.
امیدوارم این ترجمه به کار دوستداران ادبیات بیاید و پروژه مترجم و ناشر برای ترجمه و نشر بقیه آثار خواهران برونته به سرانجام مطلوبی برسد. جا دارد تشکر کنم از آقای جعفر همایی (مدیر نشر نی) و همکارانش که کتاب را به شکل شایسته ای در اختیار علاقه مندان قرار داده اند. از فرشاد مزدرانی هم تشکر می کنم که متن ترجمه را پیش از انتشار خواند و پیشنهادهای مفیدی داد.

رضا رضایی
پاییز ۱۳۸۹

نظرات کاربران درباره کتاب بلندی‌های بادگیر

ضمن احترام به طرفدارانش، اصلا نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم. خیلی سعی کردم اما فقط تا فصل ۱۶ بخش دوم (تقریبا آخرهاش)، دوام آوردم. نه تنها سراسر تلخی و بدبختی بود و دوتا لحظه خوب توی داستان نداشت تا تعادل بین شادی و غم برقرار بشه، بلکه باورپذیر هم نبود چون بعید می دونم همچین آدمایی واقعا وجود داشته باشن. موجود ظالمی به اسم هیتکلیف، هر کار دلش می خواست میکرد (اعم از توهین و کتک) و هیچکس حتی یه بار هم سعی نکرد با قانون یا با زور بشوندش سر جاش؛ فقط زنش یه کم جیگر داشت که تونست فرار کنه. دخترهای ساده لوح و زودباوری هم مثل کاتی و خواهر ادگار بودن که با وجود این همه تابلو بازی هیتکلیف در بیان احساساتش (هم با اکراه با مردم حرف میزد، هم بیشتر دستور می داد تا خواهش، هم مشخص بود که گوش کردن به دستورش، فرجام خوبی نداره) بازم به حرفش گوش می دادن. کاتی دلش به حال پسرعمه مریضش سوخته بود؛ در حالی که اون بچه ننر فقط به راحتی خودش فکر میکرد و برای جلب توجه، آه و ناله راه می انداخت. فقط به خاطر دلسوزی برای موجودی که معلومه به کسی جز خودش فکر نمیکنه، هی رفت دیدنش و آخر هم خودش رو بدبخت کرد. نیمه دوم کتاب هم نسبت به نیمه اول، نثر روان تری داره و از زیاده گویی های نیمه اول خبری نیست؛ پس احتمالا اصلاحات شارلوت برونته [=اصلاحاتی که خواهر نویسنده روی این کتاب انجام داد] بیشتر در نیمه دوم کتاب بوده. دارم از خودم می پرسم که چطور تا همینقدر از کتابی خوندم که هم فقط تلخی داشت، هم باورپذیر نبود! والا من توصیفاتی هم به اون صورت ندیدم؛ چه در ظاهر شخصیت ها و چه در محیط.
در 2 سال پیش توسط کتیبه سپید
ضمن احترام به طرفدارانش، داستان پرکششی بود ولی بسیار نا زیبا! فقط متشکرم از مترجم که قبلا هم با ترجمه ی کتاب های جین آستین بسیار از عملکردشون لذت برده بودم.
در 2 سال پیش توسط مریم شفیق
من نسخه چاپی انگلیسی شو خوندم عالی بود Wuthering Heights
در 2 سال پیش توسط Hosein Mansouri
خیلی داستان جالبیه. من خیلی درگیر قضاوت راجع به شخصیت آقای هیتکلیف شدم:)
در 2 سال پیش توسط سارا شماعی
سالها قبل خیلی سال قبل از کتابخونه‌ محلمون‌ امانت‌ گرفته‌ بودم‌ و خوندم‌ جز اولین‌ کتابایی بود که در نوجوانی خوندم‌ از سبک نوشتن داستان خوشم‌ اومده بود از اون پیوند دادن‌ زمان حال به گذشته و ختم‌ داستان در آینده اما خود داستان رو دوست نداشتم‌ و حس خوبی بهم نداد
در 2 سال پیش توسط مصطفی فرزانه
کتاب خیلی قشنگی بود توصیف های بسیار زیبا شخصیت پردازی قوی نویسنده واقعا کشش داستان بالا بود عشق جنون امیز هیتکیلف واقعا جذاب بود در کل لذت بررررردم
در 2 سال پیش توسط شیما انصاری
این کتاب فوق العاده س..من نسخه ی چاپیش و سال ها پیش خوندم.. از طرفی جز رمان های پر فروش و شناخته شده و فاخر جهان هم هست..
در 2 سال پیش توسط مرضیه صادقی مهران
بهترین ❤❤❤
در 2 سال پیش توسط B.E.C
موضوع داستان زیباست اما آثار جین استن از جذابیت بیشتری برخوردار است
در 2 سال پیش توسط محمد جواد حصاری
کتاب بسیار زیبایی بود و خوندنش بسیار لذت بخش و نخوندنش ضرر بزرگیه و در جواب اون دوستی که گفته بودند تعادل بین خوبی ها و بدی ها برقرار نبود باید بگم که نه تنها در طول داستان زیبایی ها و خوشی های زیادی وجود داشت بلکه در قسمت آخر تنها عشق و لذت بود. این داستان بسیار طبیعی و باور پذیر بود و واقعا انسان های شرور تر از هیتکلف هم در زندگی میبینیم در کل کتاب محشری بود. فقط لطفا تا آخر کتاب رو نخوندید دربارش نظر ندید‌.
در 1 سال پیش توسط sab...i.b