فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ایستادن در آن‌سوی مرگ

کتاب ایستادن در آن‌سوی مرگ
پاسخ‌های کربن به هایدگر از منظر فلسفه‌ی شیعی

نسخه الکترونیک کتاب ایستادن در آن‌سوی مرگ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۶,۰۶۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب ایستادن در آن‌سوی مرگ

اگر کسی نهج‌البلاغه و اقوال ائمه را به‌خوبی مورد مداقّه قرار دهد، درک خواهد کرد که چرا تشیّع خاستگاه فلسفه‌ی اسلامی است. هانری کربن

  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 8.79 مگابایت
  • تعداد صفحات ۵۵۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب ایستادن در آن‌سوی مرگ

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

آن چه «پاسخ های کربن به هایدگر، از منظر فلسفه ی شیعی» می نامیم، پاسخ هایی است که کربن برای گذار از فلسفه ی هایدگر[۱] (۱۹۷۶-۱۸۸۹م.) عرضه داشته است. اگرچه کربن به نوعی تا پایان عمر خویش به فلسفه ی هایدگر وفادار ماند، می توان گفت این وفاداری فقط در مورد روش شناسی هایدگر بود که قرابت زیادی با سنت فلسفی در ایران داشت. باید توجه داشت که کربن، در اغلب موارد، نقدهایی جدی به فلسفه ی هایدگر داشت و اساساً فلسفه ی شیعی را پاسخی به بن بست های هایدگر می دانست.

سعی ما در این است که حتی الامکان نظر کربن را در مقایسه با هایدگر عرضه کنیم، اما در برخی موارد نیز قرابت ها و تفاوت های فلسفه ی شیعی را با پدیدارشناسی هایدگری نشان داده ایم؛ تفاوت هایی که در بعضی موارد مورد توجه کربن بوده و در برخی موارد نیز به آن ها توجه نشان نداده است. بنابراین می توان گفت متن مذکور به مثابه پاسخ های فلسفه ی شیعی به فلسفه ی هایدگر است. بدیهی است پاسخ گویی در این جا به معنی دیالوگی ست که میان دو سنت فکری، در اندیشه ی هانری کربن، برقرار گشته است و به این جهت نباید نقاط تشابه این دو اندیشه را نادیده انگاشت. از نظر کربن، فلسفه ی شیعی اساساً پدیدارشناسانه است و به همین جهت است که امکان های پاسخ دادن به نقاط تاریک اندیشه ی هایدگر در آن نهفته است. بااین حال، رسالت فلسفه ی شیعی چیزی فراتر از این است و عظمت آن از نظر کربن، در حدی است که باید جهانیان را از وجود چنین میراث گرانبهایی، که شعله ی آتش آن از زمان حکمای الهی ایران باستان تاکنون خاموش نگشته است، مطلع ساخت؛ به همین جهت است که کربن این جمله را شعار خود می سازد که «مشرقیون جهان متحد شوید».

ما عنوان فلسفه ی شیعی را در معنای عام آن چنان که کربن به کار می برد مورد نظر آورده ایم. از این جهت کسانی نظیر سهروردی و ابن عربی نیز ذیل جهان معنوی تشیّع مورد خوانش قرار می گیرند. کربن بارها اعلام کرد که «صفحات بسیاری از آثار ابن عربی را می توان همچون صفحاتی که توسط یک نویسنده ی شیعی نوشته شده خواند» (کربن، ۱۳۸۰: ۴۷) و معتقد بود «از آثار ابن عربی رایحه ای شیعی مآب به مشام می رسد» (کربن، ۱۳۶۹: ۱۱۳) وی سهروردی و بسیاری از عرفای دوره ی میانه را در همین نظام معنایی مورد خوانش قرار می دهد. چنان که این حکما بیش ترین تاثیر را نیز بر فلاسفه ی شیعی نهاده اند که غالب آن ها در جغرافیای فرهنگی ایران زیسته و می زیند.

کربن عمیقاً حکمت ایران باستان را حکمتی الهی می دانست و هم رای با سهروردی بر این باور بود که حکمت ایرانی در پیش و پس از اسلام در پی حقیقتی واحد بوده است. بدیهی است که کربن در این زمینه سخت متاثر از سهروردی است. بااین حال نباید تصور کرد که کربن حکمت شیعی را ادامه ی حکمت ایران باستان می داند. کربن صریحاً با این باور غلط که تشیّع و فلسفه ی شیعی، نهضتی شعوبی و دست ساخته ی ایرانیان برای مبارزه با اعراب است مخالفت می کند و بر حقیقی بودن تشیّع به عنوان یک مذهب آسمانی تاکید دارد. آن چه کربن مورد توجه قرار می دهد این است که ایرانیان به جهت برخورداری از سابقه ی تمدنی توحیدی، قابلیت بالایی برای فهم معنای اصیل اسلام داشتند؛ قابلیتی که حتی در سرزمین ظهور اسلام نیز کم تر یافت می شد. برای کربن شخصیتِ سلمان پاک به مثابه انسانی نورانی و تنها کسی که به حریم اهل بیت راه می یابد، نمونه ی اعلای استعداد ایرانی است؛ حکمای ایران زمین حقیقت و باطن اسلام را دریافتند و احادیث متعدد امامان شیعی گواهی بر این مدعاست. بنابراین، منظور از حکمت ایرانی در این متن، حکمت الهی شیعی است که مختص ایران دوره ی اسلامی به شمار می رود. به زعم کربن، حکمت الهی ایران، پاسخ های مناسبی برای پرسش های بی جواب فلسفه ی امروزین دارد.

با وجود این، مشخص است که کربن تا آخر عمر به روش پدیدارشناسی پایبند ماند و هرگز نمی توان تاثیراتی را که از هایدگر گرفته بود نادیده انگاشت. اما درعین حال، فلسفه ی هایدگر جوابگوی پرسش های او نبود. به همین جهت، کربن انفصال فکری خود را از هایدگر به صراحت اعلام می کند:

سیر و سلوک طولانی من در شرق ــ و به دور از اروپاــ موجب شد که نتوانم پس از سال ها دوری، خود را دوباره با شخص هایدگر و فلسفه ی او متصل و مرتبط کنم. (کربن، ۱۳۸۳/ ب: ۴۸)

از نظر کربن، افق معاداندیشانه ی ایران، پیش و پس از اسلام، یکسان باقی مانده است. (کربن، ۱۳۸۰: ۱۰۸) در این جا امام غایب تداعی گر سوشیانت باستانی است و این روح تعالی جوی ایرانیان را نشان می دهد. از نظر او در تشیّع، تعالیم امامان شیعی پیوندی عمیق با فلسفه دارد؛ به همین جهت، کربن در اکثر کارهای فلسفی خود درباره ی فلسفه ی شیعی، بخشی را نیز به امام شناسی اختصاص داده است.

غربیان، پیش از کربن، تشیّع را صرفاً نهضتی سیاسی اجتماعی می دانستند و به وجوه فلسفی و معنوی آن چندان نظری نداشتند. تمام تلاش کربن در این است که تشیّع را مذهبی اصیل و باطنِ اسلام معرفی کند. برای این کار باید ابتدا ارتباطی درونی با این اندیشه برقرار کرد.

نباید همچون برخی پژوهشگران تشیّع را به عنوان یک امر تاریخی از بیرون مورد توجه قرار داد. این روش، مانند کار کسانی است که حشرات مرده را با سنجاق روی میز متّصل و روی آن ها تحقیق می کنند. مطالعه از بیرون، بدون ورود به بحث های عمیق و نظری در این مورد، دچار نقص و خطای فاحش است. (اعوانی، ۱۳۸۵: ۷)

نکته ی جالب توجه آن جاست که کربن همواره سعی دارد تا اصالت فلسفه ی ایرانی اسلامی را به ما گوشزد کند. او در فضای شبه مدرنی که در آن دوره ی زمانی در ایران حاکم بود، جوانان ایرانی را از این که برای اثبات حقانیت فلسفه ی حکمای بزرگ ایران زمین، همچون ملاصدرا (متولد ۹۸۰ه‍ .ق.)، آن ها را با فلاسفه ی غربی مقایسه کنند بر حذر می دارد:

باید اعتراف کرد که ملاصدرا عامل انقلابی حقیقی در متافیزیک و فلسفه ی سنتی اسلامی است.[۲] او نخستین کسی است که متافیزیک جوهر[۳] قدیمی را دگرگون و زیرورو کرد. هدف وی تغییر این متافیزیک جاافتاده و پذیرفته شده بود؛ یعنی تدوین متافیزیکی که بر تقدم عملِ بودن و نه جوهر استوار باشد (تقدم وجود بر جوهر). این امر موجب شد که در تهران، برخی از دانشجویان و پژوهشگران قاطعانه ادعا کنند که ملاصدرا بنیان گذار واقعی اگزیستانسیالیسم است![۴] عده ای دیگر، تحت تاثیر نظریات مهم او در زمینه ی تکوین جهان و روان شناسی، با غرور اظهار داشتند که نظریه ی تکامل را ــ که کم وبیش مطالعه کرده بودندــ در آثار او یافته اند. درحالی که تاثیر فراموش نشده ی یوحنامآبی که نزد ملاصدرا و سایر فیلسوفان ایرانی مشاهده می شود (تنها آن چه از آسمان نازل شده، به آن باز می گردد) (انجیل یوحنا، باب ۱۳: ۳)، هیچ گونه خویشاوندی و قرابتی با مکتب اصالت تکامل ندارد. فلسفه ی تخیل فعال، به منزله ی قوه ای تماماً معنوی، نزد ملاصدرا شاید تشابهی با اندیشه ی برگسون[۵] در آثاری همچون ماده و حافظه و نیروی معنوی داشته باشد، اما افق آخرت اندیش فیلسوفان ایرانی، افق برگسونی نیست. (کربن، ۱۳۸۳/ ب: ۴۱)

کربن می گوید برای این که از این فلسفه رفع ابهام کند و از اختلاطی که موجب انهدام آن می شود جلوگیری کند، بارها مجبور شده است دخالت کند و چنین افرادی را از اشتباهشان آگاه سازد. کربن برای نیل به هدفی که در نظر داشت، هرگز در صدد برنیامد تا فلسفه ی شیعی را با اندیشه های متاخر تلفیق کند تا از این طریق بتواند آن را (به معنای مدرن آن) فلسفی جلوه دهد، بلکه او معتقد بود اندیشه ی فلسفی، به معنای دقیق کلمه، آن چیزی است که فلاسفه ای چون سهروردی (۵۸۱-۵۵۰ه‍ .ق.) بدان پرداخته اند، نه آن چه امثال هگل (۱۸۳۱-۱۷۷۰م.) بیان داشته اند. او بیش از هر چیز سعی داشت تا از اصالت فلسفه ی ایرانی و شیعی دفاع کند. به این جهت، حتی از فلاسفه ای نظیر سید حسین نصر نیز که عمیقاً دلبسته ی معنویت اسلامی بود، پیشی گرفت. نصر اذعان دارد که با این که کربن احیاگر بسیاری از ابعاد فلسفه ی سنتی بوده، به طور کلی، با موضعِ گنون و سنت گرایی ای که نصر بدان دل بسته بوده، مخالف بوده است:

یک بار انتقادات تندی را مطرح کرد که مایه ی رنجش من شد. این حمله ی او که در طول ملاقاتی در موسسه ی فرانسوی ایرانی اتفاق افتاد، متوجه بورکهارت[۶] بود که از دوستان بسیار نزدیک من به شمار می رفت. در نتیجه من برخاسته و داشتم موسسه را ترک می کردم که همسر کربن، استلا کربن، صدایم زد و از بابت سخنان او عذر خواست و گفت: نه، لطفاً بیا؛ او می خواهد تو را ببیند. (نصر، ۱۳۸۵/ الف: ۱۳۸)

بدین ترتیب شاید بتوان گفت کربن فیلسوفی ایرانی بود، زیرا با مختصاتِ حکمت قدیم ایرانی می اندیشید. بااین حال، او فیلسوفی متعلق به دوران جدید نبود. سید جواد طباطبایی، در تعریفی از کربن، او را نخستین فیلسوف دوران جدید ایران می داند:

شاید به یک معنا بتوان گفت او اولین فیلسوف ایرانی در دوران جدید است؛ به این معنا که برمبنای سنت ایرانی فلسفه، فلسفیدن را در دوران جدید آغاز کرده است. (طباطبایی، ۱۳۸۵: ۸۴)

کربن در پی رسالتی فراگیر بود و به همین جهت، بارها از موقعیت های شغلی و آکادمیک عالی خود صرف نظر کرد تا رسالتی را که عمیقاً بدان اعتقاد داشت به سرانجام برساند. امید است که بتوانیم در این متن، همچون کربن، رسالتی را به سرانجام برسانیم؛ رسالت تشکر از مردی که تمام زندگی خود را وقف تشیّع و ایران کرد.

به هرحال، آن چه ما در پی ترسیم آن هستیم، توضیح کیفیتِ دیالوگ و گفت وگوی میان کربن و هایدگر است. کربن یکی از مهم ترین شاگردان فکری هایدگر بود اما به خوبی به بن بست های فکری موجود در اندیشه ی هایدگر پی برده بود؛ بن بست هایی که در نهایت هایدگر را نیز در امتداد همان سنت فلسفه ی غربی قرار داد که خود به نقد آن نشسته بود. کربن یکی از مهم ترین فیلسوفانی است که در پی گذار از این بن بست ها بود. «پاسخ های کربن به هایدگر» در چنین شرایطی شکل می گیرد؛ پاسخ هایی که کربن آن ها را از منظر فلسفه ی ایرانی شیعی بیان می دارد. امیدوارم این اثر بتواند فتح بابی باشد برای بازخوانی فلسفه ی ایرانی از سوی روشنفکرانی که با سنت و ریشه ی خود قهرند.

جا دارد در همین جا از تمام دوستان و اساتید بزرگواری که از مساعدت هایشان در نگارش این اثر سود بردم یادی کنم. به رسم ادب از جناب آقای دکتر احمد خالقی، که مطالعاتم در حوزه ی هایدگر مرهون ایشان است، کمال تشکر را دارم. همچنین از حوصله ای که در طول مدت نگارش به خرج دادند و متن را از نظر گذراندند و به پرسش های بنده پاسخ دادند نیز سپاسگزارم. از جناب آقای پروفسور ویلیام چیتیک نیز تشکر می کنم که در زمینه ی ابن عربی با بزرگواری به سوالات بنده پاسخ دادند. از جناب آقای پروفسور جیمز موریس نیز صمیمانه متشکرم. از دوستانی که در ترجمه ی معادل ها و متن های فرانسه و آلمانی مرا یاری کردند نیز سپاسگزارم؛ به ویژه از خانم الهام علیشیری که در ترجمه ی برخی از قسمت های مورد نیاز از اسلام ایرانی از زبان فرانسه این حقیر را کمک کردند، و همچنین از مساعدت های همسر گرامی شان، مهدی علی نژاد، بی نهایت متشکرم. به همسرم سمیه قاصدی که زحمت بازخوانی متن را کشید مدیونم. و از محمدهادی آریاپژوه نیز سپاسگزارم. از مسئولان محترم تالار نسخ خطی کتابخانه ی مرکزی دانشگاه تهران هم تشکر می کنم که در زمینه ی استفاده و تصویربرداری از نسخه های خطی نهایت همکاری را با بنده به عمل آوردند. از همه ی این ها گذشته، نمی توانم کتمان کنم که در طول نگارش این اثر، از مدد پروردگار بی نصیب نبوده ام. لطف پروردگار و دست عنایت او را کاملاً حس کردم. این جا دیگر نمی توانم بگویم متشکرم. در این باره شیخ اجل سعدی زبان گویاتری دارد:

ما نتوانیم حقّ حمد تو گفتن

با همه کروبیان عالم بالا

در نهایت لازم به توضیح است که در متن از واژگان عربی، یونانی، لاتینی، انگلیسی، فرانسه و آلمانی استفاده شده است؛ جدای از عربی که به لحاظ رسم الخط از موارد دیگر متمایز است، پنج زبان اخیر، به ترتیب، با علامت های (Fr) ،(Br) ،(Lat) ،(Grk) و (Ger) مشخص شده اند. همچنین بسیاری از واژه های فرانسوی کربن و آلمانی هایدگر، به استثنای برخی واژگان مهم و ابداعیِ آن ها، برای سهولت کار خواننده، به انگلیسی برگردانده شدند.

نظرات کاربران درباره کتاب ایستادن در آن‌سوی مرگ

لطفا کتاب های مثل این کتاب« با موضوعات فلسفی» رو هم در طرح رایگان قرار دهید.ممنون
در 1 سال پیش توسط نجم الهدی
سلام برای کسانی که علاقمند به هرمنوتیک و پدیدارشناسی هستن و دوست دارن فلسفه اشراق رو از دید یک هایدگری ببینی کتاب خوبیه... البته کربن در نهایت هایدگری نموند و به فلسفه اسلامی گرایش پیدا کرد.
در 2 ماه پیش توسط امیرحسین صنایعی